انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1038 100 1

دهستان

/dehestAn/

معنی دهستان در لغت نامه دهخدا

دهستان. [ دِ هَِ ] (اِ مرکب ) مجموع چندین ده و قریه و جایی که دارای دهات چند باشد. (ناظم الاطباء). دهستان در مقابل شهرستان. (از غیاث ). خره. کوره. بلوک. جزیی از بخش که مرکب از چند ده باشد.(یادداشت مؤلف ). در تقسیمات کشوری هر بخش به چندین دهستان تقسیم می شود. (لغات فرهنگستان ) :
فراوان دگر مرز همچون بهشت
دهستان بسیار پر باغ و کشت.
فردوسی.
متاعی هر که دارد رو به این بازار می آرد
محبت شهر و بر اطراف او عالم دهستان است.
سلیم (از آنندراج ).
عدالت کنان بر دهستان و دشت
به هنجار بازارگان می گذشت.
عبداﷲ هاتفی (از آنندراج ).

دهستان. [ دِ هَِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دراگاه بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس. واقع در 69هزارگزی شمال باختری حاجی آباد. سکنه ٔ آن 696 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

دهستان. [ دِ هَِ ] (اِخ ) شهری در طبرستان. (ناظم الاطباء). نام شهری است که اکنون استرآباد گویند از حدود گرگان تا خوارزم. (انجمن آرا) (آنندراج ). ناحیتی است [ به دیلمان ] و مر او را رباطی است با منبر و جایی با کشت و برز بسیار است و سوادی بسیار و ثغر است بر روی غور و گور علی بن سگزی آنجاست. (حدود العالم چ ستوده ص 144). در پنجاه فرسخی شمال آبسکون و چهار منزلی گرگان شهر و محلی بوده در ولایتی به همین نام حمداله مستوفی در نزهةالقلوب آرد: دهستان از اقلیم چهارم است... ناحیه ای است که متصل به جرجان و در کنار دریای خزر بوده. یاقوت آن را به کسر دال ضبط کرده ؛ شرقشناسان آن را مشتق ازنام طایفه ٔ داها می دانندو بنابراین باید به فتح دال باشد. (از حاشیه ٔ فیاض بر تاریخ بیهقی ص 135). مهمترین آبادی دهستان آخور نام داشته. مقدسی آن را شهرستانی مشتمل بر 24 دهکده شمرده است و گوید بزرگترین آبادیهای گرگان است. (از سرزمینهای خلافت شرقی ص 405). سابقاً یکی از دو ناحیه ٔ استرآباد در شمال بوده شامل ساحل جنوب شرقی بحر خزر وقسمتی از ناحیه ٔ فعلی شمال اترک ، مسکن طوایفی موسوم به دَه ْ و مرکز آن شهر آخور بوده. در این ناحیه خرابه های شهر قدیمی موسوم به مشهد مصریان دیده می شود که در شمال رود اترک در خاک روس واقع شده و فعلا بایر است. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 305 - 304) :
اباشاه شهر دهستان تخوار
که در چشم او بد بداندیش خوار.
فردوسی.
دهستان و گرگان و آن بوم و بر
بگیرد برآرد به خورشید سر.
فردوسی.
سپهبد به نزدیک ایران کشید
سپه را به نزد دهستان کشید.
فردوسی.
همیدون از خراسان و دهستان
ز شیراز و سپاهان و کهستان.
(ویس و رامین ).
استادم منشورها نسخت کرد و تحریر آن من کردم دهستان به نام داود و... امیر آن را توقیع کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 500). لشکر قوی به دهستان فرستد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 379). و رجوع به فهرست تاریخ بیهقی چ فیاض شود.

دهستان. [ دِ هَِ ] (اِخ ) نام یکی از قصبات تابع بادغیس. (نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص 188).

معنی دهستان به فارسی

دهستان
ناحیه ای بود در قدیم متصل بگرگان ( استر آباد ) و در شمال گنبد قابوس و بر ساحل شمالی رود اترک مشتمل بر ۲۴ قریه .
چندده بهم نزدیک ازیک بخش، بخش کوچکی ازشهر
( اسم ) مجموعه چند ده نزدیک بهم توضیح : امروزه دهستان قسمتی از بخش محسوب میگردد .

معنی دهستان در فرهنگ معین

دهستان
(دِ هِ) (اِمر.) مجموعة چند ده نزدیک به هم .

معنی دهستان در فرهنگ فارسی عمید

دهستان
چند ده نزدیک به هم که جزء یک بخش باشد، قسمتی از بخش، بخش نیز قسمت کوچکی از شهر و شامل چند دهستان است.

دهستان در دانشنامه اسلامی

دهستان بازُفت، دهستانی در استان چهارمحال و بختیاری است.
دهستان بازفت، در بخش شوراب شهرستان فارسان، در استان چهارمحال و بختیاری، در منطقه کوهستانی زاگرس مرکزی، واقع است.
از شمال به دهستان پشتکوه موگویی، از مشرق به دهستان های شوراب و بیرگان و دوآب، از مغرب به شهرستان های مسجد سلیمان و ایذه و از جنوب به دهستان میانکوه (شهرستان بروج ن) محدود است.
در قدیم جزو ناحیه گندمان به شمار می آمد.
سابقاً بازفت جزو بخش اردل از شهرستان شهرکرد بود.

مشخصات طبیعی دهستان بازفت
در این دهستان دو رشته کوه با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی امتداد دارد و روستا های آن در دره این کوه ها در میان جنگل بلوط قرار گرفته است.

← زردکوه بازفت
شغل عمده مردم دامداری است، و به زراعت (آبی و دیم) و باغداری نیز می پردازند.

صنایع دستی اهالی دهستان بازفت
...
باسْمِنْج ، دهستانی واقع در شهرستان تبریز است.
دهستان، در مشرق بخش حومه شهرستان تبریز، در آذربایجان شرقی، و در قسمتی از دامنه شمالی کوه سهند قرار دارد.

مشخصات طبیعی دهستان باسمنج
منطقه ای سردسیر مشتمل بر یازده روستا که برخی از آن ها در مآخذ قدیم جزو دهستان مهران رود شمرده شده است.
مهرانرود ـ که در دهستان باسمنج، «باسمنج چای» (رود باسمنج) و در شهر تبریز «میدان چای» خوانده می شود ـ از کوه سهند سرچشمه می گیرد و در جهت شمال روان می شود و پس از پیوستن رود لیقوان از سمت راست به آن، تا جنوب شهر باسمنج جریان می یابد و سپس در جهت شمال غربی، از آن جا می گذرد و وارد شهر تبریز می شود.

محصولات عمده دهستان باسمنج
محصول عمده دهستان گندم و جوست. و تره بار آن، به ویژه خیار، در شهر تبریز شهرت دارد.

شغل مردم دهستان باسمنج
...
بالَک، دهستان سابق در شهرستان مریوان و نام طایفه ای کُرد.
این دهستان از شمال به دهستان سَرشیو، از جنوب به دهستان اورامان، از مشرق به دهستان کَلاتَرزان و از مغرب به دهستان ویسه محدود بود.

وضعیت آب و هوایی
آبادی های آن در کوهستان های جنگلی قرار داشت و اراضی آن از چشمه و قنات آبیاری می شد.

محصول عمده دهستان بالک
محصول عمده اش لبنیات، غلات و توتون بود.

مرکز دهستان بالک
...
دهستان باهو کلات در بخش دشتیاری، در شهرستان چاه بهار، در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان، در منطقه قدیمی مُکران و ناحیه بلوچستان واقع است.
از شمال به شهرستان ایرانشهر (دهستانهای پیشین و راسک و فیروزآباد)، از مشرق به مرز ایران و پاکستان، از جنوب به دهستان سَندِ میرثوبان و از مغرب به دهستان پُلان و دهستان تِلِنگ (شهرستان نیکشهر) محدود است.
مشخصات طبیعی
حدود ۶۷ آبادی دارد.
بلندیهای کم ارتفاعی با شیب ملایم از شمال به جنوب در آن امتداد دارد و به کرانه های پست ساحلی دریای عمان منتهی می شود.
باهو کلات در منطقه ای بادخیز است و بادهای آن در تابستان، اغلب از میانه تیرماه تا اواسط شهریور، از جنوب شرقی می وزد و گاهی همراه با طوفان است.
بعدازظهرها نیز بادهایی از شمال غربی می وزد.
هنگامی که باد نمی وزد، روزها نسیم دریا و شبها نسیم خشکی به دریا رطوبت هوا را تا حد طاقتفرسایی افزایش می دهد.
میانگین رطوبت در زمستان بین ۵۰ تا ۷۰ و در بهار و تابستان بین ۷۰ تا ۸۷ درصد است.
گاهی پاییز و زمستان مه صبحگاهی دارد.
← از جهت کشاورزی
این منطقه از لحاظ گونه های جانوری نیز بسیار غنی است و برخی از آن ها بومی و منحصر به فرد است.
تمساح پوزه کوتاه ایرانی، خرس سیاه آسیایی، سنجاب راه راه، گربه کوهی، چاخَلَقْ هندی از آن جمله اند.
قوچ و میش، کَلْ و بز، کفتار، کاراکال، جِرد، نَمسْ هندی، جَربیل، کیسه دهان از دیگر گونه های آن به شمار می رود.
از پرندگان منطقه می توان از دُراج، جیرفتی، بلدرچین، انواع پرندگان آبزی نظیر سرسبز و خوتکا، باکلان، پلیکان، حواصیل هندی و پرندگان شکاری نام برد.

بَشاگِرد (نیز بَشاکِرد)، دهستان کوهستانی تقریباً مستطیل شکلی در مشرق میناب و شمال جاسک می باشد.
بشاگرد از مغرب به دهستان رودان و باریکه ساحلی معروف به بیابان، از مشرق به فَنّوج در بلوچستان ، از شمال به مَنُوجان و از جنوب به دامنه غربی دشت های ساحلی بلوچستان محدود می شود. این دهستان حدود ۰۰۰، ۱۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. از بلندی های عمده آن کوه بشاگَرد است که در مسیر شرق ـ جنوب شرقی در فاصله حدود ۱۵۰ کیلومتری از رشته کوه های مارز تا رود رَپْچ در شرق ادامه دارد. نام بشاگرد غالباً به منطقه وسیعی اطلاق می شود که از مَنوجان در شمال تا رَمِشک در مشرق ادامه دارد.

واژه شناسی
بشاگرد احتمالاً جمع بشگرد (یا بشکرد) ـ نام دیگر همان منطقه ـ است. برهان قاطع بشگرد را «شکارگاه» معنی می کند. شوارتز اشتقاق این نام را از «باس» که به گفته مقدسی نام محلی در شمال شرقی آن بوده است، محتمل می داند. این نکته نیز شایان ذکر است که «بَش» در زبان بلوچی به معنای «باران تابستانی» است که از ویژگی های هوای متغیر این ناحیه محسوب می شود. نزول بش برای محصول خرما بلا، ولی برای گله های گوسفند و بز نعمتی آسمانی است. کشت خرما و پرورش دام فعالیت های اصلی اقتصادی این دهستان به شمار می رود.

اوصاف
پستی و بلندی زمین و اوضاع طبیعی بشاگرد شبیه مُکران در شرق آن است. تمامی دهستان کوهستانی است. بلندترین قله سلسله کوه های بشاگرد، کوهِ کوران، به ارتفاع ۳۶۰، ۲ متر است. سلسله کوه های بسیاری که با در نظر گرفتن ارتفاع نسبتاً کم آن ها صعب العبورند، از دشت های بلند سربرآورده اند. هریسن این کوه ها را «تشتک وار یا ناودیسی» وصف می کند و می گوید که «بدنه فشرده آن ها زیر توده ای از تخته سنگ های شنی تیز و زاویه داری قرار گرفته که در ماسه و خاک پراکنده اند». رنگ غالب دراین کوه ها زیتونی خاکستری مات است که سنگ هایی با رنگ های دیگر به طور پراکنده در آن نفوذ کرده است. ارتفاع تخت ها یا تختان ها در امتداد مسیر رودخانه از حدود ۳۶۰ متر در جنوب، یعنی سمت غربی دهستان، آغاز و تا ۳۵۰، ۱ متر در شمال افزایش می یابد. اطلاعات مربوط به گیاهان و جانوران منطقه را می توان در اثر گابریل یافت. شکار در قرن گذشته فراوان بود، ولی اکنون نسل آن ها منقرض شده است. آبادی های منطقه معدود است و فقط در بستر باریک رودخانه ها یافت می شود.

پیشینه
...

دهستان در دانشنامه ویکی پدیا

دهستان
دِهِستان زیرمجموعه ای از بخش و کوچک ترین واحد تقسیمات کشوری در ایران است. واحدهای بزرگ تر از بخش به ترتیب عبارتند از شهرستان و استان.
دهستان شامل گروهی از روستاهای نزدیک می شود که از نظر اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی به یکدیگر وابستگی داشته باشند. بزرگ ترین یا مهم ترین روستای این مجموعه به عنوان مرکز دهستان انتخاب می شود. نماینده دولت در دهستان دِهدار خوانده می شود. ساختمان و سازمان اداری محل فعالیت دهدار دهداری نام دارد. دهستانْ کوچک ترین واحد تقسیمات کشوری با محدودهٔ جغرافیایی معین است که از به هم پیوستن چند روستا، مکان و مزرعهٔ هم جوار تشکیل می شود. روستاهای یک دهستان از لحاظ محیط طبیعی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی همگن هستند که این خدمات رسانی و برنامه ریزی در سامانه و شبکه ای واحد را ممکن می سازد. دهستان توسط دهدار اداره می شود.
دهستان یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بادغیس واقع شده است.
فهرست شهرهای افغانستان
دهستان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بزکش بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شده است.
رامیان
آب انار، دهستانی است از توابع بخش کلات شهرستان آبدانان در استان ایلام ایران.
براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲٬۱۴۹ نفر (۳۸۰ خانوار) بوده است.
دهستان آب باران یکی از دهستان های تابعه بخش جولکی شهرستان آغاجاری در استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. دهستان آب باران به مرکزیت روستای آب باران از ترکیب روستاها، مزارع و مکان های هادی خانی، آب باران یک، آب باران دو، چم نظامی شیخ عاشورا، امامزاده شاه عبدالله، قهوه خانه پل مارون، ایستگاه آب آغاجاری، تصفیه خانه آغاجاری، تلمبه خانه شهید اسکندری، ایستگاه شهید پرخیده، چشمه نظامی، فاز دو آب باران دو، چم نظامی، بیشه شیرین و امامزاده شاه خراسان در تابعیت بخش جولکی شهرستان آغاجاری ایجاد می شود. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۱۷۷۶ نفر (۳۹۵ خانوار) بوده است.
فهرست دهستان های ایران
دهستان آب باریک نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان سنقر، استان کرمانشاه در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۴۱۹ نفر (۱۵۶۱ خانوار) بوده است.
آب بر، مرکز شهرستان طارم در استان زنجان ایران است.
براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۴٬۸۷۰ نفر (۱٬۰۹۷ خانوار) بوده است.
دهستان آب رییس نام دهستانی در بخش بزمان شهرستان ایرانشهر، استان سیستان و بلوچستان در ایران است. بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۵۵ نفر (۳۲۷ خانوار) بوده است.
دهستان آب نما نام دهستانی است در بخش مرکزی از توابع شهرستان رودان در استان هرمزگان در جنوب ایران است.
بختیاری، سعید، «اتواطلس ایران» ، “ مؤسسه جغرافیایی وکارتگرافی گیتاشناسی، بهار ۱۳۸۴ خورشیدی.
جمعیت دهستان آب نما طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۸۱۹۹ نفر بوده است.
دهستان آباده طشک نام دهستانی در بخش آباده طشک شهرستان نی ریز، استان فارس در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۷۳۳ نفر (۱۲۲۷ خانوار) بوده است.
آبدان، دهستانی است از توابع بخش آبدان شهرستان دیر در استان بوشهر ایران.
درگاه ملی آمار
براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن، ۱۶۶۸ نفر (با ۲۹۵ خانوار) نفر می باشد.
مرکز دهستان در تقسیمات کشوری ایران، روستایی است که دهداری در آن واقع است.
فهرست بخش های ایران
فهرست دهستان های ایران
فهرست روستاهای ایران
دهداری
کول تپه دهستان مربوط به عصر مفرغ - عصر آهن است و در شهرستان اهر، بخش مرکزی، دهستان گویجه بل، روستای دهستان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۹۶۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دهستان در دانشنامه آزاد پارسی

دِهِسْتان
ولایتی حاصل خیز و آباد در شمال مسیر سفلای رودخانۀ اترک بین خوارزم و گرگان. بخش جنوبی آن از رودخانۀ اترک سیراب می شد. این ناحیه مرکب از چند شهر و دَه ها روستا، و شهر آخور کرسی آن بود و شهر رباط در شرق آن و بر سر راه خوارزم قرار داشت. به نوشتۀ مقدسی، روستاهای ۲۴گانه دهستان از پرجمعیت ترین آبادی های ناحیۀ گرگان بوده است. باغداری و صید ماهی از مشاغل مردم دهستان بود. ولایت دهستان از پیش از اسلام ناحیه ای معمور بوده است و مردم آن از ترکان بودند. یزید بن مهلب دهستان را تصرّف کرد و هزاران تن از مردمانش را کشت و به بردگی گرفت. خرابه های دهستان امروزه در خاک جمهوری ترکمنستان قرار دارد و به مشهد مصریان معروف است.

دهستان در جدول کلمات

دهستان مریوان
اورامان
دهی از دهستان دلکا در بخش بزمان شهرستان ایرانشهر
توتک

معنی دهستان به انگلیسی

rural district (اسم)
دهستان

دهستان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دهستان   • روستا   • تعریف دهستان   • نقشه تقسیمات کشوری ایران   • دهدار   • شهرستان   • مفهوم دهستان   • معرفی دهستان   • دهستان چیست   • دهستان یعنی چی   • دهستان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دهستان
کلمه : دهستان
اشتباه تایپی : nisjhk
آوا : dehestAn
نقش : اسم
عکس دهستان : در گوگل


آیا معنی دهستان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )