انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 956 100 1

دانش

/dAneS/

مترادف دانش: اندیشه، بینش، حکمت، خرد، دانایی، شناخت، علم، فرهنگ، فضل، معرفت

متضاد دانش: جهل

معنی اسم دانش

اسم: دانش
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: dāneš) علم، مجموعه ی اطلاعات یا آگاهی ها درباره ی یک پدیده که از طریق آموختن، تجربه یا مطالعه به دست می آید - مجموعه اطلاعات یا آگاهی هایی که از طریق آموختن، تجربه، یا مطالعه به دست می آید، علم

معنی دانش در لغت نامه دهخدا

دانش. [ ن ِ ] (اِمص ) اسم مصدر از دانستن. دانست. (فرهنگ نظام ). عمل دانستن. دانندگی. دانائی. علم و فضل و دانستن چیزی باشد. (برهان ). درایت. فقاهة. فقه. فضل. ادب. (صراح ). علم . حکمت. (زمخشری ) (دهار) (ترجمان القرآن ). حصول علم ثابت ، و در مراتب ، پژوهش است یعنی رفتن بطرف علم آنگاه شناسایی است یعنی نزدیک شدن به آن و سپس دانش است یعنی علم ثابت.ادراک. درک. شعر. شعور. وقوف. آگاهی. اطلاع. معرفت. شناسایی. شطس. بصر. بجدة. (منتهی الارب ) :
دانش و خواسته است نرگس و گل
که بیکجای نشکفند بهم.
شهید بلخی.
دانش اندر دل چراغ روشن است
وز همه بد بر تن تو جوشن است.
رودکی.
دانش بخانه اندر و در بسته
نه رخنه یابم و نه کلیدستم.
ابوشکور.
بکار آور آن دانشی کت خدیو
بداده ست و منگر بفرمان دیو.
ابوشکور.
سپاه اندک و رای و دانش فزون
به از لشکر گشن بی رهنمون.
ابوشکور.
و از همه ٔ ملوک اطراف بزرگترست بپادشاهی... و دوست داری دانش. (حدود العالم )...
شمارش ندانست کردن کسی
وگر چند بودیش دانش بسی.
فردوسی.
چو جاماسپ آن تخت را بنگرید
بدید از در دانش او را کلید.
فردوسی.
چو دیدار یابی بشاخ سخن
بدانی که دانش نیاید به بن.
فردوسی.
سخن هرچه گویم همه گفته اند
بر باغ دانش همه رفته اند.
فردوسی.
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود.
فردوسی.
تو بر مایه ٔ دانش خود مایست
که بالای هر دانشی دانشیست.
فردوسی.
ازین برشده تیزچنگ اژدها
بمردی و دانش که یابد رها.
فردوسی.
وگر شاهی آسان تر از بندگیست
بدین دانش تو بباید گریست.
فردوسی.
اندر میزد با خرد و دانش
واندر نبرد با هنر بازو.
فرخی.
دلی که رامش جوید نیابد او دانش
سری که بالش جوید نیابد او افسر.
عنصری.
خرد بیخ او بود و دانش تنه
بدو اندرون راستی را بنه.
؟ (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
هر بنده که خدای او را خردی روشن عطا داد... و با آن خرد دانش یار شود بتواند دانست که نیکوکاری چیست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 98). آنچه فراز آمد ترا بمقدار دانش خود بازنمودم. (تاریخ بیهقی ).
به از گنج دانش بگیتی کجاست
کرا گنج دانش بود پادشاست.
اسدی.
ز کردارگفتار برمگذران
مگوی آنچه دانش نداری بر آن.
اسدی.
ز دانش به اندر جهان هیچ نیست
تن مرده و جان نادان یکیست.
اسدی.
دانش به از ضیاع وبه از جاه و مال و ملک
این خاطر خطیر چنین گفت مر مرا.
ناصرخسرو.
ز بیدین مکن خیره دانش طمع
که دین شهریارست و دانش حشم.
ناصرخسرو.
قیمت دانش نشود کم بدانک
خلق کنون جاهل دون همت است.
ناصرخسرو.
درخت تو گر بار دانش بگیرد
بزیر آوری چرخ نیلوفری را.
ناصرخسرو.
واجبست بر کافه ٔ خدم و حشم ملک... مقدار دانش و فهم خویش معلوم رای پادشاه گردانند. (کلیله و دمنه ). عاقل از منافع دانش هرگز نومید نشود. (کلیله و دمنه ). و زنده را از دانش و کردار نیک چاره نیست. (کلیله و دمنه ). و علم بکردار نیک جمال گیرد که میوه ٔ درخت دانش نیکوکاری و کم آزاریست. (کلیله و دمنه ).
گنج دانش تراست خاقانی
شو کلیدش بهر که هست مده.
خاقانی.
هزار شکر کنم فیض و فضل یزدان را
که داد دانش و دین گر نداد دینارم.
خاقانی.
پیاده نباشم ز اسبان دانش
گر اسبان دنیا فراهم ندارم.
خاقانی.
مرا ز دانش من نیست بهره ای چه عجب
ز رنگ خویش نباشد نصیب حنی را.
ظهیر فاریابی (از شرفنامه ٔ منیری ).
نیست آب حیات جز دانش
نیست باب نجات جز دانش.
اوحدی.
تو بدان آمدی که کار کنی
وز جهان دانش اختیار کنی.
اوحدی.
دانش اندر دل بود نی در زبان
مردم از گفتن نبیند جز زیان.
امیرحسین سادات.
فخر در دانش بود مر مرد را
فخر و دانش هر دو در خاموشی است.
؟ (از جامع التمثیل ).
چون دانش است خدمت درگاه فرخت
پیرایه ٔ توانگر و سرمایه ٔ فقیر.
سپاهانی (از شرفنامه ٔ منیری ).
|| عقل. (مجموعه ٔ مترادفات ص 249). خرد قلب. قعر. حجی. فقفوق.(منتهی الارب ) :
غمی شد دل گو چو پاسخ شنید
که طلحند را هیچ دانش ندید.
فردوسی.
استهجاج ؛ به رای و دانش خود کار کردن. (منتهی الارب ). || هنر و تربیت. (ناظم الاطباء). || دانش آشکار بینشی. علم غیب الهی. (ناظم الاطباء). علم حضوری حضرت عزت و اعیان ممکنه جمیعاً دفعة واحده که موقوف بیکی از ازمنه ٔ ثلاثه یعنی ماضی و مستقبل و حال نبوده باشد. (انجمن آرا).
- اهل دانش ؛ مردم دانا و فاضل.(ناظم الاطباء) :
پادشاه نظم و نثرم در خراسان و عراق
کاهل دانش را زهر لفظ امتحان آورده ام.
خاقانی.
گاه پیش از کلمه ٔ دانش کلمه ٔ دیگر از پیشاوند و قید و غیره درآید و کلمه ٔ مرکب سازد چون :
- بادانش ؛ دانشمند. حکیم. فاضل. مطلع. خردمند. بصیر عارف. واقف :
فرستادم اینک فرستاده ای
سخنگوی و با دانش آراده ای.
فردوسی.
شب و روز گرد طلایه بپای
سواران بادانش و رهنمای.
فردوسی.
هنرمند بادانش و بانژاد
تو شادی و این دیگران از تو شاد.
فردوسی.
هم آنگه ز لشکر یکی نامجوی
نگه کرد با دانش و آبروی.
فردوسی.
مردمانی مردم زاده ، با دانش و فضل و راستگوی. (فارسنامه ٔ ابن بلخی چ اروپا ص 72).
- بدانش ؛ بوسیله ٔ دانش. با دانش.بسبب دانش. به علم. به خرد :
بدین خویشی اکنون که من کرده ام
بزرگی بدانش برآورده ام.
فردوسی.
بدانش بود مرد را آبروی
به بیدانشی تا توانی مپوی.
فردوسی.
- بسیاردانش ؛ علامّه. که از دانش و علم مایه ورست.
- بیدانش ؛ جاهل. مقابل بادانش :
که مرد ارچه دانا و صاحبدل است
بنزدیک بیدانشان جاهل است.
سعدی.
- بیدانشی ؛ جاهلی. مقابل دانشمندی و خردمندی :
بدانش بود مرد را آبروی
به بیدانشی تا توانی مپوی.
فردوسی.
ز دانش یکی جامه کن جانت را
که بیدانشی مایه ٔ کافریست.
ناصرخسرو.
در آیینه گر خویشتن دیدمی
به بیدانشی پرده ندریدمی.
سعدی.
چو از قومی یکی بیدانشی کرد
نه که را منزلت ماند نه مه را.
سعدی.
- پردانش ؛ بسیاردانش. علامّه. بسیارعلم.
- کم دانش ؛ که از علم اندک مایه دارد. کم مایه در علم.
و نیز کلمه یا اداتی به کلمه ٔ دانش پیوندد و کلمه ٔ مرکب سازد چون :
دانش آباد. دانش آرا. دانش آموز. دانش افزا. دانش الفنج. دانش اندوز. دانش بهر. دانش پذیر. دانش پرست. دانش پرور. دانش پژوه. دانش پناه. دانش جو. (دانشجوی ). دانش خور. دانش دوست. دانش سار. دانش سرشت. دانش سرا. دانش سگال. دانش سنج. دانش فروش. دانشکده. دانش کوتاه. دانش گستر. دانشگاه. دانشگر. دانش گزین. دانشمند. دانش مزی. دانشمندی. دانشنامه. دانشور. دانشوری. دانشومند. دانشیار.دانشیاری. دانشی. رجوع به هر یک از این کلمات در ردیف خود شود.

دانش. [ ن ِ ] (اِخ ) میرزا تقی خان مستشار اعظم ملقب به ضیاءلشکر فرزند مرحوم میرزا حسین وزیر تفرشی است و در حدود سال 1288 هَ. ق. (1240 هَ. ش.) در تفرش تولد یافته است. سالها در خدمت میرزا یوسف مستوفی الممالک صدر اعظم و ظل السلطان و ناصرالملک و میرزا علی اصغرخان اتابک سمت دبیری داشت و در 1315 هَ. ق. تذکره ٔ صدراعظمی را در شرح حال شعرای معاصر اتابک نوشت. بعد از شروع مشروطه در عدلیه و دفتر ایالتی فارس بخدمات دولتی اشتغال ورزید. دانش در 1319 هَ. ق. کتابی در صورت فکاهت طبع کرد که مشهور به دیوان حکیم سوری است.دیگر از آثار او مثنوی نوشین روان در ذکر سلطنت انوشیروان و فردوس برین بطرز گلستان و مثنوی جنت عدن بشیوه ٔ بوستان و تذکره ٔ خوش نویسان خطوط هفتگانه و کتابی در علم بدیع فارسی و بحر محیط در دوازده جلد حاوی مباحث اخلاقی و اخبار و غیره است. دیوان دانش یکبار درحریق رشت طعمه ٔ آتش شد. وی از روی حافظه و یادداشتهای خود بفراهم آوردن اثر از دست رفته پرداخت. دانش شاعری پرمایه و بسیارشعرست. وفات وی در 25 اسفند 1326هَ. ق. اتفاق افتاد. قسمتی از اشعار وی را در عدادانتشارات دانشگاه تهران بشماره 487 در سال 1337 هَ. ش. تحت عنوان «قصائد، هزار غزل ، مقطعات » چاپ کرده اند. و نمونه را از اشعار وی دو شعر ذیل نقل میشود:
تنگ شد از شش جهت ساحت میدان من
بسته شد از چارسوی عرصه ٔ جولان من
تا نشکافدزمین از سم خاراشکوف
میخ حوادث نشست بر سم یکران من
بس به وغا چشم چرخ دید که مریخ او
بس بتضرع گرفت دامن خفتان من
حال برنج اندرست دست من از آستین
نک بهراس اندرست پای ز دامان من
سر پی فرمان من داشته فرماندهان
نیست کنون دست من در پی فرمان من
زآنهمه سوداگری از پس هفتادواند
غیر خرافات چند نیست بدکان من
بال هما بر سرم سایه فکن بود و حال
جایگه جغد شد شمسه ٔ ایوان من
خرمن فضل مرا اهل ادب خوشه چین
خوان کرم گستران ریزه خور خوان من
مهر خموشی نهاد بر دهن شاعران
تا بسخن لب گشاد طبع سخن ران من
نی بطریق حلول نی بتناسخ ، بفضل
ناصرخسرو منم ری شده یمگان من
سطوت من پیل را رکن و قوائم شکست
نک پی موری دهد لرزه بر ارکان من
من بهنر ذی فنون من ز کجا و جنون
سلسله ٔ زلف اوست سلسله جنبان من
صابی و عبدالحمید، صاحب و ابن عمید
گسترم ار خوان فضل وافد و مهمان من
من متنبی بشعر امت من شاعران
صحف سماوی من دفتر و دیوان من
چرخ دلم را شکست ، راه من از چاره بست
کرد چه جبران آن ، دادچه تاوان من
حلم من و بوقبیس گر که بمیزان نهند
حال دو کفه پدید زین وی و زان من
برگذرد از فلک کفه ٔ میزان او
پشت زمین بشکند کفه ٔ میزان من
گر بسخن آوری چرخ زبان داشتی
در صف مدحتگران بود ثناخوان من
جامه ٔ من گوهریست ملک جهانش بها
کیست که از من خرد گوهر ارزان من
انوری عصر خویش شاعر قطران سخن
شاه جهان پهلوی سنجر و مملان من
برترم از شاعران من بسخن گستری
بر همه شاهان سرست شاه جهانبان من.
و نیز از دیوان حکیم سوری او این قطعه نقل میگردد:
از آش رشته است لبالب تغارها
وز سوریان نشسته فرازش قطارها
آن چمچه های پر شده بر دست سوریان
مانند بیلها بکف آبیارها
آن سیخها بدست گروه کبابیان
مانند نیزه ها بکف نیزه دارها
قانع به کنگریم و بکنگر بساختیم
چون اشتران بادیه با نوک خارها
چون بار هندوانه ببینم بر اشتران
خخ میکنم که بگسلد از هم مهارها
اندر خیال آنکه چو بگسسته شد مهار
باشد که هندوانه ای افتد ز بارها
سوری نه خود منم که در این شهر چون منند
نه یک نه ده نه صد نه دوصد بل هزارها.
(از کتاب ادبیات معاصر تألیف رشید یاسمی صص 48 - 50).

دانش. [ ن ِ ] (اِخ ) مرحوم میرزا حسین خان متخلص به دانش از فضلا و شعرای مشهورایران مقیم ترکیه که اغلب در استانبول و گاه نیز درآنکارا (آنقره ) اقامت داشت. وی را تألیفات عدیده است که اغلب آنها بترکی عثمانی است ، از جمله یکی «سرآمدان سخن » است در تراجم احوال پانزده نفر از مشاهیر شعرای ایران از رودکی الی حافظ بترکی با منتخباتی ازاشعار هر یک از ایشان که در سنه ٔ 1327 هَ. ق. در استانبول بطبع رسیده است در 448 صفحه و دیگر رباعیات عمر خیام محتوی بر 396 رباعی منسوب به خیام با ترجمه ٔ آنها بترکی بعلاوه ٔ شروح و توضیحاتی برای هر رباعی بانضمام مقدمه ٔ بسیار مفصل مبسوطی بترکی در شرح احوال خیام مأخوذ از مآخذ مختلفه و تشریح فلسفه ٔ خیام ومشرب او و مسلک او. در تضاعیف کتاب بیست مجلس تصویرتمام صفحه مناسب مضامین بعضی رباعیات خیام کار ادموند دولاک نقاش مشهور کتب که ظاهراً از نقاشان انگلیس است متفرقه درج شده است وتمام این بیست مجلس تصویر از روی یکی از چاپهای تجملی ترجمه ٔ رباعیات خیام بانگلیسی بتوسط فیتز جرالد شاعر معروف انگلیسی حاوی صدوده رباعی عکس برداشته شده است ولی اصل این تصاویر در چاپ انگلیس بتوسط هدر اند استوتن در لندن (که نسخه ای از آن چاپ در کتابخانه ٔ فاضل مشهور آقای سعید نفیسی موجود است ) یکی از شاهکارهای تصاویر کتابی و تماماً رنگی است و در درجه ٔ اول از زیبائی و لطف و صفا و ذوق و حال که انسان اصلاً و ابداً از تماشای آنها سیر نمی شود و مدت ها انگشت بدندان از فرط تعجب و استحسان صنعت آن نقاش چیره دست مات و مبهوت می ماند ولی در عکس سیاهی که از آن تصویردر چاپ استانبول برای تألیف مرحوم دانش برداشته اندتمام رنگ آمیزیها و زیبائیها و لطف و صفای آن تصاویراصلی بکلی از میان رفته و فقط شبحی کم حاکی از اصل آن باقی مانده است. باری این ترجمه ٔ رباعیات خیام رامرحوم دانش با اشتراک (فیلسوف ) رضا توفیق از مشاهیرفضلای ترکیه معاً و با هم تألیف کرده اند و در سنه ٔ 1340 هَ. ق. در استانبول در 368 صفحه ٔ وزیری بطبع رسانیده اند. دیگر از تألیفات مرحوم دانش ترجمه ٔ پانزده قصه از قصص لافونتن شاعر مشهور فرانسوی است در السنه ٔ حیوانات که بشعر فارسی بطرز مثنوی ولی در بحور مختلفه ترجمه نموده است.
شعر مرحوم دانش بطور کلی متوسطست در جودت و ردائت زیرا که بواسطه ٔ طول اقامت آن مرحوم در خارج ایران و عدم معاشرت مستقیم وی با ایرانیان بومی زبان شعر او صبغه ٔ مخصوص به خودگرفته غیر صبغه ٔ زبان وطنی خالص فارسی ، ولی از این نکته گذشته مرحوم دانش مرد ادیب و فاضل مطلع بسیار باذوقی بود و علاوه بر مقام علم و فضل مردی شریف ، کریم الاخلاق ، درست کار و بغایت وطن دوست بود و یکی از کسانی بود که بیشتر از همه چیز و همه کس نماینده ٔ خصایل حمیده و فضایل پسندیده ٔ نژاد ایرانی بود در خارج ایران مابین اتراک عثمانی. مرحوم محمد قزوینی در شرحی که طی یادداشتهای خود در باره ٔ دانش نوشته اند و شرحی که فوقاً در باره ٔ مرحوم دانش نوشته شد نیز منقول از همان یادداشتهاست در خصوص ملاقاتی که با مرحوم دانش داشته اند در دنباله ٔ همان یادداشتها تفصیلی داده اند که قدرشناسی و نمایاندن صفات عالیه ٔ آن دو بزرگ مرد راعیناً نقل میشود:
وقتی که راقم این سطور (محمدبن عبدالوهاب قزوینی ) در اواخر ماه سپتامبر 1939 م. در مراجعت از پاریس بایران با خانواده باستانبول رسیدم و دو روز بعداز ورود به پستخانه رفته بودم و مشغول نوشتن صورت تلگرافی به اخوی خود میرزا احمدخان که آنوقت در گرگان بود بودم تا او را از قرب ورود خود به تهران اعلام دهم یکمرتبه دیدم مردی نسبتاً مسن و بلندبالا سیاه چرده و سیاه موی از در پستخانه وارد شد و مثل این بود که مستقیماً بطرف من می آید وقتی که نزدیک من رسید مرا باسم و رسم خوانده گفت : شما فلانی نیستید! من بسیار تعجب کردم که در شهری که فقط پریروز برای اولین بار درعمرم بآنجا قدم گذارده ام و دیارالبشری را هم در آنجا نمی شناسم و از پریروز تاکنون هیچکس را مطلقاً و اصلاً نه از ایرانیان و نه از غیر ایشان ملاقات نکرده ام چگونه کسی مرا باسم و رسم می خواند و چگونه کسی مرا در آنجا می شناسد، با تعجب بسیار گفتم بلی من همانم که میفرمائید ولی سرکار عالی از کجا مرا می شناسید و چگونه مرا این جا درین پستخانه پیدا کرده اید؟ گفت من حسین دانش میباشم و غیاباً با شما آشنائی داشتم و یکی دو مرتبه هم با شما مکاتبه کرده ام و چون امروز صبح در یکی از جراید استانبول اسم شما را خواندم که باسلامبول وارد شده اید و در هتل (اورایپک ) نزدیک به گارسرکه جی منزل کرده اید فوراً رفتم بسراغ شما در هتلتان و آنجا گفتند که شما قبل از بیرون آمدن از منزل آدرس نزدیک ترین پستخانه ها را بآنجا از مدیر هتل پرسیده اید لهذا آمدم این جا و شما را با نشانیهائی که صاحب هتل از قیافه و سن و سایر مشخصات داده بود بآسانی پیدا کردم. آنوقت من یادم آمد که پریروز سه بعد از ظهر که از ترن «سمپلون اریان اکسپرس » یعنی ترن مستقیم بین لندن - پاریس - استانبول در گارسر که جی پیاده شدیم به محض پیاده شدن یکی از اشخاصی که در راهرو ایستگاه ترن ایستاده منتظر ورود مسافرین بودند پیش ما آمد (و بعضی دیگر نزد سایر مسافرین رفتند) و در حالیکه کارت نمایندگی خود را از یکی از جراید یومیه ٔ استانبول موسوم به «خبر» به من ارائه میداد پرسید که شما کیستید و از کجا می آئید و بچه قصد باین شهر وارد شده اید و من چون در اوایل جنگ بود و تعلل و طفره در جواب مورث سوء ظن خبرگزار جریده ممکن بود بشود فوراً جواب سوءالهای او را در نهایت اختصار و به اقل ّ مایقنع دادم و از هم جدا شدیم و دیگر هیچ بفکر او نیفتادم ، ودر عین حالی که آن خبرگزار همراه ما بود و بطرف در خروج میرفتیم مستخدم یکی از هتل های اطراف گار که نام هتل بر روی کلاه یا لباس او مرقوم بود و بطور اتفاق او را مابین چند نماینده چندین هتل انتخاب کرده بودیم نیز همراه ما بود و چمدانهای ما را می آورد و آن خبرنگار لابد از روی کلاه و لباس او دانسته بود که ما درکدام هتل منزل خواهیم کرد. باری وقتی که بیانات مرحوم دانش با آنهمه تعجب های من از آن تصادف غریب بکلی رفع شد و مشغول صحبت های متفرقه شدیم از ما خواهش کردکه آنروز را با خانواده مهمان او باشیم ما هم با کمال میل قبول کردیم و در یکی از رستورانهای همان محله با هم ناهار خوردیم و تمام آنروز را با ما بود و مارا به تماشای بسیاری از جاهای دیدنی استانبول گردش داد، از جمله مسجد «ینی جامع» یعنی مسجد نو که یکی از بهترین مساجد استانبول است و جمیع سقف و دیوارهای آن تا خط مماس سطح زمین سرتاسر و سرتا پا غرق کاشیهای بسیار ممتاز اعلی است و فردای آنروز را هم باز از اول صبح بملاقات ما آمد و ما را پس از گردش دادن ممتدی در نقاط مهمه ٔ استانبول بمنزل خود در «قاضی کوی » که یکی از دهات بانزهت حومه ٔ متصل بخود استانبول است برد و ناهار را در منزل او با خانواده ٔ او صرف کردیم و تمام روز در نهایت خوشی گذراندیم و بعد ما را از هر طرف کوی بگردش برد و تا ساعت هفت بعد از ظهر با ما بود و در آنساعت با کشتی باستانبول مراجعت کردیم ، و من هیچوقت آن همه مهربانیها و محبتها و همراهی های آن مرحوم را که بکلی ندیده و نشناخته در آن چند روزه که در استانبول بودیم در حق ما نمود و آن همه وقت خود را برای خاطر ما تلف کرد فراموش نخواهم کرد. رحمةاﷲ علیه رحمة واسعه. وفات مرحوم دانش در روز سه شنبه نهم فروردین سنه ٔ 1322 هَ. ش. مطابق بیست و سوم ربیعالاول سنه 1362 هَ. ق. و سی ام مارس 1943 م. روی داددر آنکارا بمرض سکته در سن هفتاد سالگی - ولی روزنامه ٔ «اطلاعات » بواسطه ٔ کندی وصول و ایصال مراسلات بین المللی در زمان جنگ این خبر را در 26 مرداد آن سال منتشر نمود. (وفیات معاصرین بقلم آقای محمد قزوینی مجله ٔ یادگار سال سوم شماره 5 و 6).

دانش. [ ن ِ ] (اِخ ) اسمش میرزا محمدرضی از سادات عالی درجات مشهد رضوی است. این چند شعر از او نوشته شده است :
وعده ٔ همصحبتان رفته روز محشرست
دیر می آید قیامت کشت تنهایی مرا.
به کویش رفتم و در پای من خاری شکست آنجا
بحمداﷲ که شد تقریبی از بهر نشست آنجا.
باغ را از رخنه ٔ دیوار می بینم مباد
باغبان تا در گشاید موسم گل بگذرد.
تاک را سیراب کن ای ابر نیسان زینهار
قطره تا می میتواند شد چرا گوهر شود.
بامید وصالت در شب هجر
نمی خوابم چو خون بیگناهان.
(آتشکده ٔ آذر چ شهیدی ص 88).
وفات وی را صاحب قاموس الاعلام ترکی 1076 هَ. ق. نوشته است.

دانش. [ ن ِ ] (اِخ ) منشی دانش علیخان با برادر خود منشی رونق علیخان کتابت نواب سعادت علیخان حاکم خطه ٔ اود هندوستان داشت و در لکهنو (لکنهو) بزاد برآمده. این بیت ازوست :
آن سلسله ٔ زلف مجنبان دگر ای باد
در شور میاور دل شوریده ٔ ما را.
(قاموس الاعلام ترکی ).

معنی دانش به فارسی

دانش
( میرزا ) حسین ( خان ) اصفهانی دانشمند و شاعر ایرانی ( و. ۱۲۸۶ - ف. آنکارا ۱۳۶۲ ه. ق . ) وی در کشور عثمانی ( اغلب در استانبول و گاه در آنکارا ) اقامت داشت . دانش تالیفاتی بسیار دارد که غالب آنها بترکی عثمانی است از جمله (( سر آمدان سخن )) در ترجمه احوال ۱۵ تن از شاعران بزرگ ایران از رودکی تا حافظ ( ترکی ) با منتخبی از اشعار آنان رباعیات خیام شامل ۳۹۶ رباعی منسوب بخیام با ترجمه آنها بترکی ترجمه ۱۵ قصه از لافونتن .
دانستن، عمل دانستن، دانندگی، دانایی، فضل
( اسم ) علم معرفت .
از نامهای ترسایان
( اسم ) مرکز علم محفل دانش .
دانش آرای دانش پیرا
آزماینده دانش
( صفت ) ۱ - آنکه علم بیاموزد . ۲ - شاگردی دبیرستان .
آورند. دانش
[performance practice, performing practice] [موسیقی] دانش و قراردادهایی که نوازنده را قادر به اجرا می کند
اسمش آقا محمد علی مشهور به آقا بزرگ از معارف نجبای آن ولایت و خواجه ای جواد بوده است .
[declarative knowledge] [روان شناسی] ← حافظۀ اظهاری
دانش اندوز
نعت مفعولی از دانش اندوختن
دانش الفنج
که دانش اندیشد
که دانش بسیج کند
دارای بهره از دانش
از شاعران متاخر عثمانی و از مردم استانبول است
( صفت ) ۱ - راغب به علم وفضل ۲- قابل تعلیم وتربیت .
پرستند. دانش
عمل دانش پرست
که دانش پرورد

معنی دانش در فرهنگ معین

دانش
(نِ) [ په . ] (اِمص .) علم ، معرفت .
( ~.) (ص فا.) ۱ - آن که علم آموزد. ۲ - شاگرد مدرسه .
( ~. پِ یا پَ)(ص فا.)علم جوینده ، طالب علم .

معنی دانش در فرهنگ فارسی عمید

دانش
۱. علم: ز دانش به اندر جهان هیچ نیست / تن مرده و جان نادان یکی ست (اسدی: ۱۷۵) نبشتن به خسرو بیاموختند / دلش را به دانش برافروختند (فردوسی: ۱/۳۷ حاشیه).
۲. (اسم) [قدیمی] عقل، خرد.
۱. آباد شده به دانش، جایی که به علم و دانش آبادی و رونق گرفته.
۲. مرکز و محفل علم و دانش: نیست در هیچ دانش آبادی / فحل و داناتر از من استادی (نظامی۴: ۶۴۹).
آرایندۀ دانش، زینت دهندۀ علم ودانش.
آزمایندۀ دانش، امتحان کنندۀ علم ودانش.
۱. کسی که در مقطع دبستان، راهنمایی، یا دبیرستان درس می خواند، شاگرد.
۲. (صفت فاعلی) کسی که دانش می آموزد.
۳. (صفت فاعلی) [قدیمی] معلم، استاد، آموزگار: تویی برترین دانش آموز پاک / ز دانش قلم رانده بر لوح خاک (نظامی۵: ۷۴۳)، دادش به دبیر دانش آموز / تا رنج بَرَد براو شب و روز (نظامی۳: ۳۸۶).
آورندۀ دانش، دانشمند، عالم.
کسی که دانش می آموزد و دانش بسیار اندوخته می سازد، دانش آموز، دانش اندوز: ز الفنج دانش دلش گنج بود / جهان دیده و دانش الفنج بود (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۱۰۰).
کسی که کتاب بسیار می خواند و دانش می اندوزد، دانش الفنج، دانش آموز.
آن که به علم و دانش بیندیشد، کسی که براساس دانش بندد: بر آن شد دل دانش اندیش او / که آرند سقراط را پیش او (نظامی۶: ۱۰۶۷).
آن که دانش فرا گیرد و علم و دانش اندوزد: شه از گفت آن مرد دانش بسیچ / فرومانْد بر جای خود پیچ پیچ (نظامی۵: ۱۰۱۱).
آن که بهره و نصیب از علم و فضل دارد، بابهره از دانش، دانشمند: هر پزشکی که بود دانش بهر / آمده بر امید شهربه شهر (نظامی۴: ۶۹۶).
مایل و راغب به علم و فضل، دانش پذیرنده، پذیرندۀ علم و دانش: جهان دیده دانای روشن ضمیر / چنین گفت کای شاه دانش پذیر (نظامی۶: ۱۰۶۴).
کسی که علم و دانش را دوست داشته باشد و دل به آن بندد، پرستندۀ دانش.
آن که علم و دانش را رواج دهد، پرورندۀ دانش.
پژوهندۀ علم و دانش، طالب علم، جویای دانش، خواهان علم و فضل: چنین داد پاسخ که دانش پژوه / همی سر برافرازد از هر گروه (فردوسی: ۶/۹۴).
۱. آن که علم و دانش پسندد، کسی که طرف دار علم و دانش باشد.
۲. (صفت مفعولی) آنچه مورد پسند و قبول علم و دانش قرار گیرد.
پناهگاه دانش، حامی علم و فضل.
آن که علم و دانش را دوست دارد، دوستدار دانش، دوستدار علم و فضل.
جای علم و دانش، جایی که در آن علم و حکمت فراوان باشد، دانشگاه.
۱. سرای دانش، خانۀ علم، جای دانش آموختن.
۲. مدرسه ای که برای مدارس معلم تربیت می کند، دارالمعلمین.
* دانش سرای عالی: مدرسه ای که در آن دبیر برای دبیرستان ها تربیت می کنند.
* دانش سرای مقدماتی: مدرسه ای که آموزگار برای دبستان ها تربیت می کند.

دانش در دانشنامه اسلامی

دانش آموز به معنای فراگیرنده ی دانش است. از عنوان دانش آموز،در باب های زکات، جهاد، شهادات و دیات سخن گفته اند.
سوال: آیا دانش آموز نیازمندی که توانایی کسب و کار را دارد، لیکن تحصیل علم- اعم از واجب و مستحب- مانع کار کردن اواست، استحقاق دریافت زکات را دارد؟جواب: مسئله بین جواز و عدم جواز مطلقا و جواز در صورت عینی بودن وجوب تحصیل اختلافی است. البته در جایی که تحصیل علم، نه واجب باشد و نه مستحب، گرفتن زکات ،جایز نیست.نکته: اختلاف یاد شده در فرضی است که زکات از سهم فقرا داده شود؛ اما اگر از سهم سبیل اللّٰه داده شود، بنابر قول مشهور- که موضوع این سهم را هر مصلحتی که مطلوب خدا است می دانند- جایز است به شرط آنکه تحصیل علم،راجح باشد.
احکام تأدیب
-مربی شنا چنانچه در مراقبت از دانش آموز نابالغ، کوتاهی کند و او غرق شود، ضامن دیه ی او است و اگر دانش آموز، بالغ باشد ضامن نیست. - برخی در فرض نخست، مربی را ضامن دانسته اند، هرچند در حفظ دانش آموز، کوتاهی نکرده باشد؛ لیکن به سبب اشتباه در آموزش، موجب غرق شدن او شده است. چنان که برخی، در فرض دوم، مربی را در صورت کوتاهی و تقصیر ضامن دانسته اند.
بحث اسباب نزول، از جمله مباحثی است که در قلمرو علوم قـرآن مـطـرح بوده و هست، از این روی، جا دارد که ابتدا نگاهی به اصطلاح (علوم قرآن) داشته باشیم.
واژه (عـلـوم قـرآن) دو کـاربـرد دارد: گـاه مـنظور هر دانش و آگاهی است که مـی تـواند درباره قرآن مطرر شود و مرتبط با قرآن باشد که در اصطلاح (علوم قرآن اضافی) نامیده می شود.دیـگری به اعتبار این که در طول زمان ، سرانجام مباحثی درباره قرآن و مرتبط با آن شکل گرفته و به مجموعه آن مباحث، عنوان علوم قرآن را داده اند که در این صـورت، قلمرو علوم قرآن معّین و محدود خواهد بود و آن را در اصطلاح علوم قرآن الـبته این تعریف، قابل نقد است، زیرا بر این اساس باید علم صرف و نحو و معانی هر علمی که در خدمت قرآن یا مستند به آن باشد، علوم قرآن اضافی نامیده می شود. علوم قرآن اضافی را چنین تعریف کرده اند: (کل علم یخدم القرآن او یستندالیه...) اسمی یا علمی گویند.و بـیـان و بـرخی علوم انسانی و تجربی، که در فهم قرآن دخالت دارند و می توانند مـورد اسـتـفـاده گیرند، از علم قرآن به شمار آیند! با این که چنین نیست، زیرا مـنـشائ این علوم، قرآن نمی باشد، و قبل از قرآن مطرح بوده و یا بدون ارتباط با قرآن مطرح شده و شکل گرفته اند.
تعریف علوم قرآن اضافی
پـس سزاوار این است که بگوییم علوم قرآن اضافی، علومی است که در دامان قرآن و در پـی تـلاش برای شـنـاخـت آن مطرر شده و یا قابل طرراند؛ مانند علم ناسخ و منسوخ ، اعجاز قرآن ، اعراب قرآن، نکات ادبی، بلاغی، اخلاقی، اجتماعی و....
جایگاه علم فقه در علوم قرآن
بـنـابـرایـن، علم فقه تا آن جا که درباره آیات الاحکام و مستندات قرآنی بحث مـی کند، از علوم قرآن (به معنای نخست) به شمار میآید، ولی هرگاه درباره منابع دیگر و مستند به حدیث یا عقل و یا اجماع بحث کند، خارج از علوم قرآن اضافی است.
تعریف علوم قـرآن عـلمی
...
دانش اصول تاریخی گرانسنگ را پشت سر دارد؛ تاریخی دراز دامن که قدمتی تقریباً همپای با فقه را تجربه کرده است. نه تنها تاریخ اصول بلکه دیگر دانش های حوزوی همچون فقه ارتباطی از نزدیک و پیوسته با تاریخ خود دارند. مطالعه تاریخ شناسانه چنین دانش هایی نه تنها نبش قبر به حساب نمی آید بلکه مانند عامل تحرک بخشی عمل می کند که برداشت و انتظار ما را از کارکردها و ظرفیت های در دسترس این دانش ها اصلاح و تنظیم می کند.
این تصور که در پس مطالعه تاریخ اصول، ره آورد با ارزشی به دست نخواهد آمد تا آن جا با واقعیت های عینی این دانش و نیز روش های شناخته شده و پذیرفته شده مطالعه های دانش شناسانه در حوزه مباحث معرفتی و علوم انسانی ناسازگار است که در ابطال آن درنگ جایز نیست. در تعیین سطح این ره آورد و نوع نتیجه مترتب بر مطالعه تاریخی یک علم ، به صورت جدّی بحث و سخن بسیار می توان ارایه کرد، ولی به صورت اجمال می توان ادعا کرد که در پی انجام مطالعه ای تاریخی نسبت به دانش اصول، کارکردها و کارآمدی هایی چند به بار می نشیند. از جمله این کارکردها می توان به موارد زیر اشاره کرد.
← افزایش اعتقاد و باور به دانش اصول
اوّلین تجارب اصولی پس از آن پیدا شدند که پیامبر جامعه نوپای اسلامی را تنها گذاشت و رحلت کرد. برخی از اصحاب پیامبر ، اوّلین کسانی بودند که مزه افتاء را چشیدند. نیاز انکارناپذیر فقه به اصول سبب می شد که هرچند به صورت ارتکازی نگاه ها و برداشت های ذاتاً اصولی از همان نخستین تجربه های فتوی دهی پای به عرصه وجود نهد؛پرسش هایی همچون: از کدام منبع باید در اجتهاد بهره برد و به چه شیوه و راه و روشی باید اجتهاد کرد, علایقی اصولی بود که هرچند گاه تنها در ناخودآگاه نخستین اجتهاد کنندگان طرح می شد و به فراخور هوشمندی یا تجارب پیشینی اجتهاد ابتدایی این دوره پاسخ می یافت, ولی این سبب نمی شد که از اجرای نقش تعیین کننده, ممتاز و سرنوشت ساز خود را برنیایند. شاید بتوان نخستین نیازهای اجتهاد به اصول را در پرسش های سه گانه زیر دسته بندی کرد; پرسش هایی که بدون گذر از آن ها مجالی برای پای نهادن بر گستره استنباط و اجتهاد هرگز به دست نمی آید و به همین دلیل, باید آن ها را رمز ورود به اجتهاد دانست. این پرسش ها ماهیتی اصولی دارند و هرچند نقش اصلی خویش را در استنباط بازی می کنند, پاسخ هایشان تنها در قلمرو دانش اصول تعیین می گردد.
← پرسش های سه گانه
در مورد زمان شکل گیری اصول برای نخستین بار اختلافی میان عالمان وجود ندارد و همگی اذعان می کنند که اصول اوّلین بار در قرن دوم سر برآورد. آنچه بیش از هر چیز دیگر در این زمینه مایه اختلاف گشته، تعیین بنیان گذار و ابداع کننده این علم است. در این مورد، نظریات زیر به چشم می خورد:۱. امام باقر و امام صادق دانش اصول را وضع کرده اند؛۲. شافعی این دانش را بنیان نهاده است؛۳. ابوحنیفه نخستین بار توانست تا به ارایه اصولی دست یازد که امروزه با نام دانش اصول شناخته می شود؛۴. محمد بن حسن شیبانی واضع اصول است؛۵. ابویوسف، بنیان گذار اصول شناخته می شود؛در میان اهل سنت ، دیدگاه دوم از شهرت بیشتری برخوردار است و دیدگاه نخست را عالمان شیعه (بسیاری از آنان) پذیرفته اند.اگرچه پاره ای از آنان بر این عقیده هستند که اصول در میان شیعه بعد از امامان و در عصر غیبت شکل گرفته است، با این استدلال که شیعیان به لحاظ حضور مستقیم امامان (ع) در کنارشان نیازی به دانش اصول نداشتند، بر این اساس تنها پس از غیبت بود که این نیاز در آن ها زنده شد؛ در حالی که اهل سنت که از این ارتباط محروم بودند، برای برآورده سازی نیازهای خود در رجوع به احادیث و روایات، اصول را اوّلین بار ساخته و پرداخته کردند.این نوشتار بدون آن که بخواهد سخنی را از سر تعصب ارایه کند، معتقد است:بررسی های تاریخی گویای آن خواهد بود که اصول فقه نخستین بار در مدینه و توسط اهل بیت پدیدار شد، با این که بررسی این مسئله از اهمیتی بسیار برخوردار است، در کمال تأسف باید اذعان داشت تنها تعدادی معدود از عالمان شیعه به استدلال ورزی جهت اثبات آن دست زده ند، زیرا به صورت سنتی بهره مندی از دیدگاه های تاریخی و تحول شناسانه اصولی میان عالمان چندان قدرتمند نبوده است. این وضعیت سبب گشته تا مبحثی به این مهمی از انظار عالمان شیعه، غایب بماند؛ به نحوی که بسیاری از عالمان به جای آن که در تکاپوی بررسی دیدگاه های مختلف در این زمینه برآیند، بدون انجام مطالعه کافی از کنار اقوال به صورت سریع گذشته اند. و عالمانی نیز که در طول تاریخ به تاریخ شناسی علم اصول نظر داشته انددر تبیین و تحلیل دیدگاهی که پیدایش اصول را به اهل بیت نسبت می دهد، حق مبحث را ادا نکرده اند و تحلیلهای مایه دار را آن گونه که شاید، بروز نداده اند.بررسی این مقوله مهم را در دو بخش پی می گیریم؛ در بخش نخست به ردّ دیدگاهی می پردازیم که بر تابیدن نیاز به اصول فقه را تنها پس از قرن چهارم در امامیه یاد می کند؛ و در بخش دوم این اندیشه را اثبات می کنیم که پدیداری عمده بخش های شکل دهنده به دانش اصول و ارایه مایه های اولیه آن توسط امامان و نه غیر آنان صورت گرفته است.
وجود نیاز به استنباط میان اصحاب امامان در قرن دوم و سوم
...
محمدتقی دانش پژوه، فرزند میرزا احمد لاریجانی، نسخه شناس، استاد دانشگاه، محقق و مصحح بود. وی مقدمات ادبی را نزد میرزا علی بارفروش در مدرسه حاج علی اکبر کوچک در آمل و نزد پدرش فراگرفت. از دیگر استادان وی در آمل، شیخ ابوالحسن آملی واعظ، میرزا ابوالحسن پیش نماز آملی و آقا میرزا عزیز الله طبرسی بودند.
در هجده سالگی بعد از فوت پدر، به تهران آمد و سپس به قم رفت و مدت دو سال به تحصیل پرداخت. وی از محضر استادانی چون میرزا ابوالفضل گلپایگانی، آخوند ملا علی همدانی و آیت الله مرعشی بهره برد. دانش پژوه، در مدرسه سپهسالار نزد میرزا مهدی آشتیانی، «شفاء»، «اسفار» و «مکاسب» را خواند.
در 1320ش، موفق به دریافت لیسانس شد. از 1319ش، در کتابخانه دانشکده حقوق مشغول به کار گردید. از 1321ش، به دبیری دبیرستان های تهران اشتغال ورزید و سپس به دبیری دانشگاه پرداخت. از سمت های دیگر وی معاونت کتابخانه دانشکده حقوق، ریاست کتابخانه کتب خطی دانشگاه، ریاست کتابخانه مرکزی، مشاورت فنی کتابخانه مرکزی و عضویت کمیته کتابخانه مرکزی بود. در 1348ش، دانشیار نیمه وقت دانشکده الهیات و در 1349ش، دانشیار تمام وقت دانشکده ادبیات شد.
در 1334ش، شورای دانشگاه تهران وی را برای تدریس درس های درایة الحدیث و فرهنگ ایرانیان دانشکده الهیات و معارف اسلامی شایسته دانست. او در دوره های لیسانس و فوق لیسانس به تدریس منطق، تاریخ فلسفه اسلامی و تاریخ خاورشناسان و روش تحقیق و در دوره دکتری به تدریس عرفان اسلامی می پرداخت. وی در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
النجاة من الغرق فی بحر الضلالات / نوع اثر: کتاب / نقش: ویرایشگر
رسالة فی تعقب الموضع الجدلی / نوع اثر: کتاب / نقش: اهتمام
دانش جغرافیایی مسلمانان: تاریخچه آراء، مکاتب، آثار و نقشه های جغرافیایی در تمدن اسلامی، اثر فرانتس تشنر و مقبول احمد، با ترجمه فارسی محمدحسن گنجی و عبدالحسین آذرنگ، مجموعه دو مقاله پیرامون تاریخ علم جغرافیا نزد مسلمانان می باشد که در دوران معاصر نوشته شده است.
در کتاب حاضر، دو مقاله بلند در باره دانش جغرافیایی مسلمانان، از قرون اولیه درج شده است. مقاله اول، دارای شش قسمت و مقاله دوم، در دو قسمت خلاصه شده است.
نگارنده مقاله نخست، فرانتس تشنر ، اسلام شناس و خاورشناس آلمانی، به تحول دانش جغرافیا در حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی پرداخته و جغرافی دانان بزرگ اسلامی و آرا و اندیشه هایشان را معرفی کرده و از مکتب های معروف جغرافیایی و متون اصلی، پایه و ماندگار یاد می کند .
در این مقاله، نویسنده ابتدا به تعریف اصطلاح جغرافیا و استنباط مسلمانان از آن پرداخته و سپس دوره های پیش از اسلام و اوایل اسلام را بررسی نموده است .
به اعتقاد نویسنده، پیش از اسلام، دانش جغرافیا نزد اعراب به پاره ای تصورات سنتی و قدیمی جغرافیایی یا نام امکنه در عربستان و سرزمین های مجاور محدود بود و مفاهیم یا اطلاعات جغرافیایی که در شعر جاهلیت بر جای مانده، منعکس کننده سطح ادراک اعراب پیش از اسلام از پدیده های جغرافیایی و نیز حدود معلومات آن هاست .
دانش درایة الحدیث همراه با نمونه های حدیثی و فقهی از آثار ارزنده حجت الاسلام محمد حسن ربانی (متولد 1343ش) است که در آن، به صورت مستند و تحلیلی، اصطلاحات و مسائل علم درایه و اقسام حدیث را ذکر و بررسی کرده و برای هر بحثی مثال یا مثالهایی از روایات و متون فقهی آورده است. این کتاب به فارسی شیوا و روان با هدف آموزش علم درایة الحدیث تألیف شده است.
کتاب حاضر از مقدمه ناشر و متن اصلی کتاب مشتمل بر هفت فصل -به ترتیب ذیل تشکیل شده است: 1- علم درایة الحدیث، 2- اصطلاحات علم درایه، 3- اقسام خبر، 4- اعتبار خبر، 5- اقسام مشترک حدیث، 6- اقسام حدیث ضعیف، 7- جرح و تعدیل. نویسنده از منابع قابل توجهی (354 کتاب) از آثار معتبر عربی و فارسی اندیشمندان قدیم یا جدید برای تولید اثر حاضر بهره برده است. نویسنده در این اثر از شیوه اصطلاح شناسی استفاده کرده و از آنجا که درصدد تألیف متن درسی بوده؛ مصادیق و مثالهای متعدد و روشنی نیز برای هر مبحث آورده است.
درباره محتوای این اثر چند نکته گفتنی است:
1. ناشر در مقدمه اش تأکید کرده است که این اثر برای طلاب و دانشجویان شاخه های گوناگون الهیات در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی برای درس درایة الحدیث به ارزش دو واحد پیشنهاد می شود. از ویژگی های منحصر به فرد این کتاب در مقایسه با کتاب های همنام، آن است که مؤلف از منابع و مآخذ دست اول در گستره ای وسیع سود جسته و کمتر کتابی در این موضوع بوده که از دید نویسنده نکته سنج آن پنهان مانده باشد
2. نویسنده، مقدمه ای برای اثر حاضر ننوشته و به این ترتیب، بسیاری از مطالب در مورد ویژگی های نگارش این کتاب مانند: زمان، مکان، تأثیرگذاران، اهداف تألیف و مشکلات آن در هاله ای از ابهام باقی مانده است.
علوم دینی دانشهای مرتبط با دین را می گویند.
علوم دینی، علومی است با محتوای دینی؛ اعم از اصول و فروع، مانند علم کلام، فقه ، اخلاق ، تفسیر و حدیث . از احکام مرتبط با آن در بابهایی نظیر طهارت و اجاره سخن گفته اند.
احکام یادگیری
فراگیری آن مقدار از علوم دینی؛ اعم از اصول و فروع که هر مکلّف باید بداند، بر همه مکلفان واجب است و تحصیل افزون بر آن برای پاسداری از دین و پاسخگویی به شبهات و نجات مؤمنان بر کسانی که شایستگی و توانایی آن را دارند، واجب کفایی است و با وجود فراگیران به قدر کفایت، مستحب می باشد.
← دیگر احکام
 ۱. ↑ مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۱۵ ـ ۱۶. ۲. ↑ روض الجنان، ج۱، ص۱۴۵ ـ ۱۴۶. ۳. ↑ کتاب السرائر، ج۲، ص۲۲۴.    
...
دانش رجال، اثر ابوطالب علی نژاد، کتابی است پیرامون علم رجال که به زبان فارسی و در دوران معاصر نوشته شده است.
دانش حدیث در گذشته از اعتبار و رونق بالایی برخوردار بود و محدثان و فقیهان عنایت ویژه ای به آن نشان می دادند و از دروس اصلی و علوم رایج حوزه های دینی به حساب می آمد، ولی متأسفانه در اعصار متأخر، کمتر به این بخش از علوم دینی توجه شده است؛ تا جایی که شاید بعضی گمان برند که فراگرفتن و تدریس و تدرس آن، تلف کردن عمر است؛ بر این اساس، نویسنده تصمیم گرفته است سلسله مباحثی را در موضوع علوم حدیث تقدیم علاقه مندان به این بخش از علوم اسلامی کند. اولین قسمت از مباحث این مجموعه با عنوان «دانش رجال» تنظیم شده است
کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در شش فصل، تنظیم شده است.
این اثر، دارای دو جلد خواهد بود که در جلد دوم، به معرفی منابع مهم رجالی مانند رجال کشی، رجال نجاشی، فهرست شیخ طوسی، رجال شیخ طوسی، رجال علامه حلی، رجال ابن داود، «جامع الرواة»، «تنقیح المقال»، «قاموس الرجال»، «معجم رجال الحدیث» و «الموسوعة الرجالیة» پرداخته خواهد شد
در مقدمه، به توضیح ساختار کتاب پرداخته شده است
دانش رجال از دیدگاه اهل سنت اثر محمدرضا جدیدی نژاد، پژوهشی است پیرامون علم رجال نزد اهل سنت که به زبان فارسی تألیف شده است.
این اثر بر اساس ضرورت آشنایی با مبانی رجالی اهل سنت، به سفارش مرکز تحقیقات دارالحدیث و با هدف تسهیل استفاده از منابع رجالی و حدیثی اهل سنت برای دانشیان شیعی حوزه حدیث فراهم آمده است
کتاب با پیشگفتار نویسنده آغاز و مطالب در یک مقدمه و شش فصل، تنظیم شده است.
این اثر دربردارنده مبانی و اصول رجالی معتبر نزد مشهور اهل سنت می باشد که در حد آشنایی با این دانش از دیدگاه ایشان است؛ اما در عین حال کوشش نویسنده بر آن بوده که مطالب کلی و اصلی هر مبحث و نیز منابع اصلی در هر مبحث، ارائه و شناسانده شوند. شیوه ارائه و دسته بندی مطالب و منطق آن، به گونه ای انتخاب شده که دانش پژوهان شیعی مذهب نیز به خوبی بتوانند به آرای رجالی اهل سنت دست یابند
در تألیف این اثر، اصول زیر مورد توجه نویسنده بوده است:



دانش در دانشنامه ویکی پدیا

دانش
دانش یا معرفت، ساختاری است برای تولید و ساماندهی یافته ها دربارهٔ جهان طبیعت، در قالب توضیحات و پیش بینی های آزمایش شدنی. علم دانش شناسی، با سه عنصر داده، اطلاعات و دانش سر و کار دارد. به عبارت دیگر، دانش شناسی به بحث و بررسی پیرامون دانش و عناصر سازنده آن، یعنی داده و اطلاعات می پردازد.
در یونان باستان، سقراط، سپس افلاطون و پس از او، ارسطو؛ به مخالفت با آراء پیشینیان پرداخته و اصول و قواعدی را به منظور مقابله با مغالطات و برای درست اندیشیدن و سنجش استدلال ها تدوین کردند.
مقارن با قرن پانزدهم میلادی، پژوهشگران در سراسر اروپا و خاورمیانه، قفسه های غبار گرفتهٔ ساختمان های قدیمی را جستجو کردند و دست نوشته های یونانی و رومی را پیدا کردند. در نتیجه، نوشته های باقی مانده از نویسندگان کلاسیک از جمله افلاطون، سیسرو، سوفوکل و پلوتارک به دوران رنسانس رسید. مطالعهٔ این آثار، دانش نو نام گرفت. در آن زمان، ضمن احیای علاقه به نوشته های کلاسیک، به ارزش های فردی نیز توجه شد. این گرایش، انسانگرایی نام گرفت. زیرا طرفداران آن، به جای موضوعات روحانی، بیش از هر چیز، مسایل انسانی را در نظر گرفتند. انسانگرایی نیز مثل رنسانس، از ایتالیا ظهور کرد.
در رنسانس، گالیله، فیزیک (علم طبیعت) را سکولار کرد و آن را از الهیات (علم فراطبیعت) مستقل دانست. از آن پس، تکیه گاه فیزیک، خرد انسان بود. گالیله می گفت :
حقیقت طبیعت همواره در برابر چشمان ماست. اما، برای فهم این حقیقت باید با زبان ریاضی آشنا بود. زبان این حقیقت، اشکال هندسی، یعنی دایره، بیضی، مثلث و امثالهم است.
پس از آن، جریان فکری اصالت عقل، تحت تأثیر افکار افلاطون، توسط ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی، رنه دکارت که پدر فلسفه جدید لقب گرفته، به وجود آمد. دکارت، خرد بشری را به جای کتاب مقدس، سنت پاپ، کلیسا و فرمانروا قرار داد. دکارت، با این کار خویش، سوژه بزرگی آفرید. یکی دیگر از اندیشمندان این جریان فکری، لایبنیتز (۱۶۴۶–۱۷۱۶) فیلسوف، ریاضیدان و فیزیک دان آلمانی، می باشد که نخستین کسی بود که میان حقایق ضروری (منطقی) وحقایق حادث (واقعی) تمایز روشنی قائل شد. بعد از جدا شدن راسل و جی.ای. مور از ایده آلیست ها و با پیگیری ویتگنشتاین که شاگرد راسل بود، اثبات گرایی شکل گرفت و تا دهه ۱۹۲۰ میلادی، در اتریش، این جریان فکری ادامه داشت. طبق نظرات ایشان، فقط، معرفتی، معنادار و مطابق با واقع است که تحقیق پذیر تجربی باشند. به قول آگوست کنت، پدر پوزیتویسم، چون گزاره های متافیزیکی قابل تجربه حسی نیستند، فلذا غیر علمی بوده و مربوط به تاریخ هستند. این جریان فکری، توسط اعضای حلقه وین تأسیس شد و فلسفه ای را که به وجود آوردند که پوزیتویسم منطقی نام نهاده شد.
دانِش عبارت است از مجموعه دانستنی هایی که بشر برای زندگی خود از آنها بهره می گیرد. در زمان های قدیم دانش بشر محدود بود و گاهی حتی یک نفر می توانست بیشتر دانش بشری را در حافظه خود جای دهد. اما به تدریج با رشد معلومات، دانستنی های بشر طبقه بندی شدند و حوزه های مختلف و تخصصی دانش شکل گرفت.
دانش ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
دانش (دارالفنون)
دانش (نشریه)
دانش (نام خانوادگی)
روزنامهٔ دانش ارگان رسمی مدرسهٔ دارالفنون بود که به سال ۱۲۹۹ (قمری) به دست رییس این مدرسه علی قلی خان مخبرالدوله آغاز به انتشار کرد. این روزنامه به قول خودش به «احوال معلمین و متعلمین» می پرداخت. نه تنها خود این نشریه رایگان بود، بلکه آگهی دادن در آن هم رایگان بود؛ این برای نخستین بار در تاریخ مطبوعات ایران است که آگهی های نشریه ای رایگان می بود.
دانش نخستین نشریهٔ دوره ای زنان در تاریخ ایران است. این نشریهٔ هفتگی در سال ۱۲۸۹ توسط انجمنی از زنان و با سردبیری خانم دکتر کحال چاپ می شد.
این هفته نامه در هشت صفحه در تیراژ بالا تا ۳۰ شماره منتشر می شد.
در نخستین شماره دانش توضیح داده شده بود که این مجله فقط به موضوعات خانوادگی «تعلیم خانه داری، شوهرداری و بچه داری و ...» می پردازد و«از پولتیک (سیاست) مذاکره نخواهد شد». در عمل نیز به مسایل سنتی زنانه مورد علاقه زنان طبقه متوسط و بالا (نظیر بهداشت، درمان و بچه داری) می پرداخت و خواستار اصلاحات اجتماعی نبود و دیدگاه اجتماعی و سیاسی آن بسیار میانه رو بود. هرچند که گاهی به موضوعاتی نظیر زنانی که به طور غیرقانونی بچه دار می شدند و کودکان سرراهی، بی حرمتی هایی که گاه در خیابان به زنان می شد، و زنان طبقه متوسط شهری که پس از ازدواج به چشم کنیز برای شوهرانشان دیده می شدند هم می پرداخت.
دانش آزاد (به انگلیسی: Libre knowledge یا free knowledge) یا همچنین دانش باز یا دانش علنی (به انگلیسی: open knowledge) دانشی است که بتوان آن را به دست آورد، تفسیر کرد و آزادانه اعمال کرد. این قاعده می تواند بر حسب نیازهای اشخاص تنظیم شود و به خاطر منافع اجتماعی با دیگران به اشتراک گذاشته شود.
این اصطلاح به حرکت فرهنگی دانش آزاد اشاره دارد که از اصول موفقیت نرم افزار آزاد، موفقیت تولید مشارکت کننده در توسعهٔ نرم افزار آزاد (و ویکی پدیا) و این عقیده که دانش باید بدون هیچ محدودیتی در دسترس و قابل انتشار باشد، الهام گرفته است.
دانش آشتیانی می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
فخرالدین احمدی دانش آشتیانی: وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم
محمدحسین احمدی دانش آشتیانی : نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه مرکزی
غلامرضا دانش آشتیانی: نمایندهٔ مردم تفرش و آشتیان در مجلس شورای اسلامی
دانش آموختگی یا فارغ التحصیلی، اشاره به دریافت یک مدرک دانشگاهی توسط یک فرد یا گروه دارد و نیز ممکن است به مراسمی که گاه برای دانش آموخته گرفته می شود دلالت کند. این مراسم معمولاً با حضور کارکنان دانشگاهی و دانشجویان نامزد دانش آموختگی انجام می گیرد. این مراسم بسته به کشورهای گوناگون، در شکل های مختلفی برگزار می شود. در ایران نیز همانند بسیاری کشورهای دیگر لباس دانش آموختگی خاص در این مراسم برای دانشجویان به کار می رود.
بنابراین دانش آموخته یا فارغ التحصیل (به انگلیسی: Graduate) به کسی گفته می شود که در یک مرکز آموزشی مراحل آموزشی مورد نظر را گذرانده و پس از کسب مدارج و صلاحیت های علمی از آن مرکز با رتبه علمی مورد نظر، دارای مدرک تحصیلی شده و از آن دوره با موفقیت فراغت یابد. معمولا دانش آموختپی (فارغ التحصیلی) را برای کسانی بکار می برند که مرحله ای ار تحصیلات عالی را گذرانده باشند.بنابراین دانش آموخته معمولا از دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری فراغت یافته است.دانش آموختگی هم میتواند توضیح درجه علمی و هم مکان دانش آموختگی فرد باشد(مثلا:دانش آموخته دانشگاه تهران/ درجه دکتری جامعه شناسی)
دانش آموخته یا فارغ التحصیل (به انگلیسی: Graduate) به کسی گفته می شود که در یک مرکز آموزشی مراحل آموزشیِ موردنظر را گذرانده و پس از کسب مدارج و صلاحیت های علمی از آن مرکز با رتبهٔ علمیِ موردنظر، دارای مدرک تحصیلی شده و از آن دوره با موفقیت فراغت یابد. معمولاً دانش آموختگی (فارغ التحصیلی) را برای کسانی به کار می برند که مرحله ای از تحصیلات عالی را گذرانده باشند.بنابراین، دانش آموخته معمولاً از دورهٔ کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری فراغت یافته است. دانش آموختگی هم می تواند توضیح درجهٔ علمی و نیز برای اشاره به مکان دانش آموختگیِ فرد باشد (مثلا:دانش آموختهٔ دانشگاه تهران/ درجهٔ دکتریِ جامعه شناسی)
دانش آموز' از لحاظ لغوی به معنی کسی است که دانش می آموزد و در اصطلاح، برای اطلاق به محصلان رسمی در سطح تحصیلات پیش از دانشگاه به کار می رود. در یک نظام آموزشی، وقتی یک فرد می آموزد که «دیگران چه گفته اند و چه کرده اند» و برایش می¬گویند که «مسایل پیچیده ی یک علم را چگونه حل کرده¬اند» دانش آموز، دانشجو یا طلبه است. فقط از زمانی که خودش به مزر دانش می¬رسد و مسئله تازه¬ای را کشف یا حل می کند یک محقق و دانشمند است.
دانش آموز سال (به هندی: Student of the Year) فیلمی است محصول سال ۲۰۱۲ و به کارگردانی کاران جوهر است. در این فیلم بازیگرانی همچون سیدهارث مالهورترا، وارون دهاوان، آلیا بات، ریشی کاپور، رونیت روی، رام کاپور، سنا سعید، ساحل آناند، گائوتامی کاپور، فریده جلال، بومان ایرانی، سوشما ست، کاجول، فرح خان ایفای نقش کرده اند.
دانش اطلاعات دانشی است که درباره کیفیت و کاربرد اطلاعات، نیروهای حاکم بر جریان اطلاعات و ابزار آماده سازی اطلاعات برای دسترسی و استفاده مطلوب تحقیق می کند. اطلاع رسانی به تولید، گردآوری، سازماندهی، ذخیره، بازیابی، ترجمه، انتقال، تبدیل و کاربرد اطلاعات مربوط می شود. این علم درباره ارائه اطلاعات به روش طبیعی و مصنوعی کاربرد قالب ها برای انتقال کامل اطلاعات شیوه های آماده سازی اطلاعات ابزار و فنون آن مانند کامپیوتر و روش های برنامه ریزی آن به پژوهش می پردازد. هدف اطلاع رسانی به عنوان یک علم، تهیه مجموعه اطلاعاتی است که سبب پیشرفت نهادهای گوناگون و روش هایی می شود که برای گردآوری و انتقال دانش در نظر گرفته شده است.
دانش باز به دانشی گفته می شود که بدون محدودیت های قانونی، اجتماعی یا فناوری، برای استفاده، استفادهٔ مجدد و بازنشر آزاد است. دانش باز مجموعه ای از اصول و متدولوژی های مرتبط با تولید و انتشار آثار دانشی به صورت باز است. تفسیر دانش به طور گسترده تر شامل داده، محتوا و اطلاعات عمومی نیز می شود.
مفهوم دانش باز در ازتباط با متن باز می باشد و تعریف دانش باز به طور مستقیم از تعریف متن باز مشتق شده است. دانش باز مجموعه ای شامل داده باز، محتوای باز و دسترسی باز آزاد با هدف تأکید روی اشتراکات این گروه های متفاوت است.
دانش بایگانی (انگلیسی: Archival science) مطالعات بایگانی یا علم بایگانی، به مطالعه، طبقه بندی، ساخت و نگهداری آرشیوها اطلاق می گردد، که مجموعه ای از اطلاعات، داده ها و تجهیزات ذخیره سازی داده را در بر می گیرد. برای ساخت و مرتب سازی یک بایگانی، باید مواد ثبت و ضبط شده را از آرشیو استخراج نمود و بگونه ای ارزیابی و طبقه بندی نمود، که امکان دسترسی این اطلاعات در هر لحظه امکانپذیر باشد. از این رو، بایگانی را علوم تلاش برای بهبود روش های ارزیابی، ذخیره سازی، نگهداری و فهرست بندی اطلاعات ضبط شده تعریف می نمایند.
دانش بسپار یا دانش پلیمر یا دانش درشت مولکول زیرشاخه ای از علم مواد است که دربارهٔ بسپارها در درجهٔ نخست، مواد مصنوعی مانند پلاستیک و الاستومر، بحث می کند. این دانش، زمینه هایی مانند، شیمی، مهندسی و فیزیک را پوشش می دهد.
دانش بشر: حوزهٔ عمل و محدودیت های آن (به انگلیسی: Human Knowledge: Its Scope and Limits) نام کتابی است از برتراند راسل که نخستین بار در سال ۱۹۴۸ در لندن و توسط انتشارات «George Allen & Unwin» به چاپ رسید.
دانش بشر: حوزهٔ عمل و محدودیت های آن (به انگلیسی: Human Knowledge: Its Scope and Limits) نام کتابی است از برتراند راسل که نخستین بار در سال ۱۹۴۸ در لندن و توسط انتشارات «George Allen & Unwin» به چاپ رسید.
دانش پایه تروریسم (انگلیسی: MIPT Terrorism Knowledge Base) یا پایگاه اطلاعاتی تروریسم (TKB) در آمریکا مربوط به مؤسسه ملی پیشگیری از تروریسم (MIPT) یک سایت اینترنتی حاوی اطلاعات در مورد حوادث تروریستی، رهبران، گروه ها و پرونده های مربوط به اینگونه موارد در دادگاه ها است. این پایگاه اطلاعاتی از سپتامبر ۲۰۰۴ تا مارس ۲۰۰۸ فعال بود و اکنون تعطیل شده است، اما پرونده های گروه هایی که در مرکز اسناد موجود بودند، اکنون توسط کنسرسیوم ملی برای مطالعه و مقابله با تروریسم در وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا نگهداری می شوند.
دانش پژوهان جوان ناشر تخصصی کتاب های المپیاد می باشد. انتشارات دانش پژوهان جوان از سال ۱۳۸۰ در زمینه تولید کتاب های آموزشی و به طور تخصصی کتاب های المپیاد شروع به فعالیت نمود. مخاطبین اصلی کتاب های این انتشارات دانش آموزان نخبه و تیزهوش می باشند .
با توجه به دانش راوی از ذهنیات و تفکرات شخصیت های داستان و نقش تفسیری او در مواجهه با رویدادها و بیان آنها، می توان انواع راوی را به دو نوع مفسّر و بیننده تفکیک کرد.
راوی مفسّر
هر گاه در داستان راوی نسبت به رویدادها برخوردی تحلیلی و تفسیری داشته باشد و به قضاوت آنها بنشیند و از ذهنیات و تفکرات شخصیت های داستان مطلع باشد و آن را بیان کند، آن راوی را راوی مفسّر می نامیم.
راوی بیننده
هر گاه در داستان راوی مانند یک دوربین فقط ناظر داستان باشد و رویدادها و افعال شخصیت های داستان را همانطور که اتفاق افتاده اند روایت کند و از درونیات شخصیت ها مطلع نباشد و قضاوت و تفسیری دربارهٔ رویدادهای داستان نداشته باشد، او را راوی بیننده می نامیم.
احمد دانش (به فارسی تاجیکی: Аҳмади Дониш) یکی از نویسندگان مشهور تاجیک بوده که سال ۱۸۲۷ میلادی در بخارا زاده شده است. پدر وی اصالتاً اهل شافرکام بوده که برای تحصیل به مدرسهٔ اسلام در بخارا آمده و در همان جا ماندگار می شود.
احمد تحصیلات ابتدایی را در مکتب خصوصی مادرش یاد گرفته و حدود سال های ۱۸۴۲ - ۱۸۴۳ به مدرسه داخل شده است. احمد دانش از سن خردسالی به شاعری، رسامی، نقاشی و خطاطی شوق و هوس کلان داشت. او در سال ۱۸۵۵ میلادی به دربار امیر نصرالله راه یافت و به عنوان معمار و مهندس دربار تعیین گردید. سال ۱۸۵۷ میلادی احمد دانش در هیئت سفارت خانات بخارا به سن پترزبورگ می رود. سال ۱۸۶۹ میلادی، یک سال بعد از ضبط شدن آسیای میانه از سوی روسیه، برای بار دوم، دانش به سن پترزبورگ سفر می کند. دانش در این سفرش ترقیات و پیشرفت های کشور روسیه را نغز می آموزد. آرزوی دانش این بود که بخارا نیز کشوری پیشرفته گردد.
در آخر از دربار دور شده، سال های ۱۸۷۵ - ۱۸۸۲ نوادر الوقایع (به فارسی تاجیکی: Наводирулвақоеъ) را می نویسد که در این اثر دربارهٔ سفرش به سن پترزبورگ نوشته است. احمد دانش سال ۱۸۹۷ میلادی در شهر بخارا وفات کرد.
از جمله آثار دانش، می توان به کتاب های مناظر العواقب (به فارسی تاجیکی: Манозирулқавокиб)، رسالة فی اعمال الغُره (به فارسی تاجیکی: Рисола фи аъмолилқурра) تعادل خمسه متخیره (به فارسی تاجیکی: Таодули хамсаи муттахайира) و نوادر الوقایع اشاره کرد.
اسلامی سازی دانش اصطلاحی است که به مجموعه ای از کوشش های روشمند در راستای به تعامل درآوردن آموزه های معرفتی و فرهنگی اسلامی با حوزه ها شوون مختلف زندگی و تفکر مدرن اشاره دارد. محصول و برایند نهائی این تلاش ها رسیدن به نوعی اجماع مسلمانان بر سر نوعی از فقه و روش علمی و دانش زندگی خواهد بود که موافق هنجارهای آموزه های اسلام باشد.
امروزه برخی از اندیشمندان و فیلسوفان علم، معتقدند اسلامی سازی در علم و فرهنگ :«گذر از فرایند تولید علم است به شرط آنکه جهان بینی، منابع، غایات و اهداف دینی در فرایند فرآوری آن دانش، به طور بنیادین، ایفای نقش کنند، وصف معرفت شناختی علم اسلامی منزوی نبودن کهکشان مفاهیم تصوری یک علم نسبت به بافتار کهکشانی فرآورده های توصیفی و هنجاری اسلامی است. این بافتار همان بوم سازگانی است که هشیارانه توسط جامعه نخبگانی به آن آگاهی علم ساختی وجود دارد. علم اسلامی با علمی که در جامعه اسلامی همه گیر است لزوما یکی نیست. در جامعه اسلامی ممکن است علوم با بوم سازگان معرفتی آن جامعه تعارض بسیار داشته باشد، اسلامی سازی یعنی بیرون انداختن این تعارضات به نفع آموزه های دین» در سید محمد نقیب العطاس و اسماعیل فاروقى شاید از اولین افرادی هستند که مسئله اسلامى سازى علوم را با همین عنوان مطرح کرده اند ابوالأعلى مودودى و عبدالحمید ابوسلیمان نیز در این زمینه کوشیده اند.
انبازه دانش (انگلیسی: Knowledge commons) اصطلاحی است که اشاره به به اطلاعات و داده و محتوایی دارد که به جامعهٔ کاربری متعلق است و توسط آنان نیز مدیریت می شود و معمولاً بر روی اینترنت قرار دارد. وجه ممیزه انبازه دانش از سایر انبازه ها این است که به خاطر ماهییتشان کاهش پذیر نیستند و کاربران متعددی قادر هستند که به این منابع دیجیتال دسترسی داشته باشند و تأثیری و بروی مقدار و کیفیت آن نداشت باشند.
نمایش دانش (Knowledge representation - KR) دستیابی به مناسب ترین اَشکال و شیوه های ذخیره سازی دانش است. هر چند امر نمایش دانش در همهٔ زمینه های علمی همواره اهمٌیّت داشته است، زمانی که رایانه ها بخواهند در کنار انسان، یا بجای انسان به استدلال بپردازند، نقش آن به سبب دشواری های ناشی از مقیاس پذیری، حیاتی تر و اجتناب ناپذیر می گردد.
برون سپاری دانش به معنا استفاده از دانش متخصصین خارج از سازمان برای پیشبرد برنامه های داخل سازمان می باشد. به عنوان مثال در برون سپاری دانش برای تهیه محتوای برنامه های آموزشی، متخصصین حوزه مورد نظر فراخوانده می شود و در بین آنها مصاحبه ای برگزار می شود و پس از کسب معیارهای موردنظر دامنه منابع محتوای دوره و محتوای دوره تدوین می شود. در تمام مراحل، مدیر پروژه بر کار مجریان تهیه محتوا نظارت دارد و در صورت تایید نهایی به اداره کنترل کیفیت سازمان ارائه می شود. پس از تایید اداره کنترل کیفیت، برنامه آموزشی مورد نظر به گروه طراحی آموزشی داده می شود تا محتوای دوره آموزشی به صورت دوره افزار آنلاین درآید.
پایگاه دانش (به انگلیسی: Knowledge base) به تکنولوژی گفته می شود که برای ذخیره سازی داده های پیچیده ساختار یافته و غیر ساختاریافته برای استفاده در سیستم پایگاه دانش گفته می شود.
تاریخ علم رشته ای از تاریخ است که به بررسی چند و چون تغییر درک انسان از دانش و فناوری در درازنای هزاره ها می پردازد. و اینکه چگونه این درک دستیابی به فناوری های نوین تر را برای ما ممکن ساخته است. از جمله زمینه های پژوهش در این رشته می توان به تأثیرات فرهنگی، اقتصادی، و سیاسی نوآوری های دانشی اشاره کرد.
نوآوری های دانش و فناوری در بسیاری از نقاط جهان پیشینه دارند و هند، ایران، یونان، چین و مصر در این زمینه سهم بسزایی دارند.
تاریخ علم دانشی است در راستای بررسی و بیان چگونگی وقایع علمی و نیز، تبیین چرایی وقوع آن ها. در اینکه علم و دانش بعلت عجین بودن با نطق بشری عمری تقریباً به اندازه نوع بشر دارد شکی نیست. خاستگاه علم بشر مطابق با حضور او در هر نقطهٔ کره زمین بوده است. اما آنچه می توانیم به آن استناد کنیم مکتوباتی است که تاریخ ثبت بسیاری از وقایع علمی را از سده های ۶ قبل از میلاد مسیح در مناطق مصر و بابل و در میان فنیقی ها گزارش می نماید. ما به منظور نظم دهی به مطالعات تاریخی، بررسی خود را به چهار دوره اساسی پیشرفت علمی تقسیم می نماییم. این دوره ها خود به دوره های دیگری منقسم می شوند که عبارت اند از:
۱) دوره یونیانیان - اسکندرانی ۲) دوره انقلاب علمی در سده ۱۷ ۳) دوره مادیگرایی در سده ۱۹ ۴) دوره نوین
جنبش دسترسی به دانش (A2K)،مجموعه ای از گروه های مدنی، دولتها، و افراد هستند که بر سر این ایده با هم توافق دارند که دانش بایستی با اصل های زیربنایی عدالت، آزادی و رشد اقتصادی پیوند بخورد.
جهان دانش کتابی است در نجوم که توسط شرف الدین محمد بن مسعود ابن المسعودی مروزی بخاری حنفی، در (۵۴۹ق) نیمه دوم قرن ششم قمری نوشته شده است.
ظاهراً محمد بن مسعود مسعودی، نویسنده کتاب زاده مرو، اهل بخارا و حنفی مذهب بوده است. وی کتابی بنام الکفایة فی علم الهیئة به عربی درباره دانش هیأت یا نجوم کروی داشته که خود آنرا بفارسی ترجمه کرده و جهان دانش نامیده است. وی حدود یازده کتاب از جمله کتابی دیگر در احکام نجوم بنام مجمع الاحکام به فارسی دارد.
کتاب جهان دانش کتابی جامع است که با تحمید خداوند و درود بر پیامبر اسلام آغاز می شود. و همه کتاب در دو گفتار مجموع آمده است. گفتار اول درباره مطالب کلی ستاره شناسی، تعاریف، کرویت اجرام، حرکات فلکی، مختصلت فلکی، افلاک، گرفت، نجوم و صور فلکی، مقادیر اجرام فلکی و... است و ۲۳ باب دارد. و گفتار دوم که درباره زمین، مختصات، اقالیم، گاهشماری، اوقات شرعی و قبله یابی و... است که در ۱۴ باب است.
جهانشاه دانش (زاده ۱۳۳۶ مسجدسلیمان) سیاست مدار ایرانی است، که در دوره چهارم مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده حوزهٔ انتخابیهٔ مسجدسلیمان، لالی، هفتکل و اندیکا در استان خوزستان حضور داشت.
حسن دانش ممکن است به یکی از افراد زیر اشاره کند:
حسن دانش (سیاست مدار)
حسن دانش (قاری قرآن)
دبیرستان دین و دانش در شهر قم یکی از قدیمی ترین دبیرستانهای ایران است که در سال ۱۳۳۴ خورشیدی بنا گردیده است.
دموکراتیک سازی دانش به معنی آموزش و توزیع دانش در میان عموم مردم (و نه گروهی از نخبگان خاص مثل دانشگاهیان و روحانیان) است. این مسئله متضمن جنبه های اجتماعی مثبت و منفی است که خصوصاً با توجه به ظهور عصر دیجیتال، باید به آنها توجه کرد. کتابخانه ها و به خصوص کتابخانه های عمومی، نقشی مهم در دموکراتیک سازی دانش دارند، زیرا اطلاعات را بدون تبعیض، در اختیار عامه مردم قرار می دهند.
دهستان دانش در بخش مرکزی شهرستان قدس استان تهران قرار دارد. این دهستان در غرب استان تهران و شرق شهرستان قدس قرار دارد. جمعیت این شهرستان براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ ، ۴۷۹۹ نفر در ۱۲۲۵ خانوار است. مرکز این دهستان ، شهرک دانش است.
دیرینه شناسی دانش به جستجوی هیچ آغازی ترغیب نمی کند؛ دیرینه شناسی تحلیل را به هیچ حفاری یا عمق یابی زمین شناختی پیوند نمی زند. دیرینه شناسی در درون مایه ی عمومی توصیفی دلالت دارد که امر پیشاپیش گفته شده را در سطح وجودش مطالعه می کند: در سطح کارکرد گزاره ای که در آن اعمال می شود، در سطح شکل گیری گفتمانی که این امر پیشاپیش گفته شده به آن تعلق دارد، در سطح سیستم عمومی بایگانی که این امر پیشاپیش گفته شده با آن مرتبط است. دیرینه شناسی گفتمان ها را کردارهایی خاص در عنصر بایگانی توصیف می کند.
رامتین دانش (زاده ‍۱۳۵۳ - درگذشته ۱۳۸۱) بازیگر سینما اهل ایران بوده است.
رهبر دانش مجله ای دولتی به زبان فارسی تاجیکی بود که در سال های دهه ۱۹۲۰ در سمرقند منتشر می شد. این مجله در آغاز به خط فارسی نوشته می شد. پس از مدتی بر پایه تصمیم دولت به تغییر خط، مقاله های آن به دو خط فارسی و لاتین نوشته می شد.
سازماندهی دانش (به انگلیسی: Knowledge organization) به فعالیت هایی همچون توصیف مدرک، نمایه سازی و رده بندی در کتابخانه ها، پایگاه های اطلاعاتی و آرشیوها اطلاق می گردد، که توسط کتابداران، آرشیویست ها و متخصصان موضوعی، همچنین الگوریتم های رایانه ای انجام می شود. سازماندهی دانش به عنوان یک زمینه مطالعاتی، با ماهیت و کیفیت فرایند سازماندهی دانش و نظام های سازماندهی دانش مرتبط می باشد، که برای سازماندهی مدارک، بازنمون مدارک و مفاهیم استفاده می شود.
رویکردهای نظری و تاریخی گوناگونی در رابطه با سازماندهی دانش وجود دارد که با دیدگاه های مختلف دانش، معرفت، زبان، و سازمان اجتماعی مرتبط است. هر یک از این رویکردها به سمت پاسخگویی به این سؤال که «سازماندهی دانش چیست؟» به صورتهای متفاوت گرایش دارد. به کرات مشاهده می شود که حرفه مندان و متخصصان علوم کتابداری و اطلاع رسانی بر روی کاربرد فناوری ها و استانداردهای جدید متمرکز شده اند و ممکن است کارهایی را که شامل تفسیر و تحلیل معناست مدنظر قرار نداده باشند. به عبارت دیگر گاهی اوقات رده بندی کتابخانه ها، به واسطه فقدان محتوای فکری ماهوی و حقیقی مورد انتقاد بوده است.
فعالیت های انسان مدار سنتی به صورت روزافزونی به وسیله فنون بازیابی وابسته به کامپیوتر به چالش کشیده شده است.
سپاه دانش نام یک نهاد آموزش دهنده در دوره سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و نخست وزیری اسدالله علم بود که در سال ۱۳۴۱ خورشیدی بنیاد شد و در سال ۱۳۴۲ کار خود را آغاز کرد. محمد باهری از نزدیکان علم و عضو کابینه او پرویز ناتل خانلری را مبتکر تشکیل این نهاد می داند.
سرور دانش (زاده ۱۳۴۰ در ولایت دایکندی) سیاست مدار و حقوق دان اهل افغانستان است. وی از سال ۱۳۸۹ به عنوان وزیر تحصیلات عالیه افغانستان مشغول به کار است و به عنوان معاون دوم اشرف غنی احمدزی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ افغانستان شرکت کرده است.
سرور دانش از شیعیان هزاره است و تحصیلات دانشگاهی و حوزوی را در ایران، عراق و سوریه گذرانده است. وی به عنوان والی ولایت دایکندی و وزیر عدلیه نیز فعالیت کرده و عضویت در لویه جرگه اضطراری (۱۳۸۱) و لویه جرگه تصویب قانون اساسی (۱۳۸۲) را در کارنامه دارد.
او نخستین والی ولایت دایکندی و پس از آن، وزیر عدلیه و معاون کمیتهٔ قوانین شورای وزیران بوده است. در دور دوم حکومت رئیس جمهور کرزی، سرپرستی وزارت تحصیلات عالی و ریاست بورد مشورتی در امور عدلی و حقوقی ریاست جمهوری را عهده دار بوده است. در تمام دوران فعالیت های اجرایی، رابطهٔ او با درس و دانشگاه برقرار بوده است و وی، هم اکنون عضو هیئت علمی مؤسسهٔ تحصیلات عالی ابن سینا و رئیس هیئت امنای این مؤسسه است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های دانش

دانش و علم موضوع این نوشتار است.
• «آنچه به روح آرامش می بخشد همانا علم است و بس.» -> سیدارتا گوتاما - گوتاما بودا
• «آنچه در علم بیش می باید// دانش ذات خویش می باید» -> اوحدی
• «آنچه مغز و قلب را از آلایش پاک می کند، فقط دانش است؛ مابقی بی دانشی است.» -> کریشنا
• «آن قدر دانش آدمی را کفایت است که راه راست از کج و سعادت را از شقاوت شناسد.» -> جالینوس
• «اثر حکمت آن گاه در شخص حکیم ظاهر شود که خویشتن را حقیر و ناچیز شمارد.» -> سقراط
• «از این روست که از عالمان همهٔ ادیان و متفکران و دانشمندان و هنرمندان سراسر جهان و از همهٔ نهادهای بین المللی و منطقه ای مجدّانه می خواهم که برای پیشبرد این مهم، در برابر امواج غیریت سازیی های مصنوعی که ابزار دست قدرت های خشونت گراست بایستند و بخصوص برای بیرون بردن حریم قدسی پیامبران و مقدسات همهٔ ادیان از عرصهٔ منازعات سیاسی و فرهنگی به اقدامات مؤثر بین المللی و تلاش های جدید حقوقی بیندیشند.» -> محمد خاتمی
• «افرادی که بزرگ ترین خدمت را به علم و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و محققانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در مباحثات دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صددرصد اثبات نشده را در آکادمی ها ابراز نداشته اند.» -> ولتر
• «اگر به زبان تمامی آدمیان و فرشتگان سخن گویم... و از عشق بی بهره باشم طبل میان تهی و سنج پرهیاهویی بیش نیستیم، اگر از کرامت غیب دانی و پیش گویی بر خوردار باشم و همه اسرار جهان را دریابم و قلمرو دانش را تمام مسخر کنم و در ایمان چنان راسخ و نیرومند باشم که کوه ها را به رفتار آورم و از عشق بی بهره باشم، کسی نیستم. اگر همه دارایی خویش به مستمندان بخشم و جسم خویش را به آتش بسپارم و از عشق بی بهره باشم مرا هیچ سود نخواهد بخشید. عشق بردبار و مهربان است عشق از حسد برکنار است عشق لاف خودستایی نمی زند عشق اطوار ناپسند ندارد عشق به اندک چیزی در خشم نمی آید و اندیشه شر نمی کند و از بی عدالتی خشنود نیست اما با حقیقت و راستی شاد و خرم است همه چیز را تحمل می کند همه چیز را باور می کند و به همه چیز امیدوار است و هیچگاه از پای نمی افتد اما پیشگوی ها همه شکست می خورند و زبان ها همه قطع می شوند و دانش ها در غبار زمان پنهان می شوند و دانش ما جزیی است و نبوت ما جزیی است و آنچه جزیی است روی در فنا دارد آنچه می ماند ایمان و امید و عشق است و از این هر سه، عشق را برترین مقام است.» -> پائولو کوئیلو/ عطیه برتر
• «اگر دانش به روزی بر فزودی// زنادان تنگ روزی تر نبودی» -> سعدی
• «اگر دانش را به خاطر کسب درآمد فرا می گیرید به حق آن هائی که به خاطر خود، علم و دانش اندوخته اند تجاوز کرده اید.» -> آندره ژید
• «اگر شما آدمی نادان و بی اطلاع باشید و به این امر پی ببرید این خود یک نوع علم و اطلاع است.» -> کنفوسیوس
• «ای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم// کاندر طلب راتب هرروزه بمانی// رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز// تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی» (در بعضی از نسخه های دیوان عبید زاکانی، این شعر متعلق به او دانسته شده است) -> انوری ابیوردی
• «ای منوچهری همی ترسم که از بیدانشی// خویشتن را هم به دست خویش بردوزی کفن» -> منوچهری دامغانی
• «اگر حیوانات عقل می داشتند کارهایشان به اندازه ما آدمیان احمقانه می بود.» جاش بیلینگز بدون منبع
• «باید درهای علم به روی همه باز باشد، هرجا مزرعه هست، هرجا آدم هست، آنجا کتاب هم باید باشد.» -> ویکتور هوگو
• «باید شرم کنند، کسانی که بدون کم ترین تأمل و تفکر از پدیده های معجزه آسای علم و فن بهره می گیرند و سفیهانه از درک مضمون هوشمندانهٔ آن عاجزند، همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار است ولی از علمِ گیاه شناسی بی خبر است.» -> آلبرت اینشتین
• «بدو گفت موبد که دانش به است // که دانا به گیتی زهرکس مه است» -> فردوسی
• «برای این که دانش ملکه شود، تعلیم کافی نیست عمل لازم است.» -> برنارد شاو
• «برای شوهر دانش لازم است، برای زن نجابت.» -> جورج هربرت
• «بسیار افتد که ابهت و شجاعت سود ندارد و هر دانش که بدانی روزی به کار آید.» -> قابوس نامه
• «بشوی اوراق اگر هم درس مایی// که علم عشق در دفتر نباشد» -> حافظ
• «بعضی چنان سرگرم میراث علمی گذشتگانند که فرصت مراجعه به عقل خود را ندارند و اگر فرصتی هم به دست بیاورند حاضر نیستند که اشتباهات و لغزش های آنان را اصلاح و جبران نمایند.» -> ابن سینا
• «بهتر است که انسان چیزی نداند تا بسیاری چیزها را نیمه تمام بداند؛ بهتر است که با عقاید خودمان یک ابله سفیه باشیم تا آن که با عقاید دیگران یک مرد دانشمند به حساب آییم.» -> فریدریش نیچه
• «بهترین کارها اینست که در جوانی دانش آموزی و در پیری به کار بری.» -> بزرگمهر
• «به دانش بود نیک فرجام تو// به مینو دهد چرخ آرام تو» -> فردوسی
• «به چشم «فخری» دانش ز بس که شیرین است//همیشه در طلبش همچو کوهکن باشد» -> فخرعظمی ارغون
• «پدر گفت کز بد، گمان برگسل// به اندیشه بیدار کن چشم و دل// چو دانش نداری به کاری درون// نباشد ترا چاره از رهنمون» -> اسدی طوسی
• «پستی نسوان ایران جمله از بی دانشی است// مرد یا زن، برتری و رتبت از دانستن است .» -> پروین اعتصامی
• «تا به جائی رسید دانش من// که بدانم همی که نادانم» -> ابن سینا
• «تا جهان بود از سر آدم فراز// کس نبود از راه دانش بی نیاز// مردمانِ بخرد، اندر هرزمان//راه دانش را به هرگونه زبان// گرد کردند و گرامی داشتند// تا به سنگ اندر همی بنگاشتند// دانش اندر دل چراغ روشن است// وزهمه بد برتن تو جوشن است» -> رودکی
• «تخیل مهمتر از دانش است. علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می گیرد.» -> آلبرت اینشتین
• «تعصب در علم و فلسفه مانند هر تعصب دیگر نشانه خامی و بی مایگی است و همیشه به زیان حقیقت تمام می شود.» -> ابن سینا
• «تکیه بر حسن مکن، در طلب علم برآی// این درختیست که هر فصل دهد بر تو ثمر» -> ایرج میرزا
• «تمام سرمایه فکری و دانش آدمی باید تسلیم یک عظمت اخلاقی و روحی گردد وگرنه دانش مانند رودی خواهد بود که نتوانسته مسیر خود را بپیماید و به دریا منتهی شود و با وضعی اسف آور در ریگ زارها فرورود.» -> مترلینگ
• «تنها کسانی که دل داده دانشند بزرگند، نه آنان که سوداگر دانشند.» -> سعید نفیسی
• «توان شناخت به یک روز در شمایل مرد// که تا کجاش رسیده است پایگاه علوم// ولی ز باطنش ایمن مباش و غره مشو// که خبث نفس نگردد به سالها معلوم» -> سعدی
• «توانا بود هرکه دانا بود// به دانش دل پیر برنا بود» -> فردوسی
• «تورا گرچه در مال افزایش است// به اندازه دانشت ارزش است» -> ادیب پیشاوری
• «تو نفس علم شو از نقش علم دست بشوی// که نفس علم قدیم است و نقش او فانی» -> قاآنی شیرازی
• «تیغ دادن در کف زنگی مست// به که آید علم، ناکس را بدست» -> مولوی
• «مصیبت هایی که جوامع و حکومت های ضدارزشی با استفاده از علم ایجاد کردند قابل قیاس با جوامع کم علم نیست، بنابراین ارزش و دانش باید در کنار هم باشند و رابطه قابل فهم و معقولی بین آنها برقرار شود.»
• «تلفیق علم با ارزش هاست که زندگی را ارزشمند می کند.» ۴ آوریل ۲۰۱۷/ ۱۵ فروردین ۱۳۹۶؛ «در جمع اعضای هیأت علمی دانشگاه ها» -> محمد خاتمی
• «ثروت، در داشتن خزاین و دفاین نیست، در دانستن علم و طرز استعمال آن است.» -> ناشناس
• «جهل من و علم تو، فلک را چه تفاوت// آنجا که بصر نیست، چه خوبی و چه زشتی» -> حافظ
• «چنان چون که تن زنده گردد به جان// به دانش فروزند جان و روان» -> ادیب پیشاوری
• «چنین گفت پیغمبر راستگوی// زگهواره تا گور دانش بجوی» -> فردوسی
• «حاصل من فقط از فضل این شد که بر جهل خود دانا شدم.» -> بقراط
• «حکمت درختی است که در دل روئیده و میوه از زبان دهد.» -> بطلمیوس
• «خدایا! اگر مرا ببخشی بهترین بخشنده هستی و اگر عذاب دهی ستمگر نیستی. دانشمند از میوه وجود خود سیر می شود» -> یحیی بن معاذ رازی
• «دانش اگر در ستاره ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت» -> پیامبر اسلام
• «دانش رااگر در چین هم باشد (دورترین مکان ها) فرا بگیرید» -> انسان عاقل
• «دامن مادر نخست آموزگار کودک است// طفل دانشور کجا پرورده نادان مادری» -> پروین اعتصامی
• «دانش طلب و بزرگی آموز// تا، به نگرند روزت از روز» -> نظامی
• «داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است» -> ویلیام شکسپیر
• «دانشِ بی اندیشه، دام است و اندیشهِ بی دانش، بلا.» -> ضرب المثل هندی
• «دانشِ کم خطرناک است، یا باید آبِ چشمه را تا قطره آخر بنوشید یا اصلأ لب نزنید.» -> الکساندر پوپ
• «دانشمندان، علماء و بزرگان هرکدام نردبانی برای ترقی دارند، لیکن شاعران و هنرمندان، این مدارج را پروازکنان می پیمایند.» -> ویکتور هوگو
• «دانشمند کسی است که بکوشد تا درد و رنج خود را بکاهد.» -> ویکتور هوگو
• «دانش و هنر از هر اقلیمی برخیزد و متعلق به هر قومی که باشد از آنِ همهٔ جهانیان است.» -> پوشکین
• «دانش کلی مانند خلیجی است که من و همکارانم فقط چنددانه ریگ جالب از پهنای وسیع آن برداشته ایم.» -> اسحاق نیوتن
• «در این کهکشان، دانش فنی نیز بزرگترین عامل بروز گرفتاری های دست و پاگیر برای بشریت است.» -> هربرت مارکوزه
• «در ترویج دانش و هنر اهتمام نمائید تا مردم صاحب استعداد ضایع نشوند.» -> ناشناس
• «درخت تو گر بار دانش بگیرد// به زیر آوری چرخ نیلوفری را» -> ناصرخسرو
• «در روزگارِ گذشته مردم به تحصیل علم همت می گماشتند تا خود را به درجه کمال برسانند، امروز علم را برای این فرا می گیرند که دیگران را مجذوب و مسخر کنند.» -> کنفوسیوس
• «دو کس دشمن ملک و دین اند، پادشاه بی حلم و زاهد بی علم.» -> سعدی
• «دین بدون علم کور است و علم بدون دین لنگ است.» -> آلبرت اینشتین
• «دانشی که با پرهیزکاری توأم نباشد پشیزی نمی ارزد.» لوئی چهاردهم
• «دانایی عمده انسان در این نهفته است که به حماقت های خود پی ببرد.»
• «روشنفکر پشت گوشش بنویسد!: فقط دوراه وجود دارد که روشنفکر به رهبری حزب طبقه کارگر انتخاب شود، اول به شرط این که از علم جامعه شناسی شناخت داشته باشد. شرط دوم این است که در راه آرمان و احقاق منافع طبقه کارگر از خودگذشتگی سیاسی داشته و فداکاری کند یا قربانی داده باشد.» -> کورت توخلسکی
• «ز خورشید دانش چو پرتو گرفت// هیولای جان صورت نو گرفت» -> ادیب پیشاوری
• «ز دانش چو جان تو را مایه نیست// به از خامُشی هیچ پیرایه نیست» -> فردوسی
• «زینت انسان سه چیز است: علم، محبت، آزادی.» -> افلاطون
• «ز گهواره تا گور دانش بجوی،» -> محمد
• «سرعت رشد علوم در قرن های اولیه اسلام هر محققی را شگفت زده می کند. بدون تردید این رشد سریع متأثر از تعالیم قرآن کریم و روایات فراوانی است که در باب علم و عالم بیان شده است.» -> محمد خاتمی
• «شعر است لطیفه الهی// مضمون سپیدی و سیاهی// شعر ابروی دانش است و الهام// لیکن نشود سپید از ایام» -> مکتبی شیرازی
• «شعر دانی چیست؟ مرواریدی از دریای عقل// هست شاعر آن کسی کین طرفه مروارید سفت// صنعت و سجع قوافی هست علم و، شعر نیست// ای بسا ناظم که نظمش نیست، الا حرف مفت» -> محمدتقی بهار
• «شتران مست شدستند، ببین رقص جمل// ز اشتر مست که جوید ادب و علم و هنر» -> مولوی
• «صوفیان عشق را علاج همه دردها و کیمیای وجود تعریف کرده اند. عشق فقر را به ثروت تبدیل می کند، گدا را به شاهزاده، جنگ را به صلح، جهل را به دانش و جهنم را به بهشت مبدل می سازد.» -> حسین الهی قمشه ای
• «عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست // هرچه گفت و گوی خلق آن ره، ره عشاق نیست» -> مولوی
• «علم اگر خواهی با مردم عالم بنشین// گِل چو گُل گردد خوش بو، چو به گل شد هم بر» -> ایرج میرزا
• «علم را دو پر، گمان را یک پر است// ناقص آمد، ظن به پرواز ابتر است» -> مولوی
• «علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تأمین نشود.» -> آلبرت اینشتین
• «علم کز اعمال نشانیش نیست // کالبدی دارد و جانیش نیست» -> امیر خسرو دهلوی
• «علم مخوف ترین بلای جان آدمی است... مصیبت آن از طاعون و قحطی و جنگ بیشتر است.» -> داستایوسکی
• «علم و دانش کلیدی است که تمام درها باآن باز می شود.» -> آناتول فرانس
• «علومِ پاک، در دل های ناپاک قرار نگیرد.» -> سقراط
• «فصاحت، فرزند دانش است؛ دماغی که پر است مانند رودخانه ای صاف و شفاف است.» -> بنیامین دیسرائیلی
• «فلک به مردم نادان دهد زمام امور// تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس» -> حافظ
• «قدرت در روزگار ما بی مقصد، بی مسؤولیت و حتی بی خواست و آرزو است. قدرت چیزی جز خود را نمی خواهد و قدرتی که در پی دستیابی به قدرت است، مصداق بارز «نهیلیسم» است و این است فاجعه بزرگ روزگار ما که در جنگها، اشغال ها، آوارگی انسان ها، پایمال کردنِ حق و حقوق ملت ها و ترور و خشونت تجلی می کند و این است راز و رمز مصیبتی که در اثر استخدام علم، هنر و دین توسط قدرت و اشتهای سیری ناپذیر قدرت های ریز و درشت روزگار ما برای استیلا برآنچه آن را «غیرخودی» و «دیگری» می دانند نصیب ما شده است و جهان ما را ناامن و از نعمت محبت و همدلی محروم کرده است.» -> محمد خاتمی
• «قرون تاریک بازخواهد گشت، عصر حجر بربال های درخشان دانش بازخواهد گشت، چه بسا امروز برکت های بی شمار به بشر ارزانی داشته تا یک روز مایهٔ نابودی وی شود، زنهار فرصت از دست نرود.» -> وینستون چرچیل
• «کسب دانش و تقدس، عفاف و پاکدامنی و شکوه پیروزی، هیچ کدام به منزله فتح قله رفیع برای انسان نیست. بلکه چیز دیگری است، چیزی حماسی تر، چیزی مأیوس کننده: حرمت مقدس» -> نیکوس کازانتزاکیس
• «کشوری که افراد آن از علم و دانش بهره مند باشند دیگر طعم گرسنگی را نچشیده، زندگی راحت و آسوده ای خواهند داشت.» -> کنفوسیوس
• «کودک، علم به چوب آموزد نه به شفقت.» -> قابوس نامه
• «کوشش برای کسب دانش، نخستین و یگانه پایه فضیلت است.» -> اسپینوزا
• «کسی که علمِ خود را از دیگران پنهان دارد، و یا در برابرِ آن مزد بخواهد، هرگز آن علم برایش مفید نخواهد بود.»
• «لذتی که از علم حاصل می شود بی آلایش است.» -> افلاطون
• «لذتی که از علم و دانش حاصل می شود بالاترین لذت ها است.» -> اسمایلز
• «مغز ابلهان، علم را به اوهام، فلسفه را به بلاهت و هنر را به فضل فروشی مبدل می کند.» -> برنارد شاو
• «من این را بسی کرده ام آزمون// که دانش، شود ز آزمایش فزون» -> ادیب پیشاوری
• «من به تو جز علم نگویم سخن// علم چو آید به تو گوید چه کن» -> نظامی

ارتباط محتوایی با دانش

دانش در جدول کلمات

دانش اندازه گیری
هندسه
دانش آموز
مجمل
دانش آموز عرب
تلمیذ
دانش آموزان علوم دینی
طلاب
دانش آموزی که در امتحان درسی نمره کمتر از حد نصاب بگیرد و مجبور شود دوباره آن درس را امتحان بدهد
تجدیدی
دانش بررسی سلول ها جهت تشخیص سلول های بدخیم در سرطان ها
سیتولوژی
دانش بررسی و ساختار و عملکرد پروتئین ها در مقایس بزرگ است
پروتیومیک
دانش شناخت اشکال
هندسه
دانش ها
علوم
دانش و علم
فضل

معنی دانش به انگلیسی

knowledge (اسم)
سامان ، اگاهی ، اطلاع ، معرفت ، علم ، بصیرت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، دانایی ، وقوف
learning (اسم)
فراگیری ، اطلاع ، معرفت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، یادگیری ، فضل وکمال
witting (اسم)
ذکاوت ، قضاوت ، هوش ، اطلاعات ، معلومات ، دانش ، تعمد
letter (اسم)
حرف ، خط ، ادبیات ، نامه ، مراسله ، نویسه ، موجر ، دانش ، کاغذ ، عریضه ، مرسوله ، حرف الفباء ، حرف چاپی ، اثار ادبی ، اجازه دهنده
scholarship (اسم)
مستمری ، تحقیق ، فضیلت ، دانش ، فضل وکمال ، کمک هزینه دانشجویی
wisdom (اسم)
معرفت ، خرد ، حکمت ، فضیلت ، عقل ، دانش ، دانایی ، فرزانگی
science (اسم)
معرفت ، علم ، دانش
kenning (اسم)
معرفت ، نگاه ، نوعی استعاره ، دانش ، قدرت بینایی
lore (اسم)
دانش ، افسانه هاو روایات قومی ، فرهنگ نژادی ، فاصله بین چشم ومنقار

معنی کلمه دانش به عربی

دانش
تراث تقليدي , حکمة , زمالة , علم
عِلمُ الإتّصالِ
طب نسائي
تعلم
تلميذ , طالب
حامل ادواة الجولف
عِلْمُ الإجرامِ
عالم
موسوعة
علم طبقات الارض
اطروحة
اکاديمي
اکاديمية

دانش را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی دانش

دانش ١٤:٠٠ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠
دانش یعنی بیننده ذهن و سیرت و صورت و تجذیه و تحلیل بد و خوب در هر کلام ، پیشگو، پیش بینی شده از قبل،
|

دانش آری ١٤:١٥ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠
دانش ، بینش درون ، بیننده ذهن ، یکتا پرستی ،علمی از ماورائ الطبیعه ، مرتبط با هستی .
|

پیشنهاد شما درباره معنی دانش



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانش چیست   • تعریف علم و دانش   • تعریف دانش   • علم و دانش در جدول   • تفاوت علم و دانش   • انواع دانش   • تجربه   • تجربه چیست   • معنی دانش   • مفهوم دانش   • معرفی دانش   • دانش یعنی چی   • دانش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دانش
کلمه : دانش
اشتباه تایپی : nhka
آوا : dAneS
نقش : اسم
عکس دانش : در گوگل


آیا معنی دانش مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )