انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1022 100 1

دژ

/deZ/

مترادف دژ: ارگ، استحکامات، بارو، برج وبارو، برج، حصار، حصن، دز، دزک، قلعه

معنی دژ در لغت نامه دهخدا

دژ. [ دَ ] (اِ) دز. رواق. دهلیز. کاشانه. کوشک. بالاخانه. (ناظم الاطباء). رجوع به دز شود.

دژ. [ دِ ] (اِ) قلعه و حصار. (برهان ) (غیاث ) (آنندراج ). کوت. (یادداشت مرحوم دهخدا). دز :
بیامد چو نزدیکی دژ رسید
خروشیدن و بانگ ترکان شنید.
فردوسی.
تو اندیشه در دل میاور بسی
تو نگرفتی این دژ نگیرد کسی.
فردوسی.
دژی داشت پرموده آوازه نام
کزآن دژ بدی ایمن و شادکام.
فردوسی.
یکی دژ بکرد از بر تیغ کوه
شد آن شهر با او همه همگروه.
فردوسی.
برآن باره ٔ دژ گذشتی سوار
گرفتش ز لشکر مر آنرا حصار.
فردوسی.
دلیران به دژها نهادند روی
به هر دژ که بودی یکی نامجوی.
فردوسی.
در بن دژ چون کمینگاه بلاست
از بصیرت دیدبان خواهم گزید.
خاقانی.
برآن دژ که او رایت انگیخته
سر کوتوال از دژ آویخته.
نظامی.
- دژ آوازه ؛ دژی بوده است به ترکستان. رجوع به آوازه در همین لغت نامه شود.
- دژ اسپید ؛ فارسی شهر «بیضا» است و بیضا ترجمه ٔ آن است. نام قدیم «نسا» است که شهری است در هشت فرسنگی شمال شیراز. رجوع به نسا شود.
- دژ بهمن ؛ در شاهنامه ٔ فردوسی دژ استوار و سربرکشیده و طلسم شده ٔ بددینان و بتکده ٔ آنان است. این دژ بر کنار دریاچه ٔ چیچست قرار داشت و کیخسرو آن را گشود. نخست فریبرز پسر کیکاوس با طوس و لشکری نیرومند به پای دژ رفتند، اما ناگهان زمین چنان گرم شد که سنانها و زره ها برافروخته و سرخ گشت و مردان جنگی در میان زره سوختند. پهلوانان یک هفته گرد دژ گشتند که درش را پیدا کنند و نیافتند و نومید بازگشتند. آنگاه کیخسرو با گیو و گودرز به گشودن دژ رفتند. کیخسرو نامه ای نوشت پر از آفرین و ستایش خداوند و نام خود در آن یاد کرد و گفت که به فرمان خداوند به گشودن دژ آمده است ، و آن را بر نیزه ای بست و به گیوداد تا به دژ اندازد. گیو نیزه را بر دیوار دژ افکند، و چون نیزه به دیوار فرورفت ، دیوار با صدایی رعدوار شکاف برداشت و روی هوا تیره شد. به فرمان کیخسرو دژ را تیرباران کردند و پس از آنکه دیوان بسیار کشته شدند، هوا روشن گشت و در دژ پدیدار شد و ایرانیان به درون رفتند و آنجا را ویران ساختند و آذرگشسب را به جای آن ساختند. (از دائرةالمعارف فارسی ). و رجوع به تاریخ گزیده ص 93 و یشتها ج 2 ص 238 و 241 و 308 شود:
بشد تا دژ بهمن آزاد شاه
خود و گیو و گودرز و چندان سپاه.
فردوسی.
- دژ روئین ؛ دز روئین. روئین دز. نام قلعه ای که دختران گشتاسب در وی محبوس بودند. اسفندیار آن قلعه را فتح کرد و خواهران خودرا برآورد. (غیاث ) :
هنوز اسفندیار من نرفت از هفت خوان بیرون
هنوزش در دژ روئین عروسانند زندانی.
خاقانی.
یا مگر اسفندیارم کان عروسان را همه
از دژ روئین به سعی هفت خوان آورده ام.
خاقانی.
نه این دژ روئین زنگارخورد را چون اسفندیار به هفتخوان آه سحرگاهی بخواهی گشادن. (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 7). و رجوع به روئین دز و رویین دژ در همین لغت نامه شود.
- || کنایه از آسمان است. (از غیاث ).
- دژ سپید ؛ در شاهنامه ٔ فردوسی دژ سرحدی ایران بر مرز ایران و توران است که سهراب در لشکرکشی خود به ایران نخست بدانجا رسید، و پس از جنگ با هجیر و گردآفرید، آنجا را ویران ساخت. (از دائرةالمعارف فارسی ).
- دژگنبدان ؛ نام قلعه ای است آنچنانکه در شاهنامه آمده است :
دژ گنبدان تیغ با جرمنه
دژلاژوردی زبهر بنه.
فردوسی.
چو آمد به تنگ دژ گنبدان
برست از بد روز و دست بدان.
فردوسی.
- دژ لاژوردی ؛ نام قلعه ای بوده برحسب شاهنامه ٔ فردوسی :
دژ گنبدان تیغ با جرمنه
دژ لاژوردی زبهر بنه.
فردوسی.
- رویین دژ ؛ روئین دز. رجوع به رویین دژ در ردیف خود شود.
|| زمین سخت که پس از برداشتن زمین سست پیدا آید و پایه ٔ بنا را بر آن نهند. طبقه ای از زمین که بسیار سخت است و پی دیوار را بر آن نهند. دِج. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). طبقه ٔ سخت نفوذناپذیر. || خاک این طبقه ٔ سخت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (ص ) زشت و بد. (برهان ) (غیاث ). بد. (شرفنامه ٔ منیری ). زشت و بدشکل. (ناظم الاطباء). || بدخوی. (برهان ). بدکار. بدعمل. بدخوی. (ناظم الاطباء). || (اِ) خشم و قهر. (برهان ) (ناظم الاطباء). بدخوئی و خشم و کین. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). خشم. (شرفنامه ٔ منیری ). || چسبندگی . || پدر. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

دژ. [ دِ ] (اِخ ) نام یکی از ایستگاههای راه آهن بین تهران و اهواز در بخش مرکزی شهرستان اهواز. این ایستگاه در 770هزارگزی جنوب باختری تهران و 49هزارگزی شمال اهواز واقع و ساکنین آن فقط کارمندان راه آهن هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

دژ. [ دُ ] (ص ، پیشوند) زشت و بد. (انجمن آرا) (آنندراج ). بدکار.بدعمل. (ناظم الاطباء). دش. بد. سخت. زشت. اهل شر. ضد. خلاف. مزید مقدم است و معنی زشت و بد به کلمه دهد چون : دژآباد، دژآهنگ ، دژاگام ، دژاگامه ، دژآگاه ، دژآگه ، دژآلود، دژانگاه ، دژبر، دژبراز، دژبرام ، دژبرو، دژپسند، دژخدای ، دژخم ، دژخی ، دژخیم ، دژکام ، دژکامه ، دژگوار، دژگوارد، دژم. || خشمگین. غضبناک.
- دژ ماندن ؛ خشمگین و آشفته ماندن : همچنانکه عاشقان سرمست شوند از حقایق آن جهانی برافروزندو دژ بمانند بی یافت آن راه... (معارف بهاء ولد ص 236).
|| (اِ) بدعملی. || شمار و عدد. (ناظم الاطباء).

معنی دژ به فارسی

دژ
دز، قلعه، پیشونددراول کلمات می آید، زشت وبدوضدوخشم وقهر
در آغاز کلمات بمعنی بد وزشت آید دژ آگاه دژ آلود دژخیم .
زشت و بد بد کار بد عمل دش بد
( صفت ) خشمگین غضبان .
( صفت ) ۱ - بد اندیش . ۲ - بد خوی . ۳ - خشمگین . ۴ - ظالم بی رحم
کوتوال و محافظت کنند. قلعه
دژ آگاه بودن جهل مرکب
مخفف دژ آگاه خشمگین
دژ آلوده سهمگین خشمگین قهر آلود
کلمه غیر موصول به معنی حیف و دریغ و افسوس دریغ و حسرت .
ظلم و بی انصافی و زور و ستم و زبر دستی
بد آموز
۱ - ( صفت ) بد خوی تند خوی . ۲ - خشمگین غضبناک . ۳- ( اسم ) تیر تخش ۴ - زوبین سنان کوچک .
دژ آهنگ بد خوی بدخوی و ترش روی
دژ آهنج بد کردار
غاری بود که افراسیاب بدانجا گریخته بود .
بانوی دژ خاتون دژ
مخفف دژ براز دژ برو خشمناک
( صفت اسم ) ۱ - بد نما نازیبا . ۲ - بد خوی زشت خوی . ۳ - خشم آلود غضبناک . ۴ - خام طمع طماع . ۵ - عیب جوی .
بدرام زشت خو که زشت خویی او طبیعی و ذاتی باشد .
( صفت ) ۱ - بد خو زشت خوی گره بر ابرو زننده . ۲ - خشم آلود غضبناک قهر آلود .
روی ترش کننده و عبوس کننده
دژ براز است در تمام معانی
( صفت ) ۱ - کسی که امری مکروه و سخت را پسندد بد پسند . ۲ - زاهد پرهیزگار متقی .
دژ پسندنده بد پسند مشکل پسند دیر پسند دشوار پسند .
دش خدای جبار متمرد طاغیه ذیونوس دژ خدای سور اقوسیا .

معنی دژ در فرهنگ معین

دژ
(دِ) = (اِ.) دز: حصار، قلعه .
(دُ) [ په . ] پیشوندی که در آغاز کلمات به معنی بد و زشت آید: دژآگاه ، دژخیم .

معنی دژ در فرهنگ فارسی عمید

دژ
قلعه، حصار.
۱. بد، زشت (در ترکیب با کلمات دیگر): دژآباد، دژآگاه، دژآلود، دژپسند، دژخیم، دژکام.
۲. (صفت) غمگین، رنجیده.
قلعۀ محکم و استوار.
۱. دژ کهن، قلعۀ کهن.
۲. [مجاز] دنیا.

دژ در دانشنامه ویکی پدیا

دژ
دژ نام دیگر قلعه است و ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
دژ (رمان)، رمانی از ای. جی. کرونین
دژ (فیلم)، فیلمِ کینگ ویدور
دژ نام دیگر قلعه است و ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
دژ (رمان)، رمانی از ای. جی. کرونین
دژ (فیلم)، فیلمِ کینگ ویدور
دژ (به انگلیسی: The Citadel) رمانی به نگارش آرچیبالد جوزف کرونین Cronin.Aj است که اولین بار در سال ۱۹۳۷، در پرداختن به موضوع بحث برانگیز اخلاق پزشکی پیشگامانه محسوب می شد. این شد که یک دهه بعد، با پایه گذاری و معرفی NHS در بریتانیا اعتبار پیدا کرد. در ایالات متحده آمریکا این رمان جایزه کتاب ملی را در سال ۱۹۳۷ به خود اختصاص داد و اعضای انجمن کتاب فروشان آمریکا به آن رأی مثبت دادند، دکتر Cronin برای کتاب پنجمش از تجربیات خود در حوزه پزشکی در جوامع و گروه های مشغول بکار در معدن زغال سنگ در مناطق دره های Sauth wales کمک گرفت، همان طور که دو سال قبل برای رمان دیگرش به نام "خیره شدن به ستاره ها"down The stars look این کار را انجام داده بود. مخصوصاً او در مورد ارتباط بین استنشاق گرد و خاک و ذرات زغال سنگ و بیماری ریوی در شهر تردیگارTredegar تحقیق کرد و گزارشهایی را ارائه کرد. او همچنین به عنوان یک پزشک برای انجمن امدادرسانی پزشکی تردیگار در بیمارستان cottage فعالیت می کرد، بیمارستانی که به عنوان الگو و مدلی برای خدمات بهداشت و سلامت ملی به مردم خدمت رسانی می کرد. Cronin یکبار در مصاحبه ای عنوان کرد که "من تمام احساسات مربوط به حرفه پزشکی، بی عدالتی ها و نابرابری های آن، معاندت غیرعلمی وابسته و مخفی آن و فریب هایش را در رمان دژ نظامی نوشته و مکتوب کرده ام ... ترس و وحشت ها بی عدالتی هایی که به تفصیل در داستان آمده است مواردی هستند که خودم بشخصه شاهد آن ها بوده ام. این حمله علیه افراد نیست بلکه علیه یک نظام است. در سال ۱۹۳۸ این رمان به یک فیلم بدل شد که در آن شخصیتهایی مثل Robert donat,Rosalind russel , Ralph Richardson , rex Harrison بازی می کردند و نسخه های تلویزیونی آن شامل یک مورد آمریکایی (۱۹۶۰)، ۲ مورد انگلیسی(۱۹۶۰٬۱۹۸۳) ،۲ مورد ایتالیایی (۲۰۰۳٬۱۹۶۴) بودند. همچنین بر اساس این رمان ۳ فیلم هندی نیز ساخته شد: teremere sapne (1971) به زبان هندی، jiban saikate(1972) به زبان بنگالی و madhura swapnam (1982).
http://en.wikipedia.org/wiki/The_Citadel_(novel)).
در اکتبر ۱۹۲۱، اندرو مانسون Andrew manson یک پزشک تازه فارغ التحصیل شده و آرمان گرا برای کار به عنوان دستیار دکترpage در شهرک معدنی کوچک ویلز در منطقه drineffy به کشور اسکاتلند وارد شد. او به سرعت متوجه شد که page آدم نادرست و بی اعتباریست و اینکه وی مجبور است همه کارهای او را برای یک دستمزد ناچیز انجام دهد. با دیدن شرایط غیر بهداشتی محیط شوکه شد، برای اصلاح و بهبود مسائل و امور جاری تلاش کرد و در این راه از حمایت دکتر Philip denny که یک آدم بدبین نیمه الکلی بود برخوردار شد از این شغل استعفا داد و مقامی را به عنوان دستیار در یک طرح کمک رسانی پزشکی به معدن کاران در منطقه aberalaw (یک شهرک معدنی نزدیک در منطقه زغال سنگی ویلز جنوبی) بدست آورد. در جریان این کار او با Christine barlow که معلم مدرسه راهنمایی بود ازدواج کرد. کریستین در تحقیقات سیلیکوزیس همسرش به او کمک می کرد. مانسون که مشتاق و علاقه مند به بهبود و اصلاح شرایط زندگی بیماران مخصوصاً معدن کاران زغال سنگ بود ساعت های زیادی را صرف تحقیق در حوزه انتخابی خودش پیرامون بیماری ریوی کرد. او در این خصوص مطالعه و تحقیق کرد و به عضویت پزشکان کالج سلطنتی (MRCP) درآمد و هنگامی که تحقیقاتش منتشر شد مدرک پزشکی اش را هم گرفت. این تحقیقات باعث شد او مقامی را در هیئت مدیره معادن (MINES FATIGUE BOARD) درلندن بدست بیاورد، اما بعد از ۶ ماه استعفا داد تا یک دفتر کار شخصی را راه اندازی کند و شخصاً فعالیت کند. او کار خودش را با این تصور شروع کرد که می تواند بجای اینکه بر طبق اصول و قواعد پیش برود، به راحتی از طریق مشتریان ثروتمند کسب درآمد کند، در این جریان مانسون با بیماران خصوصی و جراحان شیک و خوش لباس آمد و شد نمود و با آن ها ارتباط پیدا کرد و از همسرش دور شد. تا اینکه به خاطر یک غفلت جراحی، بیماری فوت کرد و این حادثه باعث شد مانسون کارش را ترک کند و به مسیر زندگی قبلی اش برگردد. او و همسرش ارتباطات صدمه دیده خود را ترمیم کردند. اما کریستین در یک حادثه تصادف کشته شد. اکنون این دکترDENNY بود که او را به منطقه ییلاقی ویلز فرستاد تا وضعیت روحی و جسمی اش بهبود پیدا کند. از آنجا که مانسون یک جراح فاقد صلاحیت متهم به قتل بود، از روی انتقام و کینه جویی گزارش وی را به شورای عمومی پزشکان می دهد با این توجیه که او با یک متخصص آمریکایی بیماری سل که فاقد مدرک پزشکی بوده است در درمان بیمارش همکاری کرده است، هرچند که آن بیمار تحت درمان بطور موفقیت آمیزی در کلینیک درمانی معالجه شده بود. او در جلسه دادگاه از عملکرد خود دفاع کرد. وی بعدها به گروه دکتر DENNY و دکتر HOPE (میکروب شناس) ملحق شد.
دژ (انگلیسی: The Citadel) فیلمی در ژانر درام و رمانتیک به کارگردانی کینگ ویدور است که در سال ۱۹۳۸ منتشر شد.
رابرت دونات
روسالیند راسل
رالف ریچاردسون
رکس هریسون
املین ویلیامز
Penelope Dudley-Ward
فرانسیس ال سالیوان
سسیل پارکر
Athene Seyler
ادوارد چاپمن
فلیکس آیلمر
کینستن ریوز
مری کلیر
نورا سوینبورن
دژ آبردور (به انگلیسی: Aberdour Castle) در دهکده ایستر آبردور شهرستان فایف واقع در شرق اسکاتلند (شمال شرقی بریتانیا) بنا شده است. سال ساخت بنا حدود ۱۲۰۰ میلادی می باشد. این دژ به همراه دژ سویین در شهرستان آرگِیل در غرب اسکاتلند، از قدیمی ترین دژهای بازمانده اسکاتلند به شمار می روند. این دو دژ در یک دوره تاریخی ساخته شده اند.
دژ آبروچیل (انگلیسی: Aberuchill Castle) قلعه ای در اسکاتلند است.
دژ آپاچی (به انگلیسی: Fort Apache) فیلمی بود در ژانر وسترن به کارگردانی جان فورد است که در سال ۱۹۴۸ منتشر شد. جان وین و هنری فوندا از بازیگران این فیلم بودند.
اوئن ترزدی” (فاندا) فرماندهی دژآپاچی، یکی از دورافتاده ترین پادگان های نظامی در آریزونا را برعهده می گیرد. او با سرخ پوستان رفتاری تحقیرآمیز دارد، به هنگام عبور قبیله ای آپاچی به مقصد مکزیک، به آنان فرمان بازگشت می دهد، اما در مبارزه ای که درمی گیرد، سواره نظام تحت فرماندهی او به کلی از بین می رود……
دژ آپاچی، برانکس (انگلیسی: Fort Apache, The Bronx) فیلمی در ژانر جنایی، مستند درام، و درام به کارگردانی دنیل پتری است که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد.
Producers Circle
Time-Life Films
آردگوان (انگلیسی: Ardgowan Castle) دژی در اسکاتلند است.
دژ اُخَیضِر یا کاخ عباسی اخیضر، دژی است در حدود ۵۰ کیلومتری جنوب کربلا در عراق. ساختمان این دژ به گونهٔ مستطیلی بزرگ است و در سال ۷۷۵ میلادی ساخته شد.
محل آن در ۵۰ کیلومتری جنوب باختری شهر نجف و نزدیک به ۱۵۲ کیلومتری جنوب باختری بغداد در منطقه شثاثه در نزدیکی شهر عین تمر است.
این دژ را عیسی بن موسی، برادرزاده خلیفه عباسی، سفاح، بنا کرده است. دژ اخیضر نمایانگر نوآوری دوره عباسی در معماری مربوط به حیاط و مسجد است. سبک معماری آن را نمادی از «خودکامگی و عشرت طلبی خاندان عباسی» دانسته اند. کاوش های باستان شناسی در این سازه در اوایل سدهٔ بیستم توسط گرترود بل انجام شد.
این دژ در عراق به صورت واحدی مستقل در درون یک حصاربندی محکم قرار دارد.در نقشه ی ساختمانی این کاخ کارکرد دوگانه ی مسکونی و اداری دیده می شود. دیوارهای بلند و برج دار آن از بیرون شبیه به دیوارهای مسجد بزرگ سامرا ست.تزیینات این کاخ تا حدودی کم است و به گچ کاری های بسیار ساده و آجرگاری تزيینی محدود می شود
آسمان دژ یک بازی استراتژی برخط چندنفره گسترده مبتنی بر مرورگر است؛ که توسط یک شرکت ایرانی با نام توسعه گرشبیه ساز تولید شده است. این بازی به دو زبان فارسی و انگلیسی عرضه شده است. پس از پایان نسخهٔ اول بازی، نسخهٔ دوم با تغییر تکنولوژی، در بستر HTML5 طراحی و منتشر شد.
وبگاه رسمی بازی
سال ۲۸۰۸ منظومه شمسی. بشر در اوج پیشرفت تکنولوژیکی خود به سر می برد. عمر بشر به متوسط ۱۵۰ سال رسیده و با استفاده از پرش در فضا Hyper Space به فواصلی در حد ۱۰ واحد نجومی بشر موفق شده که نسل خود را در منظومه شمسی گسترش دهد و ایجاد و استفاده از کرم چاله ها همچنان بزرگترین آرزوی بشر برای دست یافتن است.
در نخستین جشنواره بازی های رایانه ای بازی آسمان دژ به عنوان برترین بازی آنلاین ایرانی سال ۹۰ شناخته شد.
در ششمین جشنوارهٔ رسانه های دیجیتال بازی آسمان دژ به عنوان برترین بازی آنلاین سال 91 شناخته شد.
زغالسنگ روستای دمیرچی شاهین دژ(شرکت خطب) یک اندیس غیرفلزی است که در استان آذربایجان غربی قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، زغالسنگ است.
فهرست اندیس های استان آذربایجان غربی
بخش مرکزی، بخشی از شرستان شاهین دژ، از توابع استان آذربایجان غربی است. این بخش مشتمل بر دو شهر و سه دهستان است که شهر شاهین دژ، مرکز بخش است و طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، در این بخش ۶۸۲۸۶ نفر ساکن بوده اند که از این تعداد ۳۳۵۴۳ نفر مرد و ۳۴۷۴۳ نفر آن ها زن بودند.
شهر شاهین دژ
شهر محمودآباد
تقسیمات کشوری این بخش، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمده است، بر حسب شهر و دهستان به شرح زیر است:
پاتاوه دژ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
این روستا در دهستان دهدشت غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
تل قلعه زیر دژ در شهرستان لارستان، روستای هود واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۴۲۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
جان پناه دژ سنگر و استحکاماتی است که از روی حصار اصلی قلعه جلوتر رفته و مسلط بر فضای جلوی قلعه و ساختمان های بیرونی دیگر قلعه است.یکی از جان پناه های دژ کوپرتینو در ایتالیا   نمای هوایی جان پناهی در قلعهٔ سیکلوس در مجارستان   نقشهٔ ژنو و اطراف آن در ۱۸۴۱ میلادی. استحکامات غول آسا تعداد زیادی جان پناه را در خود جای داده اند، این بنا ده سال بعد نابود شد.   نقشهٔ Tvrđa در سال ۱۸۶۱ میلادی، اوسییک، کرواسی. با وجود اینکه استحکامات تقریباً زدوده شده اند، برخی از جان پناه ها همچنان پابرجا هستند.   باستیون دایره ای شکل در بکال فورت، محلهٔ کاساراگاد، کرالا، هند.   یکی از جان پناه های شبه دایره در قلعهٔ دیل، در ساحل جنوبی انگلستان   جان پناهی در جنوب گلاسیس در ارگ حلب، یکی از قدیمی ترین قلعه های جهان
توپ هایی را که به علت بزرگی نمی شد در زیر محل های مسقف جای داد، در جان وناه قرار می دادند. رفته رفته جان پناه ها جای دیوار را گرفتند تا توپ خانه و پیاده نظام بتوانند از روی آن دو سوی جان پناه و اطراف جان پناه های مجاور را مورد هدف قرار دهند.
یکی از جان پناه های دژ کوپرتینو در ایتالیا
نمای هوایی جان پناهی در قلعهٔ سیکلوس در مجارستان
سنگ دژ یا بروخ (انگلیسی: Broch) گونه ای از دژهای برج مانند سنگی باستانی، متعلق به عصر آهن، هستند که تنها در اسکاتلند یافت می شوند. کارکرد سنگ دژها و دلیلی ساخت آن ها مشخص نیست و بسیاری از پژوهشگران نظریه کاربرد نظامی این سازه ها را نپذیرفته اند. این سازه ها به شکل دو دیوار مدور هم مرکز سنگی ساخته می شوند که گاه بیش از ۱۰ متر ارتفاع دارند. بیشتر سنگ دژها را می توان در جزایر اورکنی، جزایر شتلند و منطقه کیتنس اسکاتلند دید.
نوراگه
قزلباش پشت بیمارستان
قلی کندی
قره داش
باکری
قزلناو
شهرک آزادگان
شهرک جانبازان
شهرک فرهنگیان
شهرک شهید رجایی
پاسداران
خرمده
کهنه کند
چاباها
شاهین دژ در بخش مرکزی شهرستان شاهین دژ در استان آذربایجان غربی واقع است. این شهر در ۸۵ کیلومتری شمال غرب تکاب و در ۵۵ کیلومتری جنوب شرق میاندوآب و ۴۵ کیلومتری شرق بوکان قرار دارد.
شاهین دژ بین ۳۶ درجه و ۴۰ دقیقهٔ عرض شمالی و ۴۶ درجه و ۳۴ دقیقهٔ طول شرقی در ارتفاع ۱۴۰۶ متری از سطح دریا واقع شده است. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۹ برابر با ۳۸٬۸۲۰ نفر و ۹٬۹۱۶ خانوار اعلام شده است.
با توجه آثار و اشیا کشف شده از طرف روستاهای شاهین دژ تمدن و سابقه تاریخی این شهر مربوط به هزاران سال قبل از تمدن مادها می دانند با توجه به اشیاء مکشوفه در کوه سرخ روستای عقرب لو بر اساس نقشه های تاریخی موجود ۹۰۰ سال از میلاد و قبل از ورود آریایی ها به ایران در کوهستان های جنوب دریاچه ارومیه که امروزه موسوم به شاهین دژ، نقده، مهاباد و اشنویه است به واسط آب رودخانه زرینه رود و سیمینه رود طوایفی به نام منایی ها سکونت داشته اند که در سراسر حوزه شهر میاندوآب به طرف سواحل دریاچه ارومیه تا خاک افشار در شاهین دژ و سواحل زرینه رود و سیمینه رود می توان رد پای منائی ها ماننایین را دید.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دژ در دانشنامه آزاد پارسی

(قلعه، حصار) ساختمان هایی با دیوارهای بلند و محکم با کاربرد دفاعی و نظامی که اشیا و افرادی خاص را در آن ها نگه می داشتند. این واژه در نام برخی شهرهای ایران نیز، آشکار یا پنهان، به کار رفته است، ازجمله شاهین دژ، دزفول (دژ پل). نیز دِج به معنی طبقه سخت زمین که در زیر لایه های سست خاک قرار دارد، و برای پایه گذاری بنا مناسب است.

ارتباط محتوایی با دژ

دژ در جدول کلمات

دژ
قلعه ، حصار
دژ و پلید
دش

معنی دژ به انگلیسی

acropolis (اسم)
نام دژ معرف اتن ، دژ ، قلعه
fortress (اسم)
دژ ، سنگر ، قلعه نظامی ، استحکامات نظامی ، سنگرسنگی
fort (اسم)
دژ ، قلعه ، حصار ، برج و بارو ، سنگر ، دژ یا قلعه کوچک
castle (اسم)
دژ ، قلعه ، قصر ، رخ
stronghold (اسم)
دژ ، پناه گاه ، سنگر ، قلعه نظامی ، محل امن
citadel (اسم)
دژ ، ارک ، سنگر ، قلعه نظامی
chateau (اسم)
دژ ، قلعه ، کاخ دوره ملوک الطوایفی ، قصر ییلاقی
alcazar (اسم)
دژ ، قصر
presidio (اسم)
دژ ، زندان ، پادگان ، پادگان مجزا

معنی کلمه دژ به عربی

دژ
حصن , قلعة , معقل

دژ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی دژ

علی ماسالی ٠٩:١٩ - ١٣٩٥/١٠/١٢
واژه " دژ dež " یا دز به معنی سخت و مشکل و غیر قابل دست رسی است در زبان تالشی که هم تای زبان پهلوی ویکی از گویش های زبان پارسی باستانی است در این زبان به واژه دشوار ( دژوار ) ودر برخی نقاط دژقار و دسخوار نیز تلفظ میشود . که واژه دژخوار یا دژخوار ودشخوار یا وشوار نیز به مشابه واژه مرکب (مانند دژ ) میباشد
|

شهریار آریابد ١٤:١٤ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤
دژ در زبان اوستا ، پهلوی و پارسی به یک ریخت آمده و همگی به معنای کلات و بارو می باشد و در برخی گویش های پارسی باختری به گونه "دز" و " دیز" آمده ،مانند: دزفول ، دیزین ، دیزمار و دزبن.
این واژه در زبان ترکی " دوز شده است ، مانند: باران دوز ، روان دوز ، اصلان دوز.
دژ در زبان تازی( عربی) دج گردیده ، مانند : هیدج ( هیردژ) ، سنندج ( سئن دژ = دژعقاب).
|

A.Kh ١٥:٢٣ - ١٣٩٧/١٠/٢٤
حصار، قلعه
|

پیشنهاد شما درباره معنی دژ



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دژ   • نام دیگر قلعه   • ماشین دژ   • قلعه حکومتی در جدول   • اتومبیل دژ   • دژ در جدول   • قلعه های ایران   • قلعه چیست   • مفهوم دژ   • تعریف دژ   • معرفی دژ   • دژ چیست   • دژ یعنی چی   • دژ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دژ
کلمه : دژ
اشتباه تایپی : nC
آوا : deZ
نقش : اسم
عکس دژ : در گوگل


آیا معنی دژ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )