انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 882 100 1

معنی دریای خزر در لغت نامه دهخدا

دریای خزر. [ دَرْ ی ِ خ َ زَ ] (اِخ )بحر خزر. دریاچه ٔ خزر. دریای کاسپین. دریای گیلان. دریای گرگان. بحر باب الابواب. آق دریا. دریای خزروان. دریای خزران. دریای خزرا. زراه اکفوده. دریای هشترخان.و رجوع به خزر در ردیف خود و بحرخزر ذیل بحر شود.

معنی دریای خزر به فارسی

دریای خزر
بحر خزر . دریای خزر

دریای خزر در دانشنامه اسلامی

دریای خزر
خزر، دریا، بزرگ ترین دریاچه کره زمین، در شمال ایران، این دریاچه که به علت بزرگی در منابع قدیم و حتی جدید تسامحآ دریا هم خوانده شده، در واقع از نوع دریای بسته و بزرگ ترین نمونه آن است.
دریاچه خزر از جنوب به ایران، از مغرب به جمهوری آذربایجان، از شمال غربی به فدراسیون روسیه، از شمال شرقی به قزاقستان و از مشرق به ترکمنستان محدود است این دریاچه تقریبآ بین ْ۳۷ و ْ۴۷ عرض شمالی و ْ۴۶ و ْ۵۴ طول شرقی قرار گرفته است «اطلس تایمز، نقشه ۴۱».
بخش های کلی مقاله
این مقاله مشتمل است بر :۱) جغرافیای طبیعی۲) جغرافیای تاریخی۳) فعالیتهای اقتصادی۴) محیط زیست۵) نظام حقوقی
جغرافیای طبیعی
← ریخت شناسی و آب شناسی
...

دریای خزر در دانشنامه ویکی پدیا

دریای خزر
دریای خَزَر یا دریای مازَندَران یا دریای کاسپیَن ، پهنه ای آبی است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به روسیه و جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری های ترکمنستان و قزاقستان محدود می شود.
دریای خزر که گاهی بزرگترین دریاچه جهان و گاهی کوچکترین دریای خودکفای کره زمین طبقه بندی می شود، بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی است. طول آن حدود ۱۰۳۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض آن بین ۱۹۶ تا ۴۳۵ کیلومتر است. سطح دریای خزر پائین تر از سطح دریاهای آزاد است و اکنون (ابتدای سده بیست ویکم) ۲۶٬۵ تا ۲۸ متر پایین تر از سطح دریا است. خط ساحلی دریا حدود ۷ هزار کیلومتر، مساحت آن ۳۷۱ تا ۳۸۶ هزار کیلومترمربع (یک و نیم برابر خلیج فارس) و حجم آب آن نیز ۷۸۷۰۰ کیلومترمکعب است.
دریای خزر در گذشته بخشی از دریای تتیس بود که اقیانوس آرام را به اقیانوس اطلس متصل می کرد. از حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون سال پیش به تدریج راه این دریا ابتدا به اقیانوس آرام و سپس به اقیانوس اطلس بسته شد. در سال ۱۹۵۲، شوروی رود دُن و ولگا را با ایجاد آبراهی مصنوعی به هم پیوست تا کشتی های کوچک بتوانند از دریای خزر به دریای آزوف و دریای سیاه بروند. بدینسان دریای خزر دوباره به دریاهای آزاد راه یافت.
قسمت شمالی این دریا بسیار کم عمق است. به طوری که تنها نیم درصد آب دریا در یک چهارم شمالی دریا قرار دارد و عمق آن به طور میانگین کمتر از ۵ متر است. حدود ۱۳۰ رودخانه به این دریا می ریزند که اکثر آن ها از شمال غربی به دریا می پیوندند. بزرگترین آن ها رود ولگا است که هر سال به طور میانگین ۲۴۱ کیلومتر مکعب آب را وارد دریای خزر می کند. رودهای کورا ۱۳، اترک ۸٫۵، اورال ۸٫۱ و سولاک ۴ کیلومتر مکعب آب را سالانه وارد دریا می کنند.
طبیعت بسته خزر آن را منزلگاه جانوران و گیاهان منحصربه فردی کرده است اما در عین حال موجب شده تا در مقابل آلودگی های کشاورزی و صنعتی و نفتی بسیار آسیب پذیر باشد.
این دریا از نظر منابع نفت و گاز بسیار غنی است و ذخایر نفتی آن حدود ۱۷ تا ۳۵ میلیارد بشکه برآورد می شود. بخشی از نفت دریاچه که از میدان نفتی باکو پایتخت جمهوری آذربایجان برداشت می شود از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به سواحل مدیترانه منتقل می شود.
از منابع مهم این دریا؛ ذخایر نفت و گاز موجود در زیر بستر دریا و همچنین انواع ماهیان خاویاری را می توان نام برد.
همان گونه که در مورد بسیاری دیگر از عوارض جغرافیایی جهان رایج است، برای دریای شمال ایران نیز نام های متفاوتی در زمان های گوناگون استفاده شده است. در زبانهای رسمی سازمان ملل و کشورهای مختلف دنیا دریای کاسپی و یا معادل آن در زبانهای مختلف بکار می رود اما در زبان ترکی و فارسی نام رایج دریای خزر است. امروزه نام رسمی آن در زبان عربی بحرالقزوین است اما در متن های قدیمی تر نامهای دیگر و بخصوص بحر خزر نیز بکار رفته است. وجود بیشتر از ۴۰ نام در طول تاریخ برای این دریا نشانگر قدمت تمدن و کثرت اقوام و شهرنشینان کرانه این دریا است. نام های مختلف این دریا از ۵ منبع اصلی ریشه گرفته اند
نام اقوام ساکن در کرانه ها، مانند: خزر، کاسپین، تپور
در زمان قدیم، معمولاً پدیدهای جغرافیایی و دریاها را به نام اقوام و یا شهرهای مهم و با فرمانروایان اطراف، نام گذاری می کردند، از جمله تبرستان، گرگان، کاسپین، قزوین، هیرکانی، تپور، گیلان، دیلم، آلبان، باکو، شیروان.
نام شهرها اطراف، مانند: ساری، بادکوبه
نام ایالت های اطراف، مانند: هیرکانه، تبرستان، مازندران، خراسان، گیلان
نام دریاهای دیگر به اشتباه، مانند: خوارزم، فارس
نام های مترادف با دریا در زبان های مختلف، مانند: درا، دریا، زرایه
رژیم حقوقی خزر یا رژیم حقوقی دریای خزر یکی از مهم ترین مسائل دریای خزر که پس از فروپاشی شوروی، ظهور و بروز بیشتری پیدا کرد، ضرورت تعیین رژیم حقوقی جدید آن است. قبل از این، وضعیت حقوقی دریای خزر به وسیلهٔ معاهدات ۱۲۰۷ / ۱۸۲۸، ۱۳۰۰ / ۱۹۲۱ و ۱۳۱۹ / ۱۹۴۰ میان ایران و شوروی سابق، مشخص شده بود. بدین گونه که ایران براساس قرارداد ترکمان چای (۱۲۰۷ / ۱۸۲۸) از داشتن نیروی دریایی در دریای خزر محروم شده بود. .
اما در عهدنامه مودت و دوستی (۱۳۰۰/ ۱۹۲۱) به تساوی، به ایران و شوروی حق کشتی رانی جنگی و غیر آن داده شده و در قرارداد بازرگانی و دریانوردی (۱۳۱۹ / ۱۹۴۰) جزئیات رژیم دریانوردی مشخص گردید. این معاهدات، هیچ اشاره ای به چگونگی استفاده از منابع بستر دریا را مطرح نمی کنند.
هیچ کدام از دول دیگر ساحل خزر (بجز روسیه) دارای ناوگان تجاری و یا نظامی خاصی در دریای خزر نیستند، این روش، پهنه دریای خزر را به صورت جولانگاه اختصاصی ناوگان نظامی روسیه (این ناوگان یکی از بخش های مهم نیروی دریائی روسیه و مجهز به پیشرفته ترین ناوهای نظامی این کشور است) و نیز ناوگان تجاری و ماهیگیری روسیه (در مقایسه با ناوگان صنعتی پیشرفته روسیه در دریای خزر، دول دیگر حاشیه دریای خزر منجمله ایران هنوز از روش های سنتی برای ماهیگیری با قایق های کوچک استفاده می کنند) در می آورد. در مقایسه با ناوگان عظیم دریائی روسیه در دریای خزر، کشورهای دیگر تنها دارای نیروهای کوچک بصورت گاردهای ساحلی ضعیف و بسیار محدودی در دریای خزر هستند.
زبان های کناره دریای خزر جزو دسته زبانهای ایرانی شمال غربی اند، که در شمال ایران و آذربایجان بدانان تکلم می شود و به سه گروه کلی گیلکی، مازندرانی (تبری) و تالشی تقسیم شده اند. هیچ یک از این زبانها زبان رسمی نیستند. باید توجه کرد که نه تنها بین گیلکی و مازندرانی تفاوت های زیاد وجود دارد بلکه هر یک از این دو گونه زبانی دارای لهجه های فراوانند..
تاتی که درشمال غرب ایران به کار می رود و تاکستانی را شامل می شود، و نیز سمنانی، زبان شهر سمنان هم جز این خانواده هستند.
زبان ها، گویش ها یا لهجه هایی که امروزه در کناره دریای مازندران به کار می روند علاوه بر دو گونه اصلی به نام های مازندرانی (تبری) و گیلکی، انواع زیر را شامل می شوند: تالشی، تاتی، گالشی و دیلمی. گونه اخیر لهجه ایی از گیلکی است که امروزه در کوهستان ها به کار می رود..
اقوام ساکن در منطقه ایی که امروزه به نام گیلان و مازندران معروف است و در جنوب دریای مازندران قرار گرفته در طول تاریخ به نام های مختلفی نامیده شده اند، این نامها عبارتند از : کادوس (کادوش)، تپور، مارد (آمارد، گیل، دیلم، کاس، کاس سی، کاس پی، هیرکانی، گل (جل)، گادوزی، تات، گالش، تالشی، گیلک، مازندرانی، طبری، طبرستانی و جز آن..
لشکرکشی های روس ها به دریای خزر یک سری حملهٔ نظامی در بین سال های ۸۶۴ و ۱۰۴۱ به سواحل دریای خزر بوده است. روس ها ابتدا در قرن نهم میلادی به عنوان بازرگانان پوست، عسل و برده در سرکلند (سرزمین های اسلامی) ظاهر شدند. این بازرگانان در مسیر تجاری ولگا به خرید و فروش می پرداختند. نخستین حمله آنان در حدود ۸۶۴ تا ۸۸۴ میلادی در مقیاسی کوچک علیه علویان طبرستان رخ داد. نخستین یورش بزرگ روس ها در سال ۹۱۳ رخ داد و آنان با ۵۰۰ فروند درازکشتی شهر گرگان و اطراف آن را غارت کردند. آن ها در این حمله مقداری کالا و برده را به تاراج بردند و در راه بازگشتن به عرض های بالاتر، در دلتای رود ولگا، مورد حملهٔ خزرهای مسلمان قرار گرفتند و بعضی از آنان موفق به فرار شدند ولی در میانهٔ ولگا به قتل رسیدند.
دومین هجوم بزرگ روس ها از دریای خزر در سال ۹۴۳ به وقوع پیوست. در این دوره ایگور یکم، رهبری روس ها را در دست داشت. روس ها پس از توافق با دولت خزرها برای عبور امن از منطقه، تا رود کورا و اعماق قفقاز پیش رفتند و در سال ۹۴۳ موفق شدند بندر بردعه، پایتخت اران (جمهوری آذربایجان کنونی)، را تصرف کنند. روس ها در آنجا به مدت چند ماه ماندند و بسیاری از ساکنان شهر را کشته و از راه غارت گری اموالی را به تاراج بردند. تنها دلیل بازگشت آنان شیوع بیماری اسهال خونی در میانشان بود.
سویاتوسلاو یکم، شاهزادهٔ کی یفی روس ها، در اعزام بعدی نیروها به دریای مازندران، در سال ۹۶۵، به لشکریانش دستور داد که دولت خزرها را نابود کنند، تا مجبور نباشند به آنان مالیاتی بپردازند. نابودی خزرها تسلط بر راه های تجاری شمال و جنوب ولگا از طریق مناطق استپی و دریای سیاه را برای شاهان کی یفی روس فراهم می آورد. علاوه بر این، مبارزه های سویاتوسلاو منجر به رشد جمعیتی و فرهنگی اسلاوها در مناطق میان نواحی استپی و جنگلی سالتوو-مایاکی شد.
در سال ۱۰۳۰، روس ها به منطقهٔ شروان حمله کردند و حاکم گنجه برای کمک در سرکوب شورش بیلقان مبلغ زیادی پول به آن ها پرداخت. یک سال بعد، در ماه نوامبر سال ۱۰۳۱، در نزدیکی باکو شکست خورده و اخراج شدند. در سال ۱۰۳۲ روس ها حملهٔ دیگری به شروان داشتند که در آن الانان و سریرها به آنان ملحق شدند. مسلمانان محلی در ۱۰۳۳ روس ها را شکست دادند. روس ها از حوزهٔ دریای خزر حمله کرده و پس از مدت کوتاهی به اغوزها در نبردهای خوارزم کمک کردند. آخرین دورهٔ اعزام نیرو و یورش وایکینگ ها به دریای خزر در سال ۱۰۴۱ توسط اینگوار دوردست گشا به منظور شرکت در جنگ های گرجستان-بیزانس و احتمالاً نبرد ساسیرتی انجام پذیرفت که نیروهای وارنگیان نیز در این اعزام شرکت داشتند. هدف از این اردوکشی ها احتمالاً بازگشایی مسیرهای تجاری قدیمی روس های افرنجی بود، چنانچه در آن زمان بلغارهای شمالی و خزرها دیگر موانع بزرگی نبودند. پس از آن، هیچ گونه اقدام مشابهی توسط نورس ها انجام نپذیرفت و بدین شکل مسیر مابین دریاهای بالتیک و خزر هیچگاه بازگشایی نشد.
روس های وارنگی
پچنگ ها
خزرها
اغوز
طبرستان:
بیزانس
لشکرکشی های روس های وارنگی به دریای خزر مجموعه ای از حملات نظامی در بین سال های ۸۶۴ تا ۱۰۴۱ به سواحل دریای خزر بوده است. روس های وارنگی ابتدا در قرن نهم میلادی به عنوان بازرگانان پوست، عسل و برده در سرزمین های اسلامی(سرکلند) ظاهر شدند. این بازرگانان در مسیر تجاری ولگا به خرید و فروش می پرداختند.
عباسیان
نخستین حملهٔ آنان در فاصله سال های ۸۶۴ تا ۸۸۴ میلادی در مقیاسی کوچک علیه علویان طبرستان رخ داد. نخستین یورش بزرگ روس ها در سال ۹۱۳ رخ داد و آنان با ۵۰۰ فروند درازکشتی شهر گرگان و اطراف آن را غارت کردند. آن ها در این حمله مقداری کالا و برده را به تاراج بردند و در راه بازگشتن به سمت شمال، در دلتای ولگا، مورد حملهٔ خزرهای مسلمان قرار گرفتند و بعضی از آنان موفق به فرار شدند، ولی در میانهٔ ولگا به قتل رسیدند. دومین هجوم بزرگ روس ها به دریای خزر در سال ۹۴۳ به وقوع پیوست. در این دوره ایگور یکم، حاکم روس کیف، رهبری روس ها را در دست داشت. روس ها پس از توافق با دولت خزرها برای عبور امن از منطقه، تا رود کورا و اعماق قفقاز پیش رفتند و در سال ۹۴۳ موفق شدند بندر بردعه، پایتخت اران (جمهوری آذربایجان کنونی)، را تصرف کنند. روس ها در آنجا به مدت چند ماه ماندند و بسیاری از ساکنان شهر را کشتند و از راه غارت گری اموالی را به تاراج بردند. تنها دلیل بازگشت آنان شیوع بیماری طاعون یا اسهال خونی در میانشان بود. سویاتوسلاو یکم، شاهزادهٔ روس های کیفی، در اعزام بعدی نیروها به دریای مازندران، در سال ۹۶۵، به لشکریانش دستور داد که دولت خزرها را نابود کنند، تا مجبور نباشند به آنان مالیاتی بپردازند. نابودی خزرها تسلط بر راه های تجاری شمال و جنوب ولگا از طریق مناطق استپی و دریای سیاه را برای شاهان روس کیفی فراهم آورد. علاوه بر این، مبارزه های سویاتوسلاو منجر به رشد جمعیتی و فرهنگی اسلاوها، که روس ها با آنان درآمیخته بودند، در مناطق میان نواحی استپی و جنگلی سالتوو-مایاکی شد.
بلغارها
در سال ۱۰۳۰، روس ها به منطقهٔ شروان حمله کردند و حاکم گنجه برای کمک در سرکوب شورش بیلقان مبلغ زیادی پول به آن ها پرداخت. یک سال بعد، در ماه نوامبر سال ۱۰۳۱، روس ها در نزدیکی باکو شکست خورده و اخراج شدند. در سال ۱۰۳۲ روس ها حملهٔ دیگری به شروان داشتند، که در آن الانان و سریرها به آنان ملحق شدند. مسلمانان محلی در ۱۰۳۳ روس ها را شکست دادند. سپس، روس ها از حوزهٔ دریای خزر حمله کرده و پس از مدت کوتاهی به اغوزها در نبردهای خوارزم کمک کردند. آخرین دورهٔ اعزام نیرو و یورش روس ها به دریای خزر در سال ۱۰۴۱ توسط اینگوار دوردست نورد به منظور شرکت در جنگ های بین گرجستان و بیزانس و احتمالاً نبرد ساسیرتی انجام پذیرفت، که نیروهای روس وارنگی نیز در این اعزام شرکت داشتند. هدف از این اردوکشی ها، احتمالاً بازگشایی مسیرهای تجاری قدیمی روس ها بود؛ چنان که در آن زمان بلغارهای ولگا و خزرها دیگر موانع بزرگی نبودند. پس از آن، هیچ گونه اقدام مشابهی توسط روس های وارنگی انجام نپذیرفت و بدین ترتیب مسیر مابین دریای بالتیک و دریای خزر هیچگاه بازگشایی نشد.
برطاس
سریر
آلان ها
علویان طبرستان و گیلان
سامانیان
شروانشاهان
سالاریان
آل بویه
ایگور
الگ نووگورود
سویاتوسلاو
اینگوار دوردست نورد
یوسف بن هارون
داعی کبیر
ناصر کبیر
ابوالعباس
ابوالضرغام
مرزبان بن محمد
موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر (به انگلیسی: International Institute for Caspian Studies) یک موسسه مشاوره بین المللی غیر دولتی است که در سال ۱۳۷۶ در تهران بنیان گذاری شده است. هدف از تاسیس این موسسه، انجام تحقیقات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی در خصوص دریای خزر و کشورهای ساحلی آن می باشد. ریاست این موسسه در حال حاضر بر عهده عباس ملکی می باشد.
همچنین موسسه دیگری نیز تحت عنوان مشابه در مازندران تاسیس گردیده که به صورت یک NGO ثبت و اقدام به مطالعات مختلف و اطلاع رسانی در حوزه خزر و کشورهای پیرامونی آن می نماید. مطالب سایت حاضر به سه زبان فارسی, روسی و انگلیسی منتشر می گردد. مدیریت موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر (به انگلیسی: International Institute of Khazar Sea Studies) (به روسی: Международный институт каспийских исследований) بر عهده میثم آرائی درونکلا می باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های دریای خزر

دریای خزر با نام جهانی دریای کاسپین (به انگلیسی:Caspian Sea) بزرگترین دریاچه زمین، پهنه ای آبی است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به روسیه و آذربایجان و از شرق به ترکمنستان و قزاقستان محدود می شود.
• «در حال حاضر سواحل دریای خزر را در نظر بگیرید. هر اتومبیلی می آید و پارک می کند و سرنشینان آن چندین ساعت از محیط و فضا و غیره استفاده می کنند و چند کیلو آشغال می گذارند و آنجا را ترک می کنند. ما کجا باید یاد بگیریم که این سواحل متعلق به همه ماست و من حق ندارم آن را کثیف و آلوده کنم. باید آموزش ببینیم که چگونه محیط زیست و محیط زندگی خود را تمیز نگه داریم...» -> محمود سریع القلم

دریای خزر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی دریای خزر

شهریار آریابد ٠٨:٣٩ - ١٣٩٧/١٢/٠٤
در پارسی " کاسپیان " که در لاتین کاسپین شده است ، این نام از یک ویس ایرانی بنام کاس پی یعنی کاسی های دشت نشین گرفته شده، کاسی ها یک ویس بزرگ باستانی و از باشندگان دیرپای کرانه های دریای اپاختری بودن که با افزایش جمعیت به دو گروه کاسی های رزم آور و کاسپی ها (کاسی های دشت نشین ) تقسیم شدند ، گروه نخست در سراسر ایران پراکنده شده و شهرهایی چون " کاسان ، کاشان و کاسمر ، کاشمر را پدید آوردند و گروه دوم در دشت های دوسوی البرز ماندند و شهرهایی چون : کاسپیان (قزوین) ، کاسمان ( کسما ) و .. را بنیاد نهادند .
این دریا در نسک های باستانی نام هایی چون " هیرکان (ورکانه ) ، تپورستان(طبرستان) ، ورن ( گیلان ) و مازندران خوانده شده ولی برجسته ترین نامی که مورد پذیرش همه کشورهای گیتی است همین نام کاسپیان می باشد.
نام خزر از نام مردمی بیابانگرد زردپوست که در روزگار ساسانیان به سرزمین های آباد اپاختری تپورستان تاخت و تاز می کردند و پس از کشتار ، تاراج و ویرانی می گریختند گرفته شده و بیشتر در نسک های پس از روی کار آمدن دولت های تازی (عرب) دیده می شودو هیچ بنیاد دانشی و جهانی ندارد ، این مردمان درنده با پیکار ارتش ساسانی در پشت شهر دربند گرفتار و برای همیشه ایرانیان از آفند آنان بدور ماندند ، این نام یادآور روزهای خشم و خون و ویرانی ایران است و نامی از این ننگین تر نمی توان به دریایی اپاختری نهاد و به ایران و ایرانی دشنام داد، امید است که فرهیختگان این مرز و بوم این پلشتی را از ایران بزدایند.
|

پیشنهاد شما درباره معنی دریای خزر



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سهم ایران از دریای خزر   • سهم ایران از دریای خزر در زمان شاه   • دریای خلیج فارس   • آب دریای خزر شور یا شیرین   • عکس دریای خزر   • دریای عمان   • نقشه دریای خزر   • عمق دریای عمان   • معنی دریای خزر   • مفهوم دریای خزر   • تعریف دریای خزر   • معرفی دریای خزر   • دریای خزر چیست   • دریای خزر یعنی چی   • دریای خزر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دریای خزر
کلمه : دریای خزر
اشتباه تایپی : nvdhd ocv
عکس دریای خزر : در گوگل


آیا معنی دریای خزر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )