برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1345 100 1

دست ساییدن

معنی دست ساییدن در لغت نامه دهخدا

دست ساییدن. [ دَ دَ ] (مص مرکب ) دست سائیدن. دست سودن. با دست لمس کردن. دست زدن. پرداختن :
به چیزی که بر ما نیاید شکست
بکوشید و با آن بسایید دست.
فردوسی.
پاینده باد عمرت ، فرخنده باد روزت
تا با نبید و ساغر پیوسته دست سایی.
فرخی.

دست ساییدن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
کنایه از جستجو و پیگیری کردن-سعی،تلاش،کوشش،پشتکار
مثالی از شعر نیما یوشیج: دست ها می سایَم/تا دَری بُگشایَم>>> دشواری و سختی می کشم تا به جایی برسم
مجتبی عیوض صحرا
سختی،مرارت،مشقّت،ممارست،ریاضت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دست ساییدن   • مفهوم دست ساییدن   • تعریف دست ساییدن   • معرفی دست ساییدن   • دست ساییدن چیست   • دست ساییدن یعنی چی   • دست ساییدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دست ساییدن
کلمه : دست ساییدن
اشتباه تایپی : nsj shddnk
عکس دست ساییدن : در گوگل

آیا معنی دست ساییدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )