برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1311 100 1

دستک زدن

معنی دستک زدن در لغت نامه دهخدا

دستک زدن. [ دَ ت َ زَ دَ ] (مص مرکب ) دست بر دست زدن برای خواندن و طلب کردن کسی. (آنندراج ). دست زدن. بر هم کوفتن دو کف دست طرب و شادی را. چنگه زدن ، و آن زدن دو دست است بر یکدیگر که از آنها آوازی برآید. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). || به اصطلاح ارباب نغمه ، آواز دادن به دو دست به اصول ، مقابل پا کوفتن. (آنندراج ). هنگام زدن و ضرب گرفتن دستها را بهم زدن. (ناظم الاطباء). دست زدن. چپه زدن. چپک زدن. تصفیق. تصفیح : دنبال او نعره ها برداشتند و دستک می زدند و به مسخره می خندیدند. (معارف بهاءالدین ولد).
بود در طرب صاحب دستگاه
ناستد ز دستک زدن هیچگاه.
ملاطغرا (از آنندراج ).
- امثال :
دستک بزنید که هرچه بردند بردند.
|| تقلب در ترازو هنگام وزن کردن ، و آن چنان است که وزان در وقت کشیدن به ساعد یا مرفق به شاهین ترازو بطرف کفه ای که جنس گذاشته زور کند تا آن طرف پائین رود و بسیار بنظر آید. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ).

معنی دستک زدن به فارسی

دستک زدن
( صفت ) ۱ - مطرب سازنده سرود گوی خواننده . ۲ - نادم پشیمان .

معنی دستک زدن در فرهنگ معین

دستک زدن
(دَ تَ. زَ دَ) (مص ل .) کف زدن بر طبق حرکات پا.

دستک زدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دستک زدن   • مفهوم دستک زدن   • تعریف دستک زدن   • معرفی دستک زدن   • دستک زدن چیست   • دستک زدن یعنی چی   • دستک زدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دستک زدن
کلمه : دستک زدن
اشتباه تایپی : nsj; cnk
عکس دستک زدن : در گوگل

آیا معنی دستک زدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )