برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1289 100 1

ردیف

/radif/

مترادف ردیف: خط، رج، صف، قطار، توالی

برابر پارسی: پشت سرهم، رج، رده

معنی ردیف در لغت نامه دهخدا

ردیف. [ رَ ] (ع مص ) پوییدن شترمرغ. (مصادر اللغه ٔ زوزنی ). || نشستن بر یک صف. (لغت محلی شوشتر). || بشتافتن مردم. (مصادر اللغة). || سوار شدن دو کس را گویند بر شتر یا بر اسب یا بر چهارپای دیگر. (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ).

ردیف. [ رَ ] (ع ص ، اِ) نشیننده ٔ سپس سوار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از مهذب الاسماء). کسی که بر یک اسب پس سوار نشیند، و در لطایف نوشته پس دیگری سوار شونده ، مأخوذ از رِدْف که به معنی سرین است. ج ، رُدافی ̍. (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). نشیننده ٔ سپس سوار. ج ، رِداف. (از اقرب الموارد). || کسی که می آورد تیر خود را پس از فایق آمدن بر یکی از قماربازان و یا بر دو نفر از آنها و می خواهد داخل کند تیر خود را در تیرهای ایشان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). ج ، رِداف ، رُدَفاء. (المنجد). || ستاره ای که از مشرق برآید بعد فروشدن رقیب آن در مغرب. || ستاره ٔ ناظر و مقابل ستاره ٔ طالع. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || (اِخ ) ستاره ای نزدیک نسر. (ناظم الاطباء). ستاره ای است از پس نسر واقع. (مهذب الاسماء). ستاره ای است نزدیک نسر واقع. (از اقرب الموارد). || (ع ص ، اِ) آنکه در کنار دیگری واقع شود و یا در زیر دست و یا عقب کسی باشد و یا راه رود و یا سوار شود. (ناظم الاطباء). || صف. قطار . راسته. رده.
- همردیف ؛ همقطار. در تداول ارتش ، غیرنظامی که درجه ٔ نظامی داشته باشد. گویند: همردیف سرهنگ ، همردیف سروان...
|| دو یا چند چیز که در پهلوی هم واقع شوند. (ناظم الاطباء). در این معنی معرب رده است. (یادداشت مؤلف ) :
ندانم مرکبی کایام در وی
ردیف هر سگ آهویی ندارد.
خاقانی.
- ردیف ایستادن ؛ به ردیف قرار گرفتن. در یک رده ایستادن.
- ردیف سرطان ؛ برج اسد. (ناظم الاطباء). کنایه از برج اسد. (آنندراج ) (از غیاث اللغات ). اشاره به برج اسد است که یکی از دوازده برج فلکی است. (برهان ).
- ردیف کاری ؛ (اصطلاح زراعت ) آنگاه که تخم یا نشا در یک خط کاشته شود.(از یادداشت مؤلف ).
- ردیف کردن ؛ قطار کردن. انتظام دادن. به رده درآوردن.
- || از پس نشاندن. واپس اسب نشان ...

معنی ردیف به فارسی

ردیف
پشت سرهم، چندتن که پشت سرهم قراربگیرند، قافیه
۱ - ( صفت ) کسی که پشت سر دیگری بر مرکوب سوار شود . ۲ - ( اسم ) رسته رده صف . یا تحصیلات ردیف تحصیلات منظم . ۳ - هنگامی که عدهای به خط در ۳ ۲ یا ۴ صف قرار گرفته باشند هر جزئ ۳ ۲ یا ۴ نفری را که عقب یکدیگر باشند ردیف نامند ۴ - کلمه یا کلمات مکرری که در آخر مصراعها و ابیات در آورند مثل [[ آید همی ]] درین بیت ردوکی : [[ بوی جوی مولیان آید همی یار یار مهربان آید همی ]] . ۵ - پایه و رکن اساسی موسیقی ملی ایرانست که به [[مقام ]] [[ دایره ملایم ]] و [[ آواز ]] تقسیم میشود دستگاه .
نشیننده سپس سوار کسی که بر یک اسب پس سوار نشیند یا ستاره که از مشرق بر آید بعد فروشدن رقیب آن در مغرب یا ستاره نزدیک نسر .
[row] [حمل ونقل دریایی] هریک از تقسیمات طولی در امتداد طول که به عنوان یکی از مختصات سه گانۀ کشتی محل استقرار بارگُنج ها شماره گذاری می شود
[compressor stage] [علوم نظامی] مجموعه ای در فشرده ساز محوری که شامل تعدادی تیغه است
[seed drill] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ماشینی برای قرار دادن مقدار معینی بذر یا کود، در عمق معینی از خاک در یک ردیف یا در ردیف های موازی
[ گویش مازنی ] /radif kaar/ وسیله ای برای ردیف کاشتن بذر
[destage] [علوم نظامی] طراحی مجدد موتور ازطریق برداشتن یک ردیف از تیغه های فشرده ساز محوری

معنی ردیف در فرهنگ معین

ردیف
(رَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - رده ، رسته . ۲ - کلمه یا کلماتی که عیناً در آخرِ مصراع ها تکرار شود. ۳ - پایه و رکن اساسی موسیقی ملی ایران است که به «مقام »، «دایرة ملایم » و «آواز»، تقسیم می شود، دستگاه .

معنی ردیف در فرهنگ فارسی عمید

ردیف
۱. کسی که پشت سر یا بر ترک دیگری سوار شود.
۲. پشت سر هم، چند تن یا چند چیزی که پشت سر یکدیگر قرار گیرند.
۳. (اسم) (ادبی) در قافیه، کلمۀ مکرر که در آخر هر شعر پس از قافیۀ اصلی می آورند، مانند کلمۀ «گیرند» در این شعر: نقدها را بُوَد آیا که عیاری گیرند / تا همه صومعه داران پی کاری گیرند (حافظ: ۳۷۶)، و یا کلمۀ «دارد» در این شعر: مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد / نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد (حافظ: ۲۵۴).
کسی که با دیگری در یک مقام و پایه قرار دارد.

ردیف در دانشنامه ویکی پدیا

ردیف
ردیف ممکن است به یکی از معناهای زیر به کار رفته باشد:
ردیف (موسیقی) روش رایج طبقه بندی موسیقی سنتی ایرانی
ردیف (شعر) واژه یا واژه هایی که به صورت مکرر در آخر بیت های شعر بعد از قافیه می آیند
ردیف (چینه شناسی)
ردیف ضربانی
ردیف بودجه
در گاهنگاری چینه شناسی، پس از اشکوب واحد بزرگتری که از لحاظ زمانی- سنگی به کار می رود، ردیف (Series) است. واحد بزرگ تر از ردیف، سامانه (سیستم) نام دارد.
Hedberg, H.D. , (editor), International stratigraphic guide: A guide to stratigraphic classification, terminology, and procedure, New York, John Wiley and Sons, 1976
ردیف، اصطلاحی عروضی است و به واژه یا واژه هایی که به صورت مکرر و بدون هیچ تغییری در آخر بیت ها یا مصراع ها بعد از قافیه می آید گفته می شود. به بیت یا شعری که ردیف داشته باشد مُرَدُّف می گویند.
شفیعی کدکنی، محمد رضا (۱۳۵۰)، صور خیال در شعر فارسی، تهران: انتشارات نیل
محمد معین (۱۳۷۵)، فرهنگ نامه فارسی (جلد دوم)، تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر، ص. ۲۶۱۸، شابک ۹۶۴-۰۰-۰۱۶۴-۳
ردیف از خواص شعر فارسی به شمار می رود و در هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی استفاده نمی شود و استفاده آن را در اشعار زبان هایی همچون عربی، ترکی و اردو را از تأثیرات زبان فارسی می دانند. به گفته کارشناسان، از مهمترین عوامل پیدایش ردیف در شعر فارسی وجود فعل ربطی در این زبان است.
در فرهنگ معین زیر مادهٔ ردیف بعد از تعریف عمومی آن و قبل از تعریف ردیف به عنوان اصطلاحی در موسیقی نوشته شده است: «کلمه یا کلماتی مکرری که در آخر مصراع ها و ابیات درآورند، مثل «آید همی» در این بیت رودکی: بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی»
از قدیمی ترین نمونه های استفاده از ردیف می توان به یک هجویه در خراسان مربوط به قرن سوم هجری اشاره کرد:
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ردیف

ردیف در جدول کلمات

ردیف
رج
ردیف |
رج
ردیف قالی
رج
ردیف هم
مترادف
ردیف و رده
سلف
ردیف و رسته
رده
پشت هم و ردیف آمدن
تتابع
طبق آمارهای یونسکو این کشور از لحاظ تنوع اقلیمی به عنوان کشور هفت اقلیم در ردیف 5 کشور نخست جهان قرا دارد
ایران

معنی ردیف به انگلیسی

order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
run (اسم)
حدود ، محوطه ، ترتیب ، رانش ، سلسله ، ردیف ، رد پا ، تک ، امتداد ، سفر و گردش
row (اسم)
صف ، خط ، سطر ، رده ، ریسه ، ردیف ، قطار ، قیل و قال ، راسته ، رج ، ردیف چند خانه
tier (اسم)
رده ، ردیف ، ردیف صندلی
string (اسم)
عقد ، سیم ، زه ، رشته ، ریسمان ، سلسله ، نخ ، ردیف ، قطار ، دراز
series (اسم)
دنباله ، صف ، رشته ، رده ، سلسله ، ردیف
line (اسم)
سیم ، بند ، خط ، دهنه ، لجام ، طرح ، رشته ، سطر ، ریسمان ، رده ، جاده ، رسن ، مسیر ، ردیف ، مسیر کهباخط کشی مشخص میشود
rank (اسم)
صف ، ترتیب ، نظم ، پایه ، رشته ، مقام ، سلسله ، شکل ، ردیف ، رتبه ، شان ، قطار
cue (اسم)
صف ، چوب بیلیارد ، اشارت ، ایماء ، ردیف ، سخن رهنما
succession (اسم)
سلسله ، توالی ، ردیف ، وراثت ، ترادف ، جانشینی ، پی ایی

معنی کلمه ردیف به عربی

ردیف
خط , خيط , رتبة , صف
لوحة المفاتيح
صف
صف
اِتَّسَقَ
لوحة المفاتيح
اصطف

ردیف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش
ردیف از دو پاره رده یا ردک (پهلوی ) به مانای (معنای) صف و ستون و ایو (اوستایی) به معنای یک - تک برساخته شده و رویهم رفته معنای یک رده ؛ تک رده یا یک صف یا در یک رده بودن را میدهد.
رده با همخانواده خود راد ( به همین معنا ) در زبانهای زرمنی و اسکاندیناوی همانندی آوایی بسیار دارد.
ردیو و ردیف یک واژه و دارای معنای همرده و یک رده و در یک صف هستند و برخلاف پنداشت برخی فرهنگ نویسان کهن ردیف معری رده (ردگ) پهلوی نمی باشد ‎‎[ نکته اینکه چنانچه ردیف را معرب رده یا ردگ بپنداریم بر پایه دستور تراکنش و دگردیسی واژگان هرگز ه یا گ به و یا ف دگریده (تبدیل) نمی شود]
دارا
سطر
hadi_g.a
رج
faramarz farshad
رگه - یا رج که همان رگ هس وتازیان رج اش خوانده اند!
پروین
رسته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ردیف چیست   • انواع ردیف در شعر   • شعر دارای ردیف و قافیه   • شعری که دارای قافیه و ردیف باشد   • معنی ردیف   • ردیف در جدول   • شعر ردیف دار   • ردیف موسیقی چیست   • مفهوم ردیف   • تعریف ردیف   • معرفی ردیف   • ردیف یعنی چی   • ردیف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ردیف
کلمه : ردیف
اشتباه تایپی : vndt
آوا : radif
نقش : اسم
عکس ردیف : در گوگل

آیا معنی ردیف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )