برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1327 100 1

دریک

معنی دریک در لغت نامه دهخدا

دریک. [ دَ ] (اِ) سکه ٔ طلا در عهد هخامنشی ، بوزن 8/35 تا 8/42 گرم بریک طرف آن صورت شاه است که یک زانو برزمین نهاده زه کمانی را می کشد. ضرب این سکه را جزء اصلاحات پولی داریوش اول هخامنشی شمرده اند، ولی بعضی معتقدند که دریک پیش از زمان او هم ضرب میشده است آنچه مسلم است اینک ضرب سکه ٔ طلا از امتیازات مخصوص شاه بود. (از دائرةالمعارف فارسی ).

دریک. [ دِ ] (انگلیسی ، اِ) نام نوعی از انواع جرثقیل است منسوب به نام شخصی که در حدود سال 1600 م. در تیلبری انگلستان شغلش کشیدن طناب دار بود. جرثقیل دریک پایه ٔ قائمی موسوم به دگل دارد که بوسیله ٔ سیمها یا طنابهائی مهارشده است و با تیری موسوم به برج جرثقیل ، که به آن اتصال مفصلی دارد می تواند بوسیله ٔ چرخی در حول محور خود بگردد. این نوع جرثقیل در معادن و پل سازی و ساختمانهای دیگر بکار میرود. (از دائرةالمعارف فارسی ).

دریک. [ دِ ] (اِخ ) ادوین لورنتین.(1819 -1880 م.). حفار چاه نفت در ایالات متحده ٔ آمریکای شمالی. وی در سال 1858 برای عملیات حفر چاه نفت استخدام شد و در 27 اوت 1859 در تیتسویل در عمق 69 فوت (حدود 23 متر) به نفت رسید. این چاه نخستین چاه نفت موفقیت آمیز در ایالات متحده ٔ آمریکای شمالی و مقدمه ٔ صنعت نفت بوده است. (از دائرةالمعارف فارسی ).

دریک. [ دْرِ / دِرِ ] (اِخ ) سر فرانسیس. (1540 - 1596 م.). دریازن و دریاسالار انگلیسی و نخستین انگلیسی که با کشتی دور دنیا گشت (1577-1580 م.). مسافرتهائی به گینه وهند غربی کرد، در این زمان رقابت دریائی اسپانیا و انگلستان دوره ٔ ملکه الیزابت اول رو بتزایدبود. دریک در سال 1572 م. نخستین مسافرت معروف خود را برای تاراج سواحل اسپانیائی آغاز کرد و در 1573 م. با غنائم فراوان به انگلستان بازگشت و شهرت بسیار یافت. پس از چندی خدمت در ایرلند به ملکه ٔ الیزابت پیشنهاد حمله به سواحل اقیانوس کبیر آمریکا که در تصرف اسپانیا بود نمود الیزابت جرأت اینکه علناً از ادعای دوستی با فیلیپ دوم اسپانیا دست بردارد نداشت ولی در نهان نقشه ٔ دریک را تصویب کرد و وی در دسامبر1577 با 5 کشتی عزیمت نمود. کشتی ها پس از 16 روز در ماه اوت 1578 م. از تنگه ٔ ماژلان گذشتند (دریک نخستین کسی بود که از این تنگه عبور کرد) ولی باد کشتی ها را بطر ...

معنی دریک به فارسی

دریک
موضعی است که در آنجا میان اوس و خزرج جنگ واقع شد در جاهلیت و آن را درک هم گویند .
[ گویش مازنی ] /daryek/ از توابع دهستان شهرخواست ساری
حکایت آواز صوت لرزش اعضائ و به هم خوردن استخوانهای بدن . نام آواز بهم خوردن استخوانهای تن در تب لرز .
نام چاهی در مدینه
حکایت آواز صوت لرزش اعضائ و به هم خوردن استخوانهای بدن . نام آواز بهم خوردن استخوانهای تن در تب لرز .

معنی دریک در فرهنگ فارسی عمید

دریک
مسکوک طلا در دورۀ هخامنشی به وزن ۴۰/۸ گرم که داریوش کبیر رواج داد.

دریک در دانشنامه ویکی پدیا

دریک
دریک سکه زر در دوره هخامنشی، با وزن ۸/۳۵ تا ۸/۴۲ گرم بوده است. بر یک طرف آن نگاره ای از یک کماندار هخامنشی در حال دویدن است که کمانی در دست چپ و نیزه ای در دست راست دارد. ضرب این سکه را جزو اصلاحات پولی داریوش یکم هخامنشی برشمرده اند، ولی برخی باور دارند که دریک پیش از زمان او هم ضرب می شده است. آنچه مسلم است اینک ضرب سکهٔ زر از امتیازهای ویژه شاه بود. گمان می رود تاریخ نخستین ضرب سکه دریک ۵۱۴ پیش از میلاد باشد.
A. D. H. Bivar, “Achaemenid Coins, Weights and Measures,” in Camb. Hist. Iran II, pp. 610-39.
E. Herzfeld, “Notes on the Achaemenid Coinage and Some Sasanian Mint-Names,” in J. Allan, H. Mattingly, and E. S. G. Robinson, eds., Transactions of the International Numismatic Congress 1936, London, 1938, pp. 413-26.
S. P. Noe, Two Hoards of Persian Sigloi, Numismatic Notes and Monographs 136, New York, 1956.
E. S. G. Robinson, “The Beginnings of Achaemenid Coinage,” NC, 1958, pp. 187-93.
D. Stronach, “Early Achaemenid Coinage. Perspectives from the Homeland,” Iranica Antiqua 24, 1989, pp. 255-79.
B. V. Head, The Coinage of Lydia and Persia from the Earliest Time to the Fall of the Dynasty of the Achaemenids, London, 1877.
Idem, “The Coinage of the Ancient Persians,” in Survey of Persian Art I, pp. 397-405.
J. R. Melville-Jones, “Darics at Delphi,” Revue belge de numismatique et de sigillographie 125, 1979, pp. 25-36.
در زمان هخامنشیان هیچ یک از ساتراپ ها و فرمانداران محلی حق نداشتند بدون پروانه داریوش به نام خود سکه زنند، تنها اجازه داشتند با پروانه داریوش سکهٔ نقره بزنند، چرا که ضرب سکهٔ دریک در انحصار مرکز بود.
عیار سکه های دریک بسیار بالا بود و با آزمایش روی نمونه های به دست آمده روشن شده است که فلزش تنها ۳٪ آلیاژ می داشته است. این نابی بالا مایهٔ رواج این سکه شد و همواره سکه های طلای هخامنشی سخت معتبر بودند. در پایان دوران هخامنشی دودریکی هم ضرب شد. کیفیت سکه های زر در تمام دوران هخامنشی ثابت ماند.
نقش کماندار پارسی در درازای دو سده پادشاهی هخامنشیان دگرگونی هایی داشت. از آنجا که ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دریک در دانشنامه آزاد پارسی

دَریک
(یا: زَریک) سکه طلایی که اولین بار داریوش اول هخامنشی برای داد و ستد در قلمرو هخامنشی ضرب کرد. دریک به کمک مُهر قالبی ضرب می شد. یک سوی سکه فرورفته و خالی از نقش و نوشته بود و سوی دیگر آن برآمده بود و نقش تیرانداز پارسی را داشت که بر زانو نشسته و کمان می کشد. شاید آن تیرانداز تمثال شاهنشاه هخامنشی باشد. دریک ها کتیبه و نوشته ای ندارند و شکل هندسی شان نامنظم است اما بیشتر آنها گرد یا بیضی هستند. اولین دریک ها شاید به دستور داریوش اول در ۵۱۶پ م ضرب شدند. دریک ها خارج از قلمرو پارس و بیشتر در آناتولی و بین النهرین ضرب می شدند. از کاوش های کورگان های لیدیایی شمار بسیاری دریک به دست آمده است که نشان می دهد شاید قدمت ضرب دریک پیش از سلطنت داریوش اول باشد.

ارتباط محتوایی با دریک

معنی کلمه دریک به عربی

دریک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
نام دریک&دیرک"وند"
دریک از ریشه کلمه دارا گرفته شده که نام داریوش هخامنشی میباشد. داریوش یا داریوس یونانی شده نام دارا پادشاه هخامنشی میباشد. لذا داریوش پس از ضرب سکه طلا آن را بنام خود منتسب نمود. داریک یا دریک یعنی منسوب به دارا.
بعدها نام این سکه به یونان هم کشیده شد بطوریکه هم اکنون واحد پول کشور یونان داخام میباشد که از کلمه دریک گرفته شده است.
علاوه بر این در چندین کشور عربی همسایه نیز این نام برای واحد پول انتخاب شد. درهم که از کلمه دراخام یا داریک اقتباس شده است. در نتیجه با چنین مستندات تاریخی و نظرات پژوهشگران و محققین چنین استنبات میشود که دریک (دیرک)ها منتسب موین داریوش هخامنش هستند.
منبع: مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک ایران
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام ، دریک واحد پول هخامنشیان بود.
با تشکر
علی سیریزی
دَریک:
نام واحد پول در زمان داریوش اول که از طلای ناب ساخته می شد .

درباری
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
واحد پول عصر هخامنشی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دریک hotline bling   • دریک خواننده   • سکه دریک   • کاراگاه دریک   • دریک رپر   • دریک و ریحانا   • دریک one dance   • دریک اهنگ   • معنی دریک   • مفهوم دریک   • تعریف دریک   • معرفی دریک   • دریک چیست   • دریک یعنی چی   • دریک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دریک
کلمه : دریک
اشتباه تایپی : nvd;
عکس دریک : در گوگل

آیا معنی دریک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )