برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1341 100 1

درةالتاج

معنی درةالتاج در لغت نامه دهخدا

درةالتاج. [ دُرْ رَ تُت ْتا ] (ع اِ مرکب ) مرواریدی که بر تاج نصب کنند. گوهر افسر. بزرگترین مرواریدهای تاج پادشاهی. (ناظم الاطباء) : الملک بن الملک... درة تاج الممالک انسان عین العالم... ابوالفتح محمدشاه. (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 326). مغیثةالحجیج والحرمین درةالتاجین... فخر آل بهرام بتول الایام... (منشآت خاقانی ص 122).
که روشن شود روی چون عاج او
شود روشنک درةالتاج او.
نظامی.
زمین بوس او درةالتاج تست.
نظامی.
آن پری رخ که بود مهترشان
درةالتاج عقد گوهرشان.
نظامی.
تو بر باغ هفت چرخ کهن
درةالتاج عقل و تاج سخن.
نظامی.

معنی درةالتاج در فرهنگ فارسی عمید

درةالتاج
بزرگ ترین مرواریدهای تاج، مروارید درشتی که بر تاج پادشاهی نصب می کنند.

درةالتاج را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی درةالتاج   • مفهوم درةالتاج   • تعریف درةالتاج   • معرفی درةالتاج   • درةالتاج چیست   • درةالتاج یعنی چی   • درةالتاج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی درةالتاج
کلمه : درةالتاج
اشتباه تایپی : nvةhgjh[
عکس درةالتاج : در گوگل

آیا معنی درةالتاج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )