برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1157 100 1

داها

معنی داها در لغت نامه دهخدا

داها. (اِ) دره. || غار کوه. (برهان ). کهف. (نظام الاطباء).

داها. (اِخ ) دها. داه. داهه. نام گروهی از مردم سکائی. آنان که با کورش کبیر جنگیده اند و کورش بدست آنان کشته شده است بر طبق روایت برس کلدانی. (ایران باستان ج 1 ص 470).

معنی داها به فارسی

داها
دها . داه

معنی داها در فرهنگ فارسی عمید

داها
۱. = دهار
۲. دره.

داها را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گروه های کوهنوردی ساری   • چکاد ساری   • گروه کوهنوردی قاف ساری   • معنی داها   • مفهوم داها   • تعریف داها   • معرفی داها   • داها چیست   • داها یعنی چی   • داها یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی داها
کلمه : داها
اشتباه تایپی : nhih
عکس داها : در گوگل

آیا معنی داها مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )