برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1225 100 1

دولاب

/dulAb/

معنی دولاب در لغت نامه دهخدا

دولاب. [ دَ / دو ] (معرب ، اِ) (مأخوذ از فارسی دول + آب ) چرخ چاه که در آن کوزه ها بسته آب کشند. (از آنندراج ) (از غیاث ). ج ، دوالیب. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دلو آب یا دول آب و فارسی است. (جوهری از سیوطی در المزهر). قسمی چرخ آبیاری. (مفاتیح ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.

دولاب. (اِ مرکب ) چرخی که با آن جهت آبیاری کردن زراعت از چاه آب کشند. خربلة. چرخاب. (ناظم الاطباء). دلوآب.(شرفنامه ٔ منیری ). عجله. چرخ. بکره. چرخ آب کشی. چرخ چاه. (یادداشت مؤلف ). چرخ آب. (لغت محلی شوشتر). منجنین. منجنون. جنجون. منجور. عِجلَة. عَجَلَة. دالیة. ناعورة. ساقیة. سانیة. (منتهی الارب ) : وبیشتر آبشان از چاهها و دولابهاست. (حدود العالم ).
دو پیکر باز چون دو یار در خواب
به یکدیگر بپیچیده چو دولاب.
(ویس و رامین ).
نیست جز دولاب گردون چون به گشتنهای خویش
آب ریزد بر زمین تا می بروید زو شجر.
ناصرخسرو.
هر زمان برکشد به بانگ بلند
زین سیه چاه ژرف این دولاب.
ناصرخسرو.
همیشه تا شود اندر سه وقت هر سالی
فلک به گشت رحا و حمایل دولاب.
مسعودسعد.
همیشه تا فلک آبگون همی گردد
گهی بسان رحا گه حمایل و دولاب.
مسعودسعد.
ز چرخ گردان دولاب وار آب روان
بگاه و بیگه آری چنین بود دولاب.
مسعودسعد.
فلک به دوران گه آسیا و گه دولاب
زمین ز گردون گه کهربا و گه مینا.
مسعودسعد.
به خوان دهر چون دولاب یابی کاسه ها شسته
که بر دولاب گردون هست کارش کاسه گردانی.
خاقانی.
از داده ٔ دهر است همه زاده ٔ سلوت
از بخشش چاه است همه ریزش دولاب.
خاقانی.
دل خاقانی دولاب روان را ماند
که ز یک سو بستاند به دگر سو بدهد.
خاقانی.
بر کنار دو جوی دیده ٔ من
بانگ دولاب آسمان بشنو.
خاقانی.
چو دولاب کو شربت تر دهد
از این سر ستاند بدان سر دهد.
نظامی.
چند بینی گردش دولاب را
سر برون ک ...

معنی دولاب به فارسی

دولاب
قریه ای که در قدیم جزو [[ ری ]] بود و اکنون قریه ایست در مشرق تهران و گروهی از بزرگان بدان نسبت دارند.
( اسم ) ۱ - چرخ چوبی با دول و ریسمان که با آن آب از چاه میکشند چرخ آب . ۲ - گنجه کوچک در دار که در ایوان تعبیه کنند دولابه . ۳ - آسمان فلک . یا دولاب سیمایی آسمان . یا دولاب مینا آسمان . ۴ - نیرنگ تزویر .
[ گویش مازنی ] /doolaab/ ول خرج
شعبده باز .
کسی که تجارت و داد و ستد می کند .
جمل مال التجاره از شهری به شهری .
باغی در یزد
چرخاب ٠ چرخ دلو چرخی که یک یا چند دلو پر آب را از چاه برکشد ٠
ده از دهستان دامنه کوه بخش حومه شهرستان دامغان
ناحیه ایست در گیلانو آن از شمال محدود است به اسالم از مغرب به خلخال از جنوب به شاندرمن و گسکر. طول آن ۴۳۱ و عرض ۳٠ کیلومتر است و آن بدو ناحیه تقسیم می شود: ۱ - گل دولاب که دارای اراضی پست است ۲ - ناحیه کوهستانی که آنرا طالش دولاب گویند . آب و هوای قسمت پست نا سالم و مهمترین قریه آن [ پونل ] است . جمعیت طالش دولاب حدود ۱۵٠٠٠ تن است . ناحیه مزبور دارای جنگلهای قابل بهره برداری بسیار است ( جغرافی سیاسی . کیهان )
نام ناحیه ایست در گیلان مطابق تقسیماتیکه در جغرافی کیهان برای گیلان شده هفدهمین ناحیه محسوب است .
نام یکی از دهستان های بخش رضوانده شهرستان طوالش است این دهستان میان دهستانهای میانده خشابر پره سر و دریای خزر واقع است . این دهستان از ۲۵ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل می یابد ...

معنی دولاب در فرهنگ معین

دولاب
(اِمر.) ۱ - چرخ چوبی با ریسمان و سطل که به وسیلة آن از چاه آب کشند. ۲ - گنجة کوچک دردار که توی دیوار درست کنند.

معنی دولاب در فرهنگ فارسی عمید

دولاب
۱. چرخ چاه، چرخ چوبی با دول و ریسمان که با آن آب از چاه می کشند: به چرخ اندر آیند دولاب وار / چو دولاب بر خود بگریند زار (سعدی۱: ۱۱۲)، چو شوریدگان می پرستی کنند / بر آواز دولاب مستی کنند (سعدی۱: ۱۱۲).
۲. گنجه و اشکاف کوچک دردار که توی دیوار درست می کنند، دولابه.
۳. [قدیمی، مجاز] آسمان، چرخ، فلک.
۴. [قدیمی] آنچه بر محوری بچرخد.

دولاب در دانشنامه اسلامی

دولاب
دولاب: به معنای چرخ چاه است.
دولاب چرخی است که جهت آبیاری کردن با آن از چاه، آب می کشند.
کاربرد فقهی
از دولاب، به مناسبت در باب های طهارت، زکات، مساقات، مزارعه، اجاره، شفعه و ارث ،سخن گفته اند.
احکام دولاب
...

دولاب در دانشنامه ویکی پدیا

دولاب
دولاب (ارسنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ارسنجان در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان علی آبادملک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
دولاب، روستایی از توابع بخش خضرآباد شهرستان اشکذر در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان کذاب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۹ نفر (۳۷خانوار) بوده است.
دولاب (اصفهان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است. این روستا در حاشیه جاده اصفهان ورزنه واقع شده است.
این روستا در دهستان براآن شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۹۳ نفر (۱۲۰خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۵°۵۶′۳۷″شمالی ۴۸°۳۷′۳۳″شرقی / ۳۵٫۹۴۳۶۹°شمالی ۴۸٫۶۲۵۸۷°شرقی / 35.94369; 48.62587
دولاب (خدابنده)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خدابنده در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان خرارود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۷ نفر (۱۹خانوار) بوده است.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دولاب در دانشنامه آزاد پارسی

(یا: ناعوره، چرخاب) چرخی که در پیرامون آن تعدادی جام یا دَلْو نصب می شود، به طوری که براثر جریان آب به چرخش در می آید. به منزلۀ منبع تأمین انرژی برای به کار اَنداختن ماشین آلات یا بالاکشیدن آب به کار می رفت. چرخاب عمودی در عصر رومی ها کاربرد فراوانی یافت. در آن زمان، دو نوع چرخاب وجود داشت: چرخاب زیرزَن که چرخ آن در آب فرو می رفت، و چرخاب روزَن که نیرومندتر بود و آب روی آن می ریخت. تا زمان ابداع نخستین ماشین بخار قابل اعتماد در قرن ۱۷، چرخاب یگانه وسیلۀ تأمین توان مکانیکی بود و برای آسیاکردن از آن استفاده می شد. همچنین، برای فلزکاری، در عملیات خردکردن و شکستن سنگ و مانند آن، و به کارانداختن ماشین آلات در کارخانه های اولیه نیز به کار می رفت.

ارتباط محتوایی با دولاب

معنی دولاب به انگلیسی

diabetes mellitus (اسم)
مرض قند ، دیابت شیرین ، دولاب
waterwheel (اسم)
دولاب ، چرخ چاه ، چرخ ابگرد

دولاب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
دولاب دگرگون شده " دورآب " یعنی جایی که از آب دور است ، نام چندین روستای ایران و بویژه در خاور دروازه دولاب یا خیابان 17 شهریور کنونی تهران، منطقه 14 می باشد ، به باور باشندگان این روستا که امروزه در میدان سرآسیاب دولاب ، و حسین آباد دولاب زندگی می کنند در روزگار صفویان و قاجاریان که تهران شکوفایی خود را اغاز نمود کشاورزان خاوری تهران به آب دسترسی نداشتند و از اینرو دولتمردان آنروزگار دستور ساخت کاریز (قنات) اکبرآباد ، عزیزیه و سلیمانیه را دادند که با کوشایی فراوان این کاریز ها به بهره برداری رسیدو مایه رونق کشاورزی ، باغداری و پرورش گل در دورآب گردید و نشانه های آنها هنوز در خیابان های نبرد ، شکوفه ، شاه آبادی پدیدار می باشد و باغ های گل با همه سلاخت و ساز های بی رویه هنوز به فراوانی یافت می شود .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دولاب تهران   • شهر دولاب   • معنی دولاب   • امیر دولاب کیست   • روستای دولاب   • دولاب کجاست   • امیر دولاب ویکی پدیا   • امیر دولاب آپارات   • مفهوم دولاب   • تعریف دولاب   • معرفی دولاب   • دولاب چیست   • دولاب یعنی چی   • دولاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دولاب
کلمه : دولاب
اشتباه تایپی : n,ghf
آوا : dulAb
نقش : اسم خاص مکان
عکس دولاب : در گوگل

آیا معنی دولاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )