برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1178 100 1

دوام کردن

معنی دوام کردن در لغت نامه دهخدا

دوام کردن. [ دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پاییدن. پایستن. پایدارماندن. پایداری کردن. (یادداشت مؤلف ) :
آن بوی گل و سنبل و نالیدن بلبل
خوش بود دریغا که نکردند دوامی.
سعدی.
|| مداومت کردن : کرز؛ دوام کردن بر خوردن قروت. استعلاج ؛ دوام کردن بر خوردن شراب و ستهیدن در آن و بسیار خوردن آن. شرف ؛ دوام کردن بر خوردن کوهان. (منتهی الارب ). تثبیة؛ دوام کردن بر چیزی. (تاج المصادر بیهقی ).

معنی دوام کردن به فارسی

دوام کردن
پاییدن . پایدار ماندن .

معنی دوام کردن به انگلیسی

last (فعل)
دوام داشتن ، طول کشیدن ، دوام کردن ، به درازا کشیدن ، پایستن
wear (فعل)
پوشاندن ، پوشیدن ، دوام کردن ، ملبس شدن ، در بر کردن ، بر سر گذاشتن ، پاکردن

معنی کلمه دوام کردن به عربی

دوام کردن
آخر مرة , ملابس

دوام کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دوام کردن   • مفهوم دوام کردن   • تعریف دوام کردن   • معرفی دوام کردن   • دوام کردن چیست   • دوام کردن یعنی چی   • دوام کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دوام کردن
کلمه : دوام کردن
اشتباه تایپی : n,hl ;vnk
عکس دوام کردن : در گوگل

آیا معنی دوام کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )