برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1343 100 1

دشنام دادن

معنی دشنام دادن در لغت نامه دهخدا

دشنام دادن. [ دُ دَ ] (مص مرکب ) فحش دادن. نام کسی را به زشتی بردن. عیب کسی را گفتن. (ناظم الاطباء). ناسزا گفتن. استقذاف. (دهار). استیعاب. اسماع. (تاج المصادر بیهقی ). اهتماط. بجوس. تسبیب. تشریز. تطلیة. تقاذف. تقصیب. تلقع. تمطیط. تهجیل. تهلیب. تهنید. جرح. جهار. (منتهی الارب ). رصن. (تاج المصادر بیهقی ). رمی. (دهار). سب.سبع. سحل. شتر. (منتهی الارب ). شتم. (دهار). عذق. عضب. قد. قذع. (منتهی الارب ). قذف. (دهار). قصب. قفو. لبخ. لحو. لسن. مجاهرة. مسافاة. مسافهة. مشاتمة. معاقمة. مقع. نحل. نخیط. هلب. (منتهی الارب ) :
برآشفت پیران و دشنام داد
بدو گفت کای بدرگ بدنژاد.
فردوسی.
بدان طمع که به دادن بلندنام شوی
بدان دهی که ز پس مر ترا دهد دشنام.
فرخی.
سالی از خویشتن خجل باشد
گر کسی را بحق دهد دشنام.
فرخی.
تا کی از راه مطربان شنوم
که ترا می همی دهد دشنام.
فرخی.
اوکار را دشنامها دادند و مخنث خواندند و بوق بزدند. (تاریخ بیهقی چ فیاض چ 2 ص 604). نیک از جای بشد و عراقی را بسیار دشنام داد. (تاریخ بیهقی ص 48). تاش ماهرو سپاه سالار خوارزمشاه وی را دشنام داد. (تاریخ بیهقی ص 337).
دشنام دهی بازدهندت ز پی آنک
دشنام مثل چون درم دیرمدار است.
ناصرخسرو.
دشنام که خود به خود دهد مرد
سرمایه ٔآفرین شمارش.
خاقانی.
وربَندْهی دهمْت صد دشنام
که یکی زآن به اشتری نبرند.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 851).
دشنام بی تحاشی دادن گرفت و سقط گفتن. (گلستان سعدی ). دشنامم داد، سقطش گفتم. (گلستان سعدی ).
گر بلندت کسی دهد دشنام
به که ساکن دهد جواب سلام.
سعدی.
دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهلست
که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب.
سعدی.
برخاستم که دست دعایی برآورم
دشنام داد و رخش دگر راه راندو رفت.
وحشی (از آنندراج ).
تشاتم ، تلاعن ، تهارط، مشاتمة، معاقرة، مماشقة؛ دشنام دادن یکدیگر را. تجادع ، تجارز، جداع ، مجادعة، مخاضنة؛ با هم دشنام دادن. (از منتهی الارب ). مکاوحة؛ با کسی دشنام دادن. (دهار). تهجاء، هجاء، هجو؛ ...

معنی دشنام دادن به فارسی

دشنام دادن
فحش دادن . نام کسی را بزشتی بردن .

دشنام دادن در جدول کلمات

دشنام دادن
سب, شتم, سب

معنی دشنام دادن به انگلیسی

beshrew (فعل)
نفرین کردن ، لعنت کردن ، دشنام دادن ، هتاکی کردن
mistreat (فعل)
دشنام دادن ، بدرفتاری کردن
misname (فعل)
دشنام دادن ، بنام اشتباهی صدا کردن

معنی کلمه دشنام دادن به عربی

دشنام دادن
اسي معاملة
اهانة

دشنام دادن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دشنام دادن دو حرفی   • دشنام دادن دوحرفی   • دشنام دادن در جدول   • معنی دشنام دادن دوحرفی   • معنی دشنام در جدول   • دشنام و فحش دو حرفی   • دشنام دو حرفی   • دشنام دادن پرسشکده   • مفهوم دشنام دادن   • تعریف دشنام دادن   • معرفی دشنام دادن   • دشنام دادن چیست   • دشنام دادن یعنی چی   • دشنام دادن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دشنام دادن
کلمه : دشنام دادن
اشتباه تایپی : nakhl nhnk
عکس دشنام دادن : در گوگل

آیا معنی دشنام دادن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )