برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1278 100 1

درکی

معنی درکی در لغت نامه دهخدا

درکی. [ دَ / دَرَ ] (ع اِ) در اصطلاح امروزین عرب زبانان ، یک تن درک. یک تن ژاندارم. (از المنجد). و رجوع به درک شود.

درکی. [ دُرْ رَ ] (ص نسبی ) منسوب است به دُرَّک که انتساب اجدادی است. (از الانساب سمعانی ).

درکی. [ ] (اِخ ) نام شاخه ای از تیره ٔ عیسی وند هیهاوند از طایفه ٔچهارلنگ بختیاری. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 77).

درکی. [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اورامان بخش رزاب شهرستان سنندج واقع در 23 هزارگزی شمال باختر رزاب و 9 هزارگزی باختر راه اتومبیل رو مریوان به رزاب ، با 500 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالروو صعب العبور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

درکی. [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل واقع در 6 هزارگزی شمال بنجار و دو هزارگزی راه مالرو جلال آباد به زابل ، با 804 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ هیرمند و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی درکی به فارسی

درکی
دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل واقع در ۶ هزار گزی شمال بنجار و دو هزار گزی را مالرو جلال آباد به زابل
[ گویش مازنی ] /darakki/ به درک
دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در ۲ هزار گزی باختر شیراز
دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در ۲ هزار گزی جنوب باختری شیراز

درکی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدحسین اخوان بهابادی
Daraki /در گویش شهرستان بهاباد از سوی مردم بومی منطقه به مهاجری که وارد شهرشان شده و این شهر را محل سکونت قرار داده است گفته مي شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی درکی   • مفهوم درکی   • تعریف درکی   • معرفی درکی   • درکی چیست   • درکی یعنی چی   • درکی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی درکی
کلمه : درکی
اشتباه تایپی : nv;d
عکس درکی : در گوگل

آیا معنی درکی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )