برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1350 100 1

دهنده

/dahande/

معنی دهنده در لغت نامه دهخدا

دهنده. [ دَ هََ دَ / دِ ] (نف ) که چیزی را دهد. آنکه چیزی را به کسی بدهد. آنچه دهد. مقابل گیرنده ؛ دستگاه دهنده. مقابل دستگاه گیرنده در برق و جز آن. (یادداشت مؤلف ). || عطاکننده. (ناظم الاطباء). معطی. باذل. بخشنده. (یادداشت مؤلف ). معطیه. (از منتهی الارب ) :
نیل دهنده تویی به گاه عطیت
پیل دمنده به گاه کینه گزاری.
رودکی.
- دهنده ٔ بی منت ؛ خدای تعالی. (یادداشت مؤلف ).
|| زن فاحشه و قحبه. (ناظم الاطباء).

دهنده. [ دَ هََ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش صومعه سرای شهرستان فومن. واقع در 4/5هزارگزی شمال صومعه سرا متصل به راه فرعی اتومبیل رو کسما به کله سر. دارای 286 تن سکنه. آب آن ازرودخانه ٔ ماسوله. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

معنی دهنده به فارسی

دهنده
که چیزی را دهد .
[donor] [فیزیک] ناخالصی ای که به نیم رسانای خالص افزوده می شود تا به نوار رسانش الکترون بیشتری بدهد
( اسم ) ۱ - آنکه آواز دهد . ۲ - هاتف .
[connector] [مهندسی مخابرات] افزاره ای که نقش میانای فیزیکی را برای بافه ها/ کابل هایی مثل بافه/ کابل نوری و هم محور ایفا می کند
[shaping action] [آینده پژوهی و آینده نگری] اقدامی سازمانی در چرخۀ برنامه ریزی کنونی برای واپایش آسیب پذیری یک فرض باربَر
[representing measure] [ریاضی] فرمول دار
از بافتهای نباتات
منذر . ترس دیده .
( اسم ) آنکه پاداش دهد مکافات کننده جزا دهنده .
آنکه پاداش دهد جزا دهنده
( اسم ) رشوت دهنده راشی .
راشی رشوت دهنده
( صفت ) آنکس که پیشنهاد دهد پیشنهاد کننده . جمع : پیشنهاد دهندگان .
[consignor] [حمل ونقل دریایی] شخص حقیقی یا حقوقی که کالا را برای ارسال به شرکت باربری تحویل می دهد
[donor level] [فیزیک] تراز انرژی واقع در فاصلۀ بین نوار رسانش و نوار ظرفیت که نزدیک به نوار رسانش بعد از تراز پذیرنده قرار دارد
...

معنی دهنده در فرهنگ فارسی عمید

دهنده
کسی که چیزی به دیگری بدهد.
آنچه یا آن که دیگری را فریب داده و گول می زند.
پرداخت کنندۀ مالیات.

دهنده در دانشنامه ویکی پدیا

دهنده
دهنده، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان صومعه سرا در استان گیلان ایران است.
این روستا در میانه جاده کسما به اباتر قرار دارد. بقعه امامزاده سیدسلیمان و سیدابراهیم در این روستا قرار دارد.
چاه آبی در این بقعه قرار دارد که بنا به گفته اهالی برای درمان بیماری های پوستی بسیار مفید است .
این روستا در دهستان کسما قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲۳ نفر (۱۰۵خانوار) بوده است.
دهنده (به انگلیسی: Donor) به اتمی گفته می شود که اگر بعنوان ناخالصی به نیمه رسانا افزوده شود، نیمه رسانای منفی درست می کند.
نیمه رسانا
پذیرنده (نیمه رسانا)
اتصال P-N
برای نمونه، اگر به نیمه رسانای سیلیسیمی (سیلیسیم در گروه چهار جدول تناوبیست)، ناخالصی از گروه پنجم مانند فسفر، آرسنیک، آنتیموان یا بیسموت افزوده شود، این ناخالصی جای سیلیسیم را در ساختار می گیرد. از 5 الکترون در لایه آخر این ناخالصی ها برای ایجاد پیوند باشنده هستند، 4 تا با سیلیسیم همسایه پیوند می دهند. الکترون پنجم بدون پیوند و آزادانه در ساختار می مانند و می تواند حامل بار الکتریکی شود.
ویکی پدیای انگلیسی
دهندهٔ الکترون یک مادهٔ شیمیایی است که به ترکیب دیگر، الکترون می دهد. این ماده یک عامل کاهنده است که درنتیجهٔ این الکترون دادن، باعث اکسایش خودش در فرایند می شود.
نیم رسانا
دهنده (نیمه رسانا)
معمولاً عامل های کاهنده در اثر واکنش های شیمیایی یونی یا کووالانسی دچار دگرگونی های شیمیایی همیشگی می شوند. این پدیده باعث می شود که یک یا چند الکترون طی یک فرایند برگشت ناپذیر به طور کامل منتقل شوند. در بسیاری موقعیت های شیمیایی انتقال بار الکترونی به یک پذیرندهٔ الکترون صورت می گیرد اما در این انتقال می تواند به صورت جزئی باشد به این معنی که الکترون به طور کامل منتقل نمی شود بلکه یک رزونانس (طنین) میان دهنده و گیرندهٔ الکترون پدید می آید. این باعث م ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دهنده در جدول کلمات

از کشورهای تشکیل دهنده شورای همکاری خلیج فارس
عمان
ازنامهای مردانه ایرانی به معنی بشارت دهنده پیروزی
ونداد
انجام دهنده کار
کارساز
انجام دهنده کاری ناروا
مرتکب
اولین انجام دهنده پیوند قلب
کریستین بانارد
پرورش دهنده حیوانات
دامدار
پرورش دهنده حیوانات اهلی
دامدار
پناه دهنده مسلم بن عقیل که به شهادت رسید
هانی
جلا دهنده کفش
واکس
حالت دهنده مژه
ریمل

معنی دهنده به انگلیسی

transferor (اسم)
انتقال دهنده ، دهنده ، منتقل کننده
donor (اسم)
بخشنده ، دهنده ، اعطاء کننده ، واهب ، هبه کننده
giver (اسم)
دهنده

معنی کلمه دهنده به عربی

دهنده
مانح , متبرع
تاجر
موجر
عارض
مخبر , مراقب
متبني
مرسل , ناقل الملکية
رجعي
کهربائي
رجعي
مجيز
محرک
مساعد , مقوي
مکون
معزي
رزين , سکن
تفاضل
اول
محفز
صراف

دهنده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که چیزی می دهد.دهنه
ی روستا*ده*
Dahandeh

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس مردی که زن را میکند   • اگر زن ارضا نشود حامله میشود   • معنی کلمه زنیکه   • شعر برای هادی نوروزی   • زنیکه خراب   • کشف متن تکان دهنده در گوشی هادی نوروزی   • معنی تکان   • متن گوشی هادی نوروزی   • معنی دهنده   • مفهوم دهنده   • تعریف دهنده   • معرفی دهنده   • دهنده چیست   • دهنده یعنی چی   • دهنده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دهنده
کلمه : دهنده
اشتباه تایپی : nikni
آوا : dahande
نقش : صفت
عکس دهنده : در گوگل

آیا معنی دهنده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )