برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1321 100 1

درت

معنی درت در لغت نامه دهخدا

درة. [ دَرْ رَ ] (ع اِ) اسم المرة است مصدر «دَرّ» را. یک بار شیر بسیار دادن پستان. (ناظم الاطباء). رجوع به دَرّ شود.

درة. [ دِرْ رَ ] (ع اِ) آلت زدن. (منتهی الارب ). تازیانه که بدان زنند. (از اقرب الموارد). آنچه بزنند بدان. (دهار). دره. و رجوع به دره شود. || شیر. (منتهی الارب ). لبن. (اقرب الموارد). || خون. (منتهی الارب ). دم. (اقرب الموارد). || (اِ مص ) بسیاری شیر و روانی آن. (منتهی الارب ). سیلان و جاری شدن شیر و کثرت آن. (ازاقرب الموارد). || نوع شیردادن. (ناظم الاطباء). || ریزندگی باران. (منتهی الارب ). گویند للسحاب درة، یعنی ابر را«صب » و ریزندگی است. (ازاقرب الموارد). || گرمی بازار و روانی آن. (منتهی الارب ). گویند للسوق درة؛ یعنی رواج دارد. (از اقرب الموارد). || گویند مر علی درته ؛ یعنی چیزی او را منصرف نمی کند و باز نمی دارد. (از اقرب الموارد). || گویند للساق درة؛ یعنی برای دویدن دور زد. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ج ، دِرَر [ دِ رَ ]. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

درة. [ دُرْ رَ ] (ع اِ) مروارید بزرگ. (منتهی الارب ). مروارید. (دهار). واحد دُرّ. (از اقرب الموارد). بیرونی در الجماهر (ص 127) در بیان اقسام مروارید گوید: از اقسام مروارید یکی «دهرم مروارید» است که بزرگترین آن است و معرب آن «درة» باشد. و در حاشیه ٔ این کتاب در باره ٔ «دهرم » با نسخه بدل «وهرم » توضیح داده شده که کلمه ای است هندی و در فرهنگهای فارسی ذکری از آن نشده است. رجوع به دره شود. ج ، دُرّ و دُرَر و دُرّات. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
- درةالتاج ؛ بزرگترین مرواریدهای تاج پادشاهی. (ناظم الاطباء). و رجوع به درةالتاج در ردیف خود شود.
|| پرنده ای از راسته ٔ طوطیان. (لاروس عربی ). مرغ عشق. || در تداول زبان عربی ، طوطی.(المنجد) : فاشتری درة و کانت تتکلم بکل شی ٔ تراه و جعلها ترصد امرأته و تنظر ماتصنع بعده و تخبره اذا رجع. (سندبادنامه ٔ عربی ص 355).

درة. [ دُرْ رَ ] (اِخ ) از زنان محدث بود که از ارموی و ابوالقاسم بن حاسب اجازه ٔ حدیث داشت. وی به سال 607 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام النساء از الاستدراک علی تراجم رواةالحدیث ابن نقطه ).

درة. [ دُرْ رَ ] (اِخ ) نام دختر ابی سلمة وام سلمة (ام المؤمنین ) که از زنان فاضل عصر خود بود و نزد عالمان ا ...

معنی درت به فارسی

درت
[ گویش مازنی ] /dert/ از اصوات – صدای باد شکم

درت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیسل محمد پور
درت یعنی از جایی که گت می آید و مثل هوا است ودر ختان مثل دی اکسید کربن ان را می خورند و خیلی بوی بدی دارد دوستون دارم تا فردا شب
آیسل
معنی درت:درت یعنی هوا و بویی که از باسن انسان میاد
و یا میتونیم بگیم:
گوزیدن
یا
سسید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی درت   • مفهوم درت   • تعریف درت   • معرفی درت   • درت چیست   • درت یعنی چی   • درت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی درت
کلمه : درت
اشتباه تایپی : nvj
عکس درت : در گوگل

آیا معنی درت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )