انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 952 100 1

دره

/darre/

مترادف دره: تنگ، دروا

معنی اسم دره

اسم: دره
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: مروارید بزرگ، یک دانه مروارید

معنی دره در لغت نامه دهخدا

درة. [ دَرْ رَ ] (ع اِ) اسم المرة است مصدر «دَرّ» را. یک بار شیر بسیار دادن پستان. (ناظم الاطباء). رجوع به دَرّ شود.

درة. [ دِرْ رَ ] (ع اِ) آلت زدن. (منتهی الارب ). تازیانه که بدان زنند. (از اقرب الموارد). آنچه بزنند بدان. (دهار). دره. و رجوع به دره شود. || شیر. (منتهی الارب ). لبن. (اقرب الموارد). || خون. (منتهی الارب ). دم. (اقرب الموارد). || (اِ مص ) بسیاری شیر و روانی آن. (منتهی الارب ). سیلان و جاری شدن شیر و کثرت آن. (ازاقرب الموارد). || نوع شیردادن. (ناظم الاطباء). || ریزندگی باران. (منتهی الارب ). گویند للسحاب درة، یعنی ابر را«صب » و ریزندگی است. (ازاقرب الموارد). || گرمی بازار و روانی آن. (منتهی الارب ). گویند للسوق درة؛ یعنی رواج دارد. (از اقرب الموارد). || گویند مر علی درته ؛ یعنی چیزی او را منصرف نمی کند و باز نمی دارد. (از اقرب الموارد). || گویند للساق درة؛ یعنی برای دویدن دور زد. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ج ، دِرَر [ دِ رَ ]. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

درة. [ دُرْ رَ ] (ع اِ) مروارید بزرگ. (منتهی الارب ). مروارید. (دهار). واحد دُرّ. (از اقرب الموارد). بیرونی در الجماهر (ص 127) در بیان اقسام مروارید گوید: از اقسام مروارید یکی «دهرم مروارید» است که بزرگترین آن است و معرب آن «درة» باشد. و در حاشیه ٔ این کتاب در باره ٔ «دهرم » با نسخه بدل «وهرم » توضیح داده شده که کلمه ای است هندی و در فرهنگهای فارسی ذکری از آن نشده است. رجوع به دره شود. ج ، دُرّ و دُرَر و دُرّات. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
- درةالتاج ؛ بزرگترین مرواریدهای تاج پادشاهی. (ناظم الاطباء). و رجوع به درةالتاج در ردیف خود شود.
|| پرنده ای از راسته ٔ طوطیان. (لاروس عربی ). مرغ عشق. || در تداول زبان عربی ، طوطی.(المنجد) : فاشتری درة و کانت تتکلم بکل شی ٔ تراه و جعلها ترصد امرأته و تنظر ماتصنع بعده و تخبره اذا رجع. (سندبادنامه ٔ عربی ص 355).

درة. [ دُرْ رَ ] (اِخ ) از زنان محدث بود که از ارموی و ابوالقاسم بن حاسب اجازه ٔ حدیث داشت. وی به سال 607 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام النساء از الاستدراک علی تراجم رواةالحدیث ابن نقطه ).

درة. [ دُرْ رَ ] (اِخ ) نام دختر ابی سلمة وام سلمة (ام المؤمنین ) که از زنان فاضل عصر خود بود و نزد عالمان اخبار و حدیث شهرتی داشت. (از اعلام النساء از الاستیعاب ).

درة. [ دُرْ رَ ] (اِخ ) دختر ابی لهب بن عبدالمطلب. از زنان شاعر و محدث بود که از پیامبر (ص ) و عایشه نقل حدیث کرده است. (از اعلام النساء از الاصابة و استیعاب و سیرالنبلاء).

درة. [ دُرْ رَ ] (اِخ ) دختر عثمان حلاوی. از زنان محدث بود که به سال 604 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام النساء از الاستدراک علی تراجم رواة الحدیث ابن نقطه ).

درة. [ دُرْ رَ ] (اِخ ) دختر علی بن باخمشی. از زنان محدث بود که از خدیجه بنت محمدبن عبداﷲ شاهجانی (خدیجه به سال 460 هَ. ق. درگذشته است ) نقل حدیث کرده است. (از اعلام النساء از الاستدراک علی تراجم رواة الحدیث ابن نقطه ).

درة. [ دُرْ رَ ] (اِخ ) دختر محمدبن احمد. از زنان محدث و صوفی بود که ابوعبداﷲبن عبدالواحدبن دقاق از او نقل کرده است. (از اعلام النساء).

دره. [ دَرْه ْ ] (ع مص ) ناگاه درآمدن و برآمدن و نمایان شدن. (از منتهی الارب ). || دفع نمودن از کسی و راندن. (از منتهی الارب ). دفع کردن از کسی. (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد).

دره. [ دَ رَ / رِ / دَرْ رَ / رِ ] (اِ) گشادگی میان دو کوه. (برهان ). گشادگی میان کوه را به شکنبه تشبیه نمودند ودره گفتند. (جهانگیری ). گشادگی میان کوهها بخصوص درآنجایی که رود روان می گردد. وادی و گشادگی میان تپه ها، که مخصوص به روان گشتن رود است. (از ناظم الاطباء). وادی چون دره ٔ نیل. بستر رود. مسیل. مقابل ماهور. (یادداشت مرحوم دهخدا). تنگ. (لغت فرس اسدی.) شاجنة.شَجن. (از منتهی الارب ). هُوَّة : ترکان گنجینه گروهی مردمانند اندک و اندر کوهی که میان ختلان وچغانیان است اندر دره ای نشسته اند. (حدود العالم ).
کوه و دره ٔ هند مرا ز آرزوی غزو
خوشتر بود از باغ و بهار و لب مرزوی.
فرخی.
در این بیم بودند و غم یکسره
که گرشاسب زد ویله ای از دره.
اسدی.
نشیمنش گفت آن شکسته دره
که بینی پر از دود و دم یکسره.
اسدی.
چند گوئی که از آن تنگ دره حجت
هم برون آمدی ار نیک سوارستی.
ناصرخسرو.
من رهی را از جفای دشمن اولاد تو
خوابگاه و جای غیر از دره و کهسار نیست.
ناصرخسرو.
خارو سنگ دره ٔ یمگان از طاعت تو
در دماغ و دهن بنده ات عود و شکر است.
ناصرخسرو.
منگر بدانکه در دره ٔ یمگان
محبوس کرده اند مجانینم.
ناصرخسرو.
درهای حوادث باز است و دره های نجات فراز. (سند بادنامه ص 327).
از آن برف سر در جهان داشته
دره تا گریوه شد انباشته.
نظامی.
ز شیرین گیاهان کوه و دره
شکر یافته شیر آهو بره.
نظامی.
اگر دره ٔ هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد... زمام از کفش درگسلاند. (گلستان سعدی ).
سیه گشته چشمش برآهوبره
برآورده کبکان خروش از دره.
خواجو.
زنگار فشاندند یکسره
بردشت وکه و پشته و دره.
هدایت (از آنندراج ).
- امثال :
دره ای پاک نگذاشته است ؛ روباهی از درد شکم به طبیب شکایت برد طبیب گفت از خاک آن دره که ملوث نکرده باشی خور. روباه تأملی کرده گفت اگر دارو منحصر است مرگ من ناگزیر باشد،چه دره ٔ پاک بجای نمانده ام. (امثال وحکم ).
- دره ٔ آسمان ؛ کنایه از کهکشان است و به عربی مجرة خوانند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ).
- دره ٔ بیداد ؛ دره ٔ سخت عمیق و دراز و خشک. نهایت عمیق که آواز به تک آن نرسد، یا آوا از تک آن برنیاید. که کس آنجا مر کس را نرسد. (از امثال و حکم ).
- || مجازاً، جای بی فریادرس. ظلمکده.
|| راهی که در کوه باشد. (غیاث ). راه باریک میان دوکوه که آن را در نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). || گوی که آب روان در زمین کند. || مزید مؤخر امکنه قرار گیرد. جزء دوم بعضی اعلام امکنه چون : آسمان دره. آودره. اخی پی دره. ازدره. اغوزدره. الدره. اولنگ دره. بیم دره. تلمادره. تنگ دره.توی دره. جال دره. جودره. جهنم دره. خرم دره. خشک دره. ده دره. دی دره. دیوان دره. سردره. سه دره. سیاه دره. شهریاردره. شیردره. شیل دره. طولندره پی. فغندره. کلاپی دره.کل دره. کوله دره. گرم دره. گزدره. گلاب دره. گیودره. ملاعلی دره. ملیه دره. منزل دره. میان دره. نودره. نیاردره. واودره. هزار دره. یورت سه دره. (یادداشت مرحوم دهخدا). || شکنبه ٔ گوسفند و غیره. (برهان ). شکنبه و شکم که معده ٔ بهائم باشد. (از غیاث ) (آنندراج ) (انجمن آرا). شکنبه. (جهانگیری ) (شرفنامه ٔ منیری ).کده که شکنبه ٔ گوسفند و غیره باشد. (لغت محلی شوشترنسخه ٔ خطی ). کرش. (دهار). شکنبه و کرش ، و آن در ستور نشخوارکننده است بجای معده در انسان. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
دره ٔ من شده ست از نِعَمَت
چون زنخدان خصم پرعذره.
کسائی.
گرگ از رمه خوران و رمه درگیا چران
هریک به حرص خویش همی پر کند دره.
ناصرخسرو.
ده مرغ مسمن تو به تنهای بخوردی
او دره گاوی به ده انباز نیابد.
سوزنی (از جهانگیری ).
روث سرگین است لیکن فرث سرگین دره. (نصاب ). || پوست شکنبه که بر روی دهل و طبل و تارو امثال آن کشند. پوست نازک که بردف و دهل و نقاره و مانند آن کشند. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
چیست آن گرد بزرگ اشکم دورویه ٔ زشت
دره در روی کشیده به شکم در دره نی
بی خبر باشد از جنگ و بی آگاه از صلح
هیچ صلحی به جهان بی وی و جنگی سره نی.
سوزنی (در لغز طبل ).
|| دهن. (شرفنامه ٔ منیری ). ودر سایر مآخذ به این معنی دیده نشد.

دره. [ دِرْ رَ / رِ ] (اِ) دِرَّة. تازیانه. پوستی چند باشد باریک که برهم بدوزند یا برهم ببافند و گناهکاران را بدان تنبیه سازند و گاه باشد که دهل و نقاره را بدان نوازند. (برهان ) (جهانگیری ). چرمی که محتسب بدان حد زند. (غیاث ). گویا معرب تُرنا باشد، دره ٔ عمر، ترنائی که بدان مردم را زدی برای نهی منکر و امر به معروف. جامع و پارچه ٔ دراز که یک بار آن را بتابند و دولا کنند و بار دیگر تافته کنند و عامه ترنا گویند. (یادداشت مرحوم دهخدا). طَبطَبیَّة. عَرَقَه. مِخراق. (منتهی الارب ). مِخففة. (دهار) : عمر را دیدند به گوشه ٔ مزکت اندر خفته روی سوی دیوار کرده و دره در زیر بالین نهاده و پیراهنی پوشیده و برآن پاره های بسیار دوخته.(ترجمه ٔ طبری بلعمی ). ایوب را خدای عزوجل گفت ضغثی بگیر، و ضغث دره باشد یا دسته ٔ چوبهای باریک... و رحمه زن خویش را بزن به یکبار. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
من مرد ذوالفقارم و تو مرد دره ای
دره کجا بس آید با ذوالفقار من
زی ذوالفقارم آید سیصد هزار تو
زی دره نامده ست یکی از هزار من.
ناصرخسرو.
تا برنزند کسی به بیغاره
بر ساقت چوب و بر سرت دره.
ناصرخسرو.
یا چون عمر به دره جهان را قرار ده
یا چون علی به تیغ فراوان حصارگیر
گه یزدجرد مال و گهی ذوالخمار کش
گه زخم دره دار و گهی ذوالفقارگیر.
سنائی.
در ره دین سلاح دره ٔ او [ دره ٔ عمر ]
کرده خونها مباح دره ٔ او.
سنائی.
ذره ٔ خاک درش کار دو صد دره کرد
راند بدان آفتاب بر ملکوت احتساب.
خاقانی.
محتسب صنع مشو زینهار
تا نخوری دره ابلیس وار.
نظامی.
دره ٔمحتسب که داغ نهست
از پی دوغ کم دهان دهست.
نظامی.
مال و ملکش بود دلق و دره ای
زان نمی ترسید از کس ذره ای.
عطار.
پس بفرمود تا ربیع را فروکشند و دره بزدند و خازن را پنج دره بزدند. (جوامع الحکایات ).
یا به زخم دره ده او را جزا
آنچنانکه رای تو بیند سزا.
مولوی.
آتش از قهر خدا خود ذره ای است
بهر تهدید لئیمان دره ای است.
مولوی.
آن مردی که چون دره ٔ عدل در دست امضای اقتضای عقل گرفت ابلیس را زهره ٔ آن نبود که در بازار وسوسه ٔ خویش به طراری و دزدی جیب دلی بشکافد. (مجالس سبعه ص 50). مجبران باید که قیاس کنند این معنی را با دره و نار و صلب که به همه حال علی به از عمر باشد و ذوالفقار از دره کمتر نیست. (النقض ص 1367). محتسب عارف علوی که بی ریا و سمعه دره بر دوش نهاده و همه سال نهی منکرات را میان بسته. (النقض ص 164). عمر دره برگرفت و از خانه بیرون آمد و به حضور جمهور مهاجر و انصار دره برآورد. (النقض ص 340).
همی زدند مرا غرچکان سنگین دل
چو دره بردهل عید و پتک برسندان.
روحی سمرقندی (از جهانگیری ).
فش عمامه درآمد به احتساب رخوت
براند دره به نهی محرمات دگر.
(نظام قاری ص 15).
- دره کاری کردن ؛ زدن به دره ، از قبیل چوب کاری کردن. (از آنندراج ). تعذیب کردن. برای سیاست و تازیانه زدن. (ناظم الاطباء) :
به مستیش در احتساب اشتلم
هوا را کند دره کاری ز دم.
ظهوری (از آنندراج ).

دره. [ دُرْ رَ ] (ع اِ) درة. مروارید بزرگ. (غیاث ). || یک مروارید. مرواریدی درشت و از جنسی خوب. ج ، دُرّات و دُرَر :
ای صاحبی که کف جود تو روز بزم
خورشید دره ذره و ابرگهر نم است.
سوزنی.
|| ثمره ٔ علیق. (یادداشت مرحوم دهخدا).

دره. [ دُرْ رَ ] (اِ) دلیل و برهان. (برهان ).

دره. [ دَرْ رَ ] (اِخ ) نام ولایتی است از ملک بدخشان که مردم آنجا به خوش صورتی مشهورند و انار خوب در آنجا می شود. (برهان ).

دره. [ دَرْ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان. واقع در 18هزارگزی جنوب باختری کاشان ، با 250 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

دره. [ دَرْ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سیاخ بخش مرکزی شهرستان شیراز. واقع در 48هزارگزی جنوب باختری شیراز و 25هزارگزی راه شوسه ٔ کازرون به شیراز، با 105 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ قره آغاج وراه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

دره. [ دَرْ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرزشهرستان بروجرد. واقع در26هزارگزی شمال الیگودرز و 17 هزارگزی خاور راه شوسه ٔ شاه زند. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دره. [ دَرْرَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایوه بخش ایذه شهرستان اهواز واقع در60 هزارگزی باختر ایذه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دره. [ دَرْرَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میانکوه بخش مهریز شهرستان یزد. واقع در 20هزارگزی جنوب مهریز و 17هزارگزی راه یزد، با 694 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

معنی دره به فارسی

دره
راه میان دوکوه، مین درازوکشیده میان دورشته کوه، تازیانه
( اسم ) مروارید بزرگ و گرانبها ( تصوف ) عقل اول ( تاریخ تصوف ۶۴۵ )
دهی است از دهستان میانکوه بخش مهریز شهرستان یزد
[ گویش مازنی ] /dare/ داس درو وسیله ای برنده و فولادی برای قطع کردن و بریدن سرشاخه ی درختان & هست – وجود دارد - رشد بی رویه ی سرشاخه های کم محصول & شکاف و فاصله ی میان کوهدره & اطراف – حوالی - دوباره خوانی
ده کوچکی است از دهستان مزارعی بخش براز جان ساحل رودخانه شاپور به فارس
دهی است از دهستان سرشیو بخش مرکزی شهرستان سقز
دهی است از دهستان بالا بخش شهرستان نهاوند
دهی است از دهستان شهاباد بخش حومه شهرستان بیرجند
دهی است از دهستان حشمت آباد بخش دو رود شهرستان بروجرد
دهی است از دهستان خور خوره بخش مرکزی شهرستان سقز
( اسم ) ۱- مروارید سپید گوهر سفید ۲ - عقل اول ( ابن العربی )
مروارید سپید گوهر سپید در اصطلاح تصوف عقل اول
دره التاج لغره الدباج . کتابی است بفارسی تالیف قطب الدین محمود شیرازی که آنرا بخواهش امیر دباج فرمانروای گیلان تدوین کرده ( بین ۶۹۳ و ۷۹۵ ه. ق. ) و آن مشتمل است بر خاتمه در فضیلت علم جمله اول در علم منطق جمله دوم در فلسفه جمله سوم در علم اسفل یا طبیعی جمله چهارم در علم اوسط یا ریاضی جمله پنجم در علم اعلی و خاتمه در اصول و فروع دین و حکمت عملی .این کتاب در تهران بطبع رسیده .
( اسم ) مرواریدی که بر تاج نصب کنند گوهر افسر ( شاهان ) : (( آن پری رخ که بود مهترشان دره التاج عقد گوهرشان .)) ( هفت پیکر)
مرواردی که بر تاج نصب کنند گوهر افسر بزرگترین مروارید های تاج پادشاهی
از نخستین مدارس ملی دخترانه تهران که پیش از سال ۱۳٠٠ هجری شمسی به مدیریت شمس النهار مهدوی دختر دره المعالی افتتاح شد
( ۱۳۴۴ - ۱۲۹۵ هجری قمری ) از نخستین موسسین مدرسه دخترانه در تهران پدرش شمس المعالی مدرسه معرفت را تاسیس کرد و دره المعالی مدرسه مخدرات اسلامی را در ۱۲۸۴ شمسی دایر نمود وی مادر شمس النهار مهدوی و شمس الضحی خاقانی است
دهی است از دهستان آور زمان شهرستان ملایر
ده کوچکی است از دهستان رود زرد بخش جانکی گرمسیر شهرستان اهواز
دهی است از دهستان ایرج بخش اردکان شهرستان شیراز
نام محلی کنار راه شاه آباد به مهران میان همه کوشتی و تنگ ژومرک در ۲٠ هزار گزی شاه آباد
دهی است از دهستان مرغا بخش ایزه شهرستان اهواز واقع در ۵۷ هزار گزی جنوب باختری ایزه
دهی است از دهستان نیمبلوک بخش قاین شهرستان بیرجند واقع در ۹۲ هزار گزی شمال باختری قاین و ۱۱ هزار گزی جنوب باختری راه شوسه عمومی قاین به گناباد
دهی است از دهستان کنار رودخانه شهرستان گلپایگان
ده مخروبه ایست از دهستان چنار رود بخش آخوره شهرستان فریدن
نام تیره ایست از طایفه ممزائی ایل چهار لنگ بختیاری

معنی دره در فرهنگ معین

دره
(دَ رِ یا رِّ) [ اوس . ] (اِ.) راه میان دو کوه .
(دَ رَ) (اِ.) شکم ، شکنبه .
(دِ رَ) [ ع . دِرّة ] (اِ.) تازیانه ، شلاق .
( ~. دَ رُِ) (اِمر.) کاهکشان ، کهکشان .
( ~. دَ رِ)(اِمص .) ۱ - گشودن دهان به سبب غلبة خواب یا خماری یا تنبلی . ۲ - خمیازه .

معنی دره در فرهنگ فارسی عمید

دره
زمین دراز و کشیده میان دو رشته کوه، راه میان دو کوه.
تازیانه، شلاق.
مروارید درشت.
کهکشان: به کوچه ای که روی با کف گهرافشان / چو آسمان دره سازی ز بس گهر باری (منجیک: شاعران بی دیوان: ۲۴۹).
= دهن دره
= خمیازه
جایی که در آن چیزی پنهان کنند، نهان خانه.

دره در دانشنامه اسلامی

دره
فرورفتگی بین دو کوه را درّه (بطن وادی) گویند. از عنوان درّه، به مناسبت در باب های صلاة، انفال و حج سخن گفته اند.
به فرو رفتگی نسبتاً دراز بین دو کوه که معمولًا رود در آن جریان دارد درّه گویند.

درّه در باب نماز
نماز گزاردن در محلّ جریان سیل و نیز فرود آمدن مسافر در درّه، مکروه است.

درّه در باب انفال
درّه ها از انفال به شمار می روند که اختصاص به پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله و امامان معصوم علیهم السّلام دارد .

درّه در باب حج
...
درة التاج با نام کامل «درة التاج لغرة الدباج»، تألیف قطب الدین محمود بن ضیاء الدین مسعود شیرازی(633-710ق)، معروف به قطب الدین شیرازی، کتابی است به زبان فارسی و با موضوع فلسفه اسلامی. محمد مشکوة مصحح بخش نخست کتاب است. قطب الدین شیرازی در این کتاب پنج جلدی، ضمن بیان مباحث مقدماتی، مباحث فلسفه اسلامی به معنی عام آن که شامل منطق، امور عامه، طبیعیات و الهیات می شود را بیان کرده است.
برای این کتاب نام های دیگری از قبیل «غرة التاج»، «انبان ملاقطب» و «همیان ملا قطب» نیز ذکر شده است و به مناسبت اینکه این کتاب دوازده علم را شامل می شود آن را به «انموذج العلوم» نام گذاری کرده اند.
این کتاب بین سال های 693 تا 705 نوشته شده است.
همان طور که خود نویسنده در مقدمه کتاب بیان کرده، این کتاب را به درخواست فرمانروای گیلان، امیر دباج، نوشته است لذا نام آن را درة التاج لغرة الدباج نام گذاری کرده است.
کتاب، دارای مقدمه مفصلی از مصحح (سید محمد مشکات)، مقدمه مؤلف و محتوای مطالب در پنج جلد به ترتیب ذیل است؛ جلد اول (مقدمه) در سه فصل، جلد دوم (منطق) هفت مقاله، جلد سوم (فلسفه اولی) شامل دو فن (امور عامه و اقسام اعراض وجودی و اعتباری) که هرکدام دربردارنده هفت مقاله هستند، جلد چهارم (علم طبیعی) دربردارنده دو فن (اجسام طبیعی و نفوس و صفات و آثار آن) و جلد پنجم (علم الهی) شامل دو فن (عقول و آثار آن... و واجب الوجود و صفاتش). مسلماً بخشی از قسمت منطق و فلسفه کتاب حاضر، از مصنفات شهاب الدین سهروردی و شاید بخشی هم از شجرة الالهیة شهروزی اقتباس شده است. فن اول از جمله چهارم عین کتاب اقلیدس با اضافاتی از خود مصنف است. فن دوم از جمله چهارم تلخیص مجسطی بطلمیوس است که به دست عبدالملک بن محمد شیرازی انجام شده و مصنف آن را ترجمه کرده است. او در فن چهارم که در علم موسیقی است از موسیقی فارابی و گفتار ابن سینا در موسیقی (در شفا یا رساله مستقل او درباره موسیقی)، رسائل عبدالمؤمن به ویژه شرفیه، استفاده کرده است. مأخذ عمده قطب اول از خاتمه کتاب، اربعین و اسرار التنزیل فخر رازی است. مباحث حکمت عملی ترجمه فصول مدنی فارابی و رساله شیخ ابوعلی در اخلاق است. او در نوشتن خاتمه کتاب که درباره سیر و سلوک است از «تحفة البررة فی المسائل العشرة» بغوی و «نفحات الانس» جامی بهره برده است.
در مقدمه مصحح شرح حال مصنف، توضیحاتی درباره این اثر و چگونگی تحقیق و تصحیح آن به همراه چند تصویر از نسخ خطی آمده است.
درة التنزیل و غرة التأویل فی بیان الآیات المتشابهات فی کتاب الله العزیز اثر مهم و معروف ابوعبدالله محمد بن عبدالله الخطیب اسکافی (ابوعبدالله رازی) می باشد. موضوع اصلی این کتاب آیات متشابه لفظی است و نویسنده، آیات متشابه قرآن را با یکدیگر مقایسه نموده و در این راستا، برای تبیین اختلاف و تفاوت ظاهری آیات از علوم ادبی، علوم قرآنی و تفسیر بهره برده است. هدف نویسنده در این کتاب، اثبات این حقیقت است که در قرآن تکرار بی فایده وجود ندارد و هر آیه دارای پیامی مستقل است که با آیه مشابهش فرق می کند، هر چند که الفاظ آنها شبیه هم هستند.. این اثر اسکافی در قرآن پژوهی مجموعه ای از امالی اوست که به روایت و نقل ابراهیم بن علی بن محمد معروف به ابن ابی الفرج اردستانی می باشد.
واژه متشابه در علوم قرآن دو کاربرد دارد، از یکی به متشابه معنوی یاد می کنند که در برابر محکم استعمال می شود و دیگری متشابه لفظی است و از آن تکرار قصه، مطلب و واژه را در آیاتی همگون اراده می کنند. مراد مؤلف در این اثر، کاربرد دوم است و مقصود او از آیات متشابهات، آیات شبیه همدیگر است. و آیات متشابهی که ازهشت جهت ذیل با هم اختلاف دارند بررسی شده اند.
دراین اثر 271 آیه که از سوره بقره آغاز و به سوره الناس ختم می گردد به حسب ترتیب منظم سوره ها، آیات شبیه به همدیگر را مورد بررسی قرار داده، و در مواردی که تفاوت رخ داده، دلائل تفاوت در کاربرد را بیان می دارد.
سیوطی در "الإتقان فی علوم القرآن" در رابطه با این کتاب آورده "به گمانم اولین آنها (مؤلف ین کتب مشابه) کسائی بوده و سخاوی آن را به نظم آورده و کرمانی در توجیه آن "البرهان فی متشابه القرآن" را تألیف کرده است، بهتر از آن "درة التنزیل و غرة التأویل" اثر ابوعبدالله رازی می باشد.
مؤلف اثر خود را به توجیه مواردی که از لحاظ لفظ تکرار، تقدیم و تاخیر یا با زیادت در تعبیر مختلف شده اند، اختصاص داده است. یعنی هم به توضیح معانی و حکمتهای مربوط به آیات مکرر مشهور، پرداخته وهم آیاتی را که در بر دارنده موضوع واحدی می باشند ولی از لحاظ تقدیم و تاخیر یا زیادت در تعبیر اختلاف دارند، ذکر کرده و عواملی را که موجب این اختلاف شده، بیان نموده است.
اسکافی در توجیه آیات متشابه، از قرآن کریم، اسباب نزول، سنّت و روایات، قرائت و لغت استفاده نموده است و با استدلالهای لغوی، زبان شناختی، معنا شناختی و تفسیری، دلیل تفاوت در کاربرد را بیان می دارد.
درة التنزیل و غرة التاویل یا عنوان دیگر فی بیان الایات المتشابهات فی کتاب الله العزیز اثر مهم و معروف ابو عبدالله محمد بن عبدالله الخطیب اسکافی (ابوعبدالله رازی) می باشد.
درة التنزیل و غرة التاویل یا عنوان دیگر فی بیان الایات المتشابهات فی کتاب الله العزیز اثر مهم و معروف ابو عبدالله محمد بن عبدالله الخطیب اسکافی (ابوعبدالله رازی) می باشد. موضوع اصلی این کتاب آیات متشابه لفظی است و نویسنده، آیات متشابه قرآن را با یکدیگر مقایسه نموده و در این راستا، برای تبیین اختلاف و تفاوت ظاهری آیات از علوم ادبی،علوم قرآنی و تفسیر بهره برده است. هدف نویسنده در این کتاب، اثبات این حقیقت است که در قرآن تکرار بی فایده وجود ندارد و هر آیه دارای پیامی مستقل است که با آیه مشابهش فرق می کند، هر چند که الفاظ آنها شبیه هم هستند. این اثر اسکافی در قرآن پژوهی مجموعه ای از امالی اوست که به روایت و نقل ابراهیم بن علی بن محمد معروف به ابن ابی الفرج اردستانی می باشد.
مفهوم متشابه
واژه متشابه در علوم قرآن دو کاربرد دارد، از یکی به متشابه معنوی یاد می کنند که در برابر محکم استعمال می شود و دیگری متشابه لفظی است و از آن تکرار قصه، مطلب و واژه را در آیاتی همگون اراده می کنند. مراد مولف در این اثر، کاربرد دوم است و مقصود او از آیات متشابهات ، آیات شبیه همدیگر است. و آیات متشابهی که از هشت جهت ذیل با هم اختلاف دارند بررسی شده اند. ۱- الفاظ در یک جا با نظم خاصی و در جای دیگر به عکس آن نظم قرار گرفته اند. مثال: و اذ قلنا ادخلوا هذه القریه فکلوا منها حیث شئتم رغدا و ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة نغفر لکم خطیکم و سنزید المحسنین فبدل الذین ظلموا قولا وو کلوا منها حیث شئتم و قولوا حطة و ادخلوا الباب سجدا ۲- زیادت و نقصان مانند: و یکون الدین لله و یکون الدین کله لله یاتبع در واتبع در ۳- تقدیم و تاخیر : مثال: و اتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا و لا یقبل منها شفاعة و لا یوخذ منها عدل و اتقوا یوما تجزی نفس عن نفس شیئا و لا یقبل منها عدل و لا تنفعها شفاعة ۴- تعریف و تکبر مثال: رب اجعل هذا بلدا امنا و در آمده رب اجعل هذا البلد آمنا۵- جمع و افراد مانند و قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودة و در قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودات ۶- ابدال حرفی به حرف دیگر مانند ابدال و به فاء: ا فلم یهد لهم کم اهلکنا قبلهم من القرون ا فلم یهد لهم کم اهلکنا من قبلهم ۷- ابدال کلمه ای به کلمه دیگر مانند: انفجرت وانبجست فقلنا اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه انثتا عشرة عینا و در ان اضرب بعصاک الحجر فانبجست انثتا عشرة عینا۸- ادغام و ترک آن مانند: یتضرعون ویضرعون فاخذناهم بالباساء و الضراء لعلهم یتضرعون و در لعلهم یضرعون
ساختار
دراین اثر ۲۷۱ آیه که از سوره بقره آغاز و به سوره الناس ختم می گردد به حسب ترتیب منظم سوره ها، آیات شبیه به همدیگر را مورد بررسی قرار داده، و در مواردی که تفاوت رخ داده، دلائل تفاوت در کاربرد را بیان می دارد. سیوطی در التقان فی علوم القرآن در رابطه با این کتاب آورده به گمانم اولین آنها (مولفین کتب مشابه) کسائی بوده و سخاوی آن را به نظم آورده و کرمانی در توجیه آن البرهان فی متشابه القرآن را تالیف کرده است، بهتر از آن درة التنزیل و غرة التاویل اثر ابوعبدالله رازی می باشد.
گزارش محتوا
...
برخی دُرَّةُ الصَّدف را یکی از شهدای کربلا می دانند.
وی در منابع معتبر تاریخ و رجال نام و نشانی ندارد. تنها فاضل دربندی، از کتاب «کبیر» ابومخنف نقل کرده است که وقتی مأموران ابن زیاد، کاروان اسرای کربلا و سرهای مطهر شهدا را به سوی شام نزد یزید بن معاویه می بردند، نزدیک شهر حلب، دُرَّةُ الصَّدف، دختر عبدالله بن عمر انصاری، و جمعی از زنان، برای رهانیدن اسرا و سرهای شهدا به مقابله با مأموران حکومت برخاستند. ولی با وجود کمک برخی از اهالی آن منطقه، موفق به انجام این کار نشدند و درةالصدف و چند زن دیگر در یک درگیری نابرابر به شهادت رسیدند.
دُرَّة ُالصَدَف، از زنانی است که گفته می شود پس از واقعه عاشورا در راه پس گرفتن سر امام حسین(ع) از لشگریان یزید، به شهادت رسید.
درة الصدف، دختر عبدالله بن عمر انصاری است. در منابع معتبر نامی از او نیست.
او در نزدیکی شهر حلب برای بازپس گیری سر امام حسین (ع) با مامورین خولی درگیر شده و به شهادت رسید. در این درگیری حنظله بن جندل و ابوالاسود دوئلی او را همراهی می کردند. محمد بن اشعث در این درگیری، به دست درة الصدف زخم برداشت. برخی، جریان درة الصدف را دور از واقعیت دانسته اند.
دره نادره، نوشته میرزا مهدی خان استرآبادی، به اهتمام جعفر شهیدی
این اثر که نثری مصنوع و متکلفانه دارد، به تاریخ ایران از آغاز روی کار آمدن نادر شاه تا کشته شدن او در فتح آباد قوچان و روی دادهای یک ساله ایران پس از مرگ وی می پردازد. انگیزه اصلی نویسنده را خودنمایی مترسلانه دانسته اند، اما به هر روی گزارش های تاریخی سودمند و درخوری نیز در نوشته وی می توان یافت و کتابش را بر اثر انبوهی و انباشتگی واژگان دیریاب فارسی و تازی و آیات و احادیث و امثال و اشعار عربی و برخورداری از صنایع لفظی گوناگون و کرشمه کاری های مُنشیانه، «نادره نادرات» خواند.
گفته اند که این کتاب دشوارترین و متکلفانه ترین متن به نثر مصنوع فارسی به شمار می رود؛ زیرا نویسنده خود به انگیزه پدید آوردن چنین نثری به نوشتن آن پرداخته و تاریخ نویسی نزد او از اهمیت کم تری برخوردار بوده است. از زمان پیدایی این اثر (کمابیش سه سده)، گاهی ادیبان و فاضلان روزگار بدان روی آورده و گاهی از آن دوری کرده اند. روزگاری این کتاب قبله نامه نویسان بوده است و روزی آماج طنز و ریشخند متعلمان. اگرچه زمانی واژگان دره نادره را برای چیره دست شدن در املا از بر می کردند و بخش هایی را از آن در نامه ها می گنجاندند، دیری نگذشت که همان جملات را «ترّهات» یا «تطویل بلاطائل» خواندند و نویسنده آنها را سفیهی خودخواه و دیوانه ای یاوه سرا برشمردند. باری، هر ادیب و مترسلی خود را از ورق زدن این کتاب و خواندن آن بی نیاز نمی داند و اثر خامه میرزا مهدی خان را همچون دیگر متن های مصنوع مانند مرزبان نامه، سندبادنامه، نفثة المصدور و تاریخ وصاف می خواند.
نثر کتاب یک نواخت نیست و به گفته مصحح دانش مند کتاب، آن را در فصاحت همچون متون ادبی سده ششم نمی توان دانست و حتی نفثة المصدور در جاهایی بر آن می چربد. دیدگاه یا داوری نویسنده را درباره کسانی که شرح حالشان را می نویسد یا دیدگاهش را درباره روی دادهایی که پیش می آید، از شعرهای عربی یا آیات و روایتی که در متن کتابش می گنجاند، به نیکی می توان فهمید؛ چنان که در «بیان تسخیر قندهار» و راندن افغانان از آن جا، سخنش را چنین آغاز می کند: «فانظر کیف کان عاقبة المفسدین». البته گفتارهای صریح او نیز درباره دشمنان نادر شاه یا توصیف شاهان افشاری به ویژه نادر کم نیست.
به گفته برخی از تاریخ پژوهان، نیمی از صفحات این کتاب حاشیه و تفسیر کلمات متن به شمار می رود و نویسنده بیست برابر بیش تر از آنچه در خور گفتن بوده، لفظ و کلام به جای تاریخ به خورد خواننده داده و بیش از اینکه نشان دهنده چهره تاریخی نادر شاه و بازگو کننده کشاکش های نظامی و سیاسی او باشد، زمینه ای برای خودنمایی ها و تردستی های ادبی خود فراهم آورده است. از این رو، درون مایه گزارش های تاریخی دُره، اندک می نماید. نخستین عنوان کتاب پس از دیباچه بلند و دشوار آن، به «اختلال ممالک ایران» اشاره می کند و از چگونگی چیرگی افغانان بر اصفهان گزارش می دهد.
این اثر که نثری مصنوع و متکلفانه دارد، به تاریخ ایران از آغاز روی کار آمدن نادر شاه تا کشته شدن او در فتح آباد قوچان و روی دادهای یک ساله ایران پس از مرگ وی می پردازد. انگیزه اصلی نویسنده را خودنمایی مترسلانه دانسته اند، اما به هر روی گزارش های تاریخی سودمند و درخوری نیز در نوشته وی می توان یافت و کتابش را بر اثر انبوهی و انباشتگی واژگان دیریاب فارسی و تازی و آیات و احادیث و امثال و اشعار عربی و برخورداری از صنایع لفظی گوناگون و کرشمه کاری های منشیانه، «نادره نادرات» خواند.
گفته اند که این کتاب دشوارترین و متکلفانه ترین متن به نثر مصنوع فارسی به شمار می رود؛ زیرا نویسنده خود به انگیزه پدید آوردن چنین نثری به نوشتن آن پرداخته و تاریخ نویسی نزد او از اهمیت کم تری برخوردار بوده است. از زمان پیدایی این اثر (کمابیش سه سده)، گاهی ادیبان و فاضلان روزگار بدان روی آورده و گاهی از آن دوری کرده اند. روزگاری این کتاب قبله نامه نویسان بوده است و روزی آماج طنز و ریشخند متعلمان. اگرچه زمانی واژگان دره نادره را برای چیره دست شدن در املا از بر می کردند و بخش هایی را از آن در نامه ها می گنجاندند، دیری نگذشت که همان جملات را «ترهات» یا «تطویل بلاطائل» خواندند و نویسنده آنها را سفیهی خودخواه و دیوانه ای یاوه سرا برشمردند. باری، هر ادیب و مترسلی خود را از ورق زدن این کتاب و خواندن آن بی نیاز نمی داند و اثر خامه میرزا مهدی خان را همچون دیگر متن های مصنوع مانند مرزبان نامه، سندبادنامه، نفثة المصدور و تاریخ وصاف می خواند. نثر کتاب یک نواخت نیست و به گفته مصحح دانش مند کتاب، آن را در فصاحت همچون متون ادبی سده ششم نمی توان دانست و حتی نفثة المصدور در جاهایی بر آن می چربد. دیدگاه یا داوری نویسنده را درباره کسانی که شرح حالشان را می نویسد یا دیدگاهش را درباره روی دادهایی که پیش می آید، از شعرهای عربی یا آیات و روایتی که در متن کتابش می گنجاند، به نیکی می توان فهمید؛ چنان که در «بیان تسخیر قندهار» و راندن افغانان از آن جا، سخنش را چنین آغاز می کند: «فانظر کیف کان عاقبة المفسدین». البته گفتارهای صریح او نیز درباره دشمنان نادر شاه یا توصیف شاهان افشاری به ویژه نادر کم نیست.
گزارش محتوا
به گفته برخی از تاریخ پژوهان، نیمی از صفحات این کتاب حاشیه و تفسیر کلمات متن به شمار می رود و نویسنده بیست برابر بیش تر از آنچه در خور گفتن بوده، لفظ و کلام به جای تاریخ به خورد خواننده داده و بیش از اینکه نشان دهنده چهره تاریخی نادر شاه و بازگو کننده کشاکش های نظامی و سیاسی او باشد، زمینه ای برای خودنمایی ها و تردستی های ادبی خود فراهم آورده است. از این رو، درون مایه گزارش های تاریخی دره، اندک می نماید. نخستین عنوان کتاب پس از دیباچه بلند و دشوار آن، به «اختلال ممالک ایران» اشاره می کند و از چگونگی چیرگی افغانان بر اصفهان گزارش می دهد. جلوس طهماسب شاه و پایان یافتن دوران پادشاهی محمود افغان و نشستن اشرف افغان در جای او و کشته شدن خاقان، درون مایه گزارش های بعدی کتاب است. نویسنده هم چنین به دگرگونی احوال نادرشاه و تصرف مشهد مقدس و بر پایی نهضت «رایات همایون» به سوی هرات اشاره می کند و با توصیف چگونگی تسخیر اصفهان و فتح ارومیه و تبریز و پس از آن جنگ ابراهیم خان با افغانان و شکست خوردنش، از بازگشت سپاه نادر به خراسان خبر می دهد. گزارش درباره ازدواج کسانی مانند رضاقلی میرزا، جنگ و صلح شاهان افشاری با دشمنانشان، رسیدن افراد به پادشاهی یا عزل و کشته شدن آنان، لشکرکشی های نادر به هند و بخارا و خوارزم و دیگر فتوحات و تصرف هایی که در دوران افشاریان رخ داد، شرح حال جانشینان وی و ویژگی و شمار فرزندان و بازماندگان آنان، کشته شدن نادر و سرانجام پادشاهی علی شاه و جلوس شاهرخ میرزا در خراسان و ابراهیم خان در تبریز، مهم ترین بخش های کتاب به شمار می روند. برخی از روی دادها مانند «تذهیب قبه نجف» یا توصیف مکان هایی مانند قلعه کلات، در پی این مباحث اصلی آورده شده اند. گزارش های نویسنده درباره جنگ هایی که در آن دوران روی داده است، کمابیش تصویری نمایان و نیکو از چگونگی مراودات سیاسی و برنامه های درازمدت شاهان افشار به ویژه نادر، پیش روی خواننده می نهد و او را از حوادث خرد و گفت وگوها و کارهای تاثیرگذار در این روی دادها آگاه می کند.
وضعیت کتاب
مصحح محترم، ۵۵۲ حدیث و آیه این اثر را از کتاب های کهن عربی و فارسی بیرون آورده و سرایندگان ۴۵۰ شعر عربی و ۱۲۰ شعر فارسی آن را شناسانده و معنای آنها را نوشته و افزون بر اینها، درباره روستاها و جاهای گم نام و لغات دشوارش توضیح داده و از این رو، نسخه تصحیح شده این اثر خود به فرهنگی کوچک درباره واژگان سخت و شگفت بدل شده است. دره نادره مانند کتاب های هم سان آن، اثری نوآورانه نیست و نویسنده در تحریر این کتاب از آثار دارای نثر فنی و مصنوع پیش از خود تاثیر پذیرفته است. نویسندگان سده های ششم با توانایی و چیره دستی کامل بر ادب پارسی و عربی، می کوشیدند که اقتباس و تقلیدشان به آسانی فهمیده نشود، اما تقلید و تاثر در عبارت های دره آشکار است و خواننده به نیکی آن را در می یابد. نویسنده بیش تر از تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار معروف به تاریخ وصاف نوشته عبدالله بن فضل الله (وصاف الحضره) تاثیر پذیرفته است. به گفته مصحح کتاب، هیچ یک از فاضلان و ادیبان سده معاصر دره را به شیوایی عبارت یا استواری جملات و بلاغت آن نستوده، بلکه نویسنده اش را نکوهیده اند؛ چنان که تدریس و مطالعه آن با شوق و رغبت همراه نبوده است.
ذکر نسخه شناختی
...

دره در دانشنامه ویکی پدیا

دره
دَره به فرورفتگی میان دو کوه گفته می شود که در یک جهت گسترش یافته است. دره ها یا U شکل، یا V شکل و یا ترکیبی از این دو هستند.
دره ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
دره مرکزی
دره سانتا کلارا
دره سیلیکون
دره (خمین)، روستایی از توابع بخش کمره شهرستان خمین در استان مرکزی ایران است.
دره شهری در شهرستان سامی در استان بانوا در بورکینافاسوی غربی است و جمعیت آن ۶۰۸ نفر است.
دره (شیراز)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.
«دره» (انگلیسی: The Valley (1976 film)) یک فیلم به کارگردانی پیتر جکسون است که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد.
«دره» (عربی: الوادی‎) یک فیلم است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
دره (مهریز)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مهریز در استان یزد ایران است.
دره (کاشان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشان در استان اصفهان ایران است.
دره آب (دزفول)، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
دره آب (اندیس شماره ۲) یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر الیگودرز استان لرستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است. در این اندیس، پاراژنز های گالن یافت می شوند.
مختصات: ۵۴°۲۵′۵۲″ شمالی ۱۶۰°۰۸′۲۰″ شرقی / ۵۴.۴۳۱° شمالی ۱۶۰.۱۳۹° شرقی / 54.431; 160.139
دره آب فشان ها (به روسی: Долина гейзеров) دره ای دارای آب فشان های متعدد در شبه جزیره کامچاتکا در خاور دور روسیه است.
این دره تنها دشت آب فشانی در اوراسیا (در کنار دشت آب فشانی موتنوفسکی) و دومین آب فشانستان بزرگ در جهان است. حوزهٔ آبخیز این دره ۶ کیلومتر درازا دارد و در حدود ۹۰ آب فشان و شمار زیادی چشمه آب گرم در این دره موجود است.
دسترسی به این دره دشوار است و راه اصلی رسیدن به آن با بالگرد است.
آب فشان های این دره در سال ۱۹۴۱ میلادی توسط یک دانشمند محلی به نام تاتیانا اوستینووا کشف شد.
دره آبراهام (پرتغالی: Vale Abraão) یک فیلم در سبک درام به کارگردانی مانوئل دی الیویرا است که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به لئونور سیلویرا و لوئیس میگوئل سینترا اشاره کرد.
دره آبی، روستایی از توابع بخش سرشیو شهرستان سقز در استان کردستان ایران است.
دره آبینه، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
دره آخوند، روستایی از توابع بخش سرفاریاب شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
دره آدم خیل، نام روستایی در استان خیبر پاکستان است که تمام ساکنان آن به ساخت سلاح مشغول هستند. در این روستا مردم با فلزات قراضه که از کارخانه کشتی سازی به جا مانده و با بهره بردن و استفاده از ابزاری ساده، مثلِ مته کوچک سلاح هایی مانند تپانچه، تپانچه خودکار، تفنگ ساچمه ای و کلاشینکف می سازند و در بازارهای محلی می فروشند.
دره آسیاب خوشاب یکی از مناطق خوش آب وهوای شهرستان بردسکن است که در شمال این شهرستان واقع شده است .منطقه شمالی بردسکن دارای کوهپایه هایی زیبا وخرم و کوه هایی نسبتاً رفیع نظیر کوه سرخ، چهل دختر، بغل داغ، وارسنگ می باشد که دره های سرسبز در میانهٔ آنها واقع شده اند . دره آسیاب خوشاب از تنوع گیاهی مطلوبی بر خوردار است و در آن انواع درختان مثمر و غیر مثمر رشد نموده اند.
مختصات: ۳۴°۰۰′۴۴″ شمالی ۵۰°۵۶′۵۱″ شرقی / ۳۴.۰۱۲۲۲۲۲° شمالی ۵۰.۹۴۷۵° شرقی / 34.0122222; 50.9475 دره آل درنزدیکی روستای آل از دهستان چولایی خانه، که در۴۵ کیلومتری شمال شرقی مشهد و در مسیر راه به کلات واقع شده است. (ارتفاع از سطح دریا: ۱۳۷۶)
دره آلوچه، روستایی از توابع بخش چنارود شهرستان چادگان در استان اصفهان ایران است.
مختصات: ۳۴°۰۶′۰۶″ شمالی ۴۸°۲۳′۴۰″ شرقی / ۳۴.۱۰۱۶۷° شمالی ۴۸.۳۹۴۴۴° شرقی / 34.10167; 48.39444
دره ابراهیم، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نهاوند در استان همدان ایران است.
۲ روز در دره (به انگلیسی: 2 Days in the Valley) فیلمی محصول سال ۱۹۹۶ و به کارگردانی جان هرزفیلد است. در این فیلم بازیگرانی همچون دنی آیلو، گرگ کروتول، جف دانیلز، تری هچر، گلن هدلی، پیتر هورتون، مارشا ماسون، پل مازورسکی، جیمز اسپیدر، اریک استولتس، شارلیز ترون، کیت کارادین، لوئیز فلچر، آستین پندلتن ایفای نقش کرده اند.
آبشار شیروان دره
این آبشار در۳۰ کیلو متری جنوب شرقی شهرستان مشگین شهر در استان اردبیل و در دامنه جنوبی کوه آتشفشان سبلان در ارتفاع ۲۲۰۰ متری از سطح دریا با مساحتی در حدود ۷۵ کیلومتر مربع واقع شده است. آبشار منحصربفرد و زیبای دوقلوی شیروان دره شامل چشمه های آب معدنی است که در گوشه و کنار این دره به وفور دیده می شود. بعضی از این چشمه ها بر روی سطوح صخره ای این دره قرار گرفته اند که باعث ایجاد آبشار گردیده است. در بستر این دره چشمه هایی حاوی گوگرد فراوان وجود دارد که رسوب گوگرد از آب این چشمه ها بر روی سنگ های پیرامون مناظر زیبایی را بوجود آورده است.
آبشار گوکشون دره در بخش هزارجریب مازندران قرار دارد. این آبشار در ۵ کیلومتری روستای کلا قرار دارد. از زیبایی های این آبشار پلکانی بودن آن است که تا چندین طبقه آبشار دارد.
هر ساله در فصل های گرم سال هزاران نفر به این آبشار میروند و با توجه محیط خنک اطراف آن بهترین مکان برای یک گردش خانوادگی است.
آبکوه دره کوهی در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی دماوند واقع در شهرستان دماوند در استان تهران می باشد. ارتفاع این کوه ۲۰۵۰ متر است.
آثار سد و بند دو دره مربوط به دوره ساسانیان است و در دشتستان، شمال شرقی تنگ ارم، محل دو دره واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۵۰۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آدم گریز بزرگ دره (نام علمی: Melozone fusca) نام یک گونه از تیره زردپره ایان است.
بقعه باباجان دره مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان املش، بخش رانکوه، روستای بابا جان دره واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۶۰۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آسمان دره، روستایی از توابع بخش موچش شهرستان کامیاران در استان کردستان ایران است.
آسیابدره، روستایی از توابع بخش رحیم آباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.
مختصات: ۴۰°۱۲′۵۵″ شمالی ۴۶°۴۸′۴۶″ شرقی / ۴۰.۲۱۵۲۸° شمالی ۴۶.۸۱۲۷۸° شرقی / 40.21528; 46.81278 آغ دره (به ترکی آذربایجانی: Ağdərə) شهری در شهرستان ترتر کشور جمهوری آذربایجان است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۹۸۹ میلادی، ۸٫۳۲۵ نفر و بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی، ۳٫۸۶۲ بوده است.
آق دره ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
آغ دره (اهر) روستایی در شهرستان اهر ایران
آق دره (همدان) روستایی است در استان همدان ایران
آقدره (بستان آباد) از روستاهای استان آذربایجان شرقی
آغ دره روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران
معدن طلای آق دره دومین معدن طلای کشور در ۳۰ کیلومتری شهرستان تکاب
ازن دره، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مرودشت در استان فارس ایران است.
مختصات: ۳۶°۰۲′۳۲″ شمالی ۵۰°۵۰′۲۹″ شرقی / ۳۶.۰۴۲۱۳۰۵۵۵۵۵۵۶° شمالی ۵۰.۸۴۱۴۶۱۱۱۱۱۱۱۱° شرقی / 36.0421305555556; 50.8414611111111
اسکول دره روستایی از توابع بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است. مردم روستا به زبان تاتی صحبت می کنند.
اشرف دره، روستایی از توابع بخش راز و جرگلان شهرستان راز و جرگلان در استان خراسان شمالی ایران است.
اغول دره (به لاتین: Oğuldərə) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان لاچین واقع شده است.
ال دره، روستایی است از توابع بخش بندپی شرقی شهرستان بابل در استان مازندران ایران.
الیکایی دره (نام علمی: Catherpes mexicanus) نام یک گونه از تیره الیکایی است.
امان دره جماعت و شهرکی در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ پنجکنت ولایت سغد قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۰٬۴۸۶ نفر است.
آق دره یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر تخت سلیمان استان آذربایجان غربی قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، آنتیموان است.سنگ میزبان این اندیس آهک است و دیرینگی آن به دوران الیگومیوسن می رسد.
آنومالی اوچ دره یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر صائین قلعه استان آذربایجان غربی قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.سنگ میزبان این اندیس گرانودیوریت، شیست، گنیس، ریولیت، تراکی آندزیت است در این اندیس، پاراژنز های سینابر، کالکوپیریت، پیرومورفیت یافت می شوند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با دره

دره در جدول کلمات

دره مرتفعی در لبنان
بقاع
نام قدیم دره شهر
بدره
نویسنده و کارگردان ایرانی با فیلم هایی همچون « اسرار گنج دره جنی » و « خشت و آینه »
ابراهیم گلستان
نویسنده و کارگردان ایرانی با فیلم هایی همچون «خشت و آینه» و «اسرار گنج دره جنی»
ابراهیم گلستان
کارگردان انگلیسی فیلم های «تصادف» | «در دره الاه» و «سه روز پایانی»
هگیس
از آثار ملی ایران مربوط به دوره ساسانیان در شمال شرق دره شهر
پل گاومیشان

معنی دره به انگلیسی

vale (اسم)
زمین ، بدرود ، دره ، مجرای کوچک ، دنیا ، جهان خاکی
mote (اسم)
نقطه ، خرده ، اتم ، خال ، ریزه ، دره
valley (اسم)
گودی ، جلگه ، شیار ، دره ، وادی ، میانکوه
dene (اسم)
دهکده ، دره

معنی کلمه دره به عربی

دره را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی دره

ماهان ١٤:٣٦ - ١٣٩٦/٠٣/١١
دره. و یا در ("د" با آوای زبر، "ر" با آوای زیر)، (ا)، (زبان مازنی)، داس ویژه ای است که در مازندارن برای تراشیدن شالی، گندم و علف استفاده میشود.
|

ابوالفضل عسکری ١٨:٥١ - ١٣٩٨/٠١/١٤
تنگ.دوار
|

پیشنهاد شما درباره معنی دره



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دره   • دره u شکل گرینلند   • دره های u شکل   • دره v شکل   • دره چیست   • تشکیل کوه های چین خورده   • انواع دره   • دره زمان پلور   • مفهوم دره   • تعریف دره   • معرفی دره   • دره یعنی چی   • دره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دره
کلمه : دره
اشتباه تایپی : nvi
آوا : darre
نقش : اسم
عکس دره : در گوگل


آیا معنی دره مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )