برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1315 100 1

دیکتاتور

/diktAtor/

برابر پارسی: خود کامه، خودکامه

معنی دیکتاتور در لغت نامه دهخدا

دیکتاتور. [ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) خودکامه. خودرأی. مستبد. مطلق العنان. اصلاً عنوان هریک از قضاتی که در روم قدیم در مواقع خطیر و بحرانی برای اداره ٔ امور کشور از طرف کنسول ها برای مدت شش ماه با اختیارات فوق العاده انتخاب میشدند. دیکتاتور معاونی با عنوان ماگیستر اکویتوم انتخاب میکرد. انتخاب دیکتاتور از 430 ق.م. معمول شد و در اواخر قرن 3 ق.م. منسوخ شد. «سولا» دوباره آن را بدون قید مدت برقرار کرد. پس از قتل یولیوس قیصر دیکتاتوری رسماً ملغی شد. دیکتاتوریهای معاصر اغلب یا بعنوان رهبر یک حزب یا به کمک پیروان خود از طریق شورش یا کودتا حکومت را بدست میگیرند و یا از طریق قانون اساسی بر سر کار می آیند و بتدریج حکومت دیکتاتوری بوجود می آورند. دیکتاتورها نوعاً به اتکاء یک حزب رسمی و کمک پلیس مخفی و تبلیغات شدید بحکومت ادامه میدهند. (دائرة المعارف فارسی ).

معنی دیکتاتور به فارسی

دیکتاتور
فرمانروا، صاحب اختیار، مستبد، خودرای، شخصی
( اسم ) ۱ - خود رای مستبد مطلق العنان . ۲ - فرمانروایی که با قدرت و زور حکومت و افکار و عقاید خود را بر مردم تحمیل میکند .

معنی دیکتاتور در فرهنگ معین

دیکتاتور
(تُ) [ فر. ] (اِ.) خودرأی ، مستبد.

معنی دیکتاتور در فرهنگ فارسی عمید

دیکتاتور
فرمانروای خودسر، شخصی که به عنوان رهبر یک حزب یا از طریق شورش و کودتا زمام امور را در دست گیرد و خودسرانه بر مردم حکومت کند.

دیکتاتور در دانشنامه ویکی پدیا

دیکتاتور
دیکتاتور یک رهبر سیاسی است که دارای قدرت مطلق است. کشوری که توسط دیکتاتور حکومت می شود دیکتاتوری نامیده می شود. کلمه دیکتاتور برگرفته از عنوان قاضی ها در جمهوری روم است که در مواقع اضطراری به منظور حکومت بر جمهوری، توسط سنای روم تعیین می شد.
دیکتاتوری چیست؟ به چه کسی دیکتاتور می گویند؟
همچنین دیکتاتور به فرمانروا و در بیش تر موارد پایه گذار یک نظام حکومتی استبدادی اطلاق می شود. معنای این واژه در تعاریف جدید خود در بسیاری از مواقع با بی رحمی و ستم همراه می گردد. دیکتاتور در واژه به معنی «کسی که دیکته می کند» و در اصطلاح، در ابتدا با رویکردی نامنفی در اشاره به مجری یک سازوکار خاصّ حکومتی در روم باستان که دیکتاتوری نام داشت و در معنای جدید و در اشاره ای منفی به دیکتاتوری های نوین به معنی «خود رای» و «مطلق العنان» است. در ابتدا عنوان هریک از قضاتی که در روم قدیم در مواقع خطیر و بحرانی برای اداره امور کشور از طرف کنسول ها برای مدت شش ماه با اختیارات فوق العاده انتخاب می شدند دیکتاتور نام داشتند. دیکتاتور معاونی با عنوان ماگیستر اکویتوم انتخاب می کرد. انتخاب دیکتاتور از ۴۳۰ ق.م. معمول شد و در اواخر قرن ۳ ق.م. منسوخ شد. «سولا» دوباره آن را بدون قید مدت برقرار کرد. پس از قتل ژولیوس سزار دیکتاتوری رسماً ملغی شد. دیکتاتوری های معاصر اغلب یا به عنوان رهبر یک حزب یا به کمک پیروان خود از طریق شورش یا کودتا حکومت را بدست می گیرند یا از طریق قانون اساسی بر سر کار می آیند و به تدریج حکومت دیکتاتوری به وجود می آورند. دیکتاتورها نوعاً به اتکاء یک حزب رسمی و کمک پلیس مخفی و تبلیغات شدید به حکومت ادامه می دهند. (دائرةالمعارف فارسی).
باید توجّه داشت که اگرچه نام های مستبد، تمامیّت خواه، خودکامه، جبّار و یکّه سالار، مترادفات هر یک از آنها و نیز نام نظام های حکومتی تحت فرمانرواییشان در ادبیّات و محاورات سیاسی اغلب به یک معنا به کار می روند، هم معنا نبوده و در علم سیاست دارای تعاریف جداگانه می باشند.
در نظام جمهوری روم، دیکتاتور فردی بود که به طور موقت قدرت ایالت ها را در طول جنگ بر عهده داشت. مقام او تنها برای ۶ ماه بود.
عکس دیکتاتور
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با دیکتاتور

دیکتاتور در جدول کلمات

دیکتاتور انگلیس
کرامول
دیکتاتور سابق اسپانیا
فرانکو
دیکتاتور سابق عراق
صدام
دیکتاتور معروف پرتغال
سالازار
دیکتاتور معروف کنگو که جای لومومبا را گرفت
موگابه
منسوب به دیکتاتور کمونیست شوروی
لنینی

معنی دیکتاتور به انگلیسی

dictator (اسم)
دیکتاتور ، خودکامه ، فرمانروای مطلق
pendragon (اسم)
پیشوا ، دیکتاتور ، فرمانده کل قوا

معنی کلمه دیکتاتور به عربی

دیکتاتور
دکتاتور
دکتاتوري

دیکتاتور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
خودکامه
آرسام آرامیس
دیکته آتور ، ریشه در پهلوی
دیکته : به انجام واداشتن کار
آتور : آتش ، آذر
که باهم به امر کننده آتش یا آتشدار معنی میشود
مجتبی عیوض صحرا
اینجور واژه ها ریشه ای هستند و در اصل خارجی اند،درسته میشه واژه های خارجی را جدا کرد و
در فارسی معنی کرد.
ولی این روش درست نیست که بخاطر اینکه آن را با فرهنگ خودمون تطبیق بدیم فارسی بدانیم.
مثلاً: ماشین>>>> از ریشه ماشی که به معنی: رونده،گردش کننده-پسوند اتصاف و دارندگی(ن) بدونیم!-
که همونطور که گفتم درست نیست چون ریشه فرانسوی و انگلیسی دارد.
در ضمن دیکته فرانسوی است که همون املا،واداشتن و تحمیلِ خودمونه!
ولی بازم از اینکه این نبوغ رو به خرج دادین ممنونم و به ایرانی بودنتون می بالم!
النا
خودکامه، فرمان کام (از 101 نام خداوند)
اباذر نقوی
دیکتاتور یعنی حاکم نفوذی و وابسته به یک قدرت خارجی. مستبد غیر از دیکتاتور است و ترجمه صحیح Tyranny مستبد است.
اعظم
خودمختار، مستبد
منوچهر جاویدان
حکومت اقلیت بر اکثریت
جهاد
استبداد و همینطور به رهبری یا نظامی گفته میشود که اجباری و تحمیل کنندست در برابر خواسته های عوام ، و باطل کردن دموکراسی
نریمان
رهبر _فرمانروا_خود کامه _

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دیکتاتور فیلم   • معنی دیکتاتور   • دانلود دیکتاتور   • دیکتاتور ایران   • دیکتاتور خامنه ای   • دیکتاتور های جهان   • دیکتاتور 2   • فیلم سینمایی دیکتاتور   • مفهوم دیکتاتور   • تعریف دیکتاتور   • معرفی دیکتاتور   • دیکتاتور چیست   • دیکتاتور یعنی چی   • دیکتاتور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دیکتاتور
کلمه : دیکتاتور
اشتباه تایپی : nd;jhj,v
آوا : diktAtor
نقش : صفت
عکس دیکتاتور : در گوگل

آیا معنی دیکتاتور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )