انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1061 100 1

راس المال

معنی راس المال در لغت نامه دهخدا

رأس المال. [ رَءْ سُل ْ ] (ع اِ مرکب ) اصل مال. (منتهی الارب ). سرمایه. (فرهنگ نظام ). سرمایه ٔ تجارت. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از کشاف اصطلاحات الفنون ): اقترضنی عشرة برؤوسها؛ یعنی وام بی سود داد که تنها رأس المال پس داده شود. (از اقرب الموارد) : پادشاه در غضب رفت و فرمود که اگر ترک چنین حیل و تزویرات نگیرند فرمان فرماییم تا هر آفریده ای قرضی بستاند اصلاً و رأساً، رأس المال و ربح بازندهد. (تاریخ غازانی ص 323).
تا بدستم از سر زلف تو رأس المال بود
از غلامان کمینم دولت و اقبال بود.
؟ (از آنندراج ).
ضیطری ؛ آنکه در بازار بدون رأس المال آید و در کسب مطلب حیله ها کند. (منتهی الارب ).
- به رأس المال فروختن ؛ بی سودی فروختن. بی افزودن منفعتی فروختن. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- رأس المال کردن ؛ با ذکر بهای خرید سودی بدان افزودن در معامله. رجوع به رأس المال در بالا شود.
- رأس المالی معامله کردن ؛ سربسر فروختن. بمیزان خرید فروختن. فروختن بی افزودن سودی.
|| در تداول بازار، رأس المال آن را گویند که اصل قیمت خرید را بمشتری بگویند و سودی بر آن معین کنند و اگر در ذکر بهای اصلی دروغ گویند معامله حرام میشود، و عوام آنرا رسول مال نیز گویند و پندارند رسول (ص ) را شاهد معامله کرده اند، و حضرت عباسی نیز نامند. || بهایی که در مقابل سلم (سلف ) پردازند. (کشاف اصطلاحات الفنون ).

معنی راس المال به فارسی

راس المال
۱- اصل مال سرمایه ( تجارت ) مایه : و جمعی از اشراف و اعیان که بتصاریف زمان پریشان حال گردیدهاند مساعده و راسالمال از سر کارخاصه شریفه بطریق حسنه داده اند که سرمایه کسب معیشت کرده برفاه حال روزگار گذرانند . به راس المال فروختن . فروختن چیزی بدون سود . یا راس المال کردن . با ذکربهای خرید سودی بدان افزودن در معامله . یا راس المالی معامله کردن . بمزان خرید فروختن سربسر فروختن . ۲- گفتن فروشنده اصل قیمت خرید را بمشتری افزودن سودی بدان . اگر فروشنده در ذکر بهای اصلی دروغ گوید معامله حرام می گردد.

معنی راس المال در فرهنگ فارسی عمید

راس المال
۱. [عامیانه] اصل پولی که به بهای کالایی داده می شود.
۲. [قدیمی] اصل مال، سرمایه، اصل سرمایه.

راس المال در دانشنامه اسلامی

راس المال
سرمایه اولیه ای که دست شخص است و با آن کار می کند را رأس المال گویند.
مایه‏،سرمایه اولیه جهت‏ کسب و کار، قیمت تمام شده یک کالا را رأس المال گویند.

معنای اصطلاحی رأس المال
رأس المال عبارت است از وجه و سرمایه اولیه که شخص آن را دست مایه کسب و کار خود قرار می‏دهد و نیز بر قیمت تمام شده یک کالا اطلاق می‏ گردد.

رأس المال در فقه
از احکام آن به معنای نخست در بسیاری از بابها نظیر تجارت، مضاربه و شرکت سخن گفته‏اند؛و از معنای دوم در باب تجارت سخن گفته‏ اند. لیکن در این مقاله به‏احکام زکات و خمس آن اشاره می‏شود و احکام خاص دیگر عناوین در ذیل همان عنوان مطرح خواهد شد.

احکام رأس المال
...

ارتباط محتوایی با راس المال

راس المال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مهرنوش ١٩:٢١ - ١٣٩٦/١٠/٠١
سرمایه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• راس المال در جدول   • نوعی بوق موتورسیکلت   • از قواعد فقهی به معنی نفی حکم ضروری   • معنی صمغ   • نوعی بوق موتور سیکلت   • معنی گله شتران   • مازاد   • معنی سباک   • معنی راس المال   • مفهوم راس المال   • تعریف راس المال   • معرفی راس المال   • راس المال چیست   • راس المال یعنی چی   • راس المال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی راس المال
کلمه : راس المال
اشتباه تایپی : vhs hglhg
عکس راس المال : در گوگل


آیا معنی راس المال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )