برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1154 100 1

دما

/damA/

مترادف دما: حرارت، گرما، گرمی

متضاد دما: سرما

معنی دما در لغت نامه دهخدا

دما. [ دَ ] (اِ) دم و نفس. (انجمن آرا) (از آنندراج ) (لغت محلی شوشتر) (برهان ) (ناظم الاطباء). قطع. ربو. نفس. نسمه. (یادداشت مؤلف ). || بهر. نهج. نهیج. تتابع نفس. حشا. (یادداشت مؤلف ): و آنچه به شُش رود از وی ، دما و ضیق النفس و سرفه ٔ تر و سل تولد کند. (ذخیره ٔخوارزمشاهی ). انهاج ؛ دما برآوردن. (المصادر زوزنی ).دما برافکندن. (تاج المصادر بیهقی ). تحشیه ؛ دما بر کسی برافکندن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ).نهج ؛ دما برافتادن. ابتهار؛ دما برافتادن. (تاج المصادر بیهقی ). بهر؛ دما برافکندن. (المصادر زوزنی ).

دما. [ دِ ] (اِ) مزاج و طبیعت. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نهاد. (انجمن آرا) (آنندراج ). || (هزوارش ، اِ) به معنی رودخانه است .(از ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (آنندراج ) (برهان ).

معنی دما به فارسی

دما
نفس، دم، گرما، درجه حرارت، اندازه گرمی یاسردی
( اسم ) جمع دم خونها : سفک دمائ .
مزاج و طبیعت .
[temperature] [فیزیک] کمیتی که معرف انرژی جنبشی متوسط مولکول های جسم است
[ گویش مازنی ] /de maa/ دی ماه فرس قدیم و تبری
[microwave tempering] [علوم و فنّاوری غذا] افزایش دمای گوشت منجمد با استفاده از ریزموج
پشته های نرم خاکین .
نفس نفس . تتابع نفس .
[ گویش مازنی ] /damaadami/ ضربه با لبه ی برنده ی هر چیز
[adiabatic lapse rate] [مهندسی محیط زیست و انرژی] آهنگ کاهش نظری دمای بسته ای از هوا که در شرایط بی دررو به طور عمودی حرکت می کند
[super adiabatic lapse rate] [مهندسی محیط زیست و انرژی] آهنگ کاهش عمودی دمای هوا در شرایطی فراتر از حالت بی دررو
[subadiabatic lapse rate] [مهندسی محیط زیست و انرژی] آهنگ کاهش عمودی دمای هوا در شرایطی فروتر از حالت بی دررو
[environmental lapse rate, ELR] [مهندسی محیط زیست و انرژی] تغییرات دمای هوا متناسب با ارتفاع، تحت تأثیر شرایط محیط
[differential temperature cell] [خوردگی] نوعی پیل خوردگی که اختلاف پتانسیل آن ناشی از اختلاف دما میان دو الکترود هم جنس، در برق کافی با ترکیب اولیۀ یکسان است
...

معنی دما در فرهنگ معین

دما
(دَ) (اِ.) اندازة گرمی یا سردی یک جسم بر حسب مقیاس های قراردادی .

معنی دما در فرهنگ فارسی عمید

دما
= دَم۲
۱. گرمی، حرارت.
۲. درجۀ حرارت، اندازۀ گرمی یا سردی برحسب مقیاس های قراردادی.

دما در دانشنامه اسلامی

دما
معنی دَمْعِ: اشک
ریشه کلمه:
دمم‌ (۱۰ بار)
دمو (۱۰ بار)
دمی‌ (۱۰ بار)

دما در دانشنامه ویکی پدیا

دما
دما، یک کمیّت فیزیکی و نسبی است که میزان گرمی و سردی را مشخص می کند و با دماسنج قابل اندازه گیری است. اگر دو جسم دارای دمای متفاوت باشند، گرما از جسم با دمای بیشتر به جسم با دمای کمتر منتقل می شود تا هنگامی که دمای دو جسم به تعادل برسد.
K] = + ۲۷۳٫۱۵]
F]= ۱٫۸ + ۳۲ °]
ممکن است در جابه جایی گرمایی، جسم دارای دمای بیشتر، مجموع انرژی گرمایی کمتری داشته باشد، اما باز هم گرما از دست بدهد و جسم دارای دمای کمتر مجموع انرژی گرمایی بیشتری داشته باشد، اما باز هم گرما دریافت کند.
یکاهای گوناگونی برای دما تعریف شده اند. در دستگاه بین المللی از یکای کلوین استفاده می شود؛ ولی یکاهای دیگری مانند سلسیوس و فارنهایت رانکین نیز برای دما به کار می روند.
اندازه گیری دما با استفاده از دماسنج انجام می شود. انواع مختلف دماسنج وجود دارند که از روش های گوناگون برای اندازه گیری دما استفاده می کنند. برای نمونه، اندازه گیری دما در دماسنج جیوه ای با بهره گیری از ویژگی انبساط گرمایی جیوه انجام می شود.
دما-آب نگار نوعی دستگاه ثبت کننده نمودار گرافیکی است که برای اندازه گیری و ثبت دما و رطوبت (یا نقطه شبنم) به کار می رود.
دستگاه های مشابهی که تنها دما را اندازه گیری و ثبت می کنند دمانگار و دستگاه هایی که برای اندازه گیری و قبت میزان رطوبت استفاده می شوند آب نگار نامیده می شوند.
دمانگارها معمولاً میله کوچکی دارند که دماها هوا را بر روی یک استوانه چرخنده رسم می کند. این میله در انتهای یک اهرم قرار گرفته است. این اهرم توسط یک نوار دوفلزی کنترل می شود که فلز آن به تغییرات دما حساس است و با این تغییرات خم می شود.
Wikipedia contributors, "Thermo-hygrograph," Wikipedia, The Free Encyclopedia, (accessed August 19, 2009).
دما ترمودینامیکی(به انگلیسی: Thermodynamic temperature) مقدار مثبتی از دما و از کمیتهای اصلی در ترمودینامیک است. دما ترمودینامیکی با قانون سوم ترمودی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دما در دانشنامه آزاد پارسی

دَما (temperature)
درجه یا میزان گرمی هر جسم. بنابه قوانین ترمودینامیک، دما تعیین کنندۀ آن است که گرما از چه جسمی به جسم دیگر منتقل می شود. دمای جسم معیاری برای نمایش انرژی جنبشی میانگین اتم ها یا مولکولهایی است که سازندۀ آن جسم اند. یکای دما در دستگاه بین المللی کلوین، با نماد K، است که در مقیاسی با همین نام به کار برده می شود. مقیاس های متداول دیگر برای اندازه گیری دما عبارت اند از مقیاس دمای سلسیوس (سانتی گراد) و مقیاس فارنهایت. دمای بدن انسان در حالت عادی حدود۳۶.۹ درجۀ سلسیوس (۹۸.۴ درجۀ فارنهایت) است. تغییراتی در حدود یک درجه یا بیشتر در دمای بدن نشانۀ بیماری است. افزایش دمای بدن به معنی فعالیت اضافی و معمولاً ناشی از عفونت است، درحالی که کاهش دما به معنی کاهش تولید گرما و معمولاً اُفت نیروهای حیاتی است. در ایستگاه های هواشناسی سراسر دنیا از دماسنج های بیشینه و کمینه استفاده می کنند.

دما در جدول کلمات

دما گوژی
عوام فریبی

معنی دما به انگلیسی

temperature (اسم)
دما ، درجه حرارت ، درجه گرما

معنی کلمه دما به عربی

دما
درجة الحرارة
مشعاع

دما را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دما هوا   • واحد اندازه گیری حرارت چیست   • واحد اندازه گیری دما   • دما چیست   • تعریف دما   • اندازه سطح   • دما به انگلیسی   • دمای مطلق چیست   • معنی دما   • مفهوم دما   • معرفی دما   • دما یعنی چی   • دما یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دما
کلمه : دما
اشتباه تایپی : nlh
آوا : damA
نقش : اسم
عکس دما : در گوگل

آیا معنی دما مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )