برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1326 100 1

راس


مترادف راس: سر، کله، انتها، قله، نوک، بالا، فوق تا، عدد، واحد، بزرگ، رئیس، مهتر

متضاد راس: مرئوس

برابر پارسی: تارک، سار، سر، سرور، مهتر

معنی راس در لغت نامه دهخدا

راس. (اِ) بمعنی راه باشد چه سین و ها را به یکدیگر تبدیل کنند چنانکه خروس و خروه. (انجمن آرای ناصری ). به لغت زند و پازند راه و جاده را گویند که به عربی طریق و صراط خوانند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || مخفف راسو، موش خرما. (شعوری ج 2 ص 7).

رأس. [ رَءْس ْ ] (ع اِ) سر. (منتهی الارب ) (دهار) (غیاث اللغات ) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (کشاف اصطلاحات الفنون ) (آنندراج ) (ترجمان علامه جرجانی ). ج ، ارؤس ، رؤس. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سر که عضو بالایین جاندار است. (فرهنگ نظام ). آنچه در بالای گردن انسان و جلو گردن حیوان قرار دارد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) (از اقرب الموارد). ج ، اَرْؤُس ، آراس ، رُؤس [ رُ ئو ]، روس. (اقرب الموارد):رُمیت ُ منک فی الرأس ؛ یعنی بد شد رای تو در حق من و اعراض کردی از من و سر برنداشتی سوی من و گران شمردی مرا (منتهی الارب ) (آنندراج )، رای تو درباره ٔ من آنچنان بد شد که نتوانی بمن بنگری. (از اقرب الموارد). از تو به بهترین چیزی که در نزد من هست آسیب رسید یا نصیب مهلکی از تو بمن رسید چنانکه گویند: این ضربتی بر سر است. (از اقرب الموارد). رُمی َ فلان منه فی الرأس ؛ یعنی از وی اعراض کرد. (از اقرب الموارد).
- بالرأس و العین ؛ کلمه ای است که در موقع رضا و تسلیم گویند یعنی بسر و چشم. (ناظم الاطباء).
- بیت رأس ؛ موضعی است درشام که می را بسوی وی نسبت دهند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
- رأس ارنب ؛ سر خرگوش است و چون بسوزند و خرد بکوبند وبا پیه خروس بر داءالثعلب طلا کنند نافع بود. (از اختیارات بدیعی ).
- مَسْقِطالرأس ؛ وطن. (ناظم الاطباء). میهن. زادگاه. زادبوم. آنجا که شخص بدنیا آید و پرورش یابد.
|| کلّه. سر حیوان ، خاصه گوسفند و گاو. مجموعه ٔ قسمت برتر از گردن آدمی یا حیوان. صاحب مخزن الادویه در ذیل رؤس ج ِ رأس آرد: بفارسی کله نامند... مراد از آن کله و مغزِ آن است از حیوانات و بهترین آن مغز کله ٔ گوسفند است ،سپس درباره ٔ طبیعت و افعال و خواص آن گفتگو می کند ومی گوید: بسیارغذا و دیرهضم است ، و جهت اصحاب کد و ریاضت نافع. در مفردات ابن بیطار نیز در ذیل رؤس آمده است : و تصلح لاصحاب الکبد، که بیشک غلط است ، و این غلط به بحر الجواهر نیز راه یافته و می نویسد: صالح لاصحاب الکبد و الریاضة که پیدا ...

معنی راس به فارسی

راس
خاورشناس انگلیسی (و.۱۸۷۱ ف.ترکیه ۱۹۴٠م.) وی تحصیلات عالی را در لندن باتمام رسانید و مقدمه آشنایی او با السنه شرقی در پاریس و استراسبورگ شروع شد.در سال ۱۸۹۶ م. بسمت استاد زبان فارسی در کالج لندن تعین گردید در ۱۹٠۱از مقام خود استعفا داد و بریاست مدرسه کلکته (هند) انتخاب شد .در طول جنگ بین المللی اول مسافرتی بایران کرد.پس از مراجعت از هندوستان بکشور خویش بازگشت و مجددا کرسی استادهای زبانهای شرقی را که باو تفویض شده بود بعهده گرفت . لیکن این افتخار دیری نپایید زیرا بجهت بعض امور سیاسی بترکیه فرستاده شد و در همانجا در گذشت و مدفون گردید. آثاری که درباره ایران و اسلام نوشته : ۱ - اسلام ۲ - زندگی و زمان عمر خیام . ۳ هنر و ادبیات شرقی .۴ ترجمه تاریخ رشیدی .۵ - اوایل زندگی شاه اسماعیل و غیره.
درباره چهارپایان، ده راس گاو، سروروبزرگ
( اسم ) ۱ - سر جمع رووس ( رئوس ) . ۲ - واحدی برای شمارش افراد چارپایان : پنج راس گوسفند ده راس گاو . ۳ - سرور بزرگ قوم رئیس . ۴ - بلندی : راس کوه . ۵ - اول هر چیز .
بمعنی راه باشد چه سین و ها را به یکدیگر تبدیل کنند چنانکه خروس و خروه .
[ گویش مازنی ] /raas/ راست – استوار - درست – صحیح
یکی از یهودیان معاصر عمر بن خطاب (۲۳ - ۱۳ه.ق.) که مسکوکات بغلیه را بسبک سکه های ساسانیان ضرب کرد .
( اسم ) رئیس یهودیان . توضیح یهودیان از قرون نخستین میلادی تحت ریاست رش گالوتا ( راس الجالوت ) صاحب تشکیلاتی شده و شاهنشاه ایران آنان را در زمره ملل متنوعه شناخته و تا حدی استقلال بخشیده بود . رش تگالوتا مالیات را جمع و قضات را عزل و نصب و سایرامور را اداره می کرد و قانون موسی و احادیث و اخبار یهود را تعلیم و ترویج مینمود .
بخشی از منطقه البروج بمحاذات اول برج جدی .هر گاه آفتاب بدین نقطه رسد نهایت بعد آنست از خط استوا از سوی جنوب و آن مطابق اول زمستان است .یا مدار راس الجدی .بهنگام انقلاب شتوی آفتاب بالای خطی که در ۲۳ درجه و ۲۷ دقیقه و ۳٠ ثانی ...

معنی راس در فرهنگ فارسی عمید

راس
۱. واحد شمارش چهارپایان: ده رٲس گاو، ده رٲس گوسفند.
۲. بلندی و بالای چیزی.
۳. [قدیمی، مجاز] سرور و بزرگ و مهتر قوم.
۴. [قدیمی، مجاز] اول چیزی.
قسمتی از منطقة البروج در محاذات اول برج جدی که هر وقت آفتاب در این نقطه باشد نهایت دوری آن در طرف جنوب از خط استوا و مطابق با اول زمستان است.
آن قسمت از منطقة البروج که در محاذات اول برج سرطان و نهایت دوری آفتاب از خط استوا در طرف شمال در این نقطه و مطابق اول فصل تابستان است.
ستاره ای در صورت فلکی شمالی برشاوش.
۱. [عامیانه] اصل پولی که به بهای کالایی داده می شود.
۲. [قدیمی] اصل مال، سرمایه، اصل سرمایه.
۱. نوعی تکمه و جاتکمه که در قدیم از ابریشم یا قیطان درست می کردند و جلو لباس بر روی سینه می دوختند: ز بس که دست برِِ او به سینه دوخته ام / گمان برند که چپ راس بر قبا دارم (طاهر وحید: لغت نامه: چپ راست).
۲. نوعی حمایل که از چپ و راست بر روی شانه بیندازند.

راس در جدول کلمات

معنی راس به انگلیسی

end (اسم)
حد ، پا ، اتمام ، سر ، عمد ، خاتمه ، منظور ، مقصود ، مراد ، نوک ، طره ، راس ، پایان ، انتها ، فرجام ، ختم ، سرانجام ، ختام ، عاقبت ، آخر ، غایت ، انقضاء
climax (اسم)
اوج ، قله ، راس ، منتها درجه
pinnacle (اسم)
اوج ، ذروه ، برج ، راس ، منتهی درجه ، قله نوک تیز
top (اسم)
اوج ، سر ، قله ، بالا ، نوک ، تپه ، راس ، رویه ، فرق ، روپوش ، فرق سر ، رو ، فرفره ، تاپ ، کروک ، درجه یک فوقانی
head (اسم)
سر ، عنوان ، سالار ، نوک ، رئیس ، سرصفحه ، رهبر ، متصدی ، کله ، راس ، دماغه ، انتها ، سار ، موی سر ، ابتداء
tip (اسم)
سر ، نوک ، انعام ، بخشش ، راس ، ضربت اهسته ، سرقلم ، نک ، پول چای ، اطلاع منحرمانه ، تیزی نوک چیزی
peak (اسم)
قله ، نوک ، راس ، منتها درجه ، ستیغ ، حد اکثر ، کاکل ، کلاه نوک تیز
leader (اسم)
فرمانده ، راهنما ، سالار ، رئیس ، رهبر ، پیشوا ، راس ، سرور ، قائد ، سر دسته ، سر کرده ، سرمقاله ، پیشقدم
vertex (اسم)
سر ، قله ، نوک ، تارک ، راس ، فرق ، فرق سر ، سمتالراس
cap (اسم)
کلاهک ، کلاه ، سر پوش ، راس ، سربطری یا قوطی
fastigium (اسم)
نوک ، راس ، راس قسمت فوقانی بطن چهارم

معنی کلمه راس به عربی

راس
ذروة , راس , رييس , قمة
قمة
استطلاع الراي

راس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی لطفی
این واژه از پارسی درون عربی شده
سر=رَس=راس
واژگونی واژه
محمد حمید نیک روان
در ریاضی: ابتدا، سر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی راس   • راس فرندز   • راس ساعت   • راس مثلث   • راس چیست؟   • راس الناقوره کجاست   • راس گلر   • جوجه راس   • مفهوم راس   • تعریف راس   • معرفی راس   • راس یعنی چی   • راس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی راس
کلمه : راس
اشتباه تایپی : vhs
عکس راس : در گوگل

آیا معنی راس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )