برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1313 100 1

دلیر گردیدن

معنی دلیر گردیدن در لغت نامه دهخدا

دلیرگردیدن. [ دِ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) دلاور شدن.دلیر گشتن. شجاع شدن : صرامة؛ دلیر و چالاک گردیدن. (از منتهی الارب ). || جسور شدن. بی باک شدن. اجتراء. تجرؤ. جراءة. (از منتهی الارب ) :
و دیگر که بدخواه گردد دلیر
چو بیند که کام تو آید بزیر.
فردوسی.
چو نرمی کنی خصم گردد دلیر.
سعدی (گلستان ).
قَعّ؛ دلیر گردیدن بر کسی در سخن. (از منتهی الارب ).

معنی دلیر گردیدن به فارسی

دلیر گردیدن
دلاور شدن . دلیر گشتن .

دلیر گردیدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دلیر گردیدن   • مفهوم دلیر گردیدن   • تعریف دلیر گردیدن   • معرفی دلیر گردیدن   • دلیر گردیدن چیست   • دلیر گردیدن یعنی چی   • دلیر گردیدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دلیر گردیدن
کلمه : دلیر گردیدن
اشتباه تایپی : ngdv 'vndnk
عکس دلیر گردیدن : در گوگل

آیا معنی دلیر گردیدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )