برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1282 100 1

دردمند

/dardmand/

مترادف دردمند: بستری، بیمار، درمانده، علیل، کسل، متالم، مریض، معلول، ناخوش، وجیع

متضاد دردمند: تندرست

معنی دردمند در لغت نامه دهخدا

دردمند. [ دَ م َ ] (ص مرکب ) (از: درد + مند، پسوند اتصاف ) . صاحب درد. (آنندراج ). دردناک. (شرفنامه ٔ منیری ). دارای رنج تن ویا رنج جان. وجعناک. (ناظم الاطباء). دردگین. دردگن. دردآلود. وَجِع. وجعة. (از منتهی الارب ) :
نباید که خسبد کسی دردمند
که آید مگر شاه را زو گزند.
فردوسی.
به بابل همان روز شد دردمند
بدانست کآمد بتنگی گزند.
فردوسی.
به خواب اندرآرد سر دردمند
ببندد در جنگ و راه گزند.
فردوسی.
ازو شادمانی و زو دردمند
بباید گسست از چه و چون و چند.
فردوسی.
رسیده به لب جان ناتندرست
همی چاره ٔ دردمندان بجست.
فردوسی.
درازتر ز غم مستمند سوخته دل
کشیده تر ز شب دردمند خسته جگر.
فرخی.
به مست و به دیوانه مدهید پند
مخندید بر پیر و بر دردمند.
اسدی.
ای سینه که دردمندی از غم
همزانوی غم دوات جویم.
خاقانی.
کاین نامه که هست چون پرندی
از غمزده ای به دردمندی.
نظامی.
دیوانه و دردمند و رنجور
چون دیو ز چشم آدمی دور.
نظامی.
من دانم و دردمند بیدار
آهنگ شب دراز دیجور.
سعدی.
درازنای شب از چشم دردمندان پرس
تو قدر آب چه دانی که بر لب جوئی.
سعدی.
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد این قوم خطر باشد هان تا نکنی.
حافظ.
بر سینه ٔ ریش دردمندان
لعلت نمکی تمام دارد.
حافظ.
- امثال :
درد را پیش دردمند بگوی . (امثال و حکم ).
|| ملول.رنجیده. غمناک. اندوهگین :
یکی نامه با لابه و دردمند
نبشتم به نزدیک شاه بلند.
فردوسی.
دگر گفت اگر چندخندان بود
چنان دان که از دردمندان بود.
فردوسی.
فرهمند بد کنش هرگز مرو
تا نگردی دردمند و آه مند.
ناصرخسرو.
دلم دردمند است باری برافکن
برافکنده ٔ خود نظر بهتر افکن. ...

معنی دردمند به فارسی

دردمند
بیمار، ناخوش، علیل، کسی که دردیامرض دارد، دردمن
کسی که مبتلا به درد شکم و پیچش شکم دارد

معنی دردمند در فرهنگ معین

دردمند
(دَ. مَ) (ص مر.) ۱ - مصیبت کشیده . ۲ - بیمار، ناخوش .

معنی دردمند در فرهنگ فارسی عمید

دردمند
بیمار، ناخوش، علیل، کسی که درد یا مرضی دارد.

دردمند در جدول کلمات

دردمند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Samir
رنجور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی درازی راه   • درازای راه   • معنی دردمندی در جدول   • مترادف ستوران   • معنی پارچه کشباف   • معنی ستوران   • معنی خوشامد   • معنی مرمر   • مفهوم دردمند   • تعریف دردمند   • معرفی دردمند   • دردمند چیست   • دردمند یعنی چی   • دردمند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دردمند
کلمه : دردمند
اشتباه تایپی : nvnlkn
آوا : dardmand
نقش : صفت
عکس دردمند : در گوگل

آیا معنی دردمند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )