برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1321 100 1

دلیر شدن

معنی دلیر شدن در لغت نامه دهخدا

دلیر شدن. [ دِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دلاور شدن. دلیر گشتن. شجاع شدن. استیساد. اقدام. بأس. بسالة. بطالة. بطولة. تجرؤ. شجاعة. (دهار). نجدة.نهاک. نهاکة. (تاج المصادر بیهقی ) : دو سالار محتشم را با لشکرهای گران بزدند و بسیار نعمت یافتند و دلیر شدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 558). || جری شدن. بی پروا شدن. گستاخ گشتن. جسور شدن. اجتراء. (تاج المصادر بیهقی ). تجاسر. (از منتهی الارب ). جراءة. جراءة. (دهار). جسارة. شطارة :
نگه کرد کارش دبیر بزرگ
بدانست کو شد دلیر و سترگ.
فردوسی.
بدست کسان چون توان گشت شیر
نباید ترا پیش اوشد دلیر.
اسدی.
نه چندان نرمی کن که بر تو دلیر شوند و نه چندان درشتی که از تو سیر گردند. (گلستان سعدی ). با بزرگ و کوچک مزاح نباید کرد، که بزرگ کینه ور گردد و کوچک دلیر شود.(منسوب به ارسطو از تاریخ گزیده ). || چیره شدن :
بر آفاق شد گاو گردون دلیر
بر آمد ستاره چو دندان شیر.
نظامی (از آنندراج ).

معنی دلیر شدن به فارسی

دلیر شدن
دلاور شدن .

دلیر شدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دلیر شدن   • مفهوم دلیر شدن   • تعریف دلیر شدن   • معرفی دلیر شدن   • دلیر شدن چیست   • دلیر شدن یعنی چی   • دلیر شدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دلیر شدن
کلمه : دلیر شدن
اشتباه تایپی : ngdv ank
عکس دلیر شدن : در گوگل

آیا معنی دلیر شدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )