برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1353 100 1

دلاور

/delAvar/

مترادف دلاور: باجرئت، باشهامت، بهادر، بی باک، بی پروا، پهلوان، پیکارجو، تهمتن، جنجگو، جنگاور، جنگجو، جنگی، دلیر، رشید، سلحشور، شجاع، شوالیه، غازی، نامجو، نترس، نیو، یل

متضاد دلاور: ترسو، جبون

معنی اسم دلاور

اسم: دلاور
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: del āvar) (به مجاز) شجاع و جنگجو، (در قدیم) گستاخ - شجاع

معنی دلاور در لغت نامه دهخدا

دلاور. [ دِ وَ ] (ص مرکب ) دل آور. سخت دلیر که به تازیش شجاع خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ). شجیع و بهادر. (آنندراج ). دلیر. شجاع. بهادر. غازی. جنگجو. جنگی. (ناظم الاطباء). گرد. پردل. دل دار. بی باک. جسور. جری. گستاخ. نیو.بی پروا. أشجع. اَشرَس باسل. بطّال. بَطَل. ثَبت. جَبر. جَری. جَوهر. جَهور. حَبَلیس. حَبیل. حَدید. حلبس [ ح َ ب َ / ح ُ ل َ ب ِ ]. حَلِس. حِیَفس. لِیَفس. رَبیس. رُحامس. (منتهی الارب ). رابطالجأش. (دهار). زُفَر. سَجیع. سَعتری ّ. سَمَیدَع. سَمیذع. سَهبَل. شجاع. شَجع. شَجعاء. شَجعة. شجیعه. شَحشَح. شَدید. صَعتری ّ. صَمّة. ضُبارم. ضُبارِمة. ضَرغامة. عَتّار. عَجَرَّد. عِرداد. فارِس. قُداحِس. قَدِم. کَردَم. کَمّی. مِحَش. مُستمیت. مُعاود. مِقدام. مِقدامة. نَهوک. وَعاوِع. (منتهی الارب ) : مردمانی اند [ اهل بست ] [ مردم پاراب ] جنگی و دلاور. (حدود العالم ).
دلاور چو پرهیز جوید ز جفت
بماند به آسانی اندر نهفت.
فردوسی.
بگویم که اینک دل و دیده را
دلاور جوان پسندیده را.
فردوسی.
سه ترک دلاور ز خاقانیان
برآن کین بهرام بسته میان.
فردوسی.
بویژه دلاور سپهدار طوس
که در رزم بر شیر دارد فسوس.
فردوسی.
درفشش بسان دلاور پدر
که کس را ز رستم نبودی گذر.
فردوسی.
ز لشکر ده ودوهزار دگر
دلاور بزرگان پرخاشخر.
فردوسی.
دلیری ز هشیار بودن بود
دلاور سزای ستودن بود.
فردوسی.
دلاور که نندیشد از پیل و شیر
تو دیوانه خوانش مخوانش دلیر.
فردوسی.
دلاور بدو گفت اگر بخردی
کسی بی بهانه نسازد بدی.
فردوسی.
دلاور سواری که گاه نبرد
چه همکوش او ژنده پیل و چه مرد.
فردوسی.
کجا آن سر و تاج شاهنشهان
کجا آن دلاور گرامی مهان.
فردوسی.
چو گیو دلاور به توران زمین
بدینسان همی گشت اندوهگین.
فردوسی.
وگر بردباری ز حد بگذرد
دلاور گمانی به سستی برد.
فردوسی.
دلاو ...

معنی دلاور به فارسی

دلاور
دل آور، دلیر، پردل، شجاع، جنگجو
۱ - دلیر شجاع . ۲ - جنگجوی غازی جمع دلاوران ٠
یکی از دهستانهای سه گانه شهرستان چاه بهار مشهور به دشتیاری دلاور .
[ گویش مازنی ] /delaaver/ شجاع – نترس – دلاور
شجاع و دلیر و گستاخ و بی باک گشتن .
دلیر گردانیدن .
دلیر کردن . شجاع گردانیدن .
دهی از دهستان ساس کلام بخش مرکزی شهرستان بابل .
[ گویش مازنی ] /delaaver kelaa/ از توابع دهستان گنج افروز بابل
[ گویش مازنی ] /deb delaaver/ پهلوان – شجاع – دلیر

معنی دلاور در فرهنگ معین

دلاور
(دِ وَ) (ص مر.) = دل آور: ۱ - دلیر، شجاع . ۲ - جنگجو، غازی .

معنی دلاور در فرهنگ فارسی عمید

دلاور
دلیر، پردل، شجاع، جنگجو.

دلاور در دانشنامه ویکی پدیا

دلاور
دلاور فردی با تجربه است که قادر است در درگیری و یا جنگ شرکت داشته باشد.
دلاور (فیلم)، فیلم پویانمایی و سه بعدی تولید پیکسار
دلاور همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
دلاور (آلبوم آشانتی)، آلبومی از هنرمند امریکایی آشانتی
دلاور (انگلیسی: Hero) فیلمی هندی در سبک رمانتیک به کارگردانی سوبهاش گای است که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جکی شروف و میناکشی سشادری اشاره کرد.
دلاور (به انگلیسی: Braveheart) آلبومی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا آشانتی است که در ۴ مارس ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-03-۰۴) منتشر شد.
دلاور فردی با تجربه است که قادر است در درگیری یا جنگ شرکت داشته باشد.
دلاور (فیلم)، فیلم پویانمایی و سه بعدی تولید پیکسار
دلاور (فیلم)، فیلمی حماسی درام آمریکایی به کارگردانی و بازیگری مل گیبسون
دلاور (آلبوم آشانتی)، آلبومی از هنرمند امریکایی آشانتی
دلاوِر، (به انگلیسی: Delaware) ایالتی است در شمال شرقی آمریکا
دلاور (فیلم ۱۹۸۳)، فیلمی هندی در سبک رمانتیک به کارگردانی سوبهاش گای است
دلاور همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مختصات: ۳۹°۰۰′شمالی ۷۵°۳۰′غربی / ۳۹°شمالی ۷۵٫۵°غربی / 39; -75.5
شهرستان کنت، دلاویر
شهرستان نیو کستل، دلاویر
شهرستان ساسکس، دلاویر
دلاوِر (به انگلیسی: Delaware) ایالتی است در شمال شرقی آمریکا و یکی از ایالت های ساحلی اقیانوس اطلس آمریکا. پایتخت آن دوور و شهر مهم آن ویلمینگتن است.
این ایالت را «ایالت اول» می نامند چرا که ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دلاور در دانشنامه آزاد پارسی

دلاوِر (قوم)(Delaware)
(نام بومی: لنی لناپه، به معنی مردم اصیل یا انسان های درستکار) از اقوام سرخ پوست امریکایی با جمعیتی نزدیک به ۱۰هزار نفر (۱۹۹۷) عمدتاً در بارتلزویل، اوکلاهما، یا در گروه های کوچکتری در ویسکانسین و اونتاریو زندگی می کنند. در اصل قومی آلگونکوئین زبان بودند و ابتدا در دورانی چندهزارساله در درۀ رودخانۀ دلاور به سر می بردند. اقوام دیگر، آن ها را «پدربزرگ» خطاب می کردند و آن ها را نیاکان تعداد زیادی از گروه های قومی این منطقه می دانستند. نام «دلاور» از نام نخستین فرماندار ویرجینیا، یعنی سر تامس وست، لرد سوم دلاوار ریشه گرفته است. مهاجرنشین های انگلیسی بعداً از نام «دلا ور» برای نامیدن خلیج، رودخانه و سرخ پوستان امریکایی ساکن این منطقه استفاده کردند. قوم دلاور عمدتاً از راه کشاورزی امرار معاش می کردند و ذرت، کدو، لوبیا، سیب زمینی شیرین، و تنباکو می کاشتند. آن ها برای کمک به معیشت خود به صید ماهی و شکار هم اشتغال داشتند. ظروف سفالین و کمربندهای صدفی موسوم به وامپوم نیز می ساختند و خود لباس هایی از پوست آهو می پوشیدند که با مُهره، پَر و تزیینات مسی آرایش شده بود. خالکوبی در بین زنان و مردان دلاور رایج بود و رنگ های معدنی و گیاهی هم برای تزیین بدن و هم برای تصویرنگاری هایی به کار برده می شدند که وسیله ای برای ثبت وقایع بودند. قوم دلاور در خانه های بزرگ به سر می بردند و از نام های لقب مانند استفاده می کردند؛ زیرا بر این باور بودند که فاش کردن نام واقعی شان برای آن ها نگون بختی به بار می آورد. شفاگران، کار پیشگویی و شفای بیماران را بر عهده داشتند. هیچ اقتدار تمرکزیافتۀ سیاسی واحدی در آن ها دیده نمی شد، جز مجموعه ای از روستاها و دسته های مستقل. دلا ورها به سه طایفۀ «مادرتبار» تقسیم می شدند: لاک پشتها، گرگها، و بوقلمون ها. تجارت خز، که هلندی ها در اوایل دهۀ ۱۶۰۰م به راه انداختند، سبب حادشدن تنش و تعارض میان قبایل بر سر زمین ها و به راه افتادن جنگ های گسترده شد. در ۱۶۰۰، حدود ۲۰هزار تن دلاور وجود داشت؛ اما جنگ و بیماری های همه گیر تعداد آن ها را تا ۱۷۰۰م به ۴هزار تن و سپس تا ۱۸۴۵ به ۲هزار تن کاهش داد. بر طبق افسانه ای، یکی از رئیس های دلاور به نام تامانی، منهتن را در ۱۶۲۶ به قیمت ۲۴ دلار به هلندی ها فروخت، اما بیشتر احتمال می رود که او در ...

ارتباط محتوایی با دلاور

دلاور در جدول کلمات

دلاور
قهرمان
دلاور | شجاع
دلیر
دلاور و نترس
دلیر
دلاور ورزشی
بسا
دلاور | نترس
دلیر

معنی دلاور به انگلیسی

warrior (اسم)
مبارز ، جنگجو ، سلحشور ، دلاور ، مجاهد ، محارب ، جنگ کننده ، رزمجو ، جنگاور ، مرد جنگی
hero (اسم)
مبارز ، دلاور ، قهرمان ، مجاهد ، گرد ، یل ، پهلوان داستان
knight (اسم)
نجیب زاده ، سلحشور ، دلاور ، شوالیه ، قهرمان
brave (صفت)
بی پروا ، دلیر ، سرزنده ، خیره ، متهور ، بی باک ، عالی ، غیور ، بامروت ، خیره سر ، سرانداز ، سلحشور ، شجاع ، دلاور ، نترس ، تهم ، مرد ، با جرات
gallant (صفت)
دلیر ، عالی ، شجاع ، دلاور ، متعارف وخوش زبان درپیش زنان
valorous (صفت)
دلیر ، با ارزش ، شجاع ، دلاور
valiant (صفت)
شجاع ، دلاور ، مرد ، دلیرانه ، نیرومند ، تهمتن ، بهادر

دلاور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
دل::دل.قلب
اور::آور.آورد
کسی که دل کسی را به دست بیاورد.

کسی که دلی همچون شیر دارد و بتواند دل دشمن را بلرزاند*با این کار
دل دشمن را از جا در آورده *

شجاع.نیرومند.پهلوان.قهرمان.
مریم
تکین
فاطمه
شیرمرد
دلاور
شجاع نترس .شوالیه
شیوا
شجاع و جنگجو
نرجس خاتون
دلیر
🌸🌸🌸
P.sh
نترس، شجاه،
پهلوان، قهرمان،
شوالیه، رشید، سلحشور،
بی باک، جنگجو، دلیر،
💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻
Delaware
Brave
Gallant
Valiant
دریا
مرد شجاع ودلیر
ناشناس
بی باک‌۰شجاع۰دلیر
دلاور
در تکاپو، نبرد با سختی، کوه درد، بیباک از هر مخلوقی، دلیر،شجاع، نترس، جنجالی، مهربان
امیر علی مرجانی
دِل مصوت آ ور: دارنده دل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دلاور   • فیلم دلاور   • معنی دلاور و شجاع   • مترادف دلاوری   • بازی دلاور   • مترادف دلاوری شجاعت   • معنی دلاور در جدول   • دلیر و شجاع در جدول   • مفهوم دلاور   • تعریف دلاور   • معرفی دلاور   • دلاور چیست   • دلاور یعنی چی   • دلاور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دلاور
کلمه : دلاور
اشتباه تایپی : ngh,v
آوا : delAvar
نقش : صفت
عکس دلاور : در گوگل

آیا معنی دلاور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )