برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1283 100 1

دمه

/dame/

مترادف دمه: دم، لبه، دم آهنگری، بخار، حرارت، گرما، گرمی

معنی دمه در لغت نامه دهخدا

دمة. [ دَ م َ ] (ع اِ) پاره ٔ خون. (منتهی الارب ).پاره ای از خون ، و هی اخص من الدم. (ناظم الاطباء).

دمة. [ دِم ْ م َ ] (ع اِ) شپش. || مرد کوتاه بالای حقیر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || مورچه. (منتهی الارب ). || گربه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || گوسپند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || پشکل شتر و گوسپند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

دمة. [ دُم ْ م َ ] (ع اِ) روش. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). طریقه. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || یک نوع بازیچه است. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || یکی از سوراخهای کلاکموش. ج ، دُمَم. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سوراخ موش دشتی. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). || دمة ورمة؛ شدت گرما. (از نشوءاللغة ص 18).

دمه. [ دَ م َ / م ِ] (ص نسبی ) منسوب به دم : یک دمه. (یادداشت مؤلف ).
- یک دمه ؛ به اندازه ٔ یک دم. به قدر یک لحظه :
صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست
یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست.
سعدی.
|| (اِ) باد و برف و سرما. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از برهان ) (از لغت محلی شوشتر). بوران. طوفان بادی. کولاک. باد و برف. طوفان برفی. دمق. گرفتگی هوا و مه و بخار. (یادداشت مؤلف ). برف را خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ). زُلَّة. (منتهی الارب ). طوفانی از برف گردمانند (ممکن است ذرات کوچک یخ نیز داشته باشد) که پدیداری را به صفر می رساند. برفی که همراه دمه است قسمتی از ابر می باردولی قسمت عمده ٔ آن را بادهای سخت می آورند. (از دائرةالمعارف فارسی ) :
سه تن دوش با خوارمایه سپاه
برفتند بی گاه از این رزمگاه
چو شیران ناهار و ما چون رمه
که از کوهسار اندرآرد دمه.
فردوسی.
نبینی کز همه سو ابر پیوست
دمه بفسرد و یکسر برف بنشست.
(ویس و رامین ).
گر این برف ودمه شمشیر بودی
جهنده باد ببر و شیر بودی.
(ویس و رامین ).
کجا امشب شبی بس سهمناک است
جهان را از دمه بیم هلاک است. ...

معنی دمه به فارسی

دمه
( اسم ) لبه چیزی مانند : دم تیغ دم شمشیر .
منسوب به دم : کژ دمه .
[ گویش مازنی ] /deme/ دومین & باران نرم – باران نرم همراه با باد - کارد یا هر چیز برنده و تیز & دنبه ی گوسفند & دسته ی بیل و تبر و غیره
[ گویش مازنی ] /demme boossenniyen/ تمام کردن – پایان دادن ماجرا یا کاری
[ گویش مازنی ] /demme tir haakerden/ از معرکه گریختن
[ گویش مازنی ] /demme daashten/ پی گیر بودن - مانع شدن
[ گویش مازنی ] /damme dar baverden/ خسته شدن – بی رمق شدن
[ گویش مازنی ] /dame ser/ نزدیک خانه – جلوی راه
[ گویش مازنی ] /deme sarre loo beshten/ سر به سر گذاشتن – اذیت کردن
[ گویش مازنی ] /deme gheliche/ دنبه ی مرغ
گیرنده نفس
[ گویش مازنی ] /dame gir/ جایی از ساختمان که باران آن را خیس کند
[ گویش مازنی ] /damme loos/ چاق و چله - فریب و مکر – نیرنگ
[ گویش مازنی ] /dame vaa/ از بادهای موسمی مازندران که با خود سوز و سرما به همراه داشته باشد
معرب و ماخوذ از دمه گیر فارسی یعنی خبه کننده .
[ گویش مازنی ] /dame kale/ کنار آتش ...

معنی دمه در فرهنگ معین

دمه
( ~.) (اِ.) لبة چیزی مانند دم تیغ .
( ~.) (اِ.) دم آهنگری .
(دَ مِ) (اِ.) باد سخت با برف و سرما.

معنی دمه در فرهنگ فارسی عمید

دمه
۱. باد شدید همراه با برف، باد و برف و سرما: و گر گوسپندی برند از رمه / به تیره شب و روزگار دمه (فردوسی: ۶/۵۵۵).
۲. بخار.
۳. ‹دم› آلتی شبیه انبان که در کنار کورۀ آهنگری یا زرگری قرار می دهند و با دمیدن آن آتش را شعله ور می سازند، آلت دمیدن: نقد را سکه در عیار آورد / دمه و کوره را به کار آورد (امیرخسرو: مجمع الفرس: دمه).
۴. دم، لب و کنار چیزی.
۵. لبۀ تیز کارد و شمشیر: دمه بر در کشیده تیغ پولاد / سر نامحرمان را داده بر باد (نظامی۲: ۱۵۶).

دمه در دانشنامه ویکی پدیا

دمه
دمه، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان قلعه خواجه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۷ نفر (۱۲خانوار) بوده است.
دُمه کاروکُسکی (فنلاندی: Dome Karukoski؛ زادهٔ ۲۹ دسامبر ۱۹۷۶) یک کارگردان اهل فنلاند و سوئد است.
وی یکی از موفق ترین کارگردانان کشور فنلاند محسوب می شود که بیش از ۳۰ جایزه سینمایی در جشنواره های گوناگون دریافت کرده و ۶ فیلم بسیار پُرفروش را در کشورش کارگردانی نموده است.
الن تن دمه (هلندی: Ellen ten Damme؛ زادهٔ ۷ اکتبر ۱۹۶۷) هنرپیشه، موسیقی دان، خواننده-ترانه پرداز اهل هلند است. وی از سال ۱۹۸۹ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به مصاحبه اشاره کرد.
پَس دَمه یا ابر خطی (به انگلیسی: کانتریل: Contrails کوتاه شدهٔ "condensation trails") دنبالهٔ سپیدرنگی است که هواپیمای جت در آسمان از خود باقی می گذارد و از بخار آب هم فشرده درست شده است. به ابر خطی، بخار دنباله دار و ابر پَرسای هوانوردی (لاتین: cirrus aviaticus) هم گفته اند.نبو
پس دمه ها ابرهای خطی شکلی هستند که توسط گاز خروجی از موتور هواگردها، و معمولاً در ارتفاع چندین مایلی بالای زمین، تشکیل می شوند. ماده اصلی تشکیل دهنده ابرهای خطی آب است که به شکل بلور یخ درآمده است. به واسطه دمای پایین محیط در ارتفاع های بالا، بخار آب موجود در گاز خروجی موتور هواپیما شکل خطی دنباله دار را به خود می گیرد.
ناخالصی های موجود در گاز خروجی از موتور هواپیما، که شامل ترکیبات سولفوری (۵ صدم درصد وزن سوخت جت) است، هسته هایی را فراهم می آورند که ذرات آب موجود در خروجی موتور هواپیما می توانند به دور این هسته ها شکل گرفته و بزرگ ش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دمه در دانشنامه آزاد پارسی

دِمِه (deme)
در یونان باستان، ناحیه ای که گروه ساکن آن جامعه ای مستقل را تشکیل می دادند. این جوامع کوچک رفته رفته به یکدیگر پیوستند و نواحی بزرگ تر را تشکیل دادند، و این واژه معنای ناحیۀ روستایی، شهرک، یا بخش را پیدا کرد. بخش های ۱۳۹گانۀ آتیکا، که در ۵۰۸پ م به دستور کلیس تِنِس، دولتمرد آتِنی، بازسازی شدند بخش های اصلی حکومت آتیکا را تشکیل می دادند.

معنی دمه به انگلیسی

vapor (اسم)
بخار ، دمه
vapour (اسم)
دمه
steam (اسم)
بخار ، بخار آب ، دمه

معنی کلمه دمه به عربی

دمه
بخار

دمه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی هنرزاده
دِمِّه = زیر خاک بکن، زیر خاک پنهان کن، به زیر خاک کردن،
دِمِّه فی تحت التراب یعنی زیر خاک مدعون کن.
به لهجه ایل عرب خمسه
ع. ف
در لهجه نهاوندی (جنوب استان همدان) ترکیب
دمره لولان متداول است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دمه مادر مختار   • معنی تابع و پیرو   • دمه چیست   • معنی گاومیش تبتی   • برف و دمه در جدول   • سبیل پرسشکده   • برف و دمه دو حرفی   • بخیل وخسیس   • معنی دمه   • مفهوم دمه   • تعریف دمه   • معرفی دمه   • دمه یعنی چی   • دمه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دمه
کلمه : دمه
اشتباه تایپی : nli
آوا : dame
نقش : اسم
عکس دمه : در گوگل

آیا معنی دمه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )