انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1086 100 1

دستگیری

/dastgiri/

مترادف دستگیری: تعاون، غوث، کمک، مدد، مساعدت، معاضدت، همدستی، یاری، بازداشت، توقیف، ارشاد، هدایت

معنی دستگیری در لغت نامه دهخدا

دستگیری. [ دَ ] (حامص مرکب ) گرفتن دست کسی به اعانت. دستیاری. اعانت. کمک. یاری. مددکاری.یاریگری. (شرفنامه ). معاونت. مساعدت. معاضدت. مدد. همراهی. امداد. اعانت و یاری (آنندراج ) :
نومید شده ز دستگیری
با ذل یتیمی و اسیری.
نظامی.
صواب آید روا داری پسندی
که وقت دستگیری دست بندی.
نظامی.
سهلست دستگیری درماندگان و من
هر روز ناتوانترم ای دوست دست گیر.
سعدی.
از ما کاری و کفایتی نمی آید هر گشادی ونجاتی که هست از حضرت شماست... وقت دستگیری است. (انیس الطالبین بخاری ). خلاصی اهل اسلام از شر این ظالمان اگر خواهد بود از برکة دعا و درخواست حضرت شما خواهد بود وقت دستگیری است. (انیس الطالبین ص 118).
می شوی افتاده تر هرچند برخیزی ز جا
تا ز مردم دستگیری ملتمس باشد ترا.
صائب.
|| (اصطلاح تصوف ) راهنمایی پیر ومرشد. ارشاد پیر مرید را. هدایت. ارشاد. (یادداشت مرحوم دهخدا). || عمل گرفتار کردن دشمن یا جانی یا دزد و مانند ایشان.

معنی دستگیری به فارسی

دستگیری
۱ - مدد اعانت یاری . ۲ - گرفتار ساختن اسیر کردن . ۳ - ( تصوف ) ارشاد و هدایت کسی بسوی طریقت .
اعانت و مساعدت و معاضدت و یاری و مدد کاری کردن .

معنی دستگیری در فرهنگ معین

دستگیری
( ~.) (حامص .) ۱ - کمک ، اعانت . ۲ - اسیر کردن .

معنی دستگیری در فرهنگ فارسی عمید

دستگیری
۱. دست کسی را گرفتن و به او کمک کردن، کمک، یاری، مدد.
۲. گرفتار ساختن و اسیر کردن کسی.

دستگیری در دانشنامه اسلامی

دستگیری
دستگیری به معنای بازداشت کردن یا یاری و کمک کردن است. از دستگیری به معنای نخست(باز داشت کردن)، در باب حدود ،سخن گفته اند.
محارب و نیز هر فردی که حد ی- جز حدود مرتبط با حق الناس، مانند قذف و دزدی(سرقت)- بر گردن او است، چنانچه قبل از دستگیر شدن، توبه کند، توبه اش پذیرفته و حدّ از وی ساقط می شود؛ اما آنچه از جهت حق الناس، مانند قتل، جرح و یا وارد کردن ضرر مالی به دیگری، بر ذمه ی او است، ساقط نمی گردد.

ارتباط محتوایی با دستگیری

معنی دستگیری به انگلیسی

apprehension (اسم)
هراس ، خوف ، درک ، فهم ، دلهره ، دستگیری ، بیم ، توقیف
charity (اسم)
صدقه ، خیرات ، خوش قلبی ، دستگیری ، نیکوکاری
capture (اسم)
دستگیری ، تسخیر

معنی کلمه دستگیری به عربی

دستگیری
اسر , تخوف , صدقة

دستگیری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دستگیری داعش درایران   • دستگیری داعش اپارات   • دستگیری داعشی ها در تهران   • دستگیری داعشی ها در ایران   • دستگیری داعش توسط سردار سلیمانی   • فیلم دستگیری داعش در ایران   • دستگیری داعش در تهران   • دستگیری داعش در مرز ایران   • معنی دستگیری   • مفهوم دستگیری   • تعریف دستگیری   • معرفی دستگیری   • دستگیری چیست   • دستگیری یعنی چی   • دستگیری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دستگیری
کلمه : دستگیری
اشتباه تایپی : nsj'dvd
آوا : dastgiri
نقش : اسم
عکس دستگیری : در گوگل


آیا معنی دستگیری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )