برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1148 100 1

ذوالنون

معنی ذوالنون در لغت نامه دهخدا

ذوالنون. [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) (از: ذوصاحب و مالک و نون به معنی ماهی ) اسم سیف لهم قیل کان لمالک بن قیس اخی قیس بن زهیر لکونه علی مثال سمکة فقتله حمل بن بدر و اخذ منه سیفه ذاالنون فلما کان یوم الهباءة قتل الحرث بن زهیر حمل بن بدر و اخذ منه ذاالنون و فیه یقول الحرث :
و یخبرهم مکان النون منی
و ما اعطیته عرق الخلال.
(تاج العروس ). و در المرصع ابن الاثیر آمده است نام شمشیر مالک بن زهیر است که حمدبن بدر پس از کشتن مالک آن شمشیر بغنیمت برد. (ازالمرصع خطی ابن الاثیر). و بیرونی در کتاب الجماهر گوید: و کان لعمروبن معدیکرب سیف یلقب بذی النون اذکان فی وسطه تمثال سمکة و هو یقول فیه :
و ذوالنون الصفی صفی عمرو
و تحتی الورد مقتعدة [ کذا ].
و ایضاً:
و ذوالنون الصفی صفی عمرو
و کل وارد الغمرات نامی.

ذوالنون. [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) لقب یونس بن متی یعنی صاحب ماهی یا همدم ماهی - و خداوند ماهی یکی از انبیاء بنی اسرائیل است که مبعوث بر اهل نینوی بود و آنرا صاحب الحوت نیز خوانند. در قرآن کریم نام وی در چهار موضع یونس و در یکجا صاحب الحوت و در سوره انبیاء ذوالنون آمده است که ذیلاً آیات مزبور با تفسیر هر یک نقل میشود: و ان یونس لمن المرسلین. اذ ابق الی الفلک المشحون. فساهم فکان من المدحضین فالتقمه الحوت و هو ملیم. فلولا انه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون. فنبذناه بالعراء و هو سقیم. و انبتنا علیه شجرةً من یقطین. و ارسلناه الی ماءةِ الف او یزیدون. فآمنوا فمتعناهم الی حین (قرآن 37 / 139 - 148) و در ترجمه ٔ آن ابوالفتوح رازی گوید: و بدرستی که یونس هر آینه از فرستادگان است چون بگریخت از قوم بسوی کشتی که پر از مردم بودپس قرعه زدند آنها پس بود از قرعه افتادگان پس انداختند او را بدریا پس فرو برد او را ماهی و او مستحق ملامت بود پس اگر نبود که او (یونس ) بود از تسبیح کنندگان هر آینه درنگ کرد در شکم ماهی تا روزی که برانگیخته شوند پس افکندیم او را در صحرا و او بیمار بود و رویانیدیم بر او درختی که کدو بود و فرستادیم او را بسوی صد هزار کس یا زیاده از آن پس ایمان آوردند پس برخورداری دادیم شان تا هنگام. و در تفسیر آن گوید: آنکه حدیث یونس کرد و گفت و ان یونس لمن المرسلین. یونس از جمله ٔ پیغمبران است اذ ابق الی الفلک المشحون ،چون باز گ ...

معنی ذوالنون به فارسی

ذوالنون
محمد ثانی چهارمین از امرای دانشمندیان در سیواس و قیساریه و ملاطیه (از ۵۳۷ ه. ق .تا ۵۶٠ ه.ق.).
صورتی یا مصحفی از زینون است .
او راست شرحی بر معمیات حسین ابن محمد شیرازی .
سلسله ای از امرای طلیطله که از ۴۲۷ ه. ق . تا ۴۷۸ ه. ق . حکومت کردند : ۱ - نخستین کسی که از این خاندان اسماعیل ظافر بن عبد الرحمن بن عامر بن مطرف بن ذوالنون است ( ۲ . ) ۴۲۹ - ۴۲۷ - پسر او یحیی مامون ( ۳ . ) ۴۶۷ - ۴۲۹ - نواده اسماعیل ظاهر یحیی قادر بن اسماعیل بن یحیی ( ۴۷۸ - ۴۶۷ ) . این سلسله را آلفونس ششم ( ادفونش سادس ) پادشاه لیون منقرض کرد .
ابن محمد . رجوع به قاضی رشید ذوالنون شود .

معنی ذوالنون در فرهنگ معین

ذوالنون
(ذُ نُّ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - صاحب ماهی . ۲ - لقب حضرت یونس (ص ) به خاطر رفتن در شکم ماهی .

ذوالنون در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:یونس (قرن ۷پ م)

ارتباط محتوایی با ذوالنون

ذوالنون را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ذوالنون پیامبر   • ذوالنون مصري   • ذوالنون لقب کدام پیامبر است   • زندگی نامه حضرت یونس   • ذوالنون نام کدام پیامبر است   • حضرت یونس (ع)   • ذوالنون مصری کیست   • عکس حضرت یونس در شکم ماهی   • معنی ذوالنون   • مفهوم ذوالنون   • تعریف ذوالنون   • معرفی ذوالنون   • ذوالنون چیست   • ذوالنون یعنی چی   • ذوالنون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ذوالنون
کلمه : ذوالنون
اشتباه تایپی : b,hgk,k
عکس ذوالنون : در گوگل

آیا معنی ذوالنون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )