انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 983 100 1

دربند

/darband/

مترادف دربند: اسیر، بندی، زندانی، گرفتار، محبوس، مغلول، مقید، تنگ، تنگه، بن بست، دژ، قلعه

معنی دربند در لغت نامه دهخدا

دربند. [ دَ ب َ ] (اِ مرکب ) (از: در، باب + بند از بستن ). دروند. لغةً به معنی پانه ای (چوبکی ) که برای بستن درها بکار برند، معرب آن هم دربند و دروند (عامیانه ) است. (از حاشیه ٔ برهان و دزی ). تیری که در پس در گذارند. کلیدان در. (ناظم الاطباء). چفت در. نِجاف. (از منتهی الارب ). کلان در : تابوت آدم علیه السلام بدو سپرد و آن تابوت از دره ٔ بیضا بود و آنرا دو در بود از زر سرخ و دربند از زمرد سبز. (تاریخ سیستان ).
ناگهان در خانه اش گاوی دوید
شاخ زد بشکست دربند و کلید.
مولوی.
- در و دربند ؛ در با آلات بستن آن از چفت و رزه و کلان و کلیدان و غیره.
- || مانع مدخل و رهگذر.
- بی در و دربند ؛ بی هیچ مانعی در مدخل.
|| هر دو تخته ٔ در که به آن درآیند می سازند و آنرا در عربی مصر عین خوانند. (آنندراج ). لنگه ٔ در :
دو در دارد این باغ آراسته
که دربند از آن هر دو برخاسته.
نظامی (آنندراج ).
در بیت فوق در بعضی نسخ «دروبند» به واو عطف ضبط شده که آن کنایه از نظام و آرایش بود چنانچه در این بیت :
دروبند اول که در بند یافت
بشرط خرد زآن خردمند یافت.
(از آنندراج ).
اما گفته ٔ آنندراج در هر دو مورد استوار نیست و در شعر نظامی «دربند» معنی بند در دارد نه مصراع ولت در و «دروبند» در شاهد دوم نیز به معنی در و آلت بستن در است نه نظام و آرایش. (یادداشت لغت نامه ). || دروازه. (ناظم الاطباء). دروازه های بازار که از آنها در اندرون بازار درآیند. (لغت محلی شوشترخطی ). در یا دروازه که در مدخل و کوچه و بازار قرارمی داده اند بدان اعتبار که کوچه ها نیز سرپوشیده بوده است ، بنابراین دربند دژ یا دربند شهر یا قلعه ، مدخل یا یکی از مدخلهای آن که به کوچه ای یا بازاری و محله ای منتهی میشد بوده است : پیغمبر گفت آن به تاریکی اندر است و با کوه قاف پیوسته ، گفت چند خلق است آنجا پیغمبر علیه السلام گفت هر شارستانی را هزاردربند است و هر دربندی را هزار مرد نوبة است. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
به دربند حصن اندر آمدفرود
دلیران در دژ ببستند زود.
فردوسی.
وز آنجا بساز از پی راه برگ
ببر هر دو را تا به دربندارگ.
فردوسی.
ز دربند دژ تا درازی سنگ
درفشست و پیلان و مردان جنگ.
فردوسی.
نکایتی عظیم در خزر رسانید و ایشان را قهر کرد وهمه ٔ دربندها را عمارت کردن فرمود و مردم بسیار نشاند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 94 و 96).
آزاد رسته از در و دربند حادثات
رستی خوران به باغ رضا آرمیده ایم.
خاقانی.
پار گفتم کز پی بانگ ملک
حصن دربند از سنان خواهد گشاد
راست آمد فال و می گویم کنون
روس را دربندسان خواهد گشاد.
خاقانی (دیوان ص 496).
به دربند آن ناحیت راه یافت.
نظامی.
با دو سه دربند کمر بند باش
کم زن این کم زده ٔ چند باش.
نظامی.
در هر دربندی بیخ و بندی کردند. (جهانگشای جوینی ). درب الجوف ؛ دربندی است به بصره. (منتهی الارب ). || کوچه ای که در دارد. کوچه های پهن و بسیار کوتاه که در آنها بسته می شود. کوچه ٔ بن بستی که دارای در و دروازه است. || کوچه ٔ پهن و کوتاه. (لغات فرهنگستان ). || راه تنگ و صعب العبور در کوه. (ناظم الاطباء). باب الابواب ؛ دربندی است به خزر.بابة؛ دربندیست به روم. (منتهی الارب ). || راه هولناک و باخطری که دزدان و راهزنان در آنجا می باشند. (ناظم الاطباء). || گذرگاه دریا که آنرا بندر خوانند. (از برهان ) (غیاث ). شهری که بر گذرگاه دریا سازند و بندر مقلوب آنست. (از آنندراج ) :
سد شدی دربندها را ای لجوج
کوری تو کرد سرهنگی خروج.
مولوی.
جوانی خردمند و پاکیزه بوم
ز دریا برآمد به دربند روم.
سعدی.
|| دره. (ناظم الاطباء). || قلعه و حصار. (غیاث ) (آنندراج ) :
به هر جای دربندها کرده شاه
برآورده برجش به خورشید و ماه.
زجاجی (ازآنندراج ).
- دربند عدم ؛ دژ بی نشانی. قلعه ٔ عالم بی نشانی. دنیای حقیقی که در دسترس اندیشه ٔ بشری نیست. (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ) :
کی رسد جاسوس را آنجا قدم
کی بود مرصاد و دربند عدم.
مولوی.
|| فاصله ٔ میان دو ولایت.(برهان ) (غیاث ). مرز. ثغر. ثغرة. دربند میان کفر و اسلام. (دهار) (مهذب الاسماء).
- دربندان غیب ؛ سرحدهای عالم غیب. مرزهای نادیدنی. (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ) :
حمله بردی سوی دربندان غیب
تا نیایند این طرف مردان غیب.
مولوی.
|| سد. (ناظم الاطباء). بند: در تازیان... اندر دربندیست میان دو کوه و بر او دریست که کاروان بدان در بیرون شوند و آن بند مأمون خلیفه کرده است. (حدود العالم ). || سربند. چیزی که بدان دهانه ٔ ظرف یا مشکی را ببندند: کَمتَرَة؛ دربند مشک بستن دهان مشک را. (از منتهی الارب ).

دربند. [ دَ ب َ ] (ص مرکب ) آنکه در بند است. محبوس. مقید. اسیر :
ای ماهمه بندگان دربند
کس را نه بجز تو کس خداوند.
نظامی.
در گرفتار شدن حاجت زندانی نیست
نیشکر گرچه به باغ است ولی دربند است.
حسن بیگ رفیع (از آنندراج ).
خوبی و رعنایی و سرسبزی و شیرین لبی
ای پسر چون نیشکر این کارها دربند تست.
سعید اشرف (از آنندراج ).
- دربند کسی یا چیزی بودن ؛ در قید و گرفتار و دلبسته و در فکر او بودن :
نه دربند گاهم نه دربند جاه
نه خورشید خواهم نه روشن کلاه.
فردوسی.
و چون ایاک نعبد یعنی بنده ٔ توام و ترا پرستم [ گوید ] و آنگاه دربند دنیا یا دربند شهوت بودو شهوت زیر دست وی نبود، بلکه وی زیر دست شهوت بود.دروغ گفته باشد که هرچه وی در بند آنست ، بنده ٔ آنست. (کیمیای سعادت ).
دو حاجت دارم و دربند آنم
برآور زآنکه حاجتمند آنم.
نظامی.
به نیک و بد مشو دربند فرزند
نیابت خود کند فرزند فرزند.
نظامی.
برادر که دربند خویش است نه برادر و نه خویش است. (گلستان سعدی ).
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه
همچنان دربند اقلیمی دگر.
سعدی.
حافظ وظیفه ٔ تو دعا گفتن است و بس
دربند آن مباش که نشنید یا شنید.
حافظ.
بود دربند شوخیهای شیرین تو دل بردن
چو نیشکر حلاوت بر سراپای تو می زیبد.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
ببین لکنتش در زبان تا بدانی
که دربند او هست شیرین زبانی.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- امثال :
هرچه دربند آنی بنده ٔ آنی . (امثال و حکم ).
- دربند چیزی نبودن ؛ علاقه مند نبودن. دلبستگی نداشتن به چیزی. (فرهنگ عوام ).
- دربند غیر بودن ؛ کنایه از کسی که یار خود را گذاشته به اغیار پیوندد. (آنندراج ) :
نازم برسم دیر که دربند غیر را
صد خرقه گر دریده مریدش نمی کنند.
؟ (از آنندراج ).
|| محاصره. دربندان. شهربند :
به دربند سجستان آنکه روکرد
مثال کرده ٔ حیدر به خیبر.
ازرقی.

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) جایی و مقامیست که در آنجا شراب خوب می شود. (برهان ).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دربند شروان. باب. باب الابواب. نام شهر نزدیک شروان که آنرا باب الابواب گویند. (غیاث ). شهری است مشهور بر لب دریا از بناهای انوشیروان شاه ایران که چون در آن بندند مغول و تاتار را راه به آذربایگان و ایران نبود، اکنون به باب الابواب مشهور است و در قدیم آنرا ایران دژ می نامیده اند، یعنی دروازه ٔ ایران که چون آنرا می بسته اند راه آمد و شد با ایران از خارج بسته می شد، و بعضی گفته اند ایران گریز، یعنی دروازه ٔ آهنی. (از آنندراج ). این شهر اکنون در قفقاز پایتخت جمهوری داغستان قرار دارد و به روسی آنرا دربنت خوانند و مشخصات آن چنین است : در حدود 46000 تن جمعیت دارد. و در جنوب شرقی داغستان ، جنوب شرقی روسیه ٔ اروپا و کنار دریای خزر واقع است. دومین شهر بزرگ صنعتی داغستان و مرکز فرهنگی آنست ،بر دشت ساحلی باریکی بین جبال بزرگتر قفقاز و دریای خزر، بفاصله ٔ 225کیلومتری شمال غربی باکو واقعست و با راه آهن و جاده به باکو مرتبط میباشد. دارای باغستانها، صنعت ماهیگیری و کارخانه های تهیه ٔ مواد غذائی و نساجی است. ناحیه ٔ دربند دارای منابع نفت و گاز طبیعی است ناحیه ٔ اطراف دربند در ایام باستانی آلبانیا نام داشت و گردنه ٔ باریک بین دریا و کوههای قفقاز در محل دربند در ایام باستانی ، تنگه ٔ خزر یا دروازه ٔخزر یا دروازه ٔ آلبانیا نام داشت. گردنه ٔ دربند از ایام باستانی و هم در دوره ٔ اسلامی برای دفاع از حملات مهاجمین شمالی اهمیت بسیار داشت. تاریخ تأسیس دربند و مستحکم کردن گردنه ٔ دربند بدرستی معلوم نیست. شهر دربندرا معمولاً با شهر باستانی آلبانا پایتخت آلبانیا یکی میشمرند و گویند نام فارسی دربند پس از تجدید بنای شهر بدست قباد اول ساسانی رایج شد. خسرو انوشیروان (قرن ششم میلادی ) دربند را مستحکم کرد و گویند دیواری بطول هفت فرسنگ از کوه بدریا ساخت و بقایای این دیوار (دیوار قفقاز) که بعضی آنرا همان سد سکندر شمرده اند، هنوز باقی است. در سال 22 هَ. ق. که مسلمانان برای نخستین بار به دربند رسیدند، دربند در تصرف پادگانی ایرانی بود. با وجود تهاجمات اعراب در قرن اول هجری بدین حدود و منازعاتی که با اعراب داشتند ظاهراً این ناحیه اول بار بوسیله ٔ مسلم تحت استیلای اعراب و مسلمین درآمد، و گویند وی دربند را از نو ساخت (115 هَ. ق.). در کتب جغرافیایی مسلمین ، احوال استحکامات و ابواب دربند یا بنام عربی آن باب الابواب یاباب و الابواب بتفصیل و با لحنی تا حدی مبالغه آمیز بیان شده است. امرای دربند یک چند از قرن چهارم هجری دست نشانده ٔ شروانشاهان بوده اند، معهذا بعضی از حکام نیز در این ولایت به استقلال فرمانروایی کرده اند و از برخی از آنها بعنوان دارای دربند نام برده شده. در عهد مغول دربندگاه در تصرف شروانشاهان و گاه دارای حکام مستقل بود و امیر تیمور نیز که آنجا را گرفت به شروانشاه واگذاشت. در 892 هَ. ق. شیخ حیدر به محاصره ٔ دربند شتافت و در جنگ ترکمانان آق قوینلو کشته شد، لیکن پسرش شاه اسماعیل اول صفوی دربند و شیروان را در 915 هَ. ق. تسخیر کرده و بعد از آن دربند تابع حاکم شیروان ماند. در 986 - 1015 هَ. ق. دربند در دست ترکان عثمانی بود. تا آنکه شاه عباس اول صفوی آن رابازستاند، بعدها پطر کبیر بر آنجا دست یافت (1722 م.). ولیکن نادرشاه آنرا به ایران بازگرداند (1147 هَ. ق. / 1735 م.). بعد از نادرشاه دربند یک چند استقلال یافت لیکن بعد از فتحعلی خان کوبائی و پسرش شیخ علی خان که در آنجا فرمان راندند دربند بدست روسیه افتاد (1796 م ). و سرانجام بموجب عهدنامه ٔ گلستان (1228 هَ. ق. / 1813 م.). دولت ایران آنرا به روسیه واگذار کرد. در جنگ داخلی 1917 - 1921 م. قسمت بزرگی از شهر ویران شد. (از دائرةالمعارف فارسی ) :
ای آب خضر و آتش ، موسی و باد عیسی
داری ز خاک دربند اجلال و عزت و فر.
خاقانی.
مانا که هست گردون دروازه بان دربند
اجریست آن دو نانش ز انعام شاه کشور.
خاقانی.
تیغ تو خزر گیرد دربند گشاید هم
زین فتح مبشر باد اخبار تو عالم را.
خاقانی.
سهم شاه انگیخته امروز در دربند روس
شورشی کآن سگدلان در شیرلان انگیخته.
خاقانی.
بازگفتم از پی بانگ ملک
حصن دربند از سنان خواهد گشاد.
خاقانی.
انصاف ده که دربند ایمانسراست دین را
سقفش سرای ایمان دیوار دشت کافر.
خاقانی.
شکارستان او ابخاز و دربند
شبیخونش به خوارزم و سمرقند.
نظامی.
از آن سوی کهستان منزلی چند
که باشد فرضه ٔ دریای دربند.
نظامی.
در آن تافتن کآرزومند بود
رهش بر گذرگاه دربند بود.
نظامی.
رجوع به باب الابواب در همین لغت نامه شود.

دربند. [دَ ب َ ] (اِخ ) قصبه ای از بخش شمیران شهرستان تهران ،واقع در 2هزارگزی شمال تجریش. ناحیه ای است سردسیر با یکهزار تن سکنه و آب آن از رودخانه ٔ پس قلعه است و دارای ادارات کلانتری و شهرداری است. ساختمانهای بسیار عالی و ویلاهای زیبا در طول دره بنا شده که در تابستان اکثر ساختمانها اجاره داده میشود و ایام تعطیل عده ٔ زیادی از مردم تهران برای هواخوری به دربند میروند و مرتباً از تجریش ماشینهای سواری و اتوبوس ایاب و ذهاب میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1). این آبادی اکنون دارای 1685 تن جمعیت (طبق سرشماری سال 1335) می باشد و جزء شهرستان شمیرانات استان مرکزی (تهران ) و دو کیلومتری شمال تجریش است. کاخ ییلاقی سعدآباد در مجاورت آن قرار دارد. در دوره ٔ رضاشاه ، سیمای دربند بکلی تغییر کرد، خیابان آن آسفالت شد و یک مهمانخانه ٔ بزرگ و شهرداری و چند ویلا و مرکز برق در آن تأسیس گردید. متمکنین تهران نیز عمارات ییلاقی در آن ساختند. پس از شهریور 1320 هَ. ش. در منتهی الیه آن بتدریج بجای کلبه های روستائی قدیمی رستوران های تازه ساخته شد و دربند یکسره از صورت روستائی درآمد و این محل که سابقاً از ییلاقات تهران بود، از گردش گاههای تابستانی تهران گردید. (از دایرة المعارف فارسی ).

دربند. [ دَب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستاق بخش خمین شهرستان محلات ، واقع در 12هزارگزی جنوب باختری خمین با 637تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه ٔ آشناخور و راه فرعی به خمین دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رزقچای بخش نوبران شهرستان ساوه ، واقع در 4هزارگزی جنوب باختری نوبران با 526 تن سکنه. آب آن از چشمه سار و رودخانه ٔ مزدقان و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودباربخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین ، واقع در 34هزارگزی باختر معلم کلایه. آب آن از رودخانه ٔ سفیدرود و راه آن مالرو است. عده ای از اهالی در زمستان برای تأمین معاش به گیلان میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

دربند. [ دَ ب َ] (اِخ ) محلی در 440هزارگزی طهران میان ازنا و رودک. و آنجا ایستگاه ترن است. (یادداشت مرحوم دهخدا).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان ، واقع در 55هزارگزی باختر جنوبی قیدار و یکهزارگزی راه مالرو عمومی با 166 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ محلی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز، واقعدر 25هزارگزی باختر سراسکند و 10هزارگزی خط آهن میانه - مراغه ، با 362 تن سکنه. آب آن از چشمه و رود و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گورگ بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در 50هزارگزی جنوب مهاباد و 4هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه ٔ مهاباد به سردشت ، با 102 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ جمالدی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه ، واقع در 14هزارگزی جنوب خاوری مراغه و یکهزارگزی باختر راه ارابه رو مراغه به قره آغاج. آب آن از رودخانه ٔ مردق و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه ، واقع در 13هزارگزی شمال باختری نقده و 4500 گزی جنوب راه شوسه ٔ اشنویه به نقده با 282 تن سکنه. آب آن از رود گدار و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت بخش سلوانا شهرستان ارومیه ، واقع در 10500 گزی شمال باختری سلوانا و 6 هزارگزی شمال راه ارابه رو جرمی به بدکار ارومیه ، با 190 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دول بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه ، واقع در 50هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ ارومیه به مهاباد. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قراتور بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 22هزارگزی خاور دیواندره و 5هزارگزی شمال خاوری دالدن ، با 375 تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

دربند. [ دَ ب َ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر شهرستان کرمانشاه ، واقع در 18هزارگزی باختر سنقر و 3هزارگزی جنوب باختری سطر، با 115 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه ٔشهرستان سنندج ، واقع در 16هزارگزی جنوب گل تپه و 8هزارگزی باختر راه شوسه ٔ همدان به بیجار. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است و تابستان از طریق حسن قشلاقی میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خیران بخش مرکزی شهرستان خرمشهر، واقع در 2هزارگزی باختری خرمشهر و یکهزارگزی جنوب راه اتومبیل رو مرز عراق ، با 600 تن سکنه. آب آن از شطالعرب و راه آن تابستان اتومبیل رو است و در موقع بارندگی با قایق آبی و موتوری میتوان از شطالعرب به خرمشهر، رفت و آمد نمود. ساکنین این ده از طایفه ٔ عریض هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حشمت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد، واقع در 36هزارگزی خاور دورود و کنار راه آهن دورود به اراک ، با 225 تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ورکوه بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد، واقع در 21هزارگزی خاور چقلوندی و 21هزارگزی جنوب راه فرعی خرم آباد به چقلوندی ، با 120 تن سکنه. آب آن از سراب های متعدد و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد، واقع در 77هزارگزی شمال باختری اسفراین و 20هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ عمومی بجنورد به شقان ، با 150 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور، واقع در 24هزارگزی باختر چکنه بالا، با 137 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پائین ولایت باخرز بخش یوسف آباد شهرستان مشهد، واقع در 14هزارگزی جنوب خاوری یوسف آباد و کنار مرز ایران و افغانستان ، با 120 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سملقان بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد، واقع در 20هزارگزی جنوب باختری مانه و کنار راه شوسه ٔ عمومی بجنورد به مراوه تپه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان موگوئی بخش آخوره ٔ شهرستان فریدن ، واقع در 12هزارگزی شمال باختر آخوره و 12هزارگزی راه عمومی کوهک ، با 184 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

معنی دربند به فارسی

دربند
قصبه جزو بخش شمیران شهرستان تهران در ۲ کیلومتری شمال تجریش سردسیر و سکنه آن ۱٠٠٠ تن است .
راه تنگ وباریک درکوه، راه میان دوکوه، دره، دژ
دهی است از دهستان مو گوئی بخش آخوره شهرستان فریدن .
[ گویش مازنی ] /dar band bien/ پی گیری کردن - پا پی شدن ۳هوای کسی را داشتن
شهریست بر کران دریا میان این شهر و دریا زنجیری کشیده عظیم چنانکه هیچ کشتی اندر نتواند آمدن مگر بدر توری ( ظاهرا به دستوری )
به کوه قبق پیوسته است و از وی جامه های پشمین خیزد .
دهی است از دهستان سور سور بخش کامیاران شهرستان سنندج .
نام دره در شمال مشهد
مقید مغلول
[foul propeller] [حمل ونقل دریایی] پروانه ای که طناب یا سیم یا تور به دور آن تابیده و چرخش آن با اختلال همراه است
[ گویش مازنی ] /daro darband/ در و پنجره – در و پیکر
دهی از دهستان تگمران بخش شیروان شهرستان قوچان .
شمال باختری کرمانشاه در دو طرف راه شوسه کرمانشاه به سنندج واقع است . هوای آن سردسیر است و رودخانه کامیاران و شعب آن دهات این دهستان را مشروب میسازد این دهستان از ۷۶ ده کوچک و بزرگ تشکیل شده است و سکنه آن ۱۱۵٠٠ تن میباشد . محصولش غلات حبوبات و لبنیات است . ده دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان استان دوم . در ۱٠
میان دربند و بالا دربند و زیر دربند از بلوکات ولایت کرمانشاهان است حد شمالی : کردستان . شرقی : سنقر جنوبی : کرمانشاهان غربی : قصر و ذناب است .

معنی دربند در فرهنگ معین

دربند
(دَ بَ دِ) (حراض . مر.) در قید، درصدد، به قصد. ضح - به این معنی لازم الاضافه است . ، ~ چیزی بودن بدان علاقه داشتن .
(دَ بَ) (اِمر.) ۱ - کوچة بن بستی که در داشته باشد. ۲ - دره ، راه میان دو کوه . ۳ - قلعه .

معنی دربند در فرهنگ فارسی عمید

دربند
۱. در قید، گرفتار، اسیر.
۲. (اسم) [قدیمی] کوچۀ بن بستی که در داشته باشد.
۳. (اسم) [قدیمی] راه تنگ و باریک در کوه، راه میان دو کوه، دره.
۴. (اسم) [قدیمی] = دِژ
* در بند بودن: (مصدر لازم) گرفتار بودن، اسیر بودن، زندانی بودن.
* در بند کردن: (مصدر متعدی) مقید ساختن، اسیر کردن، زندانی کردن.

دربند در دانشنامه اسلامی

دربند
دربند، مهمترین شهر شیعه نشین داغستان و دروازه ورود اسلام به قفقاز است که در غرب دریای خزر و در ۲۶۱ کیلومتری شمال شهر باکو واقع شده و در دوره اسلامی، باب الابواب خوانده می شده است. دربند در گذشته بخشی از ایران بوده است که بر اساس قرارداد گلستان (۳ آبان ۱۱۹۲ برابر با ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳م) از این کشور جدا شد و به روسیه پیوست. حدود ۵۰،۰۰۰ شیعه در این شهر زندگی می کنند. محمد تقی قمری دربندی و آقا دربندی از این شهر برخاسته اند.
چون دربند در دهانه دره های رشته کوه های قفقاز، دیوارها و قلعه هایی از جمله مدینه باب قرار داشت، به آن باب الابواب نیز گفته اند کتزیاس، جغرافیانویس یونانی، آن را دروازة خزر ضبط کرده است. بنابر مطالب تاریخ آغوان، به آن دروازة هونها گفته اند ظاهراً این نام گذاری به لحاظ هجوم اقوام خزر و هونها از آنجا (باب) به بلاد قفقاز بوده است. به نوشتة مارکوارت به یونانی به آن چور و به ارمنی چول می گفته اند. در منابع ساسانی، باب را دربند نوشته اند.
در دورة اسلامی، دربند را با نام های «الباب» و «الابواب»؛ «باب»؛ «باب الابواب»؛ «دربند خزران»؛ «دربند شیروان»؛ «دربند خزر» و «دربند خزران»؛ و «باب الحدید» ضبط کرده اند. ظاهراً «دمورقاپی» نام ترکی ـ مغولی آن است که حمداللّه مستوفی از آن یاد کرده است.
«دربندنامه جدید»، تألیف میرزا حیدر وزیر اُف نویسنده روسی است که توسط جمشید کیانفر به فارسی ترجمه و در یک مجلد منتشر شده است. به گفته نویسنده آنچه در کتب تواریخ قدیمه دیده و خوانده در این اثر درج و تألیف نموده و آثار و اخبار امم سالفه را ذکر کرده است.اهمیت اثر حاضر، بخش پایانی آن است؛ به ویژه از آمدن پطر اول به دربند و توجه روس ها بدین شهر تاریخی، و وقایعی که در تاریخ معاصر ایران منجر به جدا شدن این شهر از ایران شد.
کتاب؛ مشتمل بر یک پیش گفتار، 19 فقره و یک بخش تعلیقات است. پیش گفتار کتاب حاوی مطالب مفیدی درباره کتاب است. مطالب فقرات از 733 سال پیش از میلاد مسیح آغاز و تا زمان نادرشاه به ترتیب زمانی ادامه می یابد. در بخش تعلیقات نیز توضیحات مفیدی به قلم مترجم ارائه شده است.
در پیش گفتار کتاب بر احیاء نسخه های خطی به عنوان حامل فرهنگ پرمایه اسلام و ایران و کارنامه دانشمندان و نوابغ و هویتنامه ما ایرانیان تأکید شده و چنین آمده است: «با همه کوشش هایی که در سال های اخیر برای شناسایی این ذخایر مکتوب و تحقیق و تتبّع در آنها انجام گرفته و صدها کتاب و رساله ارزشمند انتشار یافته، هنوز کار ناکرده بسیار است و هزاران کتاب و رساله خطی موجود در کتابخانه های داخل و خارج کشور شناسانده و منتشر نشده است. بسیاری از متون نیز، اگر چه بارها به طبع رسیده، منطبق بر روش علمی نیست و به تحقیق و تصحیح مجدّد نیاز دارد». در ادامه پیش گفتار، اثر حاضر به عنوان یک نمونه از این رساله ها قلمداد شده است.
دربند یا «باب الابواب» امروزه در محدوده جغرافیایی داغستان در روسیه قرار داد و روس ها از آن به دِربِنت یاد می کنند و از شهرهای صنعتی و مرکز فرهنگی داغستان است. مؤلف بنای شهر دربند را به گشتاسب پادشاه افسانه ای و اسطوره ای نسبت می دهد.
از منظر تاریخی ناحیه اطراف دربند در ایام باستانی «آلبانیا» نام داشت و گردنه باریک بین دریا و کوه های قفقاز در محل دربند در ایام باستانی تنگه خزر یا دروازه خزر یا دروازه آلبانیا نامیده می شد. گردنه دربند از روزگار باستان و هم در دوره اسلامی برای دفاع از حملات مهاجمین شمالی اهمیت به سزائی داشت.
ترجمه ای است از اثری تحت عنوان)yrotsiH naisacuac ni seiduts(از خاورشناس روسی فدورویچ مینورسکی که به اهتمام آقای محسن خادم صورت گرفته است.
اثر مینورسکی بر پایه جامع الدول (صحایف الاخبار)، کتاب مورخ ترک احمد بن لطف اللّه، ملقب به منجم باشی انجام گرفته است. جامع الدول که تاریخ سلسله های سلاطین و امرای عالم اسلامی است که از کتب مهم دیگری تلفیق و ترکیب شده است که بعضی از آنها اکنون در دست نیست و از آن جمله است، متن عربی تاریخ دربند و شروان که در سال 500 هجری تألیف شده است و مینورسکی همین فصل های مربوط به خاندان های شروان و دربند را از این کتاب ترجمه کرده است.
تاریخ شروان و دربند شرحی است بر تحولات پرفراز و نشیب دربند، در فترت میان تسلط اعراب و هجوم اقوام ترک زبان، در فاصله قرن های دوم تا پنجم هجری که در طی این زمان حکمرانان عرب تبار شروان (اعراب شیبانی) در خدمت خلفا، به قدرت رسیده بودند، به تدریج از بغداد جدا شده و عنوان ایرانی قدیم شروانشاه را اختیار نمودند. منورسکی در صفحه 225 می آورد «خالدها و نیریدهای پیشین نام های ایرانی انوشیروان، منوچهر و قباد و امثال آن را بر خود نهادند.» و در این بازیابی هویت راستین خود تا بدان جا پیش رفتند که در یک مقطع زمانی دربارشان مرکز فرهنگ ایرانی شد و شاعرانی؛ چون نظامی، خاقانی، شاعر و منجمی چون فلکی شروانی را جذب کرد.
از نظر جغرافیایی باب الابواب دربند، حد فاصل باریک و مبهمی که منتهی الیه شرق جبال قفقاز را به دریای مازندران منتقل می سازد و از دیرباز بر سر راه پیشروی اقوام مهاجر استپ های شمال به سرزمین ایران، در ید اقتدار امرای کرملین قرار داشته است و یکی از نادر ادوار مسدود و محفوظ بودنش را می گذراند. به همین جهت انتشار تاریخ شروان و دربند، به روشن ساختن بخشی از تاریخ قفقاز کمک شایانی می کند. تذکر این مطلب لازم است که الباب عربی است که در فارسی دربند و در ترکی دمیرقاپی می آید و نباید این ها را با هم اشتباه نمود.
توضیح این مطلب در پایان این معرفی ضروری است که تاریخ الباب و شروان، شرح حکومت امرای نیریدیه در شروان و بنی هاشم در دربند است. نیریدیه شروان که به شروان شاهان معروف شده اند، از اولاد یزید بن مزید بن زائده شیبانی برادرزاده مزید بن زائده شیبانی معروف هستند که در زمان هارون الرشید به حکومت شروان منصوب شده بود و اولاد او در طی چهار قرن بر این منطقه حکومت کردند.

دربند در دانشنامه ویکی پدیا

دربند
دربند می تواند به موارد زیر اشاره کند:
دربند (تهران)، منطقه تفریحی و گردشگری در شمال شهر تهران
دربند (فیلم)، فیلمی به کارگردانی پرویز شهبازی
دربند (روسیه)، یکی از شهرهای روسیه
شهرستان دربند (روسیه)
دربند (تاجیکستان)، دربند جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان
دربند، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آستارا در استان گیلان ایران است. روستای ‏ «دربند ‏» از توابع شهرستان آستارا در استان گیلان، یکی از این نمونه هاست که به خاطر قرار گرفتن در نزدیکی تالاب ‏ «استیل عباس آباد‏» مشمول این تابلوی زردرنگ هم می شود. هم نشینی ی دریا، جنگل و جلگه، تنوع گیاهی و جانوری مناسبی را در این منطقهٔ غربی دریای خزر به وجود آورده که تالاب استیل یکی از بهترین نمونه هایش است، تالابی که نما اصلی اش ‏ «هِستل ‏» است و به زبان محلی ‏ «آبگیر‏» معنا می دهد. در این منطقهٔ حافظت شده، باید انتظار تماشای گونه های گیاهی و جانوری منحصر به فردی را داشته باشید که هرساله مسافران زیادی را به سوی خود می کشاند. همین جاذبه ها باعث شده دربند، روستای همسایهٔ تالاب تبدیل به یک روستای گردشگری منطقه شود و با خانه های روستایی و جنگلی اش میزبان مسافران و پرنده نگران تالاب باشد.
این روستا در دهستان ویرمونی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲۷ نفر (۹۷خانوار) بوده است.
دربند، روستایی است از توابع بخش سیلوانه و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان ترگور قرار داشته و بر اساس سرشماری سال 1395 جمعیت آن 600 نفر (150 خانوار) است. مردم روستا همانند دیگر مردم منطقه سنی مذهب بوده و به زبان شیرین کردی کرمانجی صحبت می کنند. همچنین دربند روستای پدری محمدرضا شیخی چمان(رتبه 1 کنکور ارشد علوم پزشکی سال 1396) می باشد. محمدرضا شیخی چمان نوه شهید رحیم شیخی چمان است. این شهید والامقام برای دفاع از خاك و میهن اسلامی روز 23 مرداد سال 1361 به هنگام پاكسازی منطقه سرو از ضدانقلابیون دمكرات به شهادت رسید. از فرزندان این شهید میتوان به عمر، علی، عبدی و عباس شیخی چمان اشاره کرد. عمر شیخی چمان رییس جهادکشاورزی شهر سیلوانا بود که بازنشست شده است، علی شیخی چمان در روستای دربند سکونت دارد، عبدی شیخی چمان کارمند مرکزبهداشت ارومیه می باشد که در منطقه کردستان ارومیه به نام دکتر عبدی شهرت دارد و عباس شیخی چمان نیز در بخش حراست گمرک مرزی سرو مشغول انجام وظیفه است. دربند در نوار مرزی ایران و ترکیه قرار دارد و بسیار سرسبز، پرآب و خوش آب و هوا است. پیست اسکی خوشاکو نیز در روستای کناری دربند(روستای خوشاکو) قرار دارد و هرساله گردشگران زیادی را جهت انجام ورزش های زمستانی به خود جلب می کند. مردم روستا نیز بسیار مهمان نواز بوده و به کشاورزی و دامپروری مشغول هستند. .
دربند دهستانی بزرگ وسرسبز و بسیار زیبا در جلگه شمالی اشتران کوه در شهرستان ازنا در استان لرستان است که به خاطر وجود ایستگاه راه آهن در آن از این روستا بنام «ایستگاه دربند» هم یاد می کنند. از چشم انداز کوه اشتران کوه این روستا دیده می شود.ایستگاه راه آهن دربند در شهریور ۱۳۸۴   ایستگاه راه آهن دربند در ۱۳۵۴
تیره ماهرو (بهمنی) و کلهر در این منطقه سکونت دارند و اکثر مردم این منطقه شهرت بهمنی و ماهرو دارند.
دربند روستایی پر درخت و سبز است که باغ های میوه در آن به وفور یافت می شود. رودخانه ای که ازین روستا می گذرد بسیار پرآب و زلال و دارای آبی گواراست. از طبیعت زیبای این روستا می توان به درخت های بیدستان اشاره کرد. از جلوه های دیدنی این روستا ساختمان قدیمی ایستگاه و لانهٔ لک لک هایی که ده ها سال روی یکی از دودکشهایش لانه کرده اند می باشد.
ایستگاه راه آهن دربند در شهریور ۱۳۸۴
دربند (بجنورد)، روستایی از توابع بخش گرمخان شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است.
این روستا در دهستان گیفان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶۰ نفر (۹۶خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۵°۰۶′۰۰″ شمالی ۴۸°۱۳′۴۲″ شرقی / ۳۵٫۱۰۰۰۰°شمالی ۴۸٫۲۲۸۳۳°شرقی / 35.10000; 48.22833
فهرست روستاهای ایران
دربند (بهار)، روستایی از توابع بخش صالح آباد شهرستان بهار در استان همدان ایران است. این روستا در مرکزیت روستاهای مجاور می باشد. زبان اصلی این روستا ترکی است.
این روستا در دهستان دیمکاران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۲۱۰ نفر (۶۰خانوار) بوده است.با وجود کوه های اق داق وبکل داق (کوه اقلان قز) یا امام زاده اقلان قز نیز مردم روستا و روستاهای اطراف در روز ۲۱ ماه رمضان برای زیارت به آن جا می روند. این روستا از طرف روستای دولت آباد در ۲۰ کیلومتری غار علی صدر قرار دارد.
دربند جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ نورآباد ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۰۷۱ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان
مختصات: ۳۵°۴۹′۲۳٫۹۲″ شمالی ۵۱°۲۵′۳۰٫۱″ شرقی / ۳۵٫۸۲۳۳۱۱۱°شمالی ۵۱٫۴۲۵۰۲۸°شرقی / 35.8233111; 51.425028
خیابان دربند
خیابان فناخسرو (ثبت)
خیابان غلام جعفری (جعفرآباد)
خیابان ظهیرالدوله
دَربَند، یکی از محله های تهران از دهکده های قدیمی شمیران در شمال باغ سعدآباد است. محله دربند از مناطق خنک و گردشگری تهران است. بر پایه نظرسنجی های انجام شده دربند نخستین گزینهٔ شهروندان تهرانی برای پذیرایی از میهمان خارجی و شهرستانی است و پس از آن فشم، لواسان، درکه و فرحزاد قرار دارند.
در گذشته ای نه چندان دور در این محله به زبان تاتی سخن گفته می شد. البته هنوز در روستاهای دربند مانند پس قلعه زبان تاتی رایج است.
دربند در ارتفاع ۱۷۰۰ متری از سطح دریا قرار گرفته و آغاز یکی از راه های اصلی صعود کوهنوردان به البرز مرکزی است. کوره راهی از دربند آغاز می شود و به آبشار دوقلو و پناهگاه شیرپلا ختم می شود. محله های قدیمی دربند عبارت اند از: مرغ محله (مغ محله)، کنارمحله، کلاغ پر و سربند. رودی به نام رودخانه دربند از میان دهکده دربند می گذرد. در سال ۱۹۸۷ سیلی در این رودخانه ایجاد شد که بازار تجریش را نابود کرد. دره های اصلی رودخانهٔ دربند عبارت اند از: دره اوسون، دره آبشار، دره امامزاده ابراهیم، دره کاک، آب شیردره و دره زون. خیابان دربند از ارتفاع ۱۶۰۰ متری در میدان قدس (تجریش)آغاز و در ارتفاع ۱۸۰۰ متری میدان سربند (تندیس کوهنورد) به پایان می رسد.
دربند (تیران و کرون)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تیران و کرون در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان رضوانیه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
دربند (جاجرم)، روستایی از توابع بخش جلگه سنخواست شهرستان جاجرم در استان خراسان شمالی ایران است. مردم دربند از قوم اصیل تات هستند و به زبان تاتی صحبت می کنند.
این روستا در دهستان دربند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۷ نفر (۹۳خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۵°۴۱′۵۹″شمالی ۴۸°۲۲′۰۶″شرقی / ۳۵٫۶۹۹۶۷°شمالی ۴۸٫۳۶۸۳°شرقی / 35.69967; 48.3683
دربند (خدابنده)، روستایی از توابع بخش بزینه رود شهرستان خدابنده در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان زرینه رود (خدابنده) قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱۸ نفر (۳۹خانوار) بوده است.
آغچه دربند یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اوچ تپه شرقی بخش مرکزی شهرستان میانه واقع شده است.
آق دربند، از روستاهای بخش مرزداران شهرستان سرخس است و در جنوب شهر سرخس و حاشیه کشف رود قرار دارد. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۹۹ خانوار و ۸۴۱ نفر است.
در گزارش میرزا محمد حسن مهندس چنین آمده است: «شورچه و پس کمر از نقاطی است که جمشیدی ها متصرف شده اند و مواضع با اهمیتی است و عمده جنگل پسته در دامنه کوهسار شورچه و آق دربند و پس کمر است.» ساکنین این روستا را در کنار بومی ها افراد مهاجر بلوچ و ترک و هم چنین مردمانی از دیار خراسان جنوبی تشکیل تشکیل می دهند.
آق دربند دارای معادن زغال سنگ بسیاری می باشد واین امر باعث شده است تا این روستا در بین تمامی روستاهای شهرستان سرخس بالاترین گردش مالی را داشته باشد. اقتصاد مردم این روستا بر پایه کشاورزی دیم و دامداری است، تعداد زیادی نیز در معادن زغال سنگ مشغول به کار هستند.
استحکامات دربند بخشی از خطوط دفاع ساسانی ها هستند که در سده ششم پ.م برای محافظت از گذرگاه شرقی رشته کوه های قفقاز (دروازه های اسکندر) در مقابل حملات مردم صحرانشین جلگه پنتی-خزری، ساخته شدند. این استحکامات از سه بخش کلی تشکیل شده اند: دژ نارین کالا در دربند، دیوارهای دوقلویی که آن را به دریای خزر در شرق متصل می کنند و دیوار کوهستانی داغ باری که از دربند تا دامنه کوه های قفقاز در غرب ادامه پیدا می کند. این بنا در سال ۲۰۰۳ میلادی به ثبت میراث جهانی یونسکو رسید.
نام اظهارشده در فهرست میراث جهانی یونسکو
یافته های باستان شناسی نشان می دهند که ساخت این استحکامات در تپه های دربند به سده هشتم پ.م بازمی گردد؛ به احتمال زیاد به دلیل یورش های سکاها. این استحکامات در ابتدا تنها بخش شمالی این تپه را دربرمی گرفتند (حدود ۴ تا ۵ هکتار) اما در سده های چهارم تا ششم پیش از میلاد گسترش یافتند و تمامی آن را دربرگرفتند (حدود ۱۵ هکتار). بلندی دیوارهای این استحکامات به ۲ متر و ضخامت آن ها به ۷ متر می رسید. این دیوار بارها تخریب و دوباری بازسازی شد.
در سده چهارم پ.م گسترش این استحکامات در فرای قلعه دربند آغاز شد. در سده یکم پ.م دربند با پادشاهی آلبانیای قفقاز ترکیب شد. دربند در سه سده آغازین د.م رفاه و آسایش نسبی ای را تجربه کرد اما از سرگیری یورش های صحرانشینان در سده چهارم د.م شروع شد (الانان و بعدها هون ها). در سده چهارم د.م این مناطق تحت فرمانروایی شاهنشاهی ساسانی قرار گرفتند و دربند در سده پنجم یک دژ مرزی ساسانی به شمار می آمد و فرمانروایی آن در دست یک مرزبان بود.
نقشه استحکامات ساسانی در دربند، اثر رادریک فون ارکرت
اسدآباد دربند، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان کرات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۰۵۷ نفر (۴۲۹خانوار) بوده است.
دربند یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سمنان استان سمنان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.
فهرست اندیس های استان سمنان
مختصات: ۳۴°۴۸′۵۲″ شمالی ۴۷°۱۸′۴۰″ شرقی / ۳۴٫۸۱۴۴۴°شمالی ۴۷٫۳۱۱۱۱°شرقی / 34.81444; 47.31111
پشت دربند، روستایی از توابع بخش کلیائی شهرستان سنقر در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان کیونات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۲ نفر (۲۲خانوار) بوده است.
تپه خرابه دربند مربوط به عصر آهن - دوره سلجوقیان - دوره صفوی است و در شهرستان ابهر، بخش سلطانیه، دهستان سلطانیه، ۴۴۰۰ متری غرب روستای ترکانده، حدود ۲ کیلومتری امامزاده واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۵۵۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه دربند مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان نقده، بخش مرکزی، دهستان میرآباد، روستای دربند واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۲۹۲۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
خانات دربند (ترکی آذربایجانی: Dərbənd xanlığı) یکی از خانات قفقاز بود که در زمان افشاریان تأسیس شد. جایگاه این خانات با جنوب داغستان و مرکزیت شهر دربند مطابقت دارد و شامل قبایل شمالی لزگی ها می شد. حکومت این خانات از اواخر زمان صفویه تا نادرشاه بین ایران و روسیه درجابه جایی بود که سرانجام برپایه پیمان گنجه از طرف روسیه به نادرشاه تحویل داده شدند ولی سرانجام در زمان قاجار و در نتیجه جنگ های ایران و روسیه برپایه پیمان گلستان در تاریخ ۳ آبان ۱۱۹۲ خورشیدی از ایران جدا شد.
سلسله قاجار
جنگ های ایران و روسیه
معاهده گلستان
پیمان ترکمنچای
از قرن ۱۶ بخش های بزرگی از داغستان بخشی از امپراتوری صفوی بود. در آغاز قرن ۱۸ در پی فروپاشی دولت صفوی، در قفقاز شمالی در برابر حکومت ایران شورش هایی به وجود آمد. روسیه و امپراتوری عثمانی که هر دو از رقیبان ایران بودند از این موقعیت به وجود آمده استفاده کردند. در ۱۷۲۲، پتر کبیر به ایران اعلام جنگ نمود و این آغاز جنگ ایران و روس (۱۷۲۲–۱۷۲۳) گشت. این اولین لشکرکشی روس ها برای به چنگ آوردن دربند و فراتر از آن قفقاز بود. پیش و در هنگام لشکرکشی پتر کبیر برای به چنگ آوردن دربند، امام قلی خان حاکم این شهر همانند بقیه امپراتوری صفوی یک شیعه بود. او کلید دروازه های شهر را به امپراتور روسیه پیشنهاد کرد.
پتر کبیر، امام قلی خان به عنوان حاکم دربند گماشت و نیروهای بومی را با واگذار کردن رتبه سرلشکر زیر فرماندهی او قرار داد. در سپتامبر ۱۷۲۳ پس از جنگ در در پی پیمان سنت پترزبورگ شاه سلطان حسین، شاه ایران که دچار نابسامانی کارها و فساد گسترده در کشور بود، ناگزیر به واگذاردن دربند در کنار بسیاری دیگر از سرزمین های ایران در قفقاز به روسیه شد. اما چند سال بعد در پی تیرگی شدید روابط روسیه و عثمانی و پیروزی های درخشان نظامی به فرماندهی نادر شاه و گسترش قلمرو ایران، روسیه خود را زیر فشار دید و در مارس ۱۷۳۵ در پیمان گنجه به منظور جلوگیری از ایجاد یک جنگ پرهزینه با ایران و همچنین برای ساخت یک اتحاد علیه دشمن مشترک عثمانی مجبور شد از تمام سرزمین های تسخیر شده ایران چشم پوشی کند و همچنین بر حق فرمانروایی ایران بر بسیاری از سرزمین هایی که در پیمان نامه رشت در ۱۷۳۲ به همان دلایل به ایران برگشت داده شده بود دوباره تأکید شد.
پس از مرگ نادر شاه در سال ۱۷۴۷ امپراتوری بزرگ او از هم پاشید و از مناطق تحت کنترل ایران در قفقاز، تعداد زیادی خانات نیمه مستقل و شبه مستقل به وجود آمد که یکی از آنها در دربند تشکیل شد. با ایجاد این این خانات در سال ۱۷۴۷، محمدحسن (و یا محمد حسین) پسر امام قلی خان به اولین خان این خانات بدل شد.
دهستان پشت دربند نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه، استان کرمانشاه در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۱۶۸ نفر (۲۶۰۰ خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دربند در جدول کلمات

دربند
بامس
دربند انداختن
اسارت
دربند بودن
اسر
دربند و اسیر
زندانی
دربند کردن | گرفتاری
اسارت
دربند | گرفتار
اسیر

معنی دربند به انگلیسی

canyon (اسم)
تنگه ، دره عمیق و باریک ، دره باریک و تنگ ، دربند
captive (صفت)
گرفتار ، شیفته ، ترسو ، دستگیر ، دربند

معنی کلمه دربند به عربی

دربند
اسير , وادي

دربند را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی دربند

آراد ١٧:٣٤ - ١٣٩٦/٠٣/١٢
دربند(Дербе́нт) جنوبی ترین شهر فدراسیون روسیه و از لحاظ اهمیت دومین شهر داغستان با جمعیتی بالغ بر ۱۰۱۰۳۱ (بر پایهٔ آمار ۲۰۰۲) است. آذری ها و لزگی ها و تبرسرها بیشترین ساکنان این شهر را تشکیل می دهند.
محتویات [نمایش]
تاریخچه [ویرایش]
دربند قدیمی ترین شهر فدراسیون روسیه است و به عنوان دروازه قفقاز از قرنها قبل به عنوان یک منطقه استراتژیک ارزش بسیاری داشته است.
این شهر تا سده ۴ میلادی بخشی از آلبانیای قفقاز بوده. نام فارسی دربند از اواخر سده پنجم میلادی بر شهر نهاده شد یعنی از زمان قباد یکم ساسانی. خسرو یکم پسر قباد یکم دستور ساخت دژ دربند را داد تا مرزهای شمالی ایران را از حملات اقوام مهاجم مصون دارد.
شهر دربند در پیرامون دژ ساسانی دربند ساخته شده است. این دژ طی ۱۵۰۰ سال بطور پیوسته مورد استفاده بوده است.
دژ دربند [ویرایش]
استحکامات دربند دیوار سنگی بسیار بلندی بود که در زمان خسرو انوشیروان ساخته شد. طول آن چهل کیلومتر و از کوهستان تا کرانهٔ دریای خزر امتداد داشت و خط دفاعی بسیار مستحکمی در برابر سواران مهاجم به شمار میامد.
این دیوار که از تخته سنگ های بسیار بزرگ ساخته شده بود، هیجده تا بیست متر ارتفاع داشت. سی برج برفراز این دیوار قرار گرفته بود. دیوار سه دروازهٔ آهنی داشت که یک دروازهٔ آن به دریا گشوده می شد.
ایستمی خان ترک، در زمان خسرو انوشیروان به ایران اعلان جنگ داده و قصد حمله به ایران را داشت ولی استحکامات دربند که ایرانیان در سدهٔ قرن پنجم، برابر هیاطله پدید آورده بودند، در نظر ترکان غیر قابل گذر می نمود، از این رو حمله ترکان متوقف ماند.
سقوط دژ دربند [ویرایش]
در سال ۶۲۶ میلادی بار دیگر خاقانات غربی ترک جهت حمایت از بیزانس بطرف ایران حمله بردند. در این زمان جنگ شدیدی در جبهه های غرب ایران، بین خسرو پرویز و هراکلیوس در جریان بود.
ترکان این بار توانستند با فرماندهی خان بزرگ تون جبغو خان، ضمن حملات مداوم و پی در پی خویش خطوط دفاعی دربند را شکسته و به سوی جلگه های قفقاز سرازیر شوند.
حصار دربند در قفقاز برای جلوگیری از هجوم خزرها به ایران در دوره باستان
[۱]
نگارخانه [ویرایش]
دژ ساسانی دربند





پانویس [ویرایش]
↑ رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. ص ۱۶۵
جستارهای وابسته [ویرایش]
سومین جنگ ایران و ترکان
منبع [ویرایش]
رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵
ویکی پدیای انگلیسی
Wikipedia contributors, «Derbent,» Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Derbent&oldid=192040543 (accessed February ۱۷, ۲۰۰۸).
این یک نوشتار خُرد تاریخی پیرامون ایران است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
این یک نوشتار خُرد روسیه است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
[نمایش]
ن • ب • و
معماری ایران
[نمایش]
ن • ب • و
میراث جهانی یونسکو در روسیه بر پایه ناحیه فدرالی
This article is about the city in the Republic of Dagestan, Russia. For the district in Konya Province, Turkey, see Derbent, Konya.
Derbent (English)
Дербент (Russian)
- City[1] -
Location of the Republic of Dagestan in Russia
Derbent
Location of Derbent in the Republic of Dagestan
Coordinates: 42°04′N 48°17′ECoordinates: 42°04′N 48°17′E
Administrative status (as of April 2006)
Country Russia
Federal subject Republic of Dagestan[1]
Administratively subordinated to City of Derbent[1]
Capital of Republic of Dagestan[1]
Administrative center of City of Derbent,[1] Derbentsky District[1]
Municipal status (as of November 2006)
Urban okrug Derbent Urban Okrug[2]
Administrative center of Derbent Urban Okrug,[2] Derbentsky Municipal District[citation needed]
Statistics
Population (2010 Census) 119,961 inhabitants[3]
- Rank in 2010 136th
Population (2002 Census) 101,031 inhabitants[4]
- Rank in 2002 163rd
Time zone MSK (UTC+04:00)[5]
Derbent on WikiCommons
Citadel, Ancient City and Fortress Buildings of Derbent *
UNESCO World Heritage Site
Country Russia
Type Cultural
Criteria iii, iv
Reference 1070
Region ** Europe
Inscription history
Inscription 2003 (27th Session)
* Name as inscribed on World Heritage List
** Region as classified by UNESCO
Derbent (Russian: Дербе́нт; Azerbaijani: Dərbənd; Lezgian: Кьвевар; Avar: Дербенд; Lak: Чурул, Churul; Persian: دربند; Judæo-Tat: דארבּאנד/Дэрбэнд/Dərbənd[6]) is a city in the Republic of Dagestan, Russia. It is on the Caspian Sea, north of the Azerbaijani border. It is the southernmost city in Russia, and it is the second most important city of Dagestan. Population: 119,961 (2010 Census preliminary results);[3] 101,031 (2002 Census);[4] 78,371 (1989 Census).[7]
Often identified with the legendary Gates of Alexander, Derbent claims to be the oldest city in Russia (8th century BCE)[8]. Since antiquity, the value of the area as the gate to the Caucasus has been understood, and Derbent has archaeological structures over 5,000 years old. As a result of this geographic particularity, the city developed between two walls, stretching from the mountains to the sea. These fortific ...
|

پیشنهاد شما درباره معنی دربند



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرزین > desolvation
شهرام > برگزیده از هر چیز
مبینا > degree
Z.SHAFIE.TKD. > funfair
be to che > Boss
امینم > ibric
امینم > cezve
داریوش زندی > مهرنجان

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آدرس دربند   • درکه بهتره یا دربند   • دربند فیلم   • دربند تهران کجاست   • مسیر دربند   • دربند روسیه   • دربند رستوران   • فیلم سینمایی دربند   • معنی دربند   • مفهوم دربند   • تعریف دربند   • معرفی دربند   • دربند چیست   • دربند یعنی چی   • دربند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دربند
کلمه : دربند
اشتباه تایپی : nvfkn
آوا : darband
نقش : صفت
عکس دربند : در گوگل


آیا معنی دربند مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )