انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1070 100 1

درک

/darak/

مترادف درک: ادراک، استنباط، دریافت، فهم، مشعر، مکاشفه | اسفل السافلین، جهنم، دوزخ، سقر، نار، هاویه

متضاد درک: بهشت

برابر پارسی: دریافت، گیرایی، یادگیری

معنی درک در لغت نامه دهخدا

درک. [ دَ] (ع مص ) دریافتن. (غیاث ) (آنندراج ). ادارک. بدون فاصله بجا آوردن. (ناظم الاطباء). دریافت. اندریافت. فهم. دریافتگی. (یادداشت مرحوم دهخدا) : اندرآن حکمت است ایزدی... مر خلق روی زمین را که درک مردمان از دریافتن آن عاجز است. (تاریخ بیهقی ). || فرا رسیدن و رسیدن و پیوستن. (ناظم الاطباء).

درک. [ دَ رَ/ دَ ] (ع مص ، اِ) دررسیدن. (منتهی الارب ). لحاق و رسیدن به چیزی. (از اقرب الموارد و ذیل آن ) : لاتخاف دَرَکاً و لاتخشی. (قرآن 20 / 77)؛ بیم نداری [ ای موسی ] از دریافتن و رسیدن [ قوم فرعون ] و نمی ترسی. || بدست آوردن حاجت ، گویند: اللهم أعنی علی درک الحاجة؛ یعنی خداوندا مرا بر درک و بدست آوردن حاجت یاوری کن. (از اقرب الموارد). || فرس درک الطریدة؛ اسبی که رسنده به طریده و شکار است. (از اقرب الموارد). || رسن پاره ای که در طرف رسن بزرگ یا درگوشه ٔ دلو بندند. (منتهی الارب ). ریسمانی که به انتهای ریسمان بزرگ بندند تا با آب در تماس باشد و ریسمان دلو نپوسد و متعفن نگردد. (از اقرب الموارد). || نهایت تک هر چیز. (منتهی الارب ). دورترین نقطه از انتهای هر چیز، گویند: بلغ الغواص درک البحر؛ یعنی غواص به دورترین نقطه ٔ انتهای دریا رسید. (از اقرب الموارد). قعر چیزی گود. بن جائی ژرف. (یادداشت مرحوم دهخدا). ج ، أدراک. || تک دوزخ. (منتهی الارب ). طبقه ای از طبقات جهنم. (از ذیل اقرب الموارد از لسان ). طبقه ٔ دوزخ. (غیاث ) (آنندراج ). و طبقات دوزخ را درکات گویند چنانکه ازآن ِ بهشت را درجات. (آنندراج ). طَبَق دوزخ. (دهار). طبقه ٔ اسفل جحیم. (لغت محلی شوشتر، خطی ). دوزخ. (ناظم الاطباء). هر یک از منازل گناهکاران به دوزخ.هر یک از طبقات دوزخ که روی به پستی دارد. ته جهنم.در مقابل درجه. ج ، درکات. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- الدرک الاسفل ؛ درک اسفل. طبق زیرین دوزخ. (دهار). تک دوزخ : ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار و لن تجد لهم نصیراً. (قرآن 4 145/)؛ همانا که منافقان در طبقه ٔ زیرترند از آتش و هرگز برای ایشان یاوری نیابی.
درک الاسفل است جای امید
به درج کی رسد کسی ز درک.
ابولیث طبری.
زندان درک اسفل و زندانبان مالک دوزخ. (سندبادنامه ص 249). || خطابی یا تعبیری نماینده ٔ نفرت و بی اعتنائی کار کسی یا زیان و اتلاف حاصل از کار وی. کلمه ٔ «درک » یا «به درک » برای ابراز تنفریا نشان دادن بی اعتنایی نسبت به اتلاف چیزی یا انجام عملی بر زبان می آید. (فرهنگ لغات عامیانه ): به درک.به درک اسفل ؛ به اسفل السافلین.
- به درک ؛ کلمه ٔ ناسزا و نفرین و فحش مرادف به جهنم ، فی النار السقر، چه بهتراز این ، به تون ، به طبس ، به تون طبس. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- به درک رفتن ؛ به جهنم رفتن.(ناظم الاطباء).
- || تعبیری از مردن فردی منفور. مردن کسی که از او تنفر داشته باشند. (فرهنگ لغات عامیانه ).
- به درک فرستادن ؛ کشتن مفسد و فاسد عقیده ای را.
- به درک واصل شدن ؛ تعبیری ازمردن کسی که به فساد و تباهی و بدعقیدتی مشهور باشد.
- درک اسفل السافلین ؛ به تغیر و خشم و قهر در مورد رفتن کسی گویند. (فرهنگ عوام ).
|| پایه گاه فروسوی. (دهار). پایگاه فروسو. (ترجمان القرآن جرجانی ). || خرخشه. || ج ِ دَرَکة. (دهار). رجوع به درکة شود. || (اصطلاح فقه ) آنچه از پی پدید آید از عوارض ، گویند: علیه ضمان الدرک. (از منتهی الارب ). بازگشت قیمت است هنگام استحقاق ،و این تعریف را گویند با «خلاص » و «عهده » یکی است ولی ابوحنیفه آنرا خاص درک می داند، و تفسیر خلاص رها کردن مبیع و تسلیم اوست سوی مشتری در هر حال ، و عهده بر چند معنی اطلاق شود، بر چک قدیم و بر پیمان و بر حقوق پیمان و بر درک و بر خیار شرط. (از کشاف اصطلاحات الفنون از فتاوی ابراهیم شاهی از کتاب البیع) : قسط من و فرزندان من از ترکه و اموال شوهرم از من بخرد و آن چندین جزو است و درک و عهده ٔ آن بر من بود. (تاریخ قم ص 249).
- ضامن درک ؛ ضامن هر اتفاقی از عوارض خواه نیک باشد و یا بد. (ناظم الاطباء). و نیز رجوع به ضمان درک ذیل ضمان شود.

درک. [ دَ رَ ] (اِ) ظاهراً صورتی است از دزک. (یادداشت لغتنامه ). دستارچه را گویند که رومال و روپاک باشد. (برهان ) (آنندراج ). دست پاک و دستمال و دستارچه. (لغت محلی شوشتر). رجوع به دزک شود.

درک. [ دَ رَ ] (اِ مصغر) مصغر در. در خرد. (یادداشت مرحوم دهخدا). || توسعاً، سوراخ. (یادداشت مرحوم دهخدا) : با جنگ درکی خرد باشد که بیک چشم از او بتوان نگرید. (از فرهنگ اسدی ).

درک. [ دَ ] (ع اِ) در اصطلاح امروزین عرب زبانان ، ژاندارم. نیروی نظامی که حافظ امنیت عمومی است. جاندرمه. (از المنجد).

درک. [ دَ ] (اِخ ) شهری است از حدود مکران به ناحیت سند و از وی پانیذ خیزد. (حدود العالم ). شهری است در مکران در سه منزلی قربون و سه منزلی راسک. (از معجم البلدان ).

درک. [ دَ ] (اِخ ) نام قلعه ای از لواء و استان طوس یا قهستان. (از معجم البلدان ).

درک. [ دَ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است واقع در بین اوس و خزرج ، محل وقوع وقعه ٔ تاریخی و روز منسوب به این وقعه می باشد. (از معجم البلدان ).
- یوم الدرک ؛ جنگی است میان اوس و خزرج. (از مجمع الامثال میدانی ).

درک. [ دَ رَ ] (اِخ ) کوهی است از کوههای بربر در خاور زمین ، در این مکان قبائل و شهرها و قرای چندی است. (از معجم البلدان ).

درک. [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع در3 هزارگزی جنوب باختری معلم کلایه ، با 174 تن سکنه (طبق سرشماری سال 1335 هَ. ش.). آب آن از چشمه سار و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

درک. [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کنارک شهرستان چاه بهار واقع در 112 هزارگزی باختر چاه بهار و کنار دریای عمان. آب آن از چاه و باران و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

درک. [ دِ ] (اِخ ) قریه ای است دو فرسنگی میانه ٔ شمال و مشرق دیّر. (فارسنامه ٔ ناصری ). دهی است از دهستان دشمن زیاری بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع در 44 هزارگزی جنوب خاوری فهلیان و 22 هزارگزی راه شوسه ٔکازرون به فهلیان با 906 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

معنی درک به فارسی

درک
دررسیدن، رسیدن بچیزی، رسیدن بحاجت، پی بردن، نهایت گوی وقعرچیزی مانندته دریا، ته دوزخ، سند
( اسم ) نهایت گودی چیزی مانند ته دریا و غیره . ۲ - ته دوزخ ته جهنم . یا درک رسفل ۱ - پایه زیرین . ۲ - ته دوزخ . یا به درک بجهنم در دوزخ ( بهنگام عدم رضایت و ناخشنودی از امری و خبری گویند ) یا به درک رفتن ( واصل شدن ) بجهنم فرو رفتن مردن ( دشنام است ) .
قریه ایست دو فرسنگی میانه شمال و مشرق دیر دهی است از دهستان دشمن زیاری بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون
[AI] [تغذیه] ← دریافت کافی
[ گویش مازنی ] /darek/ تخته ی تقسیم آب - محل تقسیم آب ۳درک – باداباد
دهی است از دهستان چنار رود بخش آخوره شهرستان فریدن
[ گویش مازنی ] /darek barek/ درست به اندازه - عمل تراشیدن ته دیگ ۳کندن سر سری علف های هرز در کشتزار
[ گویش مازنی ] /darek chi/ میرآب
[ گویش مازنی ] /derek sar/ مکانی بین راه لفور به آلاشت & جایی که آب را به دو یا چند قسمت تقسیم کنند
[ گویش مازنی ] /darek vaan/ میرآب
دریافتن فهمیدن فهم کردن
این ترکیب در عبارت ذیل منقول در سفرنامه رابینو آمده است و ظاهرا معنی ملتزم و متعهد کردن کسی بانجام عملی با بیم دادن به عذاب آن جهانی دارد
سپردک
خطی باشد که بجهت قمار بازی بر زمین کشند
( اسم ) دستمال . توضیح در لغت فرس آمده : سپیدرک دستارچه بود . رودکی گفت : ای قبل. خوبان من ای طرف. ری . لب را بسپیدرک بکن پاک از می . ( لفا اق. ۲۸٠ ) این کلمه در نسخه های لغت فرص بصور : بسبیدرک زسپردرک اسبیدرک و در فرهنگهای دیگر سپردرک آمده . در سروری نسخه بدل کلمه سردرک ضبط شده . آقای دبیر سیاقی حدس میزند که کلمه در شعر رودکی سردزک ( بکسر رائ و ضم دال و فتح زائ ) است و دزک در قزوین بمعنی آستین استعمال شود یعنی لب را با سر آستین از شراب پاک کن امااستاد هنینگ مصراع را چنین خوانده : لب را به لسپردرک بکن پاک از می و اصل کلمه را سغدی داند ( چنانکه در بالا گفته شد ) ولی درین صورت وزن درست نیست و اگر چنین بخوانیم : لب را لسپردرک بکن پاک از می حرف اضافه به - که لازم است - بیهوده حذف شده . احتمال میرودکه ل اول کلمه بتخفیف یا تحریف حذف شده - و نسخه بدلها این امر را تایید میکند - و کلمه در بیت رودکی بسپردرک . ( به سپردرک ) باشد .

معنی درک در فرهنگ معین

درک
(دَ رَ) [ ع . ] (اِ.) نهایت عمق و گودی چیزی مانند ته دریا، قعر جهنم و غیره .
(دَ رْ) [ ع . ] (اِمص .) دریافت ، اندریافت . ج . ادراکات .

معنی درک در فرهنگ فارسی عمید

درک
۱. دریافتن، پی بردن.
۲. رسیدن به چیزی.
۳. رسیدن به حاجت.
۱. یکی از طبقات جهنم.
۲. [قدیمی] نهایت گودی و قعر چیزی، مثل ته دریا، ته دوزخ.
۳. [قدیمی] آنچه بعد از چیزی پدید آید.
۴. [قدیمی] سند و مدرکی که پس از فروش ملک در دست کس دیگر پیدا شود و به موجب آن ادعای مالکیت کند.

درک در دانشنامه اسلامی

درک
معنی دَّرْکِ: درجه و مرتبه نزولي (بر وزن درج و به معناي آن است ، چيزي که هست درج به معني "پله "را در جائي بکار ميبرند که مساله بالا رفتن و صعود را در نظر داشته باشند ولي درک در جائي بکار ميرود که مساله پائين آمدن مورد نظر باشد و به همين جهت گفته ميشود : درجات بهشت...
معنی يُدْرِکُ: در مي يابد - درک مي کند
معنی خُلُقُ: اخلاق - رفتار(جمع خُلق که هم معنی با خَلق است با این تفاوت که خَلق مختص به هيئتها و اشکال و صور ديدني است و خُلق مختص به قوا و اخلاقياتي است که با بصيرت درک ميشود ، نه با چشم )
معنی مَا يَشْعُرُونَ: درک نمی کنند (از کلمه شعور که به معناي ادراک دقيق است از ماده شـَعر گرفته شده ، که به معناي مو بوده و ادراک دقيق را از آنجا که مانند مو باريک است ، شعور خواندهاند و مورد استعمال اين کلمه محسوسات است ، نه معقولات و به همين جهت حواس ظاهري را مشاعر ميگ...
معنی مَبْلَغُهُم: محل رسيدن آنان (منظور از عبارت "ذَ ٰلِکَ مَبْلَغُهُم مِّنَ ﭐلْعِلْمِ " اين است كه آخرين مرز دانش و معرفت آنان همين متاع زود گذر دنيا ست و از درك سعادت اخروي غافلند)
معنی لَمْ يَظْهَرُواْ: نرسیده اند(در عبارت "أَوِ ﭐلطِّفْلِ ﭐلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُواْ عَلَیٰ عَوْرَاتِ ﭐلنِّسَاءِ " منظوراطفالي هستند که بر عورتهاي زنان غلبه نيافتهاند يعني آنچه از امور زنان که مردان از تصريح به آن شرم دارند اين اطفال زشتي آن را درک نميکنند ، و اين کنايه ا...
معنی لَّا يَشْعُرُونَ: درك نمي كنند(کلمه شعور که به معناي ادراک دقيق است از ماده شعر - به فتح شين گرفته شده ، که به معناي مو بوده و ادراک دقيق را از آنجا که مانند مو باريک است ، شعور خواندهاند و مورد استعمال اين کلمه محسوسات است ، نه معقولات و به همين جهت حواس ظاهري را مشا...
معنی لَا تَشْعُرُونَ: درك نمي كنید(کلمه شعور که به معناي ادراک دقيق است از ماده شعر - به فتح شين گرفته شده ، که به معناي مو بوده و ادراک دقيق را از آنجا که مانند مو باريک است ، شعور خواندهاند و مورد استعمال اين کلمه محسوسات است ، نه معقولات و به همين جهت حواس ظاهري را مشا...
معنی دَلُوکَ: ظهر - غروب (در مجمع البيان گفته "دلوک" به معناي زوال آفتاب و رسيدن به حد ظهر است . مبرد گفته : دلوک شمس به معناي اول ظهر تا غروب است ، بعضي ديگر گفتهاند : دلوک شمس به معناي غروب آفتاب است و اصل کلمه از دلک است که به معناي ماليدن است ، و اگر ظهر را دل...
معنی عَوْرَاتِ: عورتها - عيبها - آنچه بايد پوشيده و مخفي گردد (جمع عورت و عورت به معناي عيب است ، و اگر آن را عورت ناميدهاند ، چون هر کس عار دارد از اينکه آن را هويدا کند ، و شايد مراد از آن در آيه شريفه هر چيزي باشد که سزاوار است پوشانده شود و در عبارت "أَوِ ﭐلطِّف...
معنی يُبَيِّتُونَ: شب را درک مي کنند - شب نشيني مي کنند (از کلمه بيتوته به معناي ادراک شب است چه باخواب همراه باشد و يا نباشد مراد از بيتوته در شب در حال سجده و حال ايستاده در عبارت "وَﭐلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِيَاماً "اين است که : شب را به عبادت خ...
معنی يَنْعِقُ: به گوسفندان (براي حفظشان از خطر يا جلوگيري از دور شدنشان از گله) نهيب مي زند. (کلمه "ينعق" از نعيق است که به معناي آن نهيبي است که چوپان به گوسفندان ميزند تا از گله دور نشوند يا اينکه خطري را از آنان دور کند. عبارت "وَمَثَلُ ﭐلَّذِينَ کَفَرُواْ کَمَث...
تکرار در قرآن: ۱۲(بار)
(بر وزن فرس)رسیدن و. ادراک به معنی رسیدن به چیزی است (قاموس) تا چون غرق به او رسید گفت ایمان آوردم. بر آفتاب نیست که به ماه برسد. ادراک لازم نیز آمده است مثل «ادراک الصبیّ»یعنی بچه بالغ شد ولی موارد استعمال آن در قرآن همه متعدی است. درک (بر وزن فرس و فلس) به معنی رحمت و آخرین قعر است مثل ته دریا (قاموس - اقرب) یعنی منافقین در پائین‏ترین ته آتش هستند. راغب می‏گوید: درک مانند درج است لیکن درج به اعتبار صعود و درک به اعتبار پائینی گفته می‏شود از همین جا است که گفته‏اند: درجات بهشت و در کات آتش. * درک بر وزن فرس به معنی زحمت است چنانکه گذشت یعنی: در دریا راه خشکی برای آنها بزن و آماده کن از زحمت دریا و راه رفتن در آن نخواهی ترسید و از رسیدن فرعون بیمی نخواهند داشت ممکن است مراد از درک رسیدن فرعون باشد و از «وَ لا تَخشی» خوف گذشتن از دریا. یعنی ای موسی در دریا راهی بزن و نترس از رسیدن فرعون و بیم نکن از ورود به دریا. نا گفته نماند زحمت را از آن درک گفته‏اند که شخص را درک می‏کند و به او لاحق می‏شود. تدارک: به معنی تلاحق و رسیدن به یکدیگر است گویند «تدارک القوم» یعنی آخر آنها به اوّلشان رسید (اقرب) راغب گفته: اغلب استعمال آن دریای و نعمت است مثل . ناگفته نماند: تفاعل گاهی به معنی مجرّد می‏آید مثل «فَتَعالَی اللّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ» به نظر می‏آید که در آیه شریفه نیز به معنی مجرد باشد یعنی اگر نعمتی از جانب خدا او را درک نمی‏کرد، ملامت شده به بیابان انداخته می‏شد. * . «اِدَّارَکُوا» در اصل تدارکو است تاء در دال ادغام شده و برای حذر از ابتداء به ساکن همزه وصل آمده است یعنی: چون همه در آنجا به یکدیگر رسیدند و آخریها به اوّلی‏ها لاحق شدند، آخری‏ها درباره اوّلی‏ها گویند: خدایا اینها ما را گمراه کردند. علم‏شان درباره آخرت قطع شده. در المیزان می‏گوید: تدارک آن است که اجزاء شی‏ء پشت سر هم آیند تا چیزی از آنها باقی نماند و معنی «تدارک علمهم فی الاخرة» آن است که علم خویش را در غیر آخرت صرف کرده‏اند و برای درک آخرت علمی نمانده است نظیر قول خدا: بگذر از آنانکه از ذکر مااعراض کرده جز زندگی دنیا اراده ننموده‏اند این است که درک آنها از علم (و فقط دنیا را درک می‏کنند) «ذلِکَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ». و درباره تکرار «بل» گفته است «بَلِ ادّارَکَ عِلْمُهُمْ فی الْآخِرَةِ» یعنی درباره آن علم ندارند گو.ی به گوششان نرسیده است «بَلْ هُمْ شَکِّ مِنْها» یعنی خبر آن را شنیده‏اند لیکن شک کرده و یقین ننموده اند «بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ» یعنی عدم اعتقاد آنها از خودشان نیست بلکه خدا کورشان کرده است. نا کفته نماند با ملاحظه آیات قبلی باید گفت مراد از «ادّراک» تکامل اسباب علم ایت یعنی: بلکه اسباب دانش آنها درباره آخرت کامل است ولی توجّه به آنها نکرده و در شکّ اند، نه بلکه از دیدن آخرت کوراند که توجّهی به اسباب علم آن ندارند. بعضی‏ها گفته‏اند: علم آنها در آخرت به یکدیگر رسد و به آخرت یقین پیدا می‏کنند. ولی این خلاف ظاهر است .
اگر چه فهم تمام ژرفای قرآن کریم اختصاص به راسخان علم یعنی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) دارد اما برای استفاده دیگران از آن شرایط خاصی مثل ایمان تقوا و تدبیر لازم است.
قرآن کلام خدا و تجلی اسم جامع و اعظم الهی که همه بشریت و اندیشه های حقیقت جو را به تدبر در آن فرا می خواند، آن جا که می فرماید: «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته و لیتذکر اولو الالباب؛ این کتابی است پر برکت که بر تو نازل کرده ایم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند.»قرآن معجزه جاودان الهی است که راه و رسم زندگی توحیدی و سعادت آفرین را به انسان می آموزد. «ای کسانی که ایمان آورده اید دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می بخشد». قرآن به عنوان کتاب هدایت و راهنما برای انسان همه صحنه های زندگی مادی و معنوی او را در بر می گیرد.شمای قلمروی زندگی ظاهری و باطنی، فردی و اجتماعی، اخلاقی و حقوقی، دنیایی و آخرتی وغیر آن را از آغاز آفرینش و مبدا شناسی تا مسیر و برنامه زندگی و سرمنزل نهایی، همه مورد توجه تشریع و تبیین الهی است.فضای بی کران حقایق قرآن در راستای رسیدن انسان به کمال از جنین تا جنان و از ملک تا ملکوت و از ذره تا کهکشان را فرا می گیرد. در یک جمله قرآن همه لوازم هدایت و تربیت انسان را در خود نهفته دارد، لذا می فرماید:«و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء ؛ و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیان گر همه چیز است.»
عمق حقایق قرآنی
یکی از ویژگی های ممتاز و منحصر به فرد حقایق قرآنی، عمق و ژرفای شگفت آور آن است. قرآن، مانند یک چشمه جوشان است که همیشه بر بشریت جاری است. تاریخ نیز نشان داده است که راز جاودانگی و ماندگاری قرآن در طول زمان، تازگی و طراوت همیشگی آن برای افکار و اندیشه های بشر همین عمق و ژرفای حقایق آن است که هم چون دریای بی کران غواصان فکر و فهم را جذب خود نموده و هیچ گاه به نقطه پایان نمی رسد.در حدیثی نقل شده که از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند: «ما بال القرآن لا یزید النشر و الدرسة الا غضاضة؟»؛ چرا قرآن هر چه بیشتر نشر و توسعه می یابد بر طراوت و تازگی آن افزوده می شود؟ حضرت فرمودند: «لانه لم ینزل لزمان دون زمان و لا دون ناس...» ؛ خداوند متعال قرآن را برای یک زمان معین و برای قوم و مردم خاص قرار نداده است. پس قرآن در هر زمانی جدید است و برای هر قومی طراوت و تازگی دارد تا روز قیامت . علی(علیه السلام) می فرماید: خدای متعال قرآن را به صورت نوری که چراغ هایش هرگز خاموش نمی شود و مانند خورشید فروزنده ای که هیچ گاه از فروزش نمی افتد و مثل دریایی که به قعر آن رسیدن برای هیچ کس میسر نیست بر پیامبر نازل فرمود. و فرمود: «و نورا لیس معه ظلمة؛ قرآن نوری است که با وجود آن تاریکی دوام نمی یابد». زیرا این کتاب آسمانی نور افکن هایی دارد که از آن نور می گیرند و پیوسته راه هدایت و سعادت را روشن می کند.
راه ها و شرایط شناخت قرآن
برای درک و فهم حقایق قرآنی، (هر چند فهم تمام ژرفای آن اختصاص به راسخان علم یعنی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) دارد) (و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم) شرایطی لازم است که برخی از آنها اشاره می شود:
← تدبر و تفکر
...
دراین مقاله آیات مرتبط با درک قرآن معرفی می شوند.
اولوا الالباب، درک کننده حقایق قرآن و آگاه به ویژگیهاى آیات محکم و متشابه آن:هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ.
آل عمران/سوره۳، آیه۷.    
صاحبان خرد، درک کننده حقانیّت قرآن:أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ.
رعد/سوره۱۳، آیه۱۹.    
پاکى و منزّه بودن نفس از گناه، زمینه درک حقایق قرآن:إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ.
واقعه/سوره۵۶، آیه۷۷.    
...
ضمانت جبران ثمن یا مثمن را ضمان عُهده (ضمان دَرَک) گویند.
از ضمان عُهده (ضمان دَرَک) در باب ضمان سخن گفته اند.
تعریف اصطلاحی
کسی که کالایی را فروخته یا خریداری کرده و بیم دارد که ثمن (بهای کالا) یا مثمن (کالا) در واقع مال دیگری باشد، می تواند کسی را بر جبران زیان احتمالی که از ناحیه پرداخت ثمن یا تحویل کالا در فرض مال دیگری بودن، متوجه او می شود، ضامن بگیرد تا در صورتی که معلوم شود یکی از آن دو مال دیگری است، مضمون له به ضامن رجوع و زیان وارد شده را از وی دریافت کند. به ضمانتِ جبرانِ زیانِ ثمنِ پرداختی یا مثمن تحویل شده، ضمان عهده یا دَرَک گویند.
وجه تسمیه
علت نام گذاری چنین ضمانی به ضمان عهده آن است که ضامن ملتزم می شود آن چه بر عهده فروشنده (ردّ ثمن به خریدار) یا خریدار (ردّ کالا به فروشنده) است را جبران و تدارک کند؛ یا آن که عهده به معنای ضعف و سستی است و از این جهت که ضامن، ضعف عقد را ضمانت می کند و ملتزم به جبران زیانی می گردد که از این جهت بر مضمون له وارد شده است.علت نام گذاری به ضمان درک آن است که درک به معنای تبعه (مظلمه) است. برخی گفته اند: علت این نام گذاری؛ التزام به پرداخت غرامت است؛ آن گاه که صاحب مال عین مال خودش را ادراک کند و بیابد.
مشروعیت
...
درک به معنی جبران کردن و در معنی دیگر فساد و ظلمت به کار می رود.
خود عقد بیع، بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار می دهد. ضمان درک ثمن و مبیع ناشی از عقد بیع است. ضمان معاوضی است چون عقد بیع یک عقد معاوضی است. ضمان درک ویژه بیع هم نیست ویژه هر عقد معاوضی هم است. در هر عقد معاوضی طرفین معاوضه ضامن درک مالی هستند که به دیگری می دهند.
1) ضمان درک ناشی از خود عقد و معاوضه است و کسی دراینجا ضامن نمی شود.
2) ضمان درک ویژه بیع هم نیست و در هر عقد معاوضی جریان دارد.
3) منحصر در بحث استحقاق هم نیست.
4) با ضمان عهده فرق می کند.
بعضی فقها می گویند ضمان درک را نمی توان اسقاط کرد.
درک در ضمان درک مبیع به معنای فساد و ظلمت است.

درک در دانشنامه ویکی پدیا

درک
درک فرایندی روانی است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
درک (مجموعه تلویزیونی)
درک اند د دامینوس
درک فرایندی روانی است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
درک (مجموعه تلویزیونی)
درک اند د دامینوس
درک (سرباز)، روستایی از توابع بخش پیشین شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان پیشین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۷۰ نفر (۷۴خانوار) بوده است.
درک (قزوین)، روستایی از توابع بخش رودبار شهرستان شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است. زبان اهالی درک مثل هر روستای دیگری در الموت، تاتی است.
این روستا در دهستان رودبار محمد زمانی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳ نفر (۱۶خانوار) بوده است.
درک (گچساران)، روستایی از توابع بخش باشت شهرستان گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
این روستا در دهستان کوهمره خامی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۴ نفر (۱۵خانوار) بوده است.
درک (به آلمانی: Derrick) یک سریال تلویزیونی آلمانی است که توسط Telenova-Fernsehproduktion با همکاری زد د اف، اُ اِر اف، و اس ار گ بین ۱۹۷۴ و ۱۹۹۸ دربارهٔ کارآگاه سربازرس اشتفان درک (هورست تاپرت) و دستیار وفادار او هری کلاین، که موارد قتل را در مونیخ و حومه اش حل می کردند (مجموعاً سه مورد حل نشده باقی ماند) بود.
همه ۲۸۱ قسمت ۶۰ دقیقه ای را نویسنده قدیمی نمایشنامه های تلویزیونی، هربرت راینکر نوشت و هلموت رینگلمان ساخت. قسمتهای جدید درک، به عنوان یک قاعده جمعه شب ساعت ۲۰:۱۵ پخش می شدند. سریال محبوبیت عظیمی پیدا کرد و در بیش از ۱۰۰ کشور پخش شد. در واقع، تنها مناطق اندکی در جهان بوده اند که درک در آن ها رسوخ نکرده، و این دو قهرمان از مدت ها قبل در تاریخ تلویزیون برای خود جایگاهی ایجاد کرده اند.
درک (کنارک)، روستایی از توابع بخش زرآباد شهرستان کنارک در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان زرآباد شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۲ نفر (۷۴خانوار) بوده است.
بیشترین دلیل شهرت درک اول به خاطر نام آن است که ایهام برانگیز است و در سالهای اخیر بین گردشگران مشهور شده که آرزو میکنند برای هم که زودتر به درک بروند. اما فارغ از نام آن دلیل اصلی و جاذبه مهم این روستا تلاقی کویر و دریاست که در طلوع و غروب مناظری وصف ناشدنی را شکل میدهند.
به دلیل توجه و حضور گردشگران در سالهای اخیر ، امکانات گردشگری بومگردی در این روستا شکل گرفته و با کمی پرسوجو میتوان اقامتگاه روستایی مناسبی را پیدا نمود. با درخواست گردشگران غذاهای محلی نیز معمولا صاحب خانه میتواند تهیه و در اختیارتان قرار دهد.
درک آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
درک آباد (چادگان)
درک آباد (کوهرنگ)
درک آباد (چادگان)، روستایی از توابع بخش چنارود شهرستان چادگان در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان چنارود شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۹ نفر (۸۰خانوار) بوده است.
درک آباد (کوهرنگ)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان شوراب تنگزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳ نفر (۱۱خانوار) بوده است.
درک آلهوسن (انگلیسی: Derek Allhusen; ۹ ژانویهٔ ۱۹۱۴ – ۲۴ آوریل ۲۰۰۰(2000-04-24)) سوارکار اهل بریتانیا بود.
وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون ستاره نقره ای شده است.
از دست دادن کنترل (به انگلیسی: Losing Grip) چهارمین و آخرین تک آهنگ اوریل لوین از آلبوم رها کردن می باشد. این ترانه در تابستان ۲۰۰۳ بعد از موفقیت ترانه «با تو هستم» عرضه شد. ترانه توسط اوریل و کلیف مگنس نوشته و ضبط شده بود. این ترانه سبک پست-گرانج قوی تری نسبت به دیگر ترانه های آلبوم رها کردن دارد. لوین نیز اعلام کرده بود که این ترانه مورد علاقه او می باشد. او این ترانه را در مراسم جوایز جونو ۲۰۰۳ نیز اجرا کرده بود.
این ترانه توانست توسط از طرف انجمن صنعت ضبط موسیقی آمریکا گواهینامه طلا را در ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۳ بگیرد.
این ترانه برای جایزه گرمی بهترین اجرای راک زن نامزد شده بود اما این جایزه را به ترانه «استیو مک کوین» اثر شریل کراو باخت.
آنومالی دره درک یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر جبال بارز استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.سنگ میزبان این اندیس توف، گرانودیوریت، گرانیت، کوارتزدیوریت، دیوریت، ریولیت پیروکلاستیک، داسیت است در این اندیس، پاراژنز های شئلیت، گالن، پیریت، باریت، گارنت، لیمونیت، مالاکیت، مارکاسیت، مولیبدنیت، روتیل، اسفن، ایلمنیت، هماتیت، منیتیت، اپیدوت، آپاتیت یافت می شوند.
فهرست اندیس های استان کرمان
بو درک (انگلیسی: Bo Derek؛ زاده ۲۰ نوامبر ۱۹۵۶) تهیه کننده، هنرپیشه و مانکن اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۱۹۷۷ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
از فیلم هایی که وی در آن نقش داشته است، می توان به تامی کوچولو، ارکا، بوم و تارزان مرد گوریلی اشاره کرد.
تپه میش درک مربوط به دوره سلوکیان - دوره اشکانیان است و در شهرستان دره شهر، بخش مرکزی، دهستان زرین دشت، ۱ کم شمال شرق روستای عباس آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۰۴۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
جهل درک، روستایی از توابع بخش لیردف شهرستان جاسک در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان پی وشک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۴ نفر (۳۴خانوار) بوده است.
جان دِرِک (انگلیسی: John Derek; ۱۲ اوت ۱۹۲۶ – ۲۲ مه ۱۹۹۸(1998-05-22)) یک هنرپیشه، سینما، کارگردان، و عکاس اهل ایالات متحده آمریکا بود. وی بین سال های ۱۹۴۳ تا ۱۹۹۰ میلادی فعالیت می کرد.
ده فرمان
تمام مردان شاه
زندگی دوم
عمر خیام
خروج
سرگذشت حاجی بابا
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به آثار زیر اشاره کرد.
ده درک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان گوغر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
سامانتا دِرُک (انگلیسی: Samantha Droke؛ زادهٔ ۸ نوامبر ۱۹۸۷) یک هنرپیشه و خواننده اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۲۰۰۰ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
هورتون صدایی می شوند! (۲۰۰۸)
خدا آمریکا را در پناه خود نگه دارد (فیلم) (۲۰۱۱)
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به آثار زیر اشاره کرد.
شش دَرَک منطقه ای مرفه نشین و پررفت و آمد در مرکز کابل است. دفتر شماری از نهادهای مهم دولتی و خارجی و از جمله مقر فرماندهی ناتو در این خیابان واقع شده اند. منطقه شش درک با کاخ ریاست جمهوری افغانستان، وزارت دفاع افغانستان و سفارت ایالات متحده آمریکا در کابل فاصله کمی دارد.
گران درک، روستایی از توابع بخش سرباز شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان کیشکور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵ نفر (۵خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با درک

درک در جدول کلمات

درک
حس
درک عاطفی
حس
درک و بینش
درایت
درک و شعور
فهم, حس
درک وادراک
حس
درک کردن
ادراک
دریافت و درک کرد
فهمید
زیرک و درک کننده
فهیم
فهمیدن و درک کردن
ادراک
کسی که چیزی را زود درک کند
حساس

معنی درک به انگلیسی

imbibition (اسم)
جذب ، استنشاق ، درک ، اشباع
apprehension (اسم)
هراس ، خوف ، درک ، فهم ، دلهره ، دستگیری ، بیم ، توقیف
apperception (اسم)
درک ، احساس
perception (اسم)
اگاهی ، درک ، احساس ، ادراک ، دریافت ، مشاهده ، مشاهده قوه ادراک
realization (اسم)
درک ، فهم ، ادراک ، تحقق ، تفهیم
discernment (اسم)
بینایی ، درک ، تشخیص ، بصیرت ، تمیز ، دریافت
percept (اسم)
درک ، ادراکات ، چیز درک شده ، چیز مفهوم
uptake (اسم)
درک ، فهم ، دودکش ، ادراک ، بالاگیری ، بلند سازی
gusto (اسم)
لذت ، درک ، احساس ، طعم ، مزه ، ذوق
percipience (اسم)
درک ، احساس ، دریافت ، بینش و ادراک ، حس تشخیص
sentience (اسم)
درک ، ادراک ، دریافت ، حساسیت جسمانی ، زندگی فکری ، مبنای حس وحساسیت

معنی کلمه درک به عربی

درک
تخوف , ذوق , فحم
وميض
تقدير
حدس
حاجة معنوية , غير مفهوم , لايدرک , منيع
استوعب
اتل , احدس , ادخل , ادرک , استول عليه , اسمع , افهم , الق القبض عليه , صيد , قامة , قدر
متردد
اساءة الفهم
قابل للتخيل , محسوس , واسع الاطلاع
فکر

درک را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

هستی ٠٤:٣٠ - ١٣٩٥/١١/٠٧
دَرْک ، این واژه تازى (اربى) است و برابرهاى پارسى آن چنینند: آنیتون Anitun (پهلوى: درک ، فهم ، آگاهى ، شعور- در پهلوى آنیتونتن Anituntan : درک کردن ، فهمیدن ، شعور داشتن ) ، آشنِشAshenesh (پهلوى: آشِنیشْنْ: درک ، فهم ، شناخت- در پهلوى آشنودن Ashnudan :
فهمیدن ، درک کردن) ایاپک Ayapak (پهلوى: فهم ، درک ، شعور و ...) ، بُیى Boyi (پهلوى: بُییهْ : درک ، هوش، فهم) ، مارِش Maresh (پهلوى: ماریشْنْ: ادراک ، درک ، فهم ، تفکر ، تعقل و ...- در پهلوى ماردن Mardan : درک-حس-احساس-ملاحظه کردن ، فهمیدن ، مطلع شدن ) ، ویر
Vir (پهلوى: درک ، هوش ، حافظه )
|

آریا بهداروند ٢٢:٣٧ - ١٣٩٦/٠٦/١١
دار زبان لری بختیاری به معنی ::پشتیبان.سپر.
نام چوب بزرگ در آئین لری چوب
بازی*ترکه بازی.هو بازی*
|

محمودرضا برامکه ٠٩:٥٨ - ١٣٩٦/٠٩/١٦
درک نام دره ای ست در اسرائیل . منطقه ای در نزدیکی چابهار درک‌نام دارد
|

آریا بهداروند ١٤:٢١ - ١٣٩٦/٠٩/١٧
Derak:: پشتیبان .سپر

در آیین چوب بازی لر بختیاری
از دو چوب استفاده می شود
این آیین در زمان هخامنشیان
رایج بوده
چوب بزرگ درک نام دارد
چوب کوچک تیرکه*ترکه*نام دارد

چوب بزرگ نقش سپر را بازی می کند
چوب کوچک نقش تیره رها شده از کمان دشمن

نفری که چوب بزرگ را در دست دارد
با رقص پا قدرت آمادگی خود را به
نفر مقابل که چوب تیرکه را در دست دارد نشان می دهد

کسی که چوب تیرکه را به سمت پای
حریف که درک در دست اوست می زند
نقش دشمن را بازی می کند

کسی که درک در دست دارد باید با تکان دادن آن از برخورد تیرکه به پای
خود جلوگیری کند همان نقش سپر را
بازی می کند

آیین جنگ نامه آریایی
آریایی ها در زمان صلح این مراسم
آئینی را برگذار می کردند تا همیشه
آماده نبرد با دشمن باشند

این آیین لری بختیاری
در بین ایل قشقایی ترک
و عرب خمسه راه یافته

|

هومن دبیر ١٨:٣٤ - ١٣٩٧/٠٨/١٩
برشناسی،برآیش،برگرفت
|

ارش کرمانی ١٧:٤٥ - ١٣٩٨/٠١/١٨
این واژه در منطقه بم و نرماشیر به معنی ورودی های بین کرت های مزارع که برای عبور اب از کرت دیگر به کرت دیگر ایجاد میشود
|

رضا.ف ١٩:٣٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٩
حس
|

mr counsellor ١٩:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٠٥
دَرَک؛در اصطلاح حقوقی یعنی متعلق به کسی یا چیزی درآمدن
|

پرنیا ١٢:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٩
فهم و یادگیری
|

مومنه ١٤:٥٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٣
فهم یاد گیری
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• درک جهنم   • معنی به درک   • درك كردن   • درک در جدول   • درک رپر   • درک تین ولف   • درک خواننده رپ   • درک و فهم   • معنی درک   • مفهوم درک   • تعریف درک   • معرفی درک   • درک چیست   • درک یعنی چی   • درک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی درک
کلمه : درک
اشتباه تایپی : nv;
آوا : darak
نقش : اسم
عکس درک : در گوگل


آیا معنی درک مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )