برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1163 100 1

رضی

/razi/

معنی اسم رضی

اسم: رضی
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: raziy) (عربی) خشنود، راضی - راضی و خشنود

معنی رضی در لغت نامه دهخدا

رضی. [ رِ ضا ] (ع ص ) رِضا. رجوع به رِضا شود.

رضی. [ رَ ضی ی ] (ع ص ) خشنود. (غیاث اللغات ) (یادداشت مؤلف ) (از متن اللغة). خشنود. ج ، اَرْضیاء، رُضاة. (آنندراج )(از منتهی الارب ). مرد خشنود. (از فرهنگ فارسی معین ). مرد خشنود. ج ، اَرْضیة. (ناظم الاطباء). || ضامن. (متن اللغة). ضامن. پایندان. ج ، ارضیاء. (یادداشت مؤلف ). ضامن. چنین است در نسخ و همانطور است در تکمله ولی در نسخ التهذیب «ضامر» آمده است. (از تاج العروس ، ذیل ماده ٔ رضو). || ضامر. (اقرب الموارد) (از تاج العروس ) . || محب. (اقرب الموارد) (متن اللغة).

رضی. [ رَ ](اِخ ) دهی از دهستان بخش رامیان شهرستان گرگان. سکنه ٔ آن 8320 تن. آب آن از چشمه سار. محصول عمده ٔ آنجا غلات و ارزن. صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

رضی. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان خیاو. سکنه ٔ آن 752تن. آب آن از چشمه و رود. محصول عمده ٔ آنجا غلات و حبوب. راه آن شوسه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

رضی. [ رِضا] (اِخ ) لقب جعفربن مقری بن دبوقاء. (منتهی الارب ).

رضی. [ رِضا ] (اِخ ) لقب علی بن موسی بن جعفربن... علی بن ابیطالب. (منتهی الارب ). رجوع به رضا و علی (ابن موسی....) شود.

رضی. [ رَ ] (اِخ ) رضی آرتیمانی. میرزا رضی پدر میرزا ابراهیم ادهم ، معاصر شاه عباس اول. آرتیمان از محال تویسرکان است. سرخلیفه ٔ عارفان آگاه و مسند معرفت را شاه بود. فروتن و باگذشت بود و اشعار زیر از اوست :
بس که بر سر زدم ز فرقت یار
کارم از دست رفت و دست از کار
آن قدر شور نیست در سر تو
که پریشان شود ازو دستار.
آموخت ما را آن زلف و گردن
زنار بستن ، بت سجده کردن
آن تار گیسو بر گردن او
هرکس که بیند خونش به گردن.
سرم سودا دلم پروا ندارد
صباحم شب شبم فردا ندارد
رضی رفته ست قربان سر تو
ندارد این همه غوغا ندارد.
(از تذکره ٔ نصرآبادی ج 2 صص 273 - 274).
رجوع به ریاض العارفین صص 80-81 و ریاض الجنة روضه ٔ 5 قسم 2 ص 831 و صبح گلشن صص 179 - 180 و قاموس الاعلام ترکی ج 3 و نتایج الافکار ص 265 و 264 و فرهنگ سخنوران شود.

رضی. [ رَ ] (ا ...

معنی رضی به فارسی

رضی
(میرزا رضی) محمد رضی الدین ابن محمد شفیع ریاضی دان قر. ۱۱ ه. و معاصر شاه عباس دوم صفوی است .از آثار او کتابی است باسم (( ربیع المنجمین فی شرح الثلثین )) که در آن سی فصل نصیر الدین طوسی را شرح کرده و نکاتی تاریخی بدان افزوده است .
مردخشنود، ارضیائ جمع
یا میرزا رضی محمد رضی الدین بن محمد شفیع ریاضی دان قرن ۱۱ هجری و معاصر شاه عباس دوم صفوی است
ده از دهستان حسنوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد
یا رضی ارتیمانی
یا رضی
پسندیده خوی : پس منجم باید که مردی بود زکی النفس زکی الخلق رضی الخلق ..
ابوبکر الاشعری
نیشابوریاستادالائمه دانشمند و شاعر نیمه دوم قر.۶ (ف.۵۹۸ه.ق.) عوفی او را در فقه و خلاف صاحب اطلاع و اثر دانسته و گفته است که هر گاه از اشتغال باین گونه مطالب ملول میشد قصیده ای نظم میکرد و شعری می پرداخت .نام ممدوحان وی در دیوان او جلال الدین قلج طمغاج خان ابراهیم بن حسین و پسرش قلج ارسلان را که مصادف با حدود سال ۵۹۷ یا ۵۹۸ ه. ق . بوده درک کرده و عمر او ازین غایت تجاوز نکرده . غیر از دیوان اشعار کتابی بنام (( مکارم الاخلاق )) بپارسی بدو نسبت داده اند . در اشعار وی تازگی و وجه امتیاز خاصی ملاحظه نمیشود با این حال استادی و مهارتش در سخن از کلام او آشکار است وی شعر عربی هم میگفت (دکتر صفا .تاریخ ادبیات .۵٠-۸۴۹ :۲)
یوسف بن حیدره بن حسن رهبی مکنی به ابو الحجاج طبیب شاگرد ابراهیم سامری است
ملک رضی الدین بابا
یا ...

معنی رضی در فرهنگ معین

رضی
(رَ) [ ع . ] (ص .) مرد خشنود.

معنی رضی در فرهنگ فارسی عمید

رضی
خشنود.

رضی در دانشنامه اسلامی

رضی
معنی رَّضِيَ: خشنود است
ریشه کلمه:
رضو (۷۳ بار)

رضا و رضوان و مرضاة به معنی خوشنودی است (قاموس) . خدا از آنها و آنها از خدا خوشنود شدند رضی در قرآن متعدی به نفسه نیز آمده است . . و می‏شود گفت که حرف جرّ از آنها حذف شده است. ارضاء: خوشنود کردن . به خدا قسم می‏خورند تا خشنودتان کنند. ارتضاء به معنی رضاست و شاید از آن مبالغه مراد باشد که یکی از معانی افتعال است . رضوان چنان که گفته شد به معنی رضاست . مرضاة نیز چنان که گفته شد مفرد است به معنی رضا و جمع نیست . * . در اصل «یَرْضاهُ» است الف در اثر جزم حذف شده و ضمیر راجع به شکر است بعضی هاء آن را ساکن و بعضی مضموم بلا اشباع خوانده‏اند (مجمع) یعنی اگر خدا را شکر کنید شکر را به نفع شما خوش می‏دارد. * . قارعه:7. طبرسی فرموده: فاعل در اینجا به معنی مفعول است یعنی عیشة مرضیة چون آن در معنی «عیشة ذات رضی» است. * . رضی به معنی مرضی است یعنی خوشنود شده طبرسی آن را مریضاً عنداللّه گفته و شاید مراد اعّم باشد. معنی رضا و سخط خدا رضا از معانیی است که در موجود ذی شعور و با اراده یافت می‏شود و مقابل آن سخط و غضب است و هر دو امر وجودی می‏باشند. رضا به فعل و صفت تعلق می‏گیرد نه به ذات مثل . . و اگر متعلق به ذات باشد منظور از آن وصف و فعل است مثل . یعنی خدا از فعلشان راضی شد. . یعنی از دین تو و عمل تو هرگز خوشنودی عین اراده نیست گر چه هر چه اراده به آن تعلق یافت رضا نیز به آن تعلق می‏گیرد زیرا چنان که گفته‏اند: اراده به کار غیر واقع تعلق می‏گیرد و رضا بعد از وقوع یا بعد از فرض وقوع آن. و چون رضا بعد از تحقق مرضّی حادث می‏شود لذا از صفات ذات حق محال است واقع شود و رضای خدا صفتی است قائم به فعل خدا و منتزع از فعل مثل رحمت و غضب و اراده و کراهت. پس هر چیزی که خدا تکویناً ایجاد کرده مری اوست و هر عمل تشریعی مرضی است زیرا ملائم فعل خداست. و خلاصه این که اگر گوئیم: خدا از این کار رای است یعنی این کار ملائم و موافق فعل خدا و دستور خداست (استفاده از المیزان ج 17 ص 255). راغب در مفردات گوید: رضای بنده از خدا آنست که قضای خدا را مکروه ندارد و رضای خدا از بنده آنست که بنده از دستور او پیروی و از منهی او کناره‏گیری می‏کند.
...


رضی در دانشنامه ویکی پدیا

رضی
مختصات: ۳۶°۵۳′۱۰″ شمالی ۵۵°۱۱′۵۴″ شرقی / ۳۶٫۸۸۶۱۱°شمالی ۵۵٫۱۹۸۳۳°شرقی / 36.88611; 55.19833
رضی، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامیان در استان گلستان ایران.
این روستا در دهستان قلعه میران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹۶ نفر (۵۲خانوار) بوده است.
رضی (شوش)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شوش در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان حسین آباد (شوش) قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۰۶۶ نفر (۳۶۲خانوار) بوده است.
رضی نام شهری واقع در بخش ارشق شهرستان مشگین شهر استان اردبیل ایران است. این شهر که در ۷۰ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مشگین شهر و ۴۴ کیلومتری شمال شرقی اردبیل می باشد دارای نزدیک به۴۰۰ سکنه دارد. رضی در ۷۰ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مشگین شهر واقع شده است این شهر از طرف شرق با روستای کرملو و از غرب با روستای حسنلو و از جنوب با قشلاق چنبلو ی سفلی! و از طرف شمال با روستای رحیم بیگلو و شمال غربی با روستای هفت چشمه همسایه می باشد در عرف محلی قسمت غربی را سولی دره سی که بیوک داغ (کوه بزرگ) در این قسمت واقع است قسمت شرقی را جاده اوستی (بالا دست جاده) که قزل قیه در این قسمت واقع است قسمت جنوبی را حسین آقا قشلاقی، دیگبر-(این تپه تاریخی زمانی دارای سکنه بوده است! و امروزه جزو آثار تاریخی رضی محسوب می شود) و قسمت شمالی را گونه پوتا یا گون آپتا تعریف می کنند.
وجه تسمیه رضی یک کلمه عربی می باشد. اما علت نامگذاری آن را وجود باغ های انگور (تاکستان) در این منطقه می دانند. به نظ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رضی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی رضی   • رضی ایران   • شهر رضی   • سید رضی و سید مرتضی   • سید رضی و نهج البلاغه   • روستای رضی   • عکس سید رضی   • اشعار سید رضی   • مفهوم رضی   • تعریف رضی   • معرفی رضی   • رضی چیست   • رضی یعنی چی   • رضی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رضی
کلمه : رضی
اشتباه تایپی : vqd
آوا : razi
نقش : صفت
عکس رضی : در گوگل

آیا معنی رضی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )