برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

دوری

/dowri/

مترادف دوری: اجتناب، احتراز، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، حذر، کناره گیری، جدایی، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوری، هجر، هجران، غربت، غیبت، بعد، فاصله، مسافت

متضاد دوری: نزدیکی، وصال

معنی دوری در لغت نامه دهخدا

دوری. [ دَ / دُو ] (ص نسبی )منسوب به دور. رحوی. چنبری. دورانی. (یادداشت مؤلف ). || منسوب به دور و گردش در زمان خاص.
- جنون دوری ؛جنون ادواری.
|| (اِ) ظرفی مدور با لبه ٔ بسیار کوتاه از مس و غیره. بشقاب بزرگ لبه دار. (یادداشت مؤلف ). ظرف غذاخوری پهن بزرگتر از بشقاب و کوچکتر از قاب که پردل نیز گویند. (ناظم الاطباء). بشقاب بزرگ. || مرغی را گویند که برود وبازآید. (لغت محلی شوشتر).

دوری. (حامص ) حالت و صفت دور. دور بودن. فاصله داشتن دو چیزیا دو جا یا دو کس از هم. غرابت. غربت. حواذ. بر. نوی. مقابل قرب. مقابل نزدیکی و با کردن و گزیدن صرف شود. (یادداشت مؤلف ). نقیض نزدیکی. (لغت محلی شوشتر). بعد. (آنندراج ). سحق. (دهار). طرح. (دهار). شطط. (ترجمان القرآن ). جنابة. شَطاط. نیة. تعس. صقب. سَاءْوْ. هلیان. شطاف. شعب. شطة. شطاطة. شغر. ریم. شقة. شزن. تعادی. عداء. عادیة. نطو. غربة. غرب. عران. عزلة. هوب. شمم. شوهة. نرهة. (منتهی الارب ) :
نه دوری دلیل صبوری بود
که بسیار دوری ضروری بود.
نظامی.
هرسخنی کز ادبش دوری است
دست بر او مال که دستوری است.
نظامی.
- امثال :
دوری و دوستی . (امثال و حکم دهخدا).
- دوری دادن ؛ دور ساختن. دور کردن. (یادداشت مؤلف ) :
ازین صنعت خدا دوری دهادت
خرد زین کار دستوری دهادت.
نظامی.
|| فاصله. بین. بون. میانه. میان. مسافت. (یادداشت مؤلف ). مسافت و بعد زیاد. (ناظم الاطباء).
- دوریهای سه گانه ؛ ابعاد ثلاثه. سه دوری : طول و عرض و ارتفاع (عمق ). (یادداشت مؤلف ).
- سه دوری ؛ ابعاد ثلاثه.دوری های سه گانه. (یادداشت مؤلف ) :
سه خط زآن سه جنبش خریدار شد
سه دوری در آن خط گرفتار شد.
نظامی.
چو گشت آن سه دوری ز مرکز عیان
تنومند شد جوهری در میان.
نظامی.
|| مفارقت و جدایی و مهجوری. (ناظم الاطباء). هجر. جدایی. هجران. فراق. هجرت. (یادداشت مؤلف ) :
چو بر دل چیره گردد مهر جانان
به از دوری نباشد هیچ درمان
بسا عشقا که از دوری زدوده ست
چنان کز اصل گویی خود نبوده ست. ...

معنی دوری به فارسی

دوری
بشقاب، بشقاب بزرگ
۱ - دور بودن بعید بودن . ۲ - جدایی مهجوری . ۳ - ( اسم ) مسافت بحد زیاد .
کسی ما به دوری نیست در آن کسی .
[ گویش مازنی ] /doori/ بشقاب بزرگ و مسی & سبقت گرفتن از کسی در کاری
[telemeter] [مهندسی نقشه برداری] وسیله ای برای اندازه گیری فاصله از راه دور
[telemetry] [مهندسی نقشه برداری] اندازه گیری فاصله در هر مکان و ارسال داده ها به مکان دیگر برای استفاده یا تحلیل
طمس . تغرب .
دوری نمودن . حذر کردن .
دوری کننده .
[circular definition] [زبان شناسی] گونه ای تعریف که در آن دو یا چند واژه ازطریق یکدیگر تعریف شده باشند
[cyclic permutation, circular permutation, cycle permutation] [ریاضی] جای گشتی از یک مجموعۀ مرتبِ نمادها که نماد اول را به نماد دوم، دوم را به سوم، ... و آخر را به اول می فرستد
حرکت باستداره حرکت مستدیره و آن حرکتی باشد که هر جزئ از اجزائ متحرک از جای خود بجای دیگر رود و لیکن کل متحرک در جای خود باقی بماند
تنفر از یکدیگر .
[cyclic group] [ریاضی] گروهی که همۀ اعضای آن توان های صحیح یک عضو مشخص گروه هستند
[ گویش مازنی ] /gel doori/ بشقاب سفالی
...

معنی دوری در فرهنگ معین

دوری
(دُ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص نسب .) دورانی . ۲ - (اِمر.) بشقاب بزرگ مقعر.

معنی دوری در فرهنگ فارسی عمید

دوری
بشقاب، بشقاب بزرگ.
= سه بعدی

دوری در دانشنامه اسلامی

دوری
مقابل نزدیکی را دوری گویند و از احکام آن به مناسبت در بابهای صلات، اعتکاف، حج، طلاق و ارث سخن گفته‏اند.
نماز گزار بر میّت نباید از جنازه زیاد دور بایستد. اندازه فاصله بین مأموم و امام فاصله بین مأموم و امام و نیز بین صفها در نماز جماعت، بنابر مشهور نباید از حدّ متعارف زیادتر باشد، مگر آنکه بین آن دو، صفهای متّصل به یکدیگر وجود داشته باشد. احکام مرتبط به دوری در باب اعتکاف بنابر قول برخی، معتکفی که از روی نیاز مسجد را ترک می‏کند، با وجود راه نزدیک نباید راه دور را برگزیند. نوع حج افراد دور از مکه وظیفه کسانی که دور از مکّه سکونت دارند حج تمتّع است. در اینکه ملاک دوری، ۴۸ میل فاصله تا مکّه است یا دوازده میل، اختلاف است. اندازه عدّه وفات زن حامله عدّه وفات برای زن حامله دورترین مدّت از چهار ماه و ده روز و وضع حمل است؛ بدین معنا که اگر قبل از سپری شدن چهار ماه و ده روز وضع حمل کند باید تا چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد و اگر با سپری شدن مدت یاد شده وضع حمل نکند باید تا وضع حمل عدّه نگه دارد. عدم ارث طبقات دور با وجود طبقه اول در حَجب حِرمان، آن که در هر مرتبه به میّت نزدیک‏تر است مانع ارث بری فرد یا طبقه دورتر می‏شود.
دوری ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: معانی• دوری (فقه)، مقابل نزدیکی، از اصطلاحات به کار رفته در فقه در باب های صلات، اعتکاف، حج، طلاق و ارث• تعریف دوری، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق، به معنای شناسایی یک شیء از راه شیء دوم، در حال توقف شناخت دومی بر شناخت اولی اعلام و اشخاص• بایزید دوری، کاتب المُلک، خوشنویس و شاعر فارسی گوی قرن دهم• حفص بن عمر دوری، حَفْص بن عُمر دُوری، از راویان قرائتهای هفت گانه قرآن و محدّث قرن دوم و سوم• عبدالعزیز دوری، از محققین و مؤلفین قرن بیستم میلادی در عراق
...
مقابل نزدیکی را دوری گویند و از احکام آن به مناسبت در بابهای صلات، ...

دوری در دانشنامه ویکی پدیا

دوری
دوری می تواند به موارد زیر اشاره کند:
فاصله
مفهومی در دوری سنجی
دوری (اسفراین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین
فرودگاه دوری
قنات دوری، بستان آباد
گراف دوری
زاغچه دوری
جوجه تیغی دوری
گروه دوری
دوری (اسفراین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی ایران است.
این روستا در دهستان روئین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳ نفر (۵خانوار) بوده است.
دوری سنجی یا تله متری ضبط اطلاعات اندازه گیری شده و ارسال آن ها با استفاده از خطوط ارتباطی یا از طریق ارتباط بی سیم است. در مورد دوری سنجی این نکته را باید در نظر گرفت که اطلاعات از یک مبدا در حال حرکت و هر چند لحظه یکبار به یک پایگاه ثابت ارسال می شوند.
سیستم جمع آوری اطلاعات
یکی از سیستم های تسهیم سازی زیر:
سیستم تسهیم سازی فرکانسی
سیستم تسهیم سازی زمانی
سیستم تسهیم سازی هیبرید که ترکیبی از تسهیم سازی فرکانسی و تسهیم سازی زمانی است.
این سیستم ها برای جمع آوری داده ها و در یک مکان متحرک و دور از دسترس و ارسال آن ها به یک مرکز ثابت برای نمایش و بررسی آن ها. به طور کلی سیستم های دوری سنجی برای وسایل نقلیه در حال حرکت مانند اتومبیل، هواپیما، موشک یا ماهواره استفاده می شوند.
سامانه های دوری سنجی دارای اجزای زیر است:
دوری صربسکه (Dveri Srpske) - جنبش سیاسی صربستان است. معنی نام این جنبش درهای صربی است (واژه صربی «دور» dver همریشه با واژه فارسی «در» است). این جنبش در سال ۱۹۹۹ تأسیس شد و اساساً مشغول موضوهای فرهنگ و هویت صربها بود. ولی وقتی جنبش پی برد که در صحنه سیاسی صربستان هیچ حزبی وجود ندارد که بتواند از منافع ملی صربستان دفاع کند دوری صربسکه تصمیم گرفت وارد صحنه سیاسی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دوری در دانشنامه آزاد پارسی

دوری (dory)
ماهی دریایی Zeus faber، در دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس یافت می شود. این نوع ماهی حداکثر ۶۰ سانتی متر رشد می کند و دارای نُه تا ده خار بلند در جلو بالۀ پشتی، و چهار خار در جلو بالۀ مخرجی اش است. دوری، غذای دریایی عالی ای است و به جان دوری هم موسوم است. دوری قهوه ای زیتونی یا خاکستر ی رنگ است و در طرفین بدنش لکه هایی مشخص به رنگ سیاه، بین حلقه هایی زردرنگ دارد. شکارچی و کمین کننده است و طعمه های خود را با پرت کردن آرواره های متحرکش صید می کند.

ارتباط محتوایی با دوری

دوری در جدول کلمات

دوری
تبری
دوری ا ز تمدن
بربریت
دوری ا ز دوستان
هجران
دوری از مسابقه
راند
دوری از وطن
غربت
دوری و بیزاری
تبری
دوری و جدایی
هجر
دوری و فراق
هجران
دوری کردن
ابا
این شهر استان سیستان و بلوچستان دارای گذشته تاریخی بسیار دوری بوده و در ادوار مختلف تاریخ ایران مورد تاخت و تاز اقوام مختلف و محل عبور حکام و فرماندهان وقت بوده است
زابل

معنی دوری به انگلیسی

distance (اسم)
بعد ، فاصله ، مسیر ، دوری ، مسافت
separation (اسم)
جدایی ، تفکیک ، فراق ، انفصال ، دوری ، مفارقت
dish (اسم)
ظرف ، غذا ، بخشی از غذا ، خوراک ، بشقاب ، ظروف ، دوری ، طعام
grail (اسم)
جام ، دوری ، جام شراب ، هدف نهایی
remoteness (اسم)
دوری
improbability (اسم)
دوری ، استبعاد ، عدم احتمال ، حادثه یا امر غیر محتمل
inaccessibility (اسم)
دوری ، استبعاد ، عدم دسترسی ، دستنارسی
paten (اسم)
دوری ، بشقاب نان عشای ربانی
periodicity (اسم)
دوره ، تناوب ، نوبت ، دوری ، حالت تناوبی
serial (صفت)
نوبتی ، ردهای ، پیاپی ، دوری ، جزء بجزء ، ترتیبی ، سریال ، ردیفی
periodic (صفت)
متناوب ، نوبتی ، دوری ، نوبت دار ، دورهای

معنی کلمه دوری به عربی

دوری
صحن
لامرکزية
اختطاف
تجنب
خليج

دوری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
بشقاب بزرگ
عطیه
بشقاب بزرگ و مقعر
میلاد۹۸
درزبان کردی وفارسی کهن(پیش ازمشروطه) به معنی بشقاب است
شادلویی
در زبان لری کرمانجی به معنی بشقاب
سجادیه
دُوری در گدیش یزدی یعنی بشقاب
ستار
نبودن حضوری،فاصله داشتن،ندیدن کسی
محبت اله زارع
بشقاب.


از واژه های متروک در برخی روستاهای فارس در محل شهر باستانی استخر.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متن عاشقانه دوری و دلتنگی   • دوری از همسر   • شعر دوري از يار   • معنی دوری   • شعر دوری از عشق   • شعر در مورد دوری دوست   • دوری از عشقم   • درد دوری از معشوق   • مفهوم دوری   • تعریف دوری   • معرفی دوری   • دوری چیست   • دوری یعنی چی   • دوری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دوری
کلمه : دوری
اشتباه تایپی : n,vd
آوا : dowri
نقش : اسم
عکس دوری : در گوگل

آیا معنی دوری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )