انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 896 100 1

معنی دقت در لغت نامه دهخدا

دقت. [ دِق ْ ق َ ] (از ع ، اِمص ) دقه. باریک شدن. (ترجمان القرآن جرجانی ). باریکی. (یادداشت مرحوم دهخدا). ظرافت و نازکی و باریکی از هر چیز ودشواری. (ناظم الاطباء). نازکی. (فرهنگ فارسی معین ):قَصفة؛ دقت ارطی و تنکی آن. (از منتهی الارب ). || نرمی. (فرهنگ فارسی معین ). || باریک بینی. (یادداشت مرحوم دهخدا). نکته بینی. (ناظم الاطباء). نازک اندیشی. توجه کامل. (فرهنگ فارسی معین ).
- دقت فکر ؛ نازک اندیشی. باریکی اندیشه.
- دقت نظر ؛ باریک بینی. خرده بینی. باریکی دید.
|| راستی و صحت و درستی. (ناظم الاطباء). || در اصطلاح بلغا آن است که کلام بطوری گویند که معانی باریک انگیزد، چنانچه به غموض مفهوم گردد، و آن ایهام و تخییل و امثال آن باشد. و این چنین کلام را دقیق نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون از جامع الصنایع). || (اصطلاح روانشناسی ) تمرکز فکر به یک موضوع . (فرهنگ فارسی معین ). دقت یا انتباه ، به آن عمل ذهن می گویند که یکی از نفسانیات را اهمیت و برجستگی خاص بخشیده ، و بقیه را موقتاً مورد غفلت قرار میدهد. دقت میدانی را که فعالیت ذهن معمولاً روی آن کار می کند محدود می سازد و سبب می شودکه بسیاری از نفسانیات صراحت خود را از دست بدهند یا بکلی از صحنه ٔ وجدان بیرون روند. و این عمل ذهن همواره با اعمال بدنی معین توأم است و آن در سایر نفسانیات نیز اثر دارد. و نیز آنرا اقسامی است مانند دقت ارتجالی و ارادی. و در بیان ماهیت آن نیز سه نظریه معروف است : نظریه ٔ حسی ، نظریه ٔ بدنی و نظریه ٔ سازش ذهنی ، که تفصیل آن در کتب روانشناسی مذکور است. (از روانشناسی علی اکبر سیاسی ). و رجوع به همین مأخذ شود.

دقة. [ دَق ْق َ ] (ع اِ) خال کوفته بر اعضا. نقطه های سیاهی را گویند که از سوزن بر دست و پای مردان و زنان زنند و بجای آن نیل و سرمه... که جای آنها نیلی شود، و در عرف نوعی است از زینت. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ).

دقة. [ دِق ْ ق َ ] (ع مص ) باریک شدن. (از منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). ضد غلظة. || کوچک و صغیر شدن. || مخفی و غامض شدن چیزی. || انداختن چیزی را بر چیزی دیگر. (از اقرب الموارد).

دقة. [ دِق ْ ق َ ] (ع اِمص ) باریکی. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دقت. و رجوع به دقت شود. || هیئت شکستن. (منتهی الارب ). || فرومایگی. (منتهی الارب ). خساست. (اقرب الموارد). || خردی. (منتهی الارب ). ضد و خلاف «عظم ». (از اقرب الموارد).

دقة. [ دُق ْ ق َ ](ع اِ) خاک نرم که بباد رفته شود از زمین. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، دُقَق. || دیگ افزار. (منتهی الارب ). توابل از ابزار. || ملح و نمک. (از اقرب الموارد). || نمک با دیگ افزار آمیخته ، یا نمک کوفته. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || زیوری است اهل مکه را. (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد از تاج ). || کزبرة و گشنیز، که فروشندگان مکه آنرا بدین نام خوانند. (از اقرب الموارد). || شتران کوچک و خرد. (از ذیل اقرب الموارد از تاج ). || جمال و حسن. (منتهی الارب ). || معی ثالث. دُقاق. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به دُقاق شود.

دقة. [ دُق ْ ق َ ] (اِخ ) ابن عبابةبن اسمأبن خارجة. در عرب به جنون او مثل زنند و گویند: هو أجن من دقة. (از مجمع الامثال میدانی ) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ).

معنی دقت به فارسی

دقت
باریک شدن، خردشدن، باریکی، نرمی، خردی
( اسم ) ۱ - باریکی نازکی . ۲ - نرمی . ۳ - باریک بینی نازک اندیشی توجه کامل : [[ دقت شما قابل تحسین است ]] ۴ - تمرکز فکر بیک موضوع . یا دقت فکر نازک اندیشی باریک بینی : ... [[ بدقت فکر وحدت نظر کم مانند است ]] . یا دقت نظر باریک بینی خرده بینی : [ دقت نظرش مورد استفاده همگانست ] .
[precision] [مهندسی نقشه برداری] معیاری برای نشان دادن میزان نزدیکی مشاهدات یک کمیت به کمیت دیگر
دشوار پسند و مشکل پسند .
[pointing accuracy] [نجوم رصدی و آشکارسازها] دقت ابزارهای هدایت کننده برای تنظیم تلسکوپ در جهتی خاص

معنی دقت در فرهنگ معین

دقت
(دِ قَّ) [ ع . دقة ] (اِمص .) ۱ - باریکی ، نازکی . ۲ - باریک بینی ، نازک اندیشی .

معنی دقت در فرهنگ فارسی عمید

دقت
۱. باریک بینی.
۲. توجه و باریک بینی که در مورد امری صورت می گیرد.
۳. [قدیمی] باریکی.
۴. [قدیمی] نرمی.
۵. [قدیمی] خردی.

دقت در جدول کلمات

دقت
باریک بینی
دقت بیمار گونه
وسواس
دقت غیرعادی
وسواس
به دقت حسابرسی کردن
مو را از ماست کشیدن
به دقت رسیدگی کردن
وارسی

معنی دقت به انگلیسی

resolution (اسم)
ثبات قدم ، تحلیل ، دقت ، تجزیه ، نیت ، قصد ، تصویب ، نتیجه ، تصمیم ، عزم ، عزیمت ، حل ، رفع ، تفکیک پذیری ، عزم راسخ
accuracy (اسم)
دقت ، صحت ، درستی
precision (اسم)
دقت ، صحت ، درستی ، صراحت
attention (اسم)
دقت ، توجه ، رسیدگی ، مراقبت ، حواس ، خبردار ، ادب و نزاکت ، حاضرباش
punctuality (اسم)
دقت ، وقت شناسی ، دقت بسیار ، توجه به جزئیات
exactitude (اسم)
کمال ، دقت ، صحت ، درستی
severity (اسم)
دقت ، شدت ، سختی ، خشکی ، خشونت ، سخت گیری ، عنف
delicacy (اسم)
دقت ، ظرافت ، حساسیت ، خوراک لذیذ
nicety (اسم)
دقت ، دلپذیری ، احتیاط ، مطلوبی
certitude (اسم)
دقت ، اطمینان ، یقین
definitude (اسم)
دقت ، تصریح
double precision (اسم)
دقت
finesse (اسم)
دقت ، نکته بینی

معنی کلمه دقت به عربی

دقت
بداعة , دقة , طيبة , يقين
إِحکام
بارز
خطا
مهمل

دقت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی دقت

شهریار آریابد ٠٩:٤٥ - ١٣٩٧/١٢/٢١
در پهلوی " نزومانش " از بن نزومانیدن ، نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
نزومان = دقیق
نزومانیدن = دقت کردن
پارن نزومانش = دقت کامل
|

ابوالفضل عسکری ١٩:٣٦ - ١٣٩٨/٠١/١٧
ریزبینی
|

پیشنهاد شما درباره معنی دقت



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• راه های افزایش دقت در کار   • راههای افزایش دقت و تمرکز در کودکان   • تست دقت   • روشهای افزایش دقت و تمرکز حواس دانش آموزان   • معنی دقت   • راهکارهای افزایش دقت در دانش آموزان   • راه های افزایش دقت در امتحان   • تعریف دقت   • مفهوم دقت   • معرفی دقت   • دقت چیست   • دقت یعنی چی   • دقت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دقت
کلمه : دقت
اشتباه تایپی : nrj
آوا : deqqat
نقش : اسم
عکس دقت : در گوگل


آیا معنی دقت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )