انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1013 100 1

دوبینی

/dobini/

معنی دوبینی در لغت نامه دهخدا

دوبینی. [ دُ ] (حامص مرکب ) صفت و حالت دوبین. لوچی. اَحوالی. کاژی. (از یادداشت مؤلف ).دوتا دیدن هر شیئی. رجوع به دوبین شود :
اگر تو دیده وری نیک و بد ز حق بینی
دوبینی از قبل چشم احول افتاده ست.
سعدی.
|| نفاق و ریاکاری و بی حقیقتی. (ناظم الاطباء). دورویی. منافقی :
جمعه با زوجه ٔ خود گفت شبی
که مرا بر تو ز آدینه شکی است
زوجه اش گفت دوبینی بگذار
پیش من جمعه و آدینه یکی است.
شهاب تبریزی.
|| ثنویت. اعتقاد به وجود دو خدا :
هست آیین دوبینی ز هوس
قبله ٔ عشق یکی باشد و بس.
جامی.

معنی دوبینی به فارسی

دوبینی
[diplopia, double vision, ambiopia, binocular polyopia] [پزشکی] درک دو تصویر از شیئی یگانه به صورت هم زمان
[horizontal diplopia] [علوم پایۀ پزشکی] نوعی دوبینی که در آن دو تصویر از یک شیء در یک صفحۀ افقی قرار می گیرد، خواه به صورت متقاطع خواه به صورت متقارن
[monocular diplopia] [علوم پایۀ پزشکی] درک دو تصویر از یک شیء با یک چشم
[binocular diplopia] [پزشکی] رؤیت دوگانه که در آن تصویرهای یک شیء در نقاط غیرمتناظر شبکیه های دو طرف تشکیل می شود
[diplopiometer] [پزشکی] ابزاری برای اندازه گیری دوبینی
[physiological diplopia, stereoscopic diplopia] [علوم پایۀ پزشکی] نوعی دوبینی در دید طبیعی که در آن اشیای نزدیک تر به صورت متقاطع و اشیای دورتر به صورت متقارن دو تا دیده می شوند
[vertical diplopia] [علوم پایۀ پزشکی] نوعی دوبینی که در آن دو تصویر از یک شیء به نحوی قرار می گیرند که یکی در بالای دیگری واقع می شود
[homonymous diplopia] [علوم پایۀ پزشکی] ← دوبینی مستقیم
[crossed diplopia] [علوم پایۀ پزشکی] نوعی دوبینی که در آن دو تصویر مربوط به چشم های چپ و راست با هم جابه جا می شود متـ . دوبینی نامتقارن heteronymous diplopia
[direct diplopia, uncrossed diplopia] [علوم پایۀ پزشکی] نوعی دوبینی که در آن تصویر مربوط به چشم راست در سمت راست تصویر مربوط به چشم چپ دیده می شود متـ . دوبینی متقارن homonymous diplopia
[heteronymous diplopia] [علوم پایۀ پزشکی] ← دوبینی متقاطع
[diplopioscope] [پزشکی] ابزاری برای بررسی دید دوچشمی

معنی دوبینی در فرهنگ فارسی عمید

دوبینی
یکی را دوتا دیدن، لوچ بودن، لوچی، حالت چشم که یک چیز را دوتا ببیند.

دوبینی در دانشنامه ویکی پدیا

دوبینی
دوبینی (به انگلیسی: Diplopia)، که به آن دوگانگی دید نیز می گویند، نوعی اختلال دید است که از یک جسم واحد دو تصویر در ذهن احساس می شود. دوگانگی دید می تواند به صورت افقی، عمودی، قطری (یعنی هم افقی و هم عمودی) و یا به صورت چرخش تصویر یک جسم در مقایسه با دیگر اجسام باشد. این مشکل معمولاً ناشی از ماهیچه های بیرونی چشم هستند به صورتی که هر دو چشم به صورت عملکردی سالم هستند اما نمی توانند بر روی یک هدف مشخص تمرکز نمایند. مشکل ماهیچه های بیرونی چشم می تواند به علت معضلات فیزیکی، اختلالات تماس عصبی-ماهیچه ای، اختلالات اعصاب مغزی که محرک اعصاب هستند، اختلالات گاه و بیگاه شامل سلولهای دخیل در حرکت چشم و یا مصرف مواد سمی باشد. دوبینی می تواند یکی از اولین نشانه های یک بیماری همستی مانند موارد مربوط به فریاندهای پردازش عضلات و یا اعصاب باشد که می تواند منجر به ایجاد اختلال در تعادل، حرکت و یا توانایی خواندن شخص گردد.
ام اس
آبسه
میگرن
تروما
دیابت
سرطان
سینوزیت
بوتولیسم
آسیب عصبی
قوز قرنیه
تومور مغزی
انحراف چشم
بیماری لایم
آب مروارید
مواد افیونی
چشم آستیگمات
بیماری گریوز
سندروم ورنیک
میاستنی گراویس
نشانگان گیلن باره
ترکیبات سالیسیلاتی
آنتی بیوتیک فلوروکینولون
دوبینی دارای گستره وسیعی از علت ها مانند مشکلات چشمی، عفونت، مشکلات خود ایمنی، علایم عصبی و نئوپلاستی می باشد.
عکس دوبینی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دوبینی در دانشنامه آزاد پارسی

دوبینی (diplopia)
دوتادیدن اشیاء. معمولاً ناشی از فقدان هماهنگی حرکات چشم هاست. این عارضه ممکن است براثر بیماری یا آسیب دیدن ماهیچه های چشم، عصب رسانی به هریک از این ماهیچه ها یا مسمومیت بروز کند.

معنی دوبینی به انگلیسی

squint (اسم)
خوی ، لوچی ، دوبینی ، احولی ، نگاه با چشم نیمباز
strabismus (اسم)
لوچی ، دوبینی ، احولی ، چپ چشم بودن

دوبینی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی دوبینی

امیر نبوی پور ١٤:١٢ - ١٣٩٦/١١/٢٢
Double vision
دیدن دو تصویر از یک جسم
|

ابراهیم کریمی ١٧:٠٥ - ١٣٩٧/٠٦/١٦
میوپ
|

پیشنهاد شما درباره معنی دوبینی



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• علت دوبینی ناگهانی چشم   • دوبینی عمودی   • درمان دوبینی در طب سنتی   • دوبینی چشم در کودکان   • دوبینی در ام اس چگونه است   • علت دوبینی در کودکان   • دوبینی و سرگیجه   • دوبینی تک چشمی   • معنی دوبینی   • مفهوم دوبینی   • تعریف دوبینی   • معرفی دوبینی   • دوبینی چیست   • دوبینی یعنی چی   • دوبینی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دوبینی
کلمه : دوبینی
اشتباه تایپی : n,fdkd
آوا : dobini
نقش : اسم
عکس دوبینی : در گوگل


آیا معنی دوبینی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )