برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1147 100 1

رسوایی

/rosvAyi/

مترادف رسوایی: افتضاح، بدنامی، بی شرمی، پرده دری، تفضیح، روسیاهی، عار، عیب، فضاحت، فضیحت، ننگ

معنی رسوایی در لغت نامه دهخدا

رسوایی. [ رُس ْ ] (حامص )رسوائی. فضیحت و مذلت. (آنندراج ). افتضاح و بی آبرویی و بدنامی و ذلت و فضیحت و بی حرمتی. (ناظم الاطباء).اِبَة. موئبة. خزی. فتنه. فضاح. فضاحة. فضوح. فضوحة. فضیحة. لوءة. مهانة. مهجرة. ویلة. هاجره. هتکَه َ. هون. (منتهی الارب ). حالت و کیفیت رسوا. افتضاح. بی آبرویی. بدنامی. (فرهنگ فارسی معین ). صفت رسوا. پیدا وفاش شدن عیب یا عیوب نهانی کسی. پیدا آمدن و مشهور شدن زشتیهای اعمال کسی. پیدا و مشتهر گشتن راز نامناسب از کسی. فضاحت. خزی. ننگ. عار. فضوح. فضح. (یادداشت مؤلف ). سواة. سؤاة. (مهذب الاسماء) :
هر آن پیری که برنایی نماید
جهانش ننگ و رسوایی نماید.
(ویس و رامین ).
برآورند بیک جا دروغ و رسوایی
جدا ندید مر آنرا ازین هگرز کسی.
ناصرخسرو.
پنجاه سال بر اثر دیوان
رفتی به بی فساری و رسوایی.
ناصرخسرو.
شاید که ز بیم شرم و رسوایی
در جستن علم دل کنی یکتا.
ناصرخسرو.
خون رسواییست نادانی برون بایَدْش کرد
اندک از دل پیش از آن کاو مر ترا رسوا کند.
ناصرخسرو.
ولیکن چون کسی بیاید که خان و مان ببرد من نیز خواهم که رسوایی که در جهان نگنجد بجای او بکنم. (اسکندرنامه نسخه ٔ سعید نفیسی ). خدیجه گفت : من نپسندم آن که رسوایی من باشد. (قصص الانبیاء ص 217).
هرچه بفرستی به رسوایی کشد
دل شفاعت خواه رسوایی فرست.
خاقانی.
در عهد تو زیبایی چیزیست که خاص است آن
در عشق تو رسوایی کاریست که عام است آن.
خاقانی.
رسوازده ٔ زمانه گشته
در رسوایی فسانه گشته.
نظامی.
گر آید دختر قیصر نه شاپور
ازین قصرش به رسوایی کنم دور.
نظامی.
ظلم شد امروز تماشای من
وای به رسوایی فردای من.
نظامی.
بر سر میدان رسوایی ّ عشق
عالمی را همچو شیدایی ببین.
عطار.
عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست
یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را.
سعدی.
خبر از عشق نبوده ست و نباشد همه عمر ...

معنی رسوایی به فارسی

رسوایی
یا رسوایی همدانی از گویندگان قرن دهم هجری قمری بود .
[ گویش مازنی ] /resvaai/ رسوایی
افتضاح ارتکاب به کار مفتضحانه

معنی رسوایی در فرهنگ معین

رسوایی
( ~.) (حامص .) بدنامی .

معنی رسوایی در فرهنگ فارسی عمید

رسوایی
بی آبرویی و شرمندگی به جهت کار، بد بدنامی.

رسوایی در دانشنامه ویکی پدیا

رسوایی
رسوایی (به انگلیسی: Scandal) ترانه ای از کوئین، گروه راک بریتانیایی است. این ترانه چهارمین تک آهنگ آلبوم سال ۱۹۸۹ گروه که معجزه نام داشت، بود و در جدول تک آهنگ های بریتانیا رتبه ۲۵ را از آن خود کرد. این ترانه در آمریکا هم منتشر شد اما وارد نتوانست وارد هیچ یک از جدول ها شود. ترانه رسوایی توسط برایان می نوازنده گیتار لید گروه نوشته شده است، اما به نام گروه کوئین به ثبت رسید. این ترانه در مورد نوجه ناخواسته ای است که برایان می و فردی مرکوری خواننده گروه از طرف رسانه ها در اواخر دهه ۱۹۸۰ دریافت می کنند است که شامل طلاق گرفتن برایان می و ازدواج او با آنیتا دوبسون و به وجود آمدن مشکلاتی در رابطه با سلامتی مرکوری است.
رسوایی فیلمی به کارگردانی و نویسندگی اسماعیل پورسعید محصول سال ۱۳۴۹ است.
پوری بنایی
منوچهر وثوق
اسداله یکتا
عزیزالله پیشواییان
میرمحمد تجدد
علی میری
مینا کهنمویی
محمدتقی کهنمویی
رسوایی چهارمین ساختهٔ سینمایی مسعود ده نمکی است که در ژانر درام/کمدی در ۲۳ اسفند ماه سال ۹۱ به پردهٔ سینماها رفت. این فیلم به موضوعات مذهبی مانند امر به معروف و نهی از منکر اشاره دارد.
محبوبه بیات بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون درباره حضور در فیلم رسوایی افزود:بزرگترین اشتباه من بازی در فیلم «رسوایی» بود بزرگترین اشتباه من بازی در «رسوایی» بود.
افسانه دختری زیبارو و فقیر جنوب شهری است که علاقه مند به حضور در جامعه با ظاهری متفاوت و جلب توجه مردان می باشد. خانواده وی از طرف آقاشریف که طلبکار و صاح ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با رسوایی

رسوایی در جدول کلمات

رسوایی
بدنامی
رسوایی این کنفرانس هنوز هم دامنگیر دولت آمریکا و مصر است
واترگیت
برای رسوایی دیگران می کشند
هو
شهری در عربستان که نام آن به خاطر رسوایی اخیر سعود یها زیاد شنیده میشود
جده
از آن سو رسوایی است
یحیضف

معنی رسوایی به انگلیسی

ignominy (اسم)
خواری ، رسوایی ، بد نامی ، افتضاح ، کار زشت
scandal (اسم)
تهمت ، ننگ ، رسوایی ، افتضاح
reproach (اسم)
سب ، ننگ ، سرزنش ، مذمت ، رسوایی ، ملامت ، طعنه ، عیب جویی ، توبیخ ، سرکوفت
dishonor (اسم)
پستی ، ننگ ، رسوایی ، ابروریزی ، بیشرفی ، نکول
disgrace (اسم)
رسوایی ، افتضاح ، عار ، فضاحت ، سیهرویی ، بیابرویی
infamy (اسم)
خاتوله ، ننگ ، رسوایی ، بد نامی ، افتضاح ، سابقهبد
blatancy (اسم)
شلوغی ، رسوایی ، سر و صدا
flagrance (اسم)
زشتی ، شناعت ، وقاحت ، رسوایی ، اشکاری
flagrancy (اسم)
زشتی ، شناعت ، وقاحت ، رسوایی ، اشکاری
notoriety (اسم)
رسوایی ، بد نامی ، انگشت نمایی
calumny (اسم)
رسوایی ، بد نامی ، بهتان افترا
disrepute (اسم)
رسوایی ، بد نامی ، بیابرویی ، بی احترامی
opprobrium (اسم)
خفت ، زشتی ، ننگ ، رسوایی ، فضاحت ، ناسزا گو
odium (اسم)
نفرت ، زشتی ، دشمنی ، عداوت ، رسوایی ، بد نامی

معنی کلمه رسوایی به عربی

رسوایی
خزي , سمعة سيية , عار , فضيحة , کراهية , لوم
سيي السمعة , معيب
مخزي

رسوایی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن
ما زرسوایی بلند اوازه ایم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رسوايي 2   • فیلم کامل رسوایی   • فیلم رسوایی 1   • بازیگران فیلم رسوایی   • دانلودفیلم رسوایی   • معنی رسوایی   • فيلم رسوايي ٢   • دانلود رسوایی 1   • مفهوم رسوایی   • تعریف رسوایی   • معرفی رسوایی   • رسوایی چیست   • رسوایی یعنی چی   • رسوایی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رسوایی
کلمه : رسوایی
اشتباه تایپی : vs,hdd
آوا : rosvAyi
نقش : اسم
عکس رسوایی : در گوگل

آیا معنی رسوایی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )