برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1223 100 1

دیدار

/didAr/

مترادف دیدار: بازدید، برخورد، زیارت، لقا، ملاقات، وصال، رویارویی، نظر، نگاه، نگرش، چهره، رخسار، صورت

معنی اسم دیدار

اسم: دیدار
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: didār) ملاقات، دیدن یکدیگر، دیدن، (در تصوف) مشاهده، (به مجاز) چهره، روی و چشم - ملاقات، دیدن، چهره، صورت

معنی دیدار در لغت نامه دهخدا

دیدار. (اِمص ) دید. دیدن. رؤیت کردن. ترجمه ٔ رؤیت. (برهان ). نگاه کردن. نگریستن. مشاهده. نظر :
ز دیدار خیزدهمه آرزوی
ز چشم است گویند ژردی گلوی.
ابوشکور.
وزان جایگه سوی شاه آمدند
بدیدار فرخ کلاه آمدند.
فردوسی.
زمین را ببوسید در پیشگاه
ز دیدار او شاد شد پادشاه.
فردوسی.
چو خاقان شنید این سخن خیره گشت
دو چشمش زدیدار او تیره گشت.
فردوسی.
که بیزار گشتیم ز افراسیاب
نخواهیم دیدار او را بخواب.
فردوسی.
یکی جویبارست و آب روان
ز دیدار او تازه گردد روان.
فردوسی.
برین گونه تا سوی کوهی رسید
ز دیدار دیده سرش ناپدید.
فردوسی.
گرچه از خشم جدا بودی دیدار تو بود
همچو کردار توآراسته پیش دل و جان.
فرخی.
بشادی بگذران نوروز با دیدار ترکانی
که لبشان قبله را قبله است و قبله از در قبله.
فرخی.
ماه فروردین جهان را ازدر دیدار کرد
ابر فروردین زمین را پر بت فرخار کرد.
فرخی.
دروغ گفتم لیکن ز ناتوانی بود
که در نمایش فصلش نداشتم دیدار.
فرخی.
اگر بدست کسی ناگهان فرورفتی
بسوی دیگراز او بهره یافتی دیدار.
فرخی.
تا می لعل گزیده ست بخوبی و برنگ
تا گل سرخ ستوده ست به دیدار و به شم.
فرخی.
ز دیدار باشد هوا خواستن
ز چشم است دیدن ز دل خواستن.
اسدی.
شنیدم هنرهاش و دیدم کنون
بدیدار هست از شنیدن فزون.
اسدی.
گر از دیدار او بردارم امید
نبینم نیز دیگر ماه و خورشید.
(ویس و رامین ).
گوینده ٔ این داستان ابوالفضل بیهقی دبیر از دیدار خویش چنین گوید. (تاریخ بیهقی ). آنچه از سطح از آنسوست از دیدار غائب است. (التفهیم ).
دیدار تو با چشم تو در شخص تو جفت است
چشمت بمثل کار و درو علم چو دیدار.
ناصرخسرو.
اگر گفتار ...

معنی دیدار به فارسی

دیدار
دیدن، رویت، ملاقات، روبه روکردن، روی، رخسار
۱ - ( اسم ) دیدن روئ یت کردن . ۲ - ملاقات لقا . ۳ - بینایی ( قوه ) . ۴ - چشم . ۵ - چهره و صورت . یا دیدار نیکو منظر نیک چهره خوب . ۶ - وصال . ۷ - ( صفت ) پدیدار آشکار . یا بامید دیدار در موقع تودیع گویند خداحافظ .
دید . دیدن .
پدیدار گشتن .
نظر و رای حاصل شدن .
ملاقات . عشقبازی .
ملاقات خواستن .
مرئی شدن .
مرئی شدن . پدیدار شدن .
ملاقات نمودن .
( مصدر ) ملاقات کردن .
روبرو شدن .
بی جمال ٠ زشت ٠ مقابل دیداری
( صفت ) پری رخسار پری پیکر پری منظر .
پری پیکر پری رخسار
باریک بین دقیق
خوش سیما خوب چهره
نیکویی صورت خوشرویی
خوبرو جمیل
...

معنی دیدار در فرهنگ معین

دیدار
[ په . ] (اِمص .)۱ - دیدن ، رؤیت . ۲ - چهره ، سیما. ۳ - بصیرت ، بینایی . ۴ - (ص .) پدیدار، مریی . ۵ - نظارت ، مصلحت .

معنی دیدار در فرهنگ فارسی عمید

دیدار
۱. دیدن، رؤیت.
۲. ملاقات.
۳. روی نمودن.
۴. (اسم) [قدیمی، مجاز] روی و رخسار.
۵. (اسم) [قدیمی، مجاز] چشم و قوۀ بینایی.
* دیدار آمدن: (مصدر لازم) [قدیمی] پدیدار شدن، آشکار شدن: دیودل باشیم و برپاشیم جان / کآن پری دیدار دیدار آمده ست (خاقانی: ۵۱۵).
* دیدار کردن: (مصدر متعدی) ملاقات کردن، یکدیگر را دیدن.
پری رو، پری رخسار، پری چهر.

دیدار در دانشنامه ویکی پدیا

دیدار
مختصات: ۳۵°۴۹′۲۷″شمالی ۴۸°۵۱′۴۲″شرقی / ۳۵٫۸۲۴۳°شمالی ۴۸٫۸۶۱۶۷°شرقی / 35.8243; 48.86167
دیدار، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آوج در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان حصار ولیعصر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۸ نفر (۸۸خانوار) بوده است.
دیدار فیلمی به کارگردانی محمدرضا هنرمند و نویسندگی جمشید ملک پور، محمدرضا هنرمند محصول سال ۱۳۷۳ است.
مینا لاکانی
مهران مدیری
جمشید شاه محمدی
کیومرث ملک مطیعی
سهراب سلیمی
حسن شیرزاد
داوود اسدی
ژاله شعاری
سیداسماعیل بختیاری
حمید عبدالملکی
عبداله هزدار
زهره صفوی
آمنه یزدان مقدم
کریم اکبری مبارکه
عرش پورزارعی
عبدالعلی کمالی
محمدرضا باقری
فرامرز بیات
محمدسعید قائمی
معصومه کریمی
محسن گلناری
سیدمحسن خرم دره
فاطمه هاشمی
مریم سرمدی
شهلا بحری
شراره طالب زاده
افسانه علی زاده
کتایون نظری
فاطمه عبیدی
بهروز خوش فطرت
حمید لولایی
دوربین ژانت پطروسی، دختر دانشجوی عکاسی، هنگام عکس گرفتن از گل ها و گل فروشی ها در بازار به سرقت می رود، امیر ـ جوانی که به همراه پدرش باغ گل دارند و گل هایشان را در آن بازار می فروشند ـ دزد را تعقیب می کند و دوربین ژانت را پس می گیرد. امیر به بهانه گرفتن عکس های چاپ شده خود و پدرش که توسط ژانت گرفته شده اند، به سراغ این دختر مسیحی می رود. با جدی شدن رابطه، امیر از ژانت تقاضای ازدواج می کند، ولی ژانت تقاضای این پسر مسلمان را نمی پذیرد؛ ضمن این که پدر و مادر او نیز با این وصلت مخالفند. ماتیوس، برادر ژانت، به عنوان سرباز به جبهه می رود و اندکی بعد امیر نیز عازم جبهه می شود. ژانت که حالا به عنوان تنها فرزند خانه در مرکز توجه است، در یک بمباران هوایی پدر و مادرش را از دست می دهد، و به همراه ماتیوس که از جبهه برگشته، به شمال کشور نزد خانواده خواهر بزرگترشان می رود. ماتیوس که روحیه حساسی دارد و از مرگ والدینش از نظر روحی به شدت آسیب دیده، به بهداری ارتش منتقل می شود. ژانت در تنهایی سخت خانه خوا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با دیدار

دیدار در جدول کلمات

دیدار
ملاقات
دیدار از اماکن متبرکه
زیارت
دیدار از مکان مقدس
زیارت
دیدار اماکن متبرکه
زیارت
دیدار بقعه ها
زیارت
دیدار جایی یاچیزی معمولا برای آگاهی یافتن از وضع آن
بازدید
دیدار دوباره
بازدید
دیدار مکان مقدس
زیارت
دیدار نیکو
ری
دیدار همگانی
بارعام

معنی دیدار به انگلیسی

visit (اسم)
بازدید ، دیدار ، عیادت
visitation (اسم)
دیدار ، عیادت ، مهاجرت موسمی

معنی کلمه دیدار به عربی

دیدار
زيارة
مقابلة
الجولة المکوکية
الزيارة المفاجئة
الزيارة المتوقعة ، الزيارة المرتقبة
إجتماع السلطات
اِجتَمَعَ بـ

دیدار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ديدار لقماني
ديدن فرد مهم يا با ارزشي كه بعش علاقع ى زيادي داري و با اشتياق منتظر ديدنش بودي.
آریا بهداروند
نام پسر در زبان لری بختیاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دیدار crm   • دیدار شعر   • نرم افزار دیدار   • معنی دیدار   • سایت دیدار   • دیدار عشق   • دیدار عاشقانه   • آژانس دیدار   • مفهوم دیدار   • تعریف دیدار   • معرفی دیدار   • دیدار چیست   • دیدار یعنی چی   • دیدار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دیدار
کلمه : دیدار
اشتباه تایپی : ndnhv
آوا : didAr
نقش : اسم
عکس دیدار : در گوگل

آیا معنی دیدار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )