برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1324 100 1

راه

/rAh/

مترادف راه: جاده، سبیل، سلک، شاهراه، صراط، طریق، گذرگاه، مسلک، مسیر، معبر، ممر، منهاج، منهج، نهج، روال، روش، شعار، شیوه، طرز، طریقت، طریقه، منوال، رسم، عادت، مجرا، وضع

معنی راه در لغت نامه دهخدا

رات. (ع اِ) کاه یمنیه. ج ، رَوّات. (منتهی الارب ). به لغت مردم یمن کاه و تبْن. (ناظم الاطباء). در یک نسخه ٔ قاموس التین [ انجیر ]. (منتهی الارب ).

رات. (اِخ ) راط. قصبه ای است در ایالت اﷲآباد هندوستان که در جنوب غربی هامبرپورک به فاصله ٔ 72 هزارگز قرار دارد. سکنه آن 14480 تن است که 4 هزار تن آن مسلمان میباشند. (قاموس الاعلام ترکی ).

رأت. [ رَءْت ْ ] (ع اِ) بلغت مردم یمن ،کاه و تبن. (ناظم الاطباء) . ج ، رِوات یا رُوات. (از المنجد) (ناظم الاطباء).

راه. (اِ) طریق. (آنندراج ) (انجمن آرا) (رشیدی ) (دهار) (سروری ). بعربی صراط و طریق گویند. (برهان ). سبیل. (دهار) (ترجمان القرآن ). صراط. (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ). در پهلوی راس و راه و در ایرانی باستان : رثیه و در اوستا، رایثیه و در کردی ، ری و ری ّ و در سرخه ای ، ولاسگردی را و در ارمنی ، ره و در سمنانی ،راج [ رَ اِ ] و در سنگسری ، راجن و در بلوچی ، را و راه ، و در افغانی ، لار . (از ذیل برهان قاطع چ معین ). بپهلوی راس. (از فرهنگ ایران باستان ص 225). جای عبور که لفظ عربیش طریق است ، در پهلوی «راس » و در اوستا «ریثیه » و در سنکریت «رتهیا» بوده. (فرهنگ نظام ). جاده که جای عبور و مرور است. (از شعوری ج 2 ورق 14). فاصله ٔ بین دو نقطه که در آن سیر توان کرد و مخفف آن ره است. و رجوع به ره شود. انبوبة. جدلان. جدة. خد. خط. خطیطة. خلیف. خنیف. دَرَج. دعکة. دلیل. زراط. شاکل. شاکلة. شکیکة. صعید.طرقه. عجوز. علاق. علاقة. قدة. قمن. مخلفة. مدرج. (منتهی الارب ). مدرجة. (منتهی الارب ) (دهار). مشعب. معاث.معباً. معجاز. معلق. مقد. منقی. مورد. موردة. میعاس. نبی. نحو. نعامة. وارد. (منتهی الارب ) :
در راه نشابور دهی دیدم بس خوب
انگشبه ٔ او را نه عدد بود و نه مره.
رودکی.
راهی کاو راستست بگزین ای دوست
دور شو از راه بیکرانه و ترفنج.
رودکی.
شهری است بزرگ و خرم و آبادانی و همه ٔ راههای ایشان بسنگ گسترده است. (حدود العالم ). ساوه و آوه.. شهرکهایی اند... با نعمت بسیار و خرم و هوای درست و راه حجاج خراسان. (حدودالعالم ). و چون از آنجا بروی تا به حسینان راه اندر میان دو کوه است. (حدود العالم ...

معنی راه به فارسی

راه
در آغاز مشروطیت ضمن نخستین کابینه ای که بمجلس شورای ملی معرفی گردید دو وزیر بنام وزیر فواید عامه و وزیر تجارت عضویت داشتند ولی در سال ۱۳٠۸ ه. ش. بموجب قانونی که بتصویب مجلس رسید وزارت تجارت و فلاحت و طرق و شوارع بوزارت طرق و شوارع و وزارت اقتصاد ملی تجزیه گردید.وزارت راه ( بصورت جدید ) بموجب ماده ۵ قانون مصوب ۲۷ اسفند ۱۳٠۸ ه.ش.از اول فروردین ماه ۱۳٠۹ ه.ش. تاسیس گردید و قبل از این تاریخ یکی از ادارات وزارت فواید عام محسوب میشد. وظایف وزارت راه عبارتست از :ایجاد و حفظ راه آهن توسعه امور بنادر و کشتی رانی و امور هواپیمایی و آن شامل ادارات ذیل است : اداره کل راه شوسه اداره کل اسفالت بنگاه راه آهن دولتی ایران اداره کل ساختمان راه آهن بنگاه کل بنادر و کشتی رانی ادراره کل هواپیمایی کشوری و عده ای اداره عمومی .
ره، هرجایی اززمین که مردم از آنجارفت و آمدکنند، محل عبور، گذرگاه، جاده، قاعده وقانون، رسم وعادت
( اسم ) پادشاه هندوستان .
آبراه . آبراهه . گذر آب . گذرگاه آب . مجرای آب .
در نقاط مختلف جهان برای ایجاد سهولت و سرعت در کار مسافرت یا حمل و نقل از اقیانوسها و دریاها و دریاچه ها و برخی از رودخانه ها که قابل کشتیرانی هستند استفاده میشود .
راه آزماینده . که راه آزماید .
نعت فاعلی از راه آزمودن . که راه آزماید . که امتحان راه کند .
که آگاهی از راه داشته باشد . که براه آشنا باشد . بلد .
راه پیمودن . راه سپردن . طی طریق کردن . یا بمجاز کنار آمدن .
راهنمایی کردن . رهنمایی کردن . راهنما شدن . رهنمون شدن .
...

معنی راه در فرهنگ معین

راه
(اِ.) = رای . راج . راجه : پادشاه هندوستان .
[ په . ] (اِ.) ۱ - جاده ، گذرگاه . ۲ - قانون ، روش . ۳ - پردة موسیقی ، نغمه .
(اَ) (اِمر.)۱ - اسباب سفر. ۲ - مرکب - سواری . ۳ - پیک ، قاصد.
(بُ دَ) (مص ل .) ۱ - راه پیمودن . ۲ - دزدی از مسافران ، راهزنی .
(پَ یا پِ) (ص فا.) ۱ - راه پیماینده ، راه رونده . ۲ - مسافر. ۳ - تندرو، سریع السیر. ج . راه پیمایان .
(دَ) (مص ل .) رخصت دادن .
(تَ) (مص ل .) قطع طریق کردن ، راهزنی کردن .
(ص .) دارای خطوط موازی .
(گِ رِ تَ) (مص م .) راه را سد کردن ، سر راه را گرفتن .
(گُ تَ) (ص فا.) تندرو، راهوار.
(ص فا.) = راه گیرنده : ۱ - راه رو، مسافر. ۲ - راهزن ، قاطع طریق .
(نَ رَ تِ) (ص مر.) تجربة نادیده .
(نِ) (ص فا.) ۱ - گدای سر راه . ۲ - غریب ، بی کس .
(هُ) (اِمر.) روش ، طریقه .
(هُ رَ) (اِمر.) شیوه ، روش ، طریق .
...

معنی راه در فرهنگ فارسی عمید

راه
۱. هرجایی از زمین که مردم از آنجا رفت وآمد کنند، محل عبور، گذرگاه، جاده.
۲. قاعده وقانون.
۳. رسم وروش.
٤. کرّت و مرتبه.
٥. (موسیقی) [قدیمی] نغمه و آهنگ.
٦. (موسیقی) [قدیمی] مقام، پرده.
* راه افتادن: (مصدر لازم) ‹به راه افتادن›
۱. روان شدن.
۲. روانه شدن.
۳. به کار افتادن دستگاه یا ماشین.
* راه انداختن: (مصدر متعدی) ‹به راه انداختن›
۱. اسباب سفر کسی را فراهم ساختن و او را روانه کردن.
۲. وسیلۀ نقلیه یا ماشینی را آماده ساختن و به حرکت درآوردن.
* راه بردن: (مصدر متعدی) [مجاز]
۱. دست کودک یا شخص بیمار و علیل را گرفتن و او را گردش دادن.
۲. کودک را در بغل گرفتن و گردش دادن.
۳. به رفتار در آوردن.
۴. راه جستن و راه یافتن و پیبردن به جایی یا چیزی.
* راه بریدن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. راه پیمودن، طی مسافت کردن.
۲. سیروسفر کردن.
۳. راه زدن.
۴. مانع عبور کسی شدن.
* راه حاجیان: (نجوم) [قدیمی، مجاز] = کهکشان
* راه خفته: [قدیمی، مجاز]
۱. راه دور و دراز.
۲. جادۀ هموار.
* راه دادن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز]
۱. اجازۀ عبور دادن.
۲. به یک سو رفتن و راه را برای عبور کسی باز گذاشتن.
* راه زدن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. در بیابان و میان جاده جلو کسی را گرفتن و اموال او را ربودن، غارت کردن اموال مسافران در راه.
۲. (موسیقی) سرود گفتن و نواختن آهنگ موسیقی: چه راه می زند این مطرب مقام شناس / که در میان غزل قول آشنا آورد (حافظ: ۲۹۸).
* راه کردن: (مصدر لازم)
۱. [مجاز] نفوذ کردن، رخنه کردن.
۲. [قدیمی] راه رفتن، طی طریق کردن.
۳. [قدیمی] راه باز کردن، راه دادن.
* راه راه:
۱. مخطط، خط دار.
۲. پارچه یا جامه که خط های باریک رنگین داشته باشد.
۱. آبراه، آبراهه، آبرو، مجرای آب، نهر و جایی که آب از آن می گذرد.
۲. گذرگاه سیل.
راهنما، نشان دهندۀ راه.
جادۀ ریل گذاری شده که ترن از روی آن عبور ...

راه در دانشنامه اسلامی

راه
راه مسیری برای رفتن و آمدن می باشد.
مسیر آمد و شد است.
کاربرد راه در فقه
عمده احکام آن در باب احیاء موات آمده است؛ لیکن از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، زکات، حج، تجارت و صلح نیز سخن گفته اند.
اقسام راه
راه دو گونه است: نافذ و غیر نافذ. مراد از راه نافذ راه عمومی ای است که به راههای دیگر یا زمین مباح منتهی می گردد؛ بدین معنا که از یک سمت آن داخل و از سمت دیگر به راهی دیگر یا زمینی مباح خارج می شود. مراد از راه غیر نافذ راه بن بست است. موضوع سخن در این مقاله نوع اوّل است.راه از مشترکات است که عموم مردم در استفاده از آن یکسانند و کسی نمی تواند در آن تصرفی کند که با عبور و مرور منافات داشته باشد.
چگونگی پیداش راه عمومی
...
یکی از مهمترین لایحه هایی که در سال ۱۳۰۵ش. به مجلس ارائه شد، لایحه تاسیس راه آهن سراسری بود که بحث های فراوانی درپی داشت. این طرح مخالفین و موافقین فراوانی داشت. مصدق یکی از اعتراض کنندگان به لایحه تاسیس راه آهن بود. زیر ساختمان های شبکه راه آهن از ۲۳ مهر ۱۳۰۶ آغاز شد و تکمیل آن ۱۱ سال به طول انجامید.
اصولاً انگلیس اعتقاد داشت که این خط آهن از شمال به جنوب کشیده شود، تا بتواند جهت حمله احتمالی به روسیه و سپس شوروی پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷م. استفاده شود. احمدشاه نیز در پاسخ پیشنهاد انگلیس ها برای مفتوح ساختن باب مذاکره در مورد کشیدن راه آهن گفت: «راه آهنی که به صلاح و صرفه ایران است، راه آهنی است که از دزداب زاهدان فعلی شروع می شود و مسیر آن به اصفهان و تهران باشد و از آنجا به اراک و کرمانشاه متصل شود، یعنی از شرق به غرب ایرن، چنانکه از زمان داریوش هم راه تجارت هندوستان در آسیا و سواحل مدیترانه همین راه بوده است و این راه برای ملت ایران نهایت صرفه را از لحاظ تجارت خواهد داشت؛ ولی راه آهن عراق به بحر خزر فقط جنبه نظامی و سوق الجیشی دارد و من نمی توانم، پول ملت را گرفته یا از کشورهای خارج وام گرفته و صرف راه آهنی که فقط جنبه نظامی دارد نمایم.»
سیاست حقیقی هند
در سال ۱۹۱۲ (۱۲۹۱ش.) که در مجلس عوام انگلستان گفتگو بر سر مسئله راه آهن سراسری ا ...


راه در دانشنامه ویکی پدیا

راه
این مقاله در خصوص ساخته بشری است که جهت مسافرت و گذر از محلی به محل دیگر استفاده میشود که به صورت کلی راه نامیده میشود.
خیابان
بلوار
بزرگراه
آزادراه
جاده
راه به مسیری اطلاق می شود که بین دو نقطه ساخته شده پشده است و یا به صورت طبیعی به وجود آمده است.
راه اساساً به چهار دسته کلی تقسیم می شود:
متولی تمامی این راه ها در ایران وزارت خانه راه و شهرسازی می باشد.
راه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
راه (ترانه آریانا گراند)
راه (نشریه)
«راه» تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا آریانا گراند است که در سال ۲۰۱۳ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم ارادتمند شما (آلبوم) قرار داشت.
این تک آهنگ در چارت های ، جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
«راه» تک آهنگ آغازین هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا، آریانا گراند، برای اولین آلبومش ارادتمند شما است که توسط لیبل ریپابلیک رکوردز در ۲۵ مارس ۲۰۱۳ منتشر شد. راه توسط یکی از تهیه کنندگان این آهنگ، هارمونی سموئلز به همراه امبر استریتر، آل شرود لمبرت، جوردین اسپارکس، برندا راسل و مک میلر، کسی که در این آهنگ به عنوان رپر با گراندی همکاری داشته، نوشته شده است. تهیه کنندگی این آهنگ توسط هارمونی سموئلز و آریانا گراندی انجام شده. پس زمینه آهنگ بر اساس ملودی پیانو، با الهام از آهنگ «راز کوچکی از عشق» سال ۱۹۷۹ برندا راسل است؛ و شباهت های ملودیک و لیریک با آهنگ «هنوز یک بازیکن نیستم» سال ۱۹۹۸ بیگ پان دارد (این آهنگ نیز نمونه ای از «راز کوچکی از عشق» است) این آهنگ در هفته اول، با رتبه ۱۰ وارد ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد شد، و در هفته های بعد به رتبه ۹ در ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد آمریکا رسید؛ و تب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

راه در دانشنامه آزاد پارسی

در موسیقی به مفهوم، مقام، لحن، آهنگ و نیز به معنای روشی برای پرده گردانی (مُدگردی یا مرکب نوازی) به کار رفته است. راه همچنین به مفهوم روش خوانندگی و نوازندگی نیز بوده است.

ارتباط محتوایی با راه

راه در جدول کلمات

راه
مسیر
راه | روش
مسلک
راه آب
مجرا
راه آذری
یول
راه آشکار و روشن
منهج ، نهج
راه آهن
ترنوای
راه آهنی
ریل
راه باریک و سرپوشیده
راهرو
راه بندان
راه بی پایان
را

معنی راه به انگلیسی

pass (اسم)
رد ، راه ، پروانه ، گذرگاه ، بلیط ، گردونه ، عبور ، معبر ، جواز ، گذر ، گدوک ، گذرنامه
access (اسم)
دسترسی ، دسترس ، دست یابی ، راه ، راه دسترس ، مدخل ، اجازه دخول ، تقریب ، وسیله حصول ، بروز مرض ، اصابت ، دسترسی یا مجال مقاربت ، تقرب به خدا ، حمله
way (اسم)
راه ، عنوان ، سیاق ، سمت ، خط ، سبک ، جاده ، رسم ، مسیر ، روش ، طرز ، طریقه ، طریق ، سان ، طور ، مسلک ، نحو
road (اسم)
راه ، خیابان ، خط ، جاده ، مسیر ، طریق ، راه اهن
path (اسم)
راه ، جاده ، مسیر ، طریقه ، طریق ، مسلک ، باریک راه ، جاده مال رو
route (اسم)
طرف ، راه ، سمت ، جاده ، مسیر ، خط سیر ، جریان معمولی
avenue (اسم)
راه ، خیابان ، خیابان وسیع
entry (اسم)
راه ، مدخل ، ورود ، دخول ، ثبت ، ادخال ، راهرودر ، ثبت در دفتر ، چیز ثبت شده یا وارد شده
manner (اسم)
راه ، رفتار ، طرز عمل ، عنوان ، قسم ، سیاق ، فن ، نوع ، سبک ، چگونگی ، تربیت ، ادب ، روش ، رسوم ، طرز ، طریقه ، طریق ، سان ، طور ، مسلک ، سلیقه
method (اسم)
راه ، عنوان ، سیاق ، نوع ، سبک ، رسم ، رویه ، روش ، شیوه ، طرز ، اسلوب ، طریقه ، طریق ، روند ، متد ، طور ، مسلک ، نحو ، منوال
how (اسم)
راه ، چگونگی ، روش ، طرز ، متد ، سان ، کیفیت
autobahn (اسم)
راه ، بزرگراه ، اتوبان ، شاهراه ، جاده عریض
highway (اسم)
راه ، بزرگراه ، شاهراه
track (اسم)
راه ، اثر ، نشان ، خط ، باریکه ، زنجیر ، لبه ، جاده ، تسلسل ، توالی ، شیار ، مسیر ، رد پا ، مسابقه دویدن ، خط اهن ، خط راه آهن

معنی کلمه راه به عربی

راه
اسلوب , ترخيص , طريق , طريق سريع , کيف , مسار , وصول
خندق , مجري
ممر مائي
عرق
اشتغل , زناد
سکة الحديد , طريق
تحت الارض
طريق
سياج
حصار
حصار
تعرج
سلم
متظاهر
موکب
موکب
فلينة
حل , خارج
الحل السلمي
عنق الزجاجة

راه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
راه :کیش ، روش، رسم ، قانون
چو تو شاه ننهاد برسر کلاه
به خوی و به دانش، به آیین و راه
دکتر کزازی در مورد راه می نویسد 《شاید بتوان "راه" را در این کاربرد و معنی ریختی از " رای" دانست؛ در زبان های ایرانی "ه" و " ی " به یکدیگر بدل می شوند؛ نمونه ای دیگر از این دگرگونی را در " رایگان " و
" شایگان " می توانیم دید که ریخت هایی از " راهگان و شاهگان" اند 》
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴،ص ۲۰۸ .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وضعیت راه های کشور   • وضعیت ترافیک جاده ها   • پلیس راه   • وضعیت جاده چالوس هم اکنون   • وضعیت راههای کشور آنلاین   • وضعیت راههای شمال کشور   • وضعیت راههای کشور جاده چالوس   • وضعیت جاده هراز   • معنی راه   • مفهوم راه   • تعریف راه   • معرفی راه   • راه چیست   • راه یعنی چی   • راه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی راه
کلمه : راه
اشتباه تایپی : vhi
آوا : rAh
نقش : اسم
عکس راه : در گوگل

آیا معنی راه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )