برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1327 100 1

دبر

/dobor/

مترادف دبر: پشت، کون، مقعد، نشستگاه

متضاد دبر: پیش

معنی دبر در لغت نامه دهخدا

دبر. [دَ ] (اِخ ) پشته ای است مر هذیل را. || کوهیست میان تیما و میان سلمی و اَجا. (منتهی الارب ).

دبر. [ دَ ] (ع اِ) ج ِ دَبرَة. (منتهی الارب ). رجوع به دبرة شود.

دبر. [ دَ ] (ع اِ) دِبر. (منتهی الارب ). جماعت نحل. گروه کبت انگبین. لاواحد له ؛ واحد ندارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، ادبر. دبور. (منتهی الارب ). گروه مگس عسل. گوژ انگبین. ج ، دبور. (مهذب الاسماء). || زنبوران. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دِبر. (منتهی الارب ). || بچه های ملخ. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دِبر. (آنندراج ). || سپس آینده ٔ هر چیز. (منتهی الارب ). پس چیزی. || مرگ. || کوه. || خواب هر ساعت. || نوش. || رنج. (منتهی الارب ). || پاره ٔ زمین درشت در دریا مانند جزیره ای که آب برآن آمده و فرورفته باشد. || تخته سنگ همسطح با آب دریا. تخته سنگ کنار دریا. ج ، دبار. (از دزی ج 1 ص 422). || یقال : جعل کلائک دبر اذنه ؛یعنی گوش نکرد سخن ترا و نه ایستاد بر آن. (منتهی الارب ). || مال بسیار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دِبر. (آنندراج ). || مال بسیار، واحد وجمع و تثنیه درین یکسانست. (مهذب الاسماء). || (اِخ ) کوهی است میان تیما و میان سلمی و اجا و به این معنی بدون الف و لام نیز آید. (منتهی الارب ).
- ذات الدبر ؛ وادیی است معروف واصمعی آنرا تصحیف کرده و گفته است ذات الدیر بالیاء.(منتهی الارب ).
|| پشته ای است مر هذیل را. (منتهی الارب ).

دبر. [ دَ ] (ع مص ) پشت دادن و سپس رفتن. || بردن چیزی را. || نقل کردن حدیث را از کسی بعد مرگ او. || باد دبور گردیدن هوا. || درگذشتن تیر از نشانه. || باد دبور زدن. (منتهی الارب ). || پشت بدادن شب و روز روی ناکردن آن. (زوزنی ). || جستن کاریز. (زوزنی ).

دبر. [ دِ ] (ع اِ) مال بسیار. (منتهی الارب ). دَبر. رجوع به دَبر شود. (منتهی الارب ). || گروه کبت انگبین (واحد ندارد). دَبر. (منتهی الارب ). رجوع به دَبر شود.

دبر. [ دُ ] (ع اِ) سپس پشت. (منتهی الارب ). دُبُر. خلاف قبل. || سپس و آخر هر چیز. ج ، ادبار. || جئتک دبر الشهر و فی دبر الشهر و علی دبر الشهر و ادبار الشهر وفی ادبار الشهر؛ آمدم ترا آخر ماه. || کون. || پشت. (منتهی الارب ). || گوشه ٔ خانه. (منتهی الار ...

معنی دبر به فارسی

دبر
عقب، پشت، موخروعقب چیزی، ادبارجمع
۱ - عقب پشت مقابل قبل پیش جمع ادبار . ۲ - مقعد کون
دبرها طایفه ای از طوایف یونانی بوده اند .
[ گویش مازنی ] /debar/ دلبر – معشوق – یار
[ گویش مازنی ] /daber doober hekaarden/ رجز خواند
[ گویش مازنی ] /debre dingoen/ تنوره انداختن - برخاستن حرارت از منبع حرارتی

معنی دبر در فرهنگ معین

دبر
(دُ بُ) [ ع . ] (اِ.) عقب ، پشت . ج . ادبار.

معنی دبر در فرهنگ فارسی عمید

دبر
۱. مقعد.
۲. مؤخر و عقب چیزی، عقب، پس، پشت.

دبر در دانشنامه اسلامی

دبر
دبر به ضم دال و باء به مقعد یا مخرج غائط و مدفوع گفته می شود.
دبر یعنی مخرج غائط یا مقعد.
موارد کاربرد دبر در فقه
عنوان یاد شده در بسیاری از ابواب نظیر طهارت، صلات، صوم، حج، نکاح، طلاق، و حدود به کار رفته است.
احکام دبر
...
دبر
معنی دُّبُرَ: پشت سر
معنی مُدَبِّرَاتِ: تدبیر کنندگان ( تدبير که با دُبُر به معنی پشت از یک ریشه است به معناي اين است که چيزي را بعد ازیا در پی و پشت چيز ديگر بگيريم به عبارت دیگر به برنامه ریزی برای مدیریت یکپارچه یک مجموعه مرتبط باهم که تمام اعضای آن زنجیر وار از هم تأثیر می پذیرند تدبیر...
معنی يُدَبِّرُ: تدبير مي کند (تدبير به معناي اين است که چيزي را دنبال چيزي بياوري ، و مقصود از آن اين است که اشياي متعدد و مختلف را طوري تنظيم کني و ترتيب دهي که هر کدام در جاي خاص خود قرار بگيرد ، بطوري که به محض تنظيم ، آن غرضي که از هر کدام آنها داري و فائدهاي که...
تکرار در قرآن: ۴۴(بار)
«دُبُر» به معنای پشت در مقابل «قُبُل» به معنای پیش رو است، و ذکر این کلمه در اینجا برای بیان پشت کردن به میدان جنگ، به طور کامل است.
(بر وزن عنق) عقب. مقابل جلو. یعنی از پی هم به طرف در دویدند و او پیراهن یوسف را از عقب درید راغب می‏گوید: دبر شی‏ء خلاف قبل آن است و به طور کنایه به دو عضو مخصوص (آلت تناسلی و مقعد) گفته می‏شود. پس قبل و دبر در اصل به معنی جلو و عقب اند و آن دو جزء یک شی‏ءاند مثل جلو پیراهن و عقی آن و گاهی کنار از شی‏ء اند مثل اینکه بگوئیم زید در جلو من و یا در عقب من است مثال اوّلی از قرآن نحو و آیه 25 یوسف که گذشت. و مثال دوّم نحو . و بیشتر استعمال آن در قرآن در قسم اوّل است در المیزان فرموده که استعمال آن در قسم دوّم به طور توسّع و مجاز است (ج 7 ص 92(. جمع دبر ادبار است مثل ، . از دبر به مناسبت معنای اوّلی افعالی مشتق شده مثل ادبر، تدبّر، ادبّر. همچنین است مدبر و دابر و ادبار. * میخواند کسی را که به حق پشت کرده و اعراض نموده است سپس بر عرش تسلّط یافت امر را تدبیر امر، افتادن به دنبال آن است یعنی در پی کار خود است و آن رادنبال می‏کند. * در اقرب الموارد می‏گوید: «تَدَ ...

ارتباط محتوایی با دبر

دبر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
سوراخ مقعد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس دبر زن   • دبر ویکی پدیا   • وطی دبر زن   • دبری در مثانه چیست؟   • وطی دبر چیست   • قُبُل   • دبر و قبل   • قبل و دبر چیست؟   • معنی دبر   • مفهوم دبر   • تعریف دبر   • معرفی دبر   • دبر یعنی چی   • دبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دبر
کلمه : دبر
اشتباه تایپی : nfv
آوا : dobor
نقش : اسم
عکس دبر : در گوگل

آیا معنی دبر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )