انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1068 100 1

درمنه

/darmane/

معنی درمنه در لغت نامه دهخدا

درمنه. [ دَ م َ ن َ / ن ِ / دَ / دِرَ ن َ / ن ِ ] (اِ) نوعی از گیاه دوائی. (غیاث ) گیاهی است که اسبان را چرانند. (شرفنامه ٔ منیری ). اسم فارسی شیح است. (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رستنیی که دفع کرم کند. (ناظم الاطباء). ترکی و ارمنی باشد و درمنه ٔ ترکی بهتر است و آن کرم کش باشد. (یادداشت مرحوم دهخدا). نام گیاهی است که خاصیت طبی دارد، و این کلمه همان درمان است و درمان و دارو و درواخ جمله از ریشه ٔ درو اوستائی به معنی علاج و دوا است. (لغات شاهنامه ). بوته ای دائمی که در آسیای مرکزی و غربی میروید و از آن سانتونین می گیرند و چون ساقه های باریک آن سخت و نازک است با آن جارو می سازند. (از دائرةالمعارف فارسی ). خنجک. علف جاروب. ورک. شیح. (منتهی الارب ) (دهار). علف جاروب. ورک. شیح خراسانی. قیصوم انثی. نبات السنتونین.یوشیو. و رجوع به شیح در ردیف خود شود :
خشک چون شاخ درمنه شده ام
تازه ریحان شوم ان شأاﷲ.
خاقانی.
دمنه اسد کجا شود شاخ درمنه سنبله
قوت موم و آتشی فعل زقوم و کوثری.
خاقانی.
کی برند آب درمنه بر لب آب حیات
کی شود سنگ منات اندرخور سنگ منا.
خاقانی.
عاقلان آب درمنه کی برند
بر کنار چشمه ٔ ماء معین.
خاقانی.
به صد دقیقه ز آب درمنه تلخترم
به سخره چشمه ٔ خضرم چه خواند آن دریا.
خاقانی.
نه دمنه چون اسد نه درمنه چو سنبله ست
هرچند نام بیهده کانا برافکند.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 139).
لابل که در قیاس درمنه ست وشوره خاک
طوبی بنزد خلقش کوثر بر سخاش.
خاقانی.
آن کودکم کز آب دهان و درمنه چوب
دولابکی میانه ٔ راهی بکار کرد.
خاقانی.
از عطر تو لافد آستینم
گر عودم و گر درمنه اینم.
نظامی.
چون درمنه درم ندارد هیچ
باد در پیکرش نیاردپیچ.
نظامی.
به هر وادیی کو عنان تافته
درمنه به دامن درم یافته.
نظامی (اقبالنامه ، از شرفنامه ٔ منیری ).
بخور عود من باشد درمنه
چنین باشد کسی کو را درم نه.
شهاب الدین استیفانی.
پروازه ؛ درمنه باشد که از پیش عروس برفروزند خرمی را. (فرهنگ اسدی ). شَیّاح ؛ درمنه فروش. (ملخص اللغات حسن خطیب ).
- درمنه ٔ ترکی ؛ به فارسی تخم بستیباج است. (فهرست مخزن الادویة). تخم بستیباج که شبیه به نانخواه می باشد و طعمش تند و در آخر دوم گرم و خشک است. و بستیباج را به فارسی خلال مکه گویند و شاخه های باریک دارد و آن نباتی است خاردار برگش باخشونت و ریزه وگلش سفید و ازرق و شاخه ها بقدر شبری از یک بیخ می رویَد. (غیاث ) (آنندراج ). افسنطین بحری. شیح. وخشیزق. وخشیزک. (یادداشت مرحوم دهخدا) : بگیرند افسنتین و شیح که آنرا به پارسی درمنه ٔ ترکی گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- درمنه ٔ خراسان ؛ به فارسی گیاه وخشیزک را نامند و تخم آن بستیباج است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ).
- درمنه ٔ سپید (سفید) ؛ ثَغام.(منتهی الارب ). جاورد. سپیدخار.

معنی درمنه به فارسی

درمنه
در میان ما بین بین میان : در میان حکایت گفت ... توضیح : باین معنی لازم الاضافه است . یا یکی در میان بفاصله یکی .
نوعی از گیاه دوائی گیاهی است که اسبان را چرانند اسم فارسی شیخ است رستنی که دفع کرم کند
[ گویش مازنی ] /der mene/ نوعی گون - نوعی علف صحرایی که خوراک دام است

معنی درمنه در فرهنگ معین

درمنه
(دِ یا دَ مَ نِ) (اِ.) گیاهی است خودرو با ساقه راست و محکم و برگ های ریز و بریده که در بیابان ها می روید، از بوته اش جاروب درست می کنند یا در تنورها و کوره ها می سوزانند، شیره اش نیز در طب مورد استفاده قرار می گیرد.

معنی درمنه در فرهنگ فارسی عمید

درمنه
گیاهی بیابانی و خودرو دارای ساقۀ راست و سخت، برگ های ریز و بریده و پوشیده از کرک های سفید، و گل های خوشه ای سرخ یا زردرنگ که بلندیش تا نیم متر می رسد و آب و شیرۀ تلخ آن در طب به کار می رود، درمنۀ ترکی، علف جاروب، ورک، یوشن، خنجک: به صد دقیقه ز آب درمنه تلخ ترم / به سخره چشمهٴ خضرم چه خواند آن دریا (خاقانی: ۳۰).

درمنه در دانشنامه اسلامی

درمنه
دِرمَنه نام گیاهی خوش بو است. از عنوان درمنه، به مناسبت در باب حج به کار رفته است.
درمنه، گیاهی است بوته ای و خودرو از خانواده ی کاسنی ها که دارای برگ و گلی معطر و خاصیت دارویی است .
بوییدن درمنه در حال احرام
از حرمت استعمال گیاهان خوش بو برای مُحرم بنابر قول به حرمت آن، گیاهانی که به جهت بوی خوش آنها کاشته نمی شوند و از آنها نیز عطر گرفته نمی شود مانند، درمنه، استثنا شده است و بوییدن آنها در حال احرام، حرام نیست.


درمنه در دانشنامه ویکی پدیا

درمنه
عکس درمنه
درمنه آفریقای جنوبی(نام علمی: Artemisia afra) نام یک گونه از سرده درمنه ها است.
درمنهٔ آمریکایی (نام علمی:Artemisia californica) درختچه ای است از خانوادهٔ کاسنیان که در درمنه زارهای سواحل کالیفرنیا و شمال غربی سواحل باخا کالیفرنیا رشد می کند.
درمنه ایتالیایی(نام علمی: Artemisia glacialis) نام یک گونه از سرده درمنه ها است.
درمنه ایرانی (نام علمی: Artemisia persica) یک گونه از سرده درمنه ها است. این گیاه با نام محلی جوشن و نام فارسی درمنه ایرانی در ارتفاعات بالا و برف گیر لرستان بخصوص گرین می روید.
این گیاه به عنوان گیاه های دارویی شناخته شده و بخاطر عطر و طعمی که دارد در غذاهای محلی و همچنین کباب کوبیده استفاده می شود.
درمنه چامائملیفولیا(نام علمی: Artemisia chamaemelifolia) نام یک گونه از سرده درمنه ها است.
درمنه چینی (نام علمی: Artemisia argyi) نام یک گونه از سرده درمنه ها است.
درمنه دشتی یا بیابانی به گویش بیابان نشینان «ترخ» شهرت دارد. این گیاه بوته ای بسیار معطر، عنصر اصلی و غالب اجتماعات گیاهی در استپهای خشک و نیمه خشک در کشور ایران محسوب می شود.
ارتفاع این بوته بین ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر، دارای انشعابات متعدد و متراکم که شکل کپه ای را به بوته می بخشد. درمنه دشتی از خانواده کاشنیکاسنیان بوده و تمام اندام های هوایی گیاه اعم از ساقه، برگها، گل، میوه و بذر دارای عطری بسیار تند و نافذ است. این گیاه در خطوط همباران ۱۰۰ میلی متر به بالا به راحتی استقرار می یابد.
اغلب در خاک های لومی، شنی و لومی رسی ایجاد رویشگاهای وسیعی را می نماید. در عرصه های استپی بیابان به همراه سایر گونه های بیابانی و کم توقع مانند نسی، نتر و علف شور، اجتماعات گیاهی متنوعی را به وجود می آورد. این گیاه اگر چه در فصل بهار و تابستان بواسطه بوی عطر بسیار تند آن، مورد استفاده چرای گوسفندان قرار نمی گیرد، ولیکن در فصل پاییز و زمستان، زمانی که گیاه غرق در بذر است توسط گوسفندان مورد چرا قرار می گیرد. درمنه دشتی از جمله بوته های بسیار سازگار به شرایط سخت بیابان محسوب می شود که علاوه بر مصارف علوفه ای (در مراتع قشلاقی)، بوته ای بسیار مقاوم در مقابل فرسایش های بادی و نقش ارزنده ای را در حفاظت خاک این نقاط بر عهده دارد.
در طی دهه اخیر، اهمیت اکولوژیکی این گونه با ارزش در عرصه های بیابانی تا حدودی مشخص شده و مراتع قشلاقی با این گیاه بذرکاری می شود. تنها روش تکثیر گیاه توسط بذر است.
درمنه زار، روستایی از توابع بخش زرقان شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان بندامیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۶ نفر (۴۱خانوار) بوده است.
درمنه سانتونیکا(نام علمی: Artemisia cina) نام یک گونه از سرده درمنه ها است.
درمنه کاروثی(نام علمی: Artemisia carruthii) نام یک گونه از سرده درمنه ها است.
مارمولک درمنه (نام علمی: Sceloporus graciosus) نام یک گونه از سرده مارمولک خاردار است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

درمنه در دانشنامه آزاد پارسی

دِرمَنه
دِرمَنه
گیاهان متعلق به جنس Artemisia از تیرۀ کاسنی (مرکبان). این گیاهان، یکساله یا دو ساله یا چند ساله، علفی یا نیمه چوبی، دارای کرک یا بدون کرک، برگ های متناوب با تقسیمات شانه ای، برگ های بن رست دمبرگ دار و ساقه ای تقریباً بدون دمبرگ، گل آذین خوشه گرزن یا خوشه سنبله ای با گل های لوله ای در کپه های ناهمجنس، گل های مرکزی، نر ماده و زایا هستند. از این جنس مهم و پرگونه، حدوداً بیش از ۳۰ گونه در بسیاری از نقاط ایران می روید. یوشان و تِرِخ از دیگر اسامی این جنس می باشد.

معنی درمنه به انگلیسی

sagebrush (اسم)
درمنه ، برنجاسف

درمنه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عبدالله واشقانی ١٤:٠٥ - ١٣٩٥/١٠/٢٣
باسلام: با صرفنظر از معانی که برای "درمنه" آورده شده. در زبان خلچی این واژه معنی "شهر" نیز می دهد. روستای خلچ زبان "درمنک" از توابع فراهان برگرفته از همین واژه است[درمنه پسوند تصغیر ک: درمنهک: درمنک] یعنی شهر کوچک. باتشکر
|

هنرزاده شیراز ٠٤:٤٠ - ١٣٩٦/٠٨/٢٤
در زبان ایل عرب استان فارس به درمنه، شیح یا شیحه گویند و شیح عربی است اما در مطالب این صفحه نوشته است فارسی است .
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طریقه مصرف درمنه   • گیاه درمنه ترکی   • درمنه کوهی   • نام علمی گیاه درمنه   • خواص عرق درمنه   • درمنه ایرانی   • درمنه دشتی   • معنی درمنه   • مفهوم درمنه   • تعریف درمنه   • معرفی درمنه   • درمنه چیست   • درمنه یعنی چی   • درمنه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی درمنه
کلمه : درمنه
اشتباه تایپی : nvlki
آوا : darmane
نقش : اسم
عکس درمنه : در گوگل


آیا معنی درمنه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )