انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 918 100 1

معنی دربند در لغت نامه دهخدا

دربند. [ دَ ب َ ] (اِ مرکب ) (از: در، باب + بند از بستن ). دروند. لغةً به معنی پانه ای (چوبکی ) که برای بستن درها بکار برند، معرب آن هم دربند و دروند (عامیانه ) است. (از حاشیه ٔ برهان و دزی ). تیری که در پس در گذارند. کلیدان در. (ناظم الاطباء). چفت در. نِجاف. (از منتهی الارب ). کلان در : تابوت آدم علیه السلام بدو سپرد و آن تابوت از دره ٔ بیضا بود و آنرا دو در بود از زر سرخ و دربند از زمرد سبز. (تاریخ سیستان ).
ناگهان در خانه اش گاوی دوید
شاخ زد بشکست دربند و کلید.
مولوی.
- در و دربند ؛ در با آلات بستن آن از چفت و رزه و کلان و کلیدان و غیره.
- || مانع مدخل و رهگذر.
- بی در و دربند ؛ بی هیچ مانعی در مدخل.
|| هر دو تخته ٔ در که به آن درآیند می سازند و آنرا در عربی مصر عین خوانند. (آنندراج ). لنگه ٔ در :
دو در دارد این باغ آراسته
که دربند از آن هر دو برخاسته.
نظامی (آنندراج ).
در بیت فوق در بعضی نسخ «دروبند» به واو عطف ضبط شده که آن کنایه از نظام و آرایش بود چنانچه در این بیت :
دروبند اول که در بند یافت
بشرط خرد زآن خردمند یافت.
(از آنندراج ).
اما گفته ٔ آنندراج در هر دو مورد استوار نیست و در شعر نظامی «دربند» معنی بند در دارد نه مصراع ولت در و «دروبند» در شاهد دوم نیز به معنی در و آلت بستن در است نه نظام و آرایش. (یادداشت لغت نامه ). || دروازه. (ناظم الاطباء). دروازه های بازار که از آنها در اندرون بازار درآیند. (لغت محلی شوشترخطی ). در یا دروازه که در مدخل و کوچه و بازار قرارمی داده اند بدان اعتبار که کوچه ها نیز سرپوشیده بوده است ، بنابراین دربند دژ یا دربند شهر یا قلعه ، مدخل یا یکی از مدخلهای آن که به کوچه ای یا بازاری و محله ای منتهی میشد بوده است : پیغمبر گفت آن به تاریکی اندر است و با کوه قاف پیوسته ، گفت چند خلق است آنجا پیغمبر علیه السلام گفت هر شارستانی را هزاردربند است و هر دربندی را هزار مرد نوبة است. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
به دربند حصن اندر آمدفرود
دلیران در دژ ببستند زود.
فردوسی.
وز آنجا بساز از پی راه برگ
ببر هر دو را تا به دربندارگ.
فردوسی.
ز دربند دژ تا درازی سنگ
درفشست و پیلان و مردان جنگ.
فردوسی.
نکایتی عظیم در خزر رسانید و ایشان را قهر کرد وهمه ٔ دربندها را عمارت کردن فرمود و مردم بسیار نشاند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 94 و 96).
آزاد رسته از در و دربند حادثات
رستی خوران به باغ رضا آرمیده ایم.
خاقانی.
پار گفتم کز پی بانگ ملک
حصن دربند از سنان خواهد گشاد
راست آمد فال و می گویم کنون
روس را دربندسان خواهد گشاد.
خاقانی (دیوان ص 496).
به دربند آن ناحیت راه یافت.
نظامی.
با دو سه دربند کمر بند باش
کم زن این کم زده ٔ چند باش.
نظامی.
در هر دربندی بیخ و بندی کردند. (جهانگشای جوینی ). درب الجوف ؛ دربندی است به بصره. (منتهی الارب ). || کوچه ای که در دارد. کوچه های پهن و بسیار کوتاه که در آنها بسته می شود. کوچه ٔ بن بستی که دارای در و دروازه است. || کوچه ٔ پهن و کوتاه. (لغات فرهنگستان ). || راه تنگ و صعب العبور در کوه. (ناظم الاطباء). باب الابواب ؛ دربندی است به خزر.بابة؛ دربندیست به روم. (منتهی الارب ). || راه هولناک و باخطری که دزدان و راهزنان در آنجا می باشند. (ناظم الاطباء). || گذرگاه دریا که آنرا بندر خوانند. (از برهان ) (غیاث ). شهری که بر گذرگاه دریا سازند و بندر مقلوب آنست. (از آنندراج ) :
سد شدی دربندها را ای لجوج
کوری تو کرد سرهنگی خروج.
مولوی.
جوانی خردمند و پاکیزه بوم
ز دریا برآمد به دربند روم.
سعدی.
|| دره. (ناظم الاطباء). || قلعه و حصار. (غیاث ) (آنندراج ) :
به هر جای دربندها کرده شاه
برآورده برجش به خورشید و ماه.
زجاجی (ازآنندراج ).
- دربند عدم ؛ دژ بی نشانی. قلعه ٔ عالم بی نشانی. دنیای حقیقی که در دسترس اندیشه ٔ بشری نیست. (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ) :
کی رسد جاسوس را آنجا قدم
کی بود مرصاد و دربند عدم.
مولوی.
|| فاصله ٔ میان دو ولایت.(برهان ) (غیاث ). مرز. ثغر. ثغرة. دربند میان کفر و اسلام. (دهار) (مهذب الاسماء).
- دربندان غیب ؛ سرحدهای عالم غیب. مرزهای نادیدنی. (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ) :
حمله بردی سوی دربندان غیب
تا نیایند این طرف مردان غیب.
مولوی.
|| سد. (ناظم الاطباء). بند: در تازیان... اندر دربندیست میان دو کوه و بر او دریست که کاروان بدان در بیرون شوند و آن بند مأمون خلیفه کرده است. (حدود العالم ). || سربند. چیزی که بدان دهانه ٔ ظرف یا مشکی را ببندند: کَمتَرَة؛ دربند مشک بستن دهان مشک را. (از منتهی الارب ).

دربند. [ دَ ب َ ] (ص مرکب ) آنکه در بند است. محبوس. مقید. اسیر :
ای ماهمه بندگان دربند
کس را نه بجز تو کس خداوند.
نظامی.
در گرفتار شدن حاجت زندانی نیست
نیشکر گرچه به باغ است ولی دربند است.
حسن بیگ رفیع (از آنندراج ).
خوبی و رعنایی و سرسبزی و شیرین لبی
ای پسر چون نیشکر این کارها دربند تست.
سعید اشرف (از آنندراج ).
- دربند کسی یا چیزی بودن ؛ در قید و گرفتار و دلبسته و در فکر او بودن :
نه دربند گاهم نه دربند جاه
نه خورشید خواهم نه روشن کلاه.
فردوسی.
و چون ایاک نعبد یعنی بنده ٔ توام و ترا پرستم [ گوید ] و آنگاه دربند دنیا یا دربند شهوت بودو شهوت زیر دست وی نبود، بلکه وی زیر دست شهوت بود.دروغ گفته باشد که هرچه وی در بند آنست ، بنده ٔ آنست. (کیمیای سعادت ).
دو حاجت دارم و دربند آنم
برآور زآنکه حاجتمند آنم.
نظامی.
به نیک و بد مشو دربند فرزند
نیابت خود کند فرزند فرزند.
نظامی.
برادر که دربند خویش است نه برادر و نه خویش است. (گلستان سعدی ).
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه
همچنان دربند اقلیمی دگر.
سعدی.
حافظ وظیفه ٔ تو دعا گفتن است و بس
دربند آن مباش که نشنید یا شنید.
حافظ.
بود دربند شوخیهای شیرین تو دل بردن
چو نیشکر حلاوت بر سراپای تو می زیبد.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
ببین لکنتش در زبان تا بدانی
که دربند او هست شیرین زبانی.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- امثال :
هرچه دربند آنی بنده ٔ آنی . (امثال و حکم ).
- دربند چیزی نبودن ؛ علاقه مند نبودن. دلبستگی نداشتن به چیزی. (فرهنگ عوام ).
- دربند غیر بودن ؛ کنایه از کسی که یار خود را گذاشته به اغیار پیوندد. (آنندراج ) :
نازم برسم دیر که دربند غیر را
صد خرقه گر دریده مریدش نمی کنند.
؟ (از آنندراج ).
|| محاصره. دربندان. شهربند :
به دربند سجستان آنکه روکرد
مثال کرده ٔ حیدر به خیبر.
ازرقی.

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) جایی و مقامیست که در آنجا شراب خوب می شود. (برهان ).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دربند شروان. باب. باب الابواب. نام شهر نزدیک شروان که آنرا باب الابواب گویند. (غیاث ). شهری است مشهور بر لب دریا از بناهای انوشیروان شاه ایران که چون در آن بندند مغول و تاتار را راه به آذربایگان و ایران نبود، اکنون به باب الابواب مشهور است و در قدیم آنرا ایران دژ می نامیده اند، یعنی دروازه ٔ ایران که چون آنرا می بسته اند راه آمد و شد با ایران از خارج بسته می شد، و بعضی گفته اند ایران گریز، یعنی دروازه ٔ آهنی. (از آنندراج ). این شهر اکنون در قفقاز پایتخت جمهوری داغستان قرار دارد و به روسی آنرا دربنت خوانند و مشخصات آن چنین است : در حدود 46000 تن جمعیت دارد. و در جنوب شرقی داغستان ، جنوب شرقی روسیه ٔ اروپا و کنار دریای خزر واقع است. دومین شهر بزرگ صنعتی داغستان و مرکز فرهنگی آنست ،بر دشت ساحلی باریکی بین جبال بزرگتر قفقاز و دریای خزر، بفاصله ٔ 225کیلومتری شمال غربی باکو واقعست و با راه آهن و جاده به باکو مرتبط میباشد. دارای باغستانها، صنعت ماهیگیری و کارخانه های تهیه ٔ مواد غذائی و نساجی است. ناحیه ٔ دربند دارای منابع نفت و گاز طبیعی است ناحیه ٔ اطراف دربند در ایام باستانی آلبانیا نام داشت و گردنه ٔ باریک بین دریا و کوههای قفقاز در محل دربند در ایام باستانی ، تنگه ٔ خزر یا دروازه ٔخزر یا دروازه ٔ آلبانیا نام داشت. گردنه ٔ دربند از ایام باستانی و هم در دوره ٔ اسلامی برای دفاع از حملات مهاجمین شمالی اهمیت بسیار داشت. تاریخ تأسیس دربند و مستحکم کردن گردنه ٔ دربند بدرستی معلوم نیست. شهر دربندرا معمولاً با شهر باستانی آلبانا پایتخت آلبانیا یکی میشمرند و گویند نام فارسی دربند پس از تجدید بنای شهر بدست قباد اول ساسانی رایج شد. خسرو انوشیروان (قرن ششم میلادی ) دربند را مستحکم کرد و گویند دیواری بطول هفت فرسنگ از کوه بدریا ساخت و بقایای این دیوار (دیوار قفقاز) که بعضی آنرا همان سد سکندر شمرده اند، هنوز باقی است. در سال 22 هَ. ق. که مسلمانان برای نخستین بار به دربند رسیدند، دربند در تصرف پادگانی ایرانی بود. با وجود تهاجمات اعراب در قرن اول هجری بدین حدود و منازعاتی که با اعراب داشتند ظاهراً این ناحیه اول بار بوسیله ٔ مسلم تحت استیلای اعراب و مسلمین درآمد، و گویند وی دربند را از نو ساخت (115 هَ. ق.). در کتب جغرافیایی مسلمین ، احوال استحکامات و ابواب دربند یا بنام عربی آن باب الابواب یاباب و الابواب بتفصیل و با لحنی تا حدی مبالغه آمیز بیان شده است. امرای دربند یک چند از قرن چهارم هجری دست نشانده ٔ شروانشاهان بوده اند، معهذا بعضی از حکام نیز در این ولایت به استقلال فرمانروایی کرده اند و از برخی از آنها بعنوان دارای دربند نام برده شده. در عهد مغول دربندگاه در تصرف شروانشاهان و گاه دارای حکام مستقل بود و امیر تیمور نیز که آنجا را گرفت به شروانشاه واگذاشت. در 892 هَ. ق. شیخ حیدر به محاصره ٔ دربند شتافت و در جنگ ترکمانان آق قوینلو کشته شد، لیکن پسرش شاه اسماعیل اول صفوی دربند و شیروان را در 915 هَ. ق. تسخیر کرده و بعد از آن دربند تابع حاکم شیروان ماند. در 986 - 1015 هَ. ق. دربند در دست ترکان عثمانی بود. تا آنکه شاه عباس اول صفوی آن رابازستاند، بعدها پطر کبیر بر آنجا دست یافت (1722 م.). ولیکن نادرشاه آنرا به ایران بازگرداند (1147 هَ. ق. / 1735 م.). بعد از نادرشاه دربند یک چند استقلال یافت لیکن بعد از فتحعلی خان کوبائی و پسرش شیخ علی خان که در آنجا فرمان راندند دربند بدست روسیه افتاد (1796 م ). و سرانجام بموجب عهدنامه ٔ گلستان (1228 هَ. ق. / 1813 م.). دولت ایران آنرا به روسیه واگذار کرد. در جنگ داخلی 1917 - 1921 م. قسمت بزرگی از شهر ویران شد. (از دائرةالمعارف فارسی ) :
ای آب خضر و آتش ، موسی و باد عیسی
داری ز خاک دربند اجلال و عزت و فر.
خاقانی.
مانا که هست گردون دروازه بان دربند
اجریست آن دو نانش ز انعام شاه کشور.
خاقانی.
تیغ تو خزر گیرد دربند گشاید هم
زین فتح مبشر باد اخبار تو عالم را.
خاقانی.
سهم شاه انگیخته امروز در دربند روس
شورشی کآن سگدلان در شیرلان انگیخته.
خاقانی.
بازگفتم از پی بانگ ملک
حصن دربند از سنان خواهد گشاد.
خاقانی.
انصاف ده که دربند ایمانسراست دین را
سقفش سرای ایمان دیوار دشت کافر.
خاقانی.
شکارستان او ابخاز و دربند
شبیخونش به خوارزم و سمرقند.
نظامی.
از آن سوی کهستان منزلی چند
که باشد فرضه ٔ دریای دربند.
نظامی.
در آن تافتن کآرزومند بود
رهش بر گذرگاه دربند بود.
نظامی.
رجوع به باب الابواب در همین لغت نامه شود.

دربند. [دَ ب َ ] (اِخ ) قصبه ای از بخش شمیران شهرستان تهران ،واقع در 2هزارگزی شمال تجریش. ناحیه ای است سردسیر با یکهزار تن سکنه و آب آن از رودخانه ٔ پس قلعه است و دارای ادارات کلانتری و شهرداری است. ساختمانهای بسیار عالی و ویلاهای زیبا در طول دره بنا شده که در تابستان اکثر ساختمانها اجاره داده میشود و ایام تعطیل عده ٔ زیادی از مردم تهران برای هواخوری به دربند میروند و مرتباً از تجریش ماشینهای سواری و اتوبوس ایاب و ذهاب میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1). این آبادی اکنون دارای 1685 تن جمعیت (طبق سرشماری سال 1335) می باشد و جزء شهرستان شمیرانات استان مرکزی (تهران ) و دو کیلومتری شمال تجریش است. کاخ ییلاقی سعدآباد در مجاورت آن قرار دارد. در دوره ٔ رضاشاه ، سیمای دربند بکلی تغییر کرد، خیابان آن آسفالت شد و یک مهمانخانه ٔ بزرگ و شهرداری و چند ویلا و مرکز برق در آن تأسیس گردید. متمکنین تهران نیز عمارات ییلاقی در آن ساختند. پس از شهریور 1320 هَ. ش. در منتهی الیه آن بتدریج بجای کلبه های روستائی قدیمی رستوران های تازه ساخته شد و دربند یکسره از صورت روستائی درآمد و این محل که سابقاً از ییلاقات تهران بود، از گردش گاههای تابستانی تهران گردید. (از دایرة المعارف فارسی ).

دربند. [ دَب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستاق بخش خمین شهرستان محلات ، واقع در 12هزارگزی جنوب باختری خمین با 637تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه ٔ آشناخور و راه فرعی به خمین دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رزقچای بخش نوبران شهرستان ساوه ، واقع در 4هزارگزی جنوب باختری نوبران با 526 تن سکنه. آب آن از چشمه سار و رودخانه ٔ مزدقان و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودباربخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین ، واقع در 34هزارگزی باختر معلم کلایه. آب آن از رودخانه ٔ سفیدرود و راه آن مالرو است. عده ای از اهالی در زمستان برای تأمین معاش به گیلان میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

دربند. [ دَ ب َ] (اِخ ) محلی در 440هزارگزی طهران میان ازنا و رودک. و آنجا ایستگاه ترن است. (یادداشت مرحوم دهخدا).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان ، واقع در 55هزارگزی باختر جنوبی قیدار و یکهزارگزی راه مالرو عمومی با 166 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ محلی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز، واقعدر 25هزارگزی باختر سراسکند و 10هزارگزی خط آهن میانه - مراغه ، با 362 تن سکنه. آب آن از چشمه و رود و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گورگ بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در 50هزارگزی جنوب مهاباد و 4هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه ٔ مهاباد به سردشت ، با 102 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ جمالدی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه ، واقع در 14هزارگزی جنوب خاوری مراغه و یکهزارگزی باختر راه ارابه رو مراغه به قره آغاج. آب آن از رودخانه ٔ مردق و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه ، واقع در 13هزارگزی شمال باختری نقده و 4500 گزی جنوب راه شوسه ٔ اشنویه به نقده با 282 تن سکنه. آب آن از رود گدار و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت بخش سلوانا شهرستان ارومیه ، واقع در 10500 گزی شمال باختری سلوانا و 6 هزارگزی شمال راه ارابه رو جرمی به بدکار ارومیه ، با 190 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دول بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه ، واقع در 50هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ ارومیه به مهاباد. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قراتور بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 22هزارگزی خاور دیواندره و 5هزارگزی شمال خاوری دالدن ، با 375 تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

دربند. [ دَ ب َ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر شهرستان کرمانشاه ، واقع در 18هزارگزی باختر سنقر و 3هزارگزی جنوب باختری سطر، با 115 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه ٔشهرستان سنندج ، واقع در 16هزارگزی جنوب گل تپه و 8هزارگزی باختر راه شوسه ٔ همدان به بیجار. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است و تابستان از طریق حسن قشلاقی میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خیران بخش مرکزی شهرستان خرمشهر، واقع در 2هزارگزی باختری خرمشهر و یکهزارگزی جنوب راه اتومبیل رو مرز عراق ، با 600 تن سکنه. آب آن از شطالعرب و راه آن تابستان اتومبیل رو است و در موقع بارندگی با قایق آبی و موتوری میتوان از شطالعرب به خرمشهر، رفت و آمد نمود. ساکنین این ده از طایفه ٔ عریض هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حشمت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد، واقع در 36هزارگزی خاور دورود و کنار راه آهن دورود به اراک ، با 225 تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ورکوه بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد، واقع در 21هزارگزی خاور چقلوندی و 21هزارگزی جنوب راه فرعی خرم آباد به چقلوندی ، با 120 تن سکنه. آب آن از سراب های متعدد و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد، واقع در 77هزارگزی شمال باختری اسفراین و 20هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ عمومی بجنورد به شقان ، با 150 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور، واقع در 24هزارگزی باختر چکنه بالا، با 137 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پائین ولایت باخرز بخش یوسف آباد شهرستان مشهد، واقع در 14هزارگزی جنوب خاوری یوسف آباد و کنار مرز ایران و افغانستان ، با 120 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سملقان بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد، واقع در 20هزارگزی جنوب باختری مانه و کنار راه شوسه ٔ عمومی بجنورد به مراوه تپه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان موگوئی بخش آخوره ٔ شهرستان فریدن ، واقع در 12هزارگزی شمال باختر آخوره و 12هزارگزی راه عمومی کوهک ، با 184 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

معنی دربند به فارسی

دربند
قصبه جزو بخش شمیران شهرستان تهران در ۲ کیلومتری شمال تجریش سردسیر و سکنه آن ۱٠٠٠ تن است .
راه تنگ وباریک درکوه، راه میان دوکوه، دره، دژ
دهی است از دهستان مو گوئی بخش آخوره شهرستان فریدن .
[ گویش مازنی ] /dar band bien/ پی گیری کردن - پا پی شدن ۳هوای کسی را داشتن
شهریست بر کران دریا میان این شهر و دریا زنجیری کشیده عظیم چنانکه هیچ کشتی اندر نتواند آمدن مگر بدر توری ( ظاهرا به دستوری )
به کوه قبق پیوسته است و از وی جامه های پشمین خیزد .
دهی است از دهستان سور سور بخش کامیاران شهرستان سنندج .
[ گویش مازنی ] /daro darband/ در و پنجره – در و پیکر
شمال باختری کرمانشاه در دو طرف راه شوسه کرمانشاه به سنندج واقع است . هوای آن سردسیر است و رودخانه کامیاران و شعب آن دهات این دهستان را مشروب میسازد این دهستان از ۷۶ ده کوچک و بزرگ تشکیل شده است و سکنه آن ۱۱۵٠٠ تن میباشد . محصولش غلات حبوبات و لبنیات است . ده دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان استان دوم . در ۱٠
میان دربند و بالا دربند و زیر دربند از بلوکات ولایت کرمانشاهان است حد شمالی : کردستان . شرقی : سنقر جنوبی : کرمانشاهان غربی : قصر و ذناب است .
[foul propeller] [حمل ونقل دریایی] پروانه ای که طناب یا سیم یا تور به دور آن تابیده و چرخش آن با اختلال همراه است
دهی از دهستان تگمران بخش شیروان شهرستان قوچان .
مقید مغلول
نام دره در شمال مشهد

معنی دربند در فرهنگ معین

دربند
(دَ بَ دِ) (حراض . مر.) در قید، درصدد، به قصد. ضح - به این معنی لازم الاضافه است . ، ~ چیزی بودن بدان علاقه داشتن .
(دَ بَ) (اِمر.) ۱ - کوچة بن بستی که در داشته باشد. ۲ - دره ، راه میان دو کوه . ۳ - قلعه .

معنی دربند در فرهنگ فارسی عمید

دربند
۱. در قید، گرفتار، اسیر.
۲. (اسم) [قدیمی] کوچۀ بن بستی که در داشته باشد.
۳. (اسم) [قدیمی] راه تنگ و باریک در کوه، راه میان دو کوه، دره.
۴. (اسم) [قدیمی] = دِژ
* در بند بودن: (مصدر لازم) گرفتار بودن، اسیر بودن، زندانی بودن.
* در بند کردن: (مصدر متعدی) مقید ساختن، اسیر کردن، زندانی کردن.

دربند در دانشنامه اسلامی

دربند
دربند، مهمترین شهر شیعه نشین داغستان و دروازه ورود اسلام به قفقاز است که در غرب دریای خزر و در ۲۶۱ کیلومتری شمال شهر باکو واقع شده و در دوره اسلامی، باب الابواب خوانده می شده است. دربند در گذشته بخشی از ایران بوده است که بر اساس قرارداد گلستان (۳ آبان ۱۱۹۲ برابر با ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳م) از این کشور جدا شد و به روسیه پیوست. حدود ۵۰،۰۰۰ شیعه در این شهر زندگی می کنند. محمد تقی قمری دربندی و آقا دربندی از این شهر برخاسته اند.
چون دربند در دهانه دره های رشته کوه های قفقاز، دیوارها و قلعه هایی از جمله مدینه باب قرار داشت، به آن باب الابواب نیز گفته اند کتزیاس، جغرافیانویس یونانی، آن را دروازة خزر ضبط کرده است. بنابر مطالب تاریخ آغوان، به آن دروازة هونها گفته اند ظاهراً این نام گذاری به لحاظ هجوم اقوام خزر و هونها از آنجا (باب) به بلاد قفقاز بوده است. به نوشتة مارکوارت به یونانی به آن چور و به ارمنی چول می گفته اند. در منابع ساسانی، باب را دربند نوشته اند.
در دورة اسلامی، دربند را با نام های «الباب» و «الابواب»؛ «باب»؛ «باب الابواب»؛ «دربند خزران»؛ «دربند شیروان»؛ «دربند خزر» و «دربند خزران»؛ و «باب الحدید» ضبط کرده اند. ظاهراً «دمورقاپی» نام ترکی ـ مغولی آن است که حمداللّه مستوفی از آن یاد کرده است.
«دربندنامه جدید»، تألیف میرزا حیدر وزیر اُف نویسنده روسی است که توسط جمشید کیانفر به فارسی ترجمه و در یک مجلد منتشر شده است. به گفته نویسنده آنچه در کتب تواریخ قدیمه دیده و خوانده در این اثر درج و تألیف نموده و آثار و اخبار امم سالفه را ذکر کرده است.اهمیت اثر حاضر، بخش پایانی آن است؛ به ویژه از آمدن پطر اول به دربند و توجه روس ها بدین شهر تاریخی، و وقایعی که در تاریخ معاصر ایران منجر به جدا شدن این شهر از ایران شد.
کتاب؛ مشتمل بر یک پیش گفتار، 19 فقره و یک بخش تعلیقات است. پیش گفتار کتاب حاوی مطالب مفیدی درباره کتاب است. مطالب فقرات از 733 سال پیش از میلاد مسیح آغاز و تا زمان نادرشاه به ترتیب زمانی ادامه می یابد. در بخش تعلیقات نیز توضیحات مفیدی به قلم مترجم ارائه شده است.
در پیش گفتار کتاب بر احیاء نسخه های خطی به عنوان حامل فرهنگ پرمایه اسلام و ایران و کارنامه دانشمندان و نوابغ و هویتنامه ما ایرانیان تأکید شده و چنین آمده است: «با همه کوشش هایی که در سال های اخیر برای شناسایی این ذخایر مکتوب و تحقیق و تتبّع در آنها انجام گرفته و صدها کتاب و رساله ارزشمند انتشار یافته، هنوز کار ناکرده بسیار است و هزاران کتاب و رساله خطی موجود در کتابخانه های داخل و خارج کشور شناسانده و منتشر نشده است. بسیاری از متون نیز، اگر چه بارها به طبع رسیده، منطبق بر روش علمی نیست و به تحقیق و تصحیح مجدّد نیاز دارد». در ادامه پیش گفتار، اثر حاضر به عنوان یک نمونه از این رساله ها قلمداد شده است.
دربند یا «باب الابواب» امروزه در محدوده جغرافیایی داغستان در روسیه قرار داد و روس ها از آن به دِربِنت یاد می کنند و از شهرهای صنعتی و مرکز فرهنگی داغستان است. مؤلف بنای شهر دربند را به گشتاسب پادشاه افسانه ای و اسطوره ای نسبت می دهد.
از منظر تاریخی ناحیه اطراف دربند در ایام باستانی «آلبانیا» نام داشت و گردنه باریک بین دریا و کوه های قفقاز در محل دربند در ایام باستانی تنگه خزر یا دروازه خزر یا دروازه آلبانیا نامیده می شد. گردنه دربند از روزگار باستان و هم در دوره اسلامی برای دفاع از حملات مهاجمین شمالی اهمیت به سزائی داشت.
ترجمه ای است از اثری تحت عنوان)yrotsiH naisacuac ni seiduts(از خاورشناس روسی فدورویچ مینورسکی که به اهتمام آقای محسن خادم صورت گرفته است.
اثر مینورسکی بر پایه جامع الدول (صحایف الاخبار)، کتاب مورخ ترک احمد بن لطف اللّه، ملقب به منجم باشی انجام گرفته است. جامع الدول که تاریخ سلسله های سلاطین و امرای عالم اسلامی است که از کتب مهم دیگری تلفیق و ترکیب شده است که بعضی از آنها اکنون در دست نیست و از آن جمله است، متن عربی تاریخ دربند و شروان که در سال 500 هجری تألیف شده است و مینورسکی همین فصل های مربوط به خاندان های شروان و دربند را از این کتاب ترجمه کرده است.
تاریخ شروان و دربند شرحی است بر تحولات پرفراز و نشیب دربند، در فترت میان تسلط اعراب و هجوم اقوام ترک زبان، در فاصله قرن های دوم تا پنجم هجری که در طی این زمان حکمرانان عرب تبار شروان (اعراب شیبانی) در خدمت خلفا، به قدرت رسیده بودند، به تدریج از بغداد جدا شده و عنوان ایرانی قدیم شروانشاه را اختیار نمودند. منورسکی در صفحه 225 می آورد «خالدها و نیریدهای پیشین نام های ایرانی انوشیروان، منوچهر و قباد و امثال آن را بر خود نهادند.» و در این بازیابی هویت راستین خود تا بدان جا پیش رفتند که در یک مقطع زمانی دربارشان مرکز فرهنگ ایرانی شد و شاعرانی؛ چون نظامی، خاقانی، شاعر و منجمی چون فلکی شروانی را جذب کرد.
از نظر جغرافیایی باب الابواب دربند، حد فاصل باریک و مبهمی که منتهی الیه شرق جبال قفقاز را به دریای مازندران منتقل می سازد و از دیرباز بر سر راه پیشروی اقوام مهاجر استپ های شمال به سرزمین ایران، در ید اقتدار امرای کرملین قرار داشته است و یکی از نادر ادوار مسدود و محفوظ بودنش را می گذراند. به همین جهت انتشار تاریخ شروان و دربند، به روشن ساختن بخشی از تاریخ قفقاز کمک شایانی می کند. تذکر این مطلب لازم است که الباب عربی است که در فارسی دربند و در ترکی دمیرقاپی می آید و نباید این ها را با هم اشتباه نمود.
توضیح این مطلب در پایان این معرفی ضروری است که تاریخ الباب و شروان، شرح حکومت امرای نیریدیه در شروان و بنی هاشم در دربند است. نیریدیه شروان که به شروان شاهان معروف شده اند، از اولاد یزید بن مزید بن زائده شیبانی برادرزاده مزید بن زائده شیبانی معروف هستند که در زمان هارون الرشید به حکومت شروان منصوب شده بود و اولاد او در طی چهار قرن بر این منطقه حکومت کردند.

دربند در دانشنامه ویکی پدیا

دربند
دربند می تواند به موارد زیر اشاره کند:
دربند (تهران)، منطقه تفریحی و گردشگری در شمال شهر تهران
دربند (فیلم)، فیلمی به کارگردانی پرویز شهبازی
دربند (روسیه)، یکی از شهرهای روسیه
شهرستان دربند (روسیه)
دربند (تاجیکستان)، دربند جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان
دربند، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آستارا در استان گیلان ایران است.
دربند، روستایی است از توابع بخش سیلوانه و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
دربند دهستانی بزرگ وسرسبز و بسیار زیبا در جلگه شمالی اشتران کوه در نزدیکی شهرستان ازنا در استان لرستان است که به خاطر وجود ایستگاه راه آهن در آن از این روستا بنام «ایستگاه دربند» هم یاد میکنند. از چشم انداز کوه اشتران کوه این روستا دیده می شود.
دربند (بجنورد)، روستایی از توابع بخش گرمخان شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است.
مختصات: ۳۵°۰۶′۰۰″ شمالی ۴۸°۱۳′۴۲″ شرقی / ۳۵.۱۰۰۰۰° شمالی ۴۸.۲۲۸۳۳° شرقی / 35.10000; 48.22833
دربند (بهار)، روستایی از توابع بخش صالح آباد شهرستان بهار در استان همدان ایران است. این روستادرمرکزیت روستاهای مجاور میباشد. زبان اصلی این روستا ترکی است.
دربند جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ نورآباد ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۰۷۱ است.
مختصات: ۳۵°۴۹′۲۳.۹۲″ شمالی ۵۱°۲۵′۳۰.۱″ شرقی / ۳۵.۸۲۳۳۱۱۱° شمالی ۵۱.۴۲۵۰۲۸° شرقی / 35.8233111; 51.425028
دَربَند، یکی از محله های تهران، پایتخت ایران و از دهکده های قدیمی شمیران و در شمال باغ سعدآباد است. محله دربند از مناطق خنک و گردشگری تهران است. بر پایه نظرسنجی های انجام شده دربند نخستین گزینهٔ شهروندان تهرانی برای پذیرایی از میهمان خارجی و شهرستانی است و پس از آن فشم، لواسان، درکه و فرحزاد قرار دارند.
در گذشته ای نه چندان دور در این محله به زبان تاتی سخن گفته می شد. البته هنوز در روستاهای دربند مانند پس قلعه زبان تاتی رایج است.
دربند (تیران و کرون)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تیران و کرون در استان اصفهان ایران است.
دربند (جاجرم)، روستایی از توابع بخش جلگه سنخواست شهرستان جاجرم در استان خراسان شمالی ایران است. مردم دربند از قوم اصیل تات هستند و به زبان تاتی صحبت می کنند.
مختصات: ۳۵°۴۱′۵۹″ شمالی ۴۸°۲۲′۰۶″ شرقی / ۳۵.۶۹۹۶۷° شمالی ۴۸.۳۶۸۳° شرقی / 35.69967; 48.3683
دربند (خدابنده)، روستایی از توابع بخش بزینه رود شهرستان خدابنده در استان زنجان ایران است.
مختصات: ۳۰°۲۶′۵۲″ شمالی ۴۸°۰۸′۳۸″ شرقی / ۳۰.۴۴۷۷۸° شمالی ۴۸.۱۴۳۸۹° شرقی / 30.44778; 48.14389 دُربَند روستایی است از توابع بخش مرزی شهرستان خرمشهر در استان خوزستان در جنوب ایران.
این روستا در قسمت شمال غربی به طرف مرز ایران و عراق (شلمچه) ودرفاصله ۵/۳ کیلومتری با ارتفاع حدود ۳ متر از سطح دریا با آب وهوای گرم وخشک، در دشت، کنار اروندرود حومه غربی خرمشهر واقع گردیده است۰
دربند (خوانسار)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خوانسار در استان اصفهان ایران است.
مختصات: ۳۶°۵۲′۲۰″ شمالی ۵۸°۱۰′۱۴″ شرقی / ۳۶.۸۷۲۲۲° شمالی ۵۸.۱۷۰۵۶° شرقی / 36.87222; 58.17056
دربند، روستایی است از توابع بخش مشکان و در شهرستان خوشاب استان خراسان رضوی ایران.
دربند، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
دربند (دیواندره)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دیواندره در استان کردستان ایران است.
دربند ، روستایی از توابع بخش عمارلو شهرستان رودبار در استان گیلان ایران است.
دَربَند (روسی: Дербе́нт; ترکی آذربایجانی: Dərbənd; لزگی: Кьвевар) مرکز شهرستان دربند شهری بندری در حاشیه دریای خزر؛ که در جنوبی ترین قسمت فدراسیون روسیه واقع شده است. این شهر به لحاظ اهمیت دومین شهر جمهوری داغستان با جمعیتی بالغ بر ۱۱۹۲۰۰ نفر (آمار سال ۲۰۱۰) می باشد. آذربایجانی ها، لزگی ها و تبرسری ها بیشترین ساکنان این شهر را تشکیل می دهند. دربند مرکز فرهنگی داغستان است و بر دشت ساحلی باریکی میان کوه های بزرگتر قفقاز و دریای خزر، به فاصلهٔ ۲۲۵ک یلومتری شمال غربی باکو واقعست و با راه آهن و جاده به باکو مرتبط می باشد. دارای باغستان ها، صنعت ماهی گیری و کارخانه های تهیهٔ مواد غذایی و نساجی است. ناحیهٔ دربند دارای منابع نفت و گاز طبیعی است.
شهر دربند به دست قباد یکم ساسانی تجدید بنا شد و انوشیروان آن را مستحکم گردانید و در ۲۲ق. به دست عربان گشوده شد روزگاری در دست شروان شاهان بود، یکبار شاه عباس صفوی و بار دیگر نادرشاه آن را از ترکان پس گرفتند و در ۱۷۹۶م به دست روس ها افتاد و پیمان ترکمانچای آن را از ایران جدا ساخت.
مختصات: ۳۵°۰۵′۱۷″ شمالی ۴۹°۴۲′۰۲″ شرقی / ۳۵.۰۸۸۰۶° شمالی ۴۹.۷۰۰۵۶° شرقی / 35.08806; 49.70056
دربند روستایی است از توابع بخش نوبران شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران.
دربند (سرباز)، روستایی از توابع بخش سرباز شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
دربند، روستایی است از توابع بخش مرزداران شهرستان سرخس در استان خراسان رضوی.
دربند علیا ۵۲ نفر
این روستا در دهستان گل بی بی قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۳۲ خانوار) ۱۱۰ نفر است. روستای دربند به دو بخش تقسیم شده است.
دربند سفلی ۵۸ نفر
آغچه دربند یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اوچ تپه شرقی بخش مرکزی شهرستان میانه واقع شده است.
آق دربند، از روستاهای بخش مرزداران شهرستان سرخس است و در جنوب شهر سرخس و حاشیه کشف رود قرار دارد. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۹۹ خانوار و ۸۴۱ نفر است.
اسدآباد دربند، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی ایران است.
دربند یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سمنان استان سمنان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.
مختصات: ۳۴°۴۸′۵۲″ شمالی ۴۷°۱۸′۴۰″ شرقی / ۳۴.۸۱۴۴۴° شمالی ۴۷.۳۱۱۱۱° شرقی / 34.81444; 47.31111
پشت دربند، روستایی از توابع بخش کلیائی شهرستان سنقر در استان کرمانشاه ایران است.
تپه خرابه دربند مربوط به عصر آهن - دوره سلجوقیان - دوره صفوی است و در شهرستان ابهر، بخش سلطانیه، دهستان سلطانیه، ۴۴۰۰ متری غرب روستای ترکانده، حدود ۲ کیلومتری امامزاده واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۵۵۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه دربند مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان نقده، بخش مرکزی، دهستان میرآباد، روستای دربند واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۲۹۲۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
خانات دربند (ترکی آذربایجانی: Dərbənd xanlığı) یکی از خانات قفقاز بود که در زمان افشاریان تأسیس شد. این خانات با جنوب داغستان و مرکزیت شهر دربند مطابقت دارد و شامل قبایل شمالی لزگی ها می شد.
دهستان میان دربند نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه، استان کرمانشاه در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۹۱۵ نفر (۶۲۵۹ خانوار) بوده است.
دهستان پشت دربند نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه، استان کرمانشاه در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۱۶۸ نفر (۲۶۰۰ خانوار) بوده است.
دهستان دربند نام دهستانی در بخش جلگه سنخواست شهرستان جاجرم، استان خراسان شمالی در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۳۰ نفر (۸۳۹ خانوار) بوده است.
رود دربند نام یک رودخانه کم عرض که از کوه های اطراف روستای دربند و دیله سرچشمه گرفته و در آب انباری به نام استیل که در دوران مظفرالدین شاه قاجار به سال ۱۳۲۰ هـ. ق احداث گردیده است، می ریزد. آب رود دربند جهت مصارف کشاورزی ذخیره می شود، مازاد آب رودخانه از سمت شمالی امامزاده قاسم و ابراهیم به دریای خزر هدایت می گردد.
قره دربند، روستایی از توابع بخش چنگ الماس شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
قله تپه دربند مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان بهار، بخش صالح آباد، روستای دربند واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۰۹۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آب پایین دربند قناتی است که در روستای سلیمانی از توابع بخش تحت جلگه، شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی قرار دارد.
مجموعه آثار تنگه دربند مربوط به دوره ساسانیان - سده های اولیه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بدره، بخش هندمینی، روستای گچ کوبان، ۳ کیلومتری تنگه دربند واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۶۱۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مجموعه آثارتنگه دربند مربوط به دوره ساسانیان - سده های اولیه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بدره، بخش هندمینی، روستای گچ کوبان، ۳ کیلومتری تنگه دربند واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۶۳۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مسجد دربند مربوط به دوره ایلخانی است و در اردستان، خیابان شهید فائق، محله مون، خیابان مون واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۱۱۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
محوطه دربند مربوط به دوره ساسانیان - سده های اولیه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان نیر، بخش مرکزی، دهستان رضا قلی قشلاق، روستای یامچی سفلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۵۵۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
میدان دربند از میادین شمال تهران است. این میدان در خیابان دربند و در منطقه دربند واقع شده است. میدان دربند از شمال به منطقه دربند از شرق به محله باغ شاطر و از جنوب به کاخ موزه سعد آباد راه دارد. درب شمالی کاخ موزه سعد آباد رو به این میدان باز می گردد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با دربند

دربند در جدول کلمات

دربند
بامس
دربند انداختن
اسارت
دربند بودن
اسر
دربند و اسیر
زندانی
دربند کردن | گرفتاری
اسارت
دربند | گرفتار
اسیر

معنی دربند به انگلیسی

canyon (اسم)
تنگه ، دره عمیق و باریک ، دره باریک و تنگ ، دربند
captive (صفت)
گرفتار ، شیفته ، ترسو ، دستگیر ، دربند

معنی کلمه دربند به عربی

دربند
اسير , وادي

دربند را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی دربند

آراد ١٧:٣٤ - ١٣٩٦/٠٣/١٢
دربند(Дербе́нт) جنوبی ترین شهر فدراسیون روسیه و از لحاظ اهمیت دومین شهر داغستان با جمعیتی بالغ بر ۱۰۱۰۳۱ (بر پایهٔ آمار ۲۰۰۲) است. آذری ها و لزگی ها و تبرسرها بیشترین ساکنان این شهر را تشکیل می دهند.
محتویات [نمایش]
تاریخچه [ویرایش]
دربند قدیمی ترین شهر فدراسیون روسیه است و به عنوان دروازه قفقاز از قرنها قبل به عنوان یک منطقه استراتژیک ارزش بسیاری داشته است.
این شهر تا سده ۴ میلادی بخشی از آلبانیای قفقاز بوده. نام فارسی دربند از اواخر سده پنجم میلادی بر شهر نهاده شد یعنی از زمان قباد یکم ساسانی. خسرو یکم پسر قباد یکم دستور ساخت دژ دربند را داد تا مرزهای شمالی ایران را از حملات اقوام مهاجم مصون دارد.
شهر دربند در پیرامون دژ ساسانی دربند ساخته شده است. این دژ طی ۱۵۰۰ سال بطور پیوسته مورد استفاده بوده است.
دژ دربند [ویرایش]
استحکامات دربند دیوار سنگی بسیار بلندی بود که در زمان خسرو انوشیروان ساخته شد. طول آن چهل کیلومتر و از کوهستان تا کرانهٔ دریای خزر امتداد داشت و خط دفاعی بسیار مستحکمی در برابر سواران مهاجم به شمار میامد.
این دیوار که از تخته سنگ های بسیار بزرگ ساخته شده بود، هیجده تا بیست متر ارتفاع داشت. سی برج برفراز این دیوار قرار گرفته بود. دیوار سه دروازهٔ آهنی داشت که یک دروازهٔ آن به دریا گشوده می شد.
ایستمی خان ترک، در زمان خسرو انوشیروان به ایران اعلان جنگ داده و قصد حمله به ایران را داشت ولی استحکامات دربند که ایرانیان در سدهٔ قرن پنجم، برابر هیاطله پدید آورده بودند، در نظر ترکان غیر قابل گذر می نمود، از این رو حمله ترکان متوقف ماند.
سقوط دژ دربند [ویرایش]
در سال ۶۲۶ میلادی بار دیگر خاقانات غربی ترک جهت حمایت از بیزانس بطرف ایران حمله بردند. در این زمان جنگ شدیدی در جبهه های غرب ایران، بین خسرو پرویز و هراکلیوس در جریان بود.
ترکان این بار توانستند با فرماندهی خان بزرگ تون جبغو خان، ضمن حملات مداوم و پی در پی خویش خطوط دفاعی دربند را شکسته و به سوی جلگه های قفقاز سرازیر شوند.
حصار دربند در قفقاز برای جلوگیری از هجوم خزرها به ایران در دوره باستان
[۱]
نگارخانه [ویرایش]
دژ ساسانی دربند





پانویس [ویرایش]
↑ رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. ص ۱۶۵
جستارهای وابسته [ویرایش]
سومین جنگ ایران و ترکان
منبع [ویرایش]
رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵
ویکی پدیای انگلیسی
Wikipedia contributors, «Derbent,» Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Derbent&oldid=192040543 (accessed February ۱۷, ۲۰۰۸).
این یک نوشتار خُرد تاریخی پیرامون ایران است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
این یک نوشتار خُرد روسیه است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
[نمایش]
ن • ب • و
معماری ایران
[نمایش]
ن • ب • و
میراث جهانی یونسکو در روسیه بر پایه ناحیه فدرالی
This article is about the city in the Republic of Dagestan, Russia. For the district in Konya Province, Turkey, see Derbent, Konya.
Derbent (English)
Дербент (Russian)
- City[1] -
Location of the Republic of Dagestan in Russia
Derbent
Location of Derbent in the Republic of Dagestan
Coordinates: 42°04′N 48°17′ECoordinates: 42°04′N 48°17′E
Administrative status (as of April 2006)
Country Russia
Federal subject Republic of Dagestan[1]
Administratively subordinated to City of Derbent[1]
Capital of Republic of Dagestan[1]
Administrative center of City of Derbent,[1] Derbentsky District[1]
Municipal status (as of November 2006)
Urban okrug Derbent Urban Okrug[2]
Administrative center of Derbent Urban Okrug,[2] Derbentsky Municipal District[citation needed]
Statistics
Population (2010 Census) 119,961 inhabitants[3]
- Rank in 2010 136th
Population (2002 Census) 101,031 inhabitants[4]
- Rank in 2002 163rd
Time zone MSK (UTC+04:00)[5]
Derbent on WikiCommons
Citadel, Ancient City and Fortress Buildings of Derbent *
UNESCO World Heritage Site
Country Russia
Type Cultural
Criteria iii, iv
Reference 1070
Region ** Europe
Inscription history
Inscription 2003 (27th Session)
* Name as inscribed on World Heritage List
** Region as classified by UNESCO
Derbent (Russian: Дербе́нт; Azerbaijani: Dərbənd; Lezgian: Кьвевар; Avar: Дербенд; Lak: Чурул, Churul; Persian: دربند; Judæo-Tat: דארבּאנד/Дэрбэнд/Dərbənd[6]) is a city in the Republic of Dagestan, Russia. It is on the Caspian Sea, north of the Azerbaijani border. It is the southernmost city in Russia, and it is the second most important city of Dagestan. Population: 119,961 (2010 Census preliminary results);[3] 101,031 (2002 Census);[4] 78,371 (1989 Census).[7]
Often identified with the legendary Gates of Alexander, Derbent claims to be the oldest city in Russia (8th century BCE)[8]. Since antiquity, the value of the area as the gate to the Caucasus has been understood, and Derbent has archaeological structures over 5,000 years old. As a result of this geographic particularity, the city developed between two walls, stretching from the mountains to the sea. These fortific ...
|

پیشنهاد شما درباره معنی دربند



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرزانه قناد > دپارتمان
احمد لطفی > سوره مهری معاصر
Hassan > illnesses
محمد حسین > Find of
زرگل > زرگل
زرگل > زرگل
Chem is try > stop by
سام > turn

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آدرس دربند   • درکه بهتره یا دربند   • دربند فیلم   • دربند تهران کجاست   • مسیر دربند   • دربند روسیه   • دربند رستوران   • فیلم سینمایی دربند   • معنی دربند   • مفهوم دربند   • تعریف دربند   • معرفی دربند   • دربند چیست   • دربند یعنی چی   • دربند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دربند
کلمه : دربند
اشتباه تایپی : nvfkn
آوا : darband
نقش : صفت
عکس دربند : در گوگل


آیا معنی دربند مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )