برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1291 100 1

دستک

/dastak/

معنی دستک در لغت نامه دهخدا

دستک. [دَ ت َ ] (اِ مصغر) مصغر دست. دست کوچک :
چون گسی کردمت بدستک خویش
گنه خویش بر تو افکندم.
رودکی.
|| زدن دستها به هم. (ناظم الاطباء). رجوع به دستک زدن شود.
- دستک دمبک ، دستک و دمبک ، دستک دنبک ، دستک و دنبک ؛ اشکال و ایراد و مانع و سد در راه کسی یا چیزی.
- دستک و دنبک بر چیزی گذاشتن یا بکاری گذاشتن ؛ دستک و دنبک درآوردن. رجوع به ترکیب دستک و دنبک درآوردن شود.
- دستکش را درکردن ؛ عیبی را با زرنگی در گفتار پوشیدن. دروغی را با مهارت راست نمودن. (امثال و حکم ).
- دستک و دنبک درآوردن ؛ در تداول پاپوش دوختن. اشکالتراشی کردن.
|| دسته. گوشه. عروه. (یادداشت مرحوم دهخدا): دستک الهاون. (معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 309). || دسته ٔ قلبه. (ناظم الاطباء). || کوبیدن در. (ناظم الاطباء). (اما محل تأمل است. و شاید کوبه ٔ در بوده است ). || بندی دولا که بر لبه ٔ پشت پای از کفش نهادندی تا کشیدن پاشنه آسان باشد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- دستک دار ؛ کفشی که برای آن دستک دوخته باشند: کفش دستک دار. اورسی دستک دار.
- دستک گذاشتن ؛ دوختن دستک کفش را.
|| چوب بلند نازکتر از تیرهای سقف. چوبهای باریکتر از تیر و سطبرتر از اَلَمبَه. (یادداشت مرحوم دهخدا). || دوک و مغزل. (ناظم الاطباء). || ریسمان تابیده. دشتک. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). || در علم استیفاء، آنچه مهمات روزبروزی بر آن نویسند. (نفایس الفنون قسم اول ص 104). || دفتر حساب. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). دفتر و دفتر حساب. (ناظم الاطباء). دفتر خرد حساب دکان و امثال آن. کتابچه ٔ سیاهه ٔ بازرگان. کتابچه ٔ حساب خرج و جمع. (یادداشت مرحوم دهخدا). قِطّ. (از منتهی الارب ). دستگی. رجوع به دستگی شود.
- دستک و دفتر ؛ یادداشت و دفتر نگهداری حساب.
|| کاغذ مهری که به امر حاکم نویسند چنانکه در هندوستان معروف است. (آنندراج ) :
تأثیر در خزانه ٔ داغ است دست من
نقد مرا چه حاجت طومار و دستک است.
تأثیر (از آنندراج ).
|| پروانه ٔ راهداری و اجازه نامه ٔ عبور و مرور و تذکره. || دعوت نامه و احضارنامه. || وکالت ...

معنی دستک به فارسی

دستک
دست مانند، چیزی که ماننددست یابه اندازه کف باشد
( اسم ) ۱ - دست کوچک . ۲ - چیزی که مانند دست باشد دسته . ۳ - دفترچهای که حسابهای معمولی را در آن نویسند . یا دستک و دنبک در آوردن پاپوش دوختن اشکال تراشی کردن .
دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان بوشهر .
[ گویش مازنی ] /dastek/ نخ زیرین بادبادک که نخ نازک قرقره به آن وصل است - دستگیره & تیر و سر تیز کوتاه – چوبهای نازکتر از تیز در سقف - صدای دست زدن
[ گویش مازنی ] /dastek baze pool/ پولی که آن را سوراخ کنند و با زنجیر به گردن آویزند
[ گویش مازنی ] /dastek bastek/ پیرایه – تهمت
[third rail cover bracket] [حمل ونقل ریلی] ابزاری که پوشش ریل سوم بر روی آن آویخته نگه داشته می شود
کسی که برای دریافت مال الاجاره فرستاده می شود .
[ گویش مازنی ] /dastek dembek/ پیرایه بندی –تهمت زدن - هوچی گری
[ گویش مازنی ] /dastek dingoen/ جست و خیز کردن بره ی شیرمست
( صفت ) ۱ - مطرب سازنده سرود گوی خواننده . ۲ - نادم پشیمان .
( صفت ) در حال دستک زدن در حال ضرب گرفتن با دست .
کسی که برای دریافت مال الاجاره می فرستند .
[ گویش مازنی ] /dastek maas/ دست گیره - پارچه ی کهنه، انبر، گیره و هر چیز دیگری که بت ...

معنی دستک در فرهنگ معین

دستک
(دَ تَ) (اِ.) دفترچه ای که حساب های خرده ریز را در آن نویسند.
(دَ تَ. زَ دَ) (مص ل .) کف زدن بر طبق حرکات پا.

معنی دستک در فرهنگ فارسی عمید

دستک
۱. دست مانند، چیزی که مانند دست یا به اندازۀ کف دست باشد.
۲. [مجاز] دفتر بغلی.
۳. [مجاز] دفترچه ای که حساب های سردستی را در آن بنویسند.
* دستک زدن: (مصدر لازم) [قدیمی] زدن کف دو دست بر یکدیگر، دست زدن.
۱. مطرب، نوازنده.
۲. رقاص.

معنی دستک به انگلیسی

picket (اسم)
پاسدار ، میخ چوبی ، دستک ، کشیک ، چوب نوک تیز ، میخچه ، چوب پرچین

دستک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی رستمی
به نام خدا -معمولا وقتی دزدی قصدداشت برای دزدی به روستا یا شهر نا آشنا ورود پیدا کند برای موفقیت در کارش نیاز به یک نفر راهنما وآشنا به موقعیت داخلی آن محلها داشت که فرد مزبور را -دستک- میگفتند /همین الان هم در روستای ما به نام روستای شیخ جعفر از توابع شهرستان قروه کردستان این کلمه کاربرد دارد/
علی باقری
دستک:همان ستون آجر است که معمولا۳۰*۳۰یا۴۰*۴۰ساخته میشود.(اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)
علی باقری
دستک : عضوی در ساختمان فلزی برای تحمل نیروی پیش آمدگی ها . (اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کباب دستک   • دستک در ساختمان   • دستک سازه   • رستوران گلشاهی دستک   • دستک چیست   • دهیاری دستک   • نقشه دستک   • دستک پل   • معنی دستک   • مفهوم دستک   • تعریف دستک   • معرفی دستک   • دستک یعنی چی   • دستک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دستک
کلمه : دستک
اشتباه تایپی : nsj;
آوا : dastak
نقش : اسم
عکس دستک : در گوگل

آیا معنی دستک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )