برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1285 100 1

دا

معنی دا در لغت نامه دهخدا

دا. (اِ) مخفف دایه ، داه. || (در تداول مردم بختیاری ) مادر. ام. والده.

دا. (اِ) مخفف داو :
از نرد سه تا پای فراتر ننهادیم
هم خصل بهفده شد و هم دا بسر آمد.
سوزنی.
(چنین است در تذکره ٔ تقی الدین و دو نسخه ٔ خطی کهن دیوان سوزنی ) ولی طبیعی تر آن است که اصل : «... هم داوسر آمد» باشد.

دا. (ریشه ٔ فعل ) در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنی دادن و آفریدن و ساختن و بخشیدن و آن در «دادن » فارسی آمده است. (از فرهنگ ایران باستان پورداود ج 1 ص 57 و 71 و 74).

دا. (اِ) رده ٔ دیوار. (غیاث ). پایه و اساس بنا. داو. دای. پی. بنیاد. اصل بنا :
پی دیوار ایمان بود کارش
از آن شد چاردا از چاریارش.
جامی (از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 405).
رجوع به داو و دای شود.

معنی دا به فارسی

دا
رده دیوار
فساد الدم
مرض مخصوص گوسفند و گاو و در آن حیوان متشنج شود و بدور خود چرخیدن گیرد
[ گویش مازنی ] /daa bamerd/ به معنی: پدر مرده که نوعی نفرین است
[ گویش مازنی ] /daa bamerdan/ لفظی در تعزیر به معنی فدا شدن
[ گویش مازنی ] /daa baytan/ به حساب آوردن – پذیرفتن
[ گویش مازنی ] /in daa/ این تا
[ گویش مازنی ] /te daa/ فدای تو به قربانت

معنی دا در فرهنگ فارسی عمید

دا
بیماری، مرض، علت.

دا در دانشنامه ویکی پدیا

دا
دا نام کتاب روایت خاطرات سیده زهرا حسینی است که در مورد جنگ ایران و عراق و به اهتمام سیده اعظم حسینی نگاشته شده و توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. دا، در زبان کردی و لری به معنی مادر است و زهرا حسینی که خود یکی از کردهای پهله زرین آباد استان ایلام است با انتخاب این عنوان سعی کرده به موضوع مقاومت مادران ایرانی در طول جنگ ایران و عراق بپردازد. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، این کتاب مهم ترین و تأثیرگذارترین کتاب در زمینهٔ خاطره نگاری جنگ هشت سالهٔ ایران و عراق محسوب می شود. کتاب دا پرمخاطب ترین کتاب سال ۱۳۸۸ در ایران بود.
دومین جایزه ادبی جلال آل احمد برگزیده و شایسته تقدیر شناخته شد.
خاطرات ذکر شده در این کتاب در دو شهر بصره و خرمشهر است و سال های محاصره خرمشهر توسط نیروهای عراقی محور مرکزی کتاب را تشکیل می دهد. حسینی در آن زمان دختر ۱۷ ساله ای بوده و گوشه ای از تاریخ جنگ را بازگو می کند که غالباً به اشغال و فتح خرمشهر مربوط می شود. تبلیغات گسترده ای برای این کتاب انجام شد، از جمله پوسترهایی با حضور هنرپیشه های معروف طراحی شده بود که به معرفی این کتاب می پرداختند.
کتاب شامل سه قسمت است. قسمت نخست کتاب سال های ابتدایی زندگی حسینی در عراق و مهاجرت اجباری خانواده وی تحت فشار رژیم بعث را روایت می کند. قسمت دوم کتاب به شرح فعالیت های حسینی در جریان جنگ ایران و عراق پرداخته است. قسمت سوم کتاب هم در مورد زندگی شخصی حسینی و ماجرای ازدواج وی است. سیده زهرا حسینی این اثر را به حضرت زینب تقدیم نموده است.
این کتاب توسط پال اسپراکمن، به زبان انگلیسی ترجمه شده و توسط انتشارات مزدا در آمریکا به چاپ رسید و با حضور مترجم آن در محل نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد (نیویورک) رونمایی شد. همچنین این کتاب به زبان ترکی استانبولی و اردو ترجمه شده و کار ترجمه آن به زبان های اسپانیایی و عربی نیز در حال انجام است. کتاب همچنین به زبان اردو ترجمه شده است.
عکس دا
مختصات: ۱۲°۲′ شمالی ۳°۹′ غربی / ۱۲٫۰۳۳°شمالی ۳٫۱۵۰°غربی / 12.033 ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدجواد
(اوستایی) 1ـ دادن، بخشیدن 2ـ انجام دادن, ساختن، آفریدن، اختراع ـ ابداع کردن 3ـ گذاشتن، گماشتن، مأمور ـ منصوب کردن 4ـ پشتیبانی ـ حمایت ـ یاری کردن 5 ـ پاسداری ـ نگهداری ـ حفظ کردن 6ـ عقل، خرد، چاره، راه حل، نقشه، دوراندیشی، خردمندی 7ـ دوراندیش
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
دا::مادر ،دانا،آگاه
در زبان لری لرستان ::دا و دالکه
در زبان لری کهگیلویه و ممسنی
:: دی
آپادانا ::پدر و مادر (بزرگ وکوچک)
آقا و خانم
کاخ آپادانا در مناطق لرنشین شوش
ملکشاهی
دا کلمه ایی لری به معنی مادر است
گلاره
دا.درلری یعنی مادروریشه باستانی داره
مانندشب یلدا.شب مادریل دا.
داگل
دا : درگویش لری لرستان به معنای مادر است.
دا درزبان پارسی به معنای آفریدن آفریننده یا آفریدگار است. مانند دادار (اسم) یکی از نام‌ها و صفات باری‌تعالی: هرآن‌کس که داند که دادار هست / نباشد مگر پاک و یزدان‌پرست (فردوسی)
ابوالفضل
دا ، در زبان لکی که اصیل ترین زبان آریایی می باشد به معنای مادر است، فدای تمامی داهای دنیا
مصیب مهرآشیان مسکنی
در پارسی کهن مهوهبت وجود فراهم که وقتی میگوییم پیدا کردم بعنی ریشه و پی و بن او به وجود امد و مال من شد حال خواه گمشده خودش باشد یا غیرو لاغیر
زهرا
دا کلمه ای ریشه ی باستانی ودر زبان کهن لکی همچنین در زبانهای لری و بختیاری به معنی مادر است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دا عش   • معنی دا   • دا ن   • دانلود کتاب دا برای اندروید   • قیمت کتاب دا   • خلاصه کتاب دا   • دانلود کتاب دا برای موبایل   • مفهوم دا   • تعریف دا   • معرفی دا   • دا چیست   • دا یعنی چی   • دا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دا
کلمه : دا
اشتباه تایپی : nh
عکس دا : در گوگل

آیا معنی دا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )