برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1348 100 1

رفتار

/raftAr/

مترادف رفتار: اقدام، حرکت، سلوک، سیره، صفت، عمل، فعل، کردار، کنش، روش، سبک، روال، سیر، طریقه، مشی، هنجار

معنی رفتار در لغت نامه دهخدا

رفتار. [ رَ ] (اِمص ) سلوک. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). حاصل بالمصدر رفتن. و مستانه ، شتاب آلود از صفات ، و موج از تشبیهات اوست و با لفظکردن مستعمل. (آنندراج ). معاملت. معامله. سلوک : خوش رفتاری ؛ حسن سلوک. (یادداشت مؤلف ) : غالباً نشانه و نمونه ٔ وضع رفتار و عمر شخصی یا قصد از طبیعت روحانی و روش و نسبتهای او می باشد علیهذا می تواند و مختار است که چون شخصی دنیوی و جسمانی راه رود ویا همچو مردی اخروی و روحانی. (قاموس کتاب مقدس ).
- بدرفتار ؛ بدسلوک. آنکه روش ورفتار او شایسته نباشد. (یادداشت مؤلف ).
- بدرفتاری ؛ سوء سلوک. عمل بدرفتار. (یادداشت مؤلف ).
- خوش رفتار ؛ خوش سلوک و باوقار وکسی که کردار و اعمال او نیکو و شایسته باشد. (ناظم الاطباء).
- خوش رفتاری ؛ عمل خوش رفتار. خوبی رفتار. حسن سلوک.
- راست رفتاری ؛ سلوک راست داشتن. رفتار به صدق و صفا :
صراط راست که داند در آن جهان رفتن
کسی که خو کند اینجا به راست رفتاری.
سعدی.
- رفتار ناهموار ؛ سلوک ناشایسته و زشت و کردار بد. (ناظم الاطباء).
- فلک کجرفتار ؛ گردون گردگردنده که بر مراد نگردد.
- کج رفتار ؛ که از بیراهه رود. که از راه راست منحرف شود. مقابل راست رفتار :
سعدیا راست روان گوی سعادت بردند
راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار.
سعدی.
|| روش. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). شیوه. (از ناظم الاطباء). سیرت. (ترجمان القرآن ). سیرت. اِخذ. روش. (یادداشت مؤلف ) :
جز از نیکنامی و فرهنگ و داد
ز رفتار گیتی مگیریدیاد.
خاقانی.
|| گزارش. || سیر و حرکت. (ناظم الاطباء). سیر. (فرهنگ فارسی معین ). مشی. تمشی. دش. مشیة. سیر. (یادداشت مؤلف ). روش. روندگی. اسم از رفتن :
حوری به سپاه اندر و ماهی به صف اندر
سروی گه آسایش و کبکی گه رفتار.
رودکی.
چون رسن گر ز پس آمد همه رفتار مرا
به سغر مانم کز بازپس اندازد تیر.
ابوشکور.
جذیمه را اسبی بود نام او عصا و اندر همه ٔ عرب هیچ اسب پای رفتار او نداشتی و ...

معنی رفتار به فارسی

رفتار
رفتن، روش، طرزحرکت، طرزعمل
( اسم ) ۱ - روش سیر . ۲ - طرز حرکت سلوک .
[behaviour] [روان شناسی] همۀ کنش ها و واکنش های یک اندامگان در پاسخ به محرک های خارجی و داخلی
[instrumental behaviour] [روان شناسی] رفتاری که از طریق تقویت ایجابی یا سلبی پاسخ های هدف، آموخته یا فراخوانده می شود
[appetitive behaviour] [روان شناسی] فرایند جست وجوی فعالانۀ مقدم بر رفتار پایانی که دالّ بر تمایل است
[information behaviour, IB] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] کنش انسان در مواجهه با منابع و مجراهای اطلاعاتی
[crowd behaviour] [روان شناسی] رفتار گروهی از مردم که به دلیل رخداد یا موضوع مشترکی در مکان واحد برای مدت معین گرد هم می آیند
[acquired behaviour] [روان شناسی] واکنش ها یا شیوه های پاسخ دهی که ارثی نیستند، بلکه فرد در طول زندگی خود تحت تأثیرات محیطی کسب می کند
[consummatory response consummatory behaviour, consummatory act] [روان شناسی] مرحلۀ نهایی زنجیره ای از رفتارها که در جهت ارضای یک میل است و به کاهش سائقی مشخص می انجامد
[destructive behaviour] [روان شناسی] تمایل به ابراز خشم و خشونت و پرخاشگری با نابود کردن اشیا یا افراد یا آسیب رساندن به آنها
[pro-social behaviour] [روان شناسی] هرگونه عمل یا کردار یا الگوی رفتاری که ازلحاظ اجتماعی سازنده باشد یا به نحوی برا ...

معنی رفتار در فرهنگ معین

رفتار
(رَ) (اِمص .) ۱ - روش . ۲ - طرز حرکت ، سلوک .
( ~ . رَ) (ص .) بدرفتار.

معنی رفتار در فرهنگ فارسی عمید

رفتار
۱. واکنش های انسان یا حیوان به محرک های خارجی، طرز عمل.
۲. [قدیمی] رفتن.
۳. [قدیمی] خرامیدن، با ناز راه رفتن.
۱. ویژگی کسی که با مردم به خوش خویی و مهربانی رفتار می کند.
۲. [قدیمی] ویژگی انسان یا حیوانی که که خوب راه می رود، خوش گام.
۱. تندرو، سبک رو، سبک سیر.
۲. داری رفتار نامطلوب، جلف، بی وقار.
خوش رفتار.

رفتار در دانشنامه ویکی پدیا

رفتار
رفتار پاسخی است که ارگانیسم به انگیزه بیرونی می دهد. به بیان دیگر رفتار واکنشی است که در برابر یک عمل یا کنش بیرونی از موجود زنده سر می زند. این رفتار در انسان پیچیده تر از سایر موجودات است. دلیل این پیچیدگی فرایندهای ذهنی گسترده و در هم فرو رفته انسان است که روی هم رفته موضوع دانش روانشناسی را تشکیل می دهد.
رفتار ایذایی: رفتاریست خرابکارانه و آزار دهنده که به قصد تخریب یا صدمه زدن و آزار رسانی انجام می شود.
رفتار خصمانه :رفتاری ست که با کینه و دشمنی همراه است و فرد قصد در اثبات دشمنی دارد.
رفتار پرخاشگرانه: رفتاری ست که فرد در آن حالت تهاجم به خود می گیرد.
در علم روانشناسی رفتار کاربرد زیادی دارد و یکی از مهم ترین شیوه های کشف بیماری های روانی کشف از طریق مشاهده بالینی و سنجش رفتار است که از طریق متدهای علمی پژوهشی انجام می گردد. همچنین بر روی حالات گوناگون فرد هم نام هایی گذاشته شده که به رفتارهای مختلفی طبقه بندی می شوند.
هریک از ما، دانشجوی علوم رفتاری هستیم. همواره، از نخستین سال های زندگی، نظاره گر کارهای دیگران بوده؛ کوشیده ایم تا آنچه را که مشاهده می کنیم را تفسیر نماییم. در سراسر زندگی؛ فرد، مشغول مطالعه دیگران است. انسان، شیوه رفتار دیگران را تعمیم می دهد تا بتواند، آنچه که انجام خواهند داد را پیش بینی و توجیه کند. رفتار، امری تصادفی نیست؛ بلکه معلول است و در جهتی میل می کند که فرد (بر اساس منافعش)، آن را باور دارد. بدیهی ست که افراد، با هم متفاوت اند. افرادی که در وضعیت یکسان، قرار گیرند؛ کار مشابهی، نخواهند کرد؛ ولی، ثبات رویه، منشأ رفتار همه افراد است.
ثبات رویه در رفتار، اهمیت بسیار زیادی دارد. زیرا، بر اساس آن، می توان رفتار را پیش بینی کرد و در بیشتر موارد تابع نوعی نظم بوده و سازمان یافته هستند، رفتار دیگران، قابل پیش بینی ست (البته، این پیش بینی ها، صد در صد درست نخواهند بود). عموماً، رفتارها را می توان پیش بینی کرد و تحقیق سیستماتیک دربارهٔ رفتار، وسیله یا روشی، برای پیش بینی های دقیق و معقول است. دیدگاه به اصطلاح، عقل سلیم، دربارهٔ رفتار انسانی، چندان درست نیست. آنچه از نظر یک نفر، عقل سلیم است، از دیدگاه دیگری، «عقل سلیم»، محسوب نمی شود.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با رفتار

رفتار در جدول کلمات

رفتار
سلوک
رفتار اجتماعی
هنجار
رفتار به ناز
چم
رفتار به نرمی
مدارا
رفتار به نرمی و ملاطفت
مدارا
رفتار پسندیده | ادب
نزاکت
رفتار خشونت آمیز برای ترساندن یا وادار به اطاعت کردن کسی
زهر چشم
رفتار خوب
نیکو
رفتار متناسب با شرایط
هوش
رفتار و گفتار غیر دوستانه
پرخاش

معنی رفتار به انگلیسی

action (اسم)
گزارش ، عمل ، فعل ، کنش ، کار ، کردار ، جدیت ، اقدام ، بازی ، حرکت ، رفتار ، نبرد ، جنبش ، تاثیر ، تعقیب ، اشاره ، وضع ، پیکار ، طرز عمل ، تمرین ، سهم ، سهام شرکت ، جریان حقوقی ، اقامهء دعوا ، اشغال نیروهای جنگی ، اثر جنگ ، جریان
exploit (اسم)
کردار ، رفتار ، شاهکار ، کار برجسته
gesture (اسم)
حرکت ، رفتار ، اشاره ، وضع ، قیافه ، ادا ، ژست
behavior (اسم)
حرکت ، رفتار ، وضع ، سلوک ، اخلاق ، طرز رفتار ، مشی
conduct (اسم)
رفتار ، سلوک
treatment (اسم)
رفتار ، معامله ، علاج ، درمان ، معالجه ، تلقی
manner (اسم)
راه ، رفتار ، طرز عمل ، عنوان ، قسم ، سیاق ، فن ، نوع ، سبک ، چگونگی ، تربیت ، ادب ، روش ، رسوم ، طرز ، طریقه ، طریق ، سان ، طور ، مسلک ، سلیقه
demeanor (اسم)
حرکت ، رفتار ، وضع ، سلوک
bearing (اسم)
رفتار ، وضع ، جهت ، متکا ، یاتاقان ، بردباری ، سلوک ، طاقت ، زاد و ولد ، زایش ، نسبت
dealing (اسم)
رفتار ، توزیع کردن ، تقسیم ، معامله ، طرز رفتار ، خرید وفروش و معامله
deportment (اسم)
رفتار ، وضع ، سلوک ، اخلاق
comportment (اسم)
رفتار ، اخلاق ، طرز رفتار ، رویه
thews (اسم)
رفتار ، نیروی عضلانی ، وتر ، عضله ، راهورسم
step (اسم)
رفتار ، درجه ، رتبه ، مرحله ، پله ، قدم ، گام ، پلکان ، صدای پا ، رکاب
demarche (اسم)
رفتار ، روش
ethic (اسم)
رفتار ، ایین
gest (اسم)
عمل ، حرکت ، رفتار ، اشاره ، قیافه ، کار نمایان

معنی کلمه رفتار به عربی

رفتار
اسلوب , بادرة , تصرف , سلوک , صلة , ماثرة , معالجة
استمرار
هزل
التصرف المخجل
قالب جاهز
إساءة المعاملة
فعل , متعة , مقبض
عنيف
التشدُّد في السلوک
موقف
عديم الاخلاق
سوء التصرف , سوء السلوک ، إساءة المعاملة

رفتار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
رُفتار-واژه مشتق فارسی
رُفت: پاک کردن،سِتُردن،تراشیدن،رُوفتن،زُدودن،محو و ناپدید کردن

ار: پسوند فاعلی و انجام دهندگی-مانند: پندار،گفتار،کردار و...

معنی: از میان بردن و نابود کردن،حسابِ کسی را رسیدن(به خدمتش رسیدن)،مو را از ماست کشیدن،کارِ کسی را ساختن(کارِش رو ساختن)،بافتن و رُوفتن کسی(می بافومِت!)
نفس
Behave رفتار،اخلاق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعريف رفتار   • رفتار چیست   • انواع رفتار   • معنی رفتار   • رفتار در روانشناسی   • تعریف رفتار در روانشناسی   • مفهوم رفتار   • تعریف علمی رفتار   • معرفی رفتار   • رفتار یعنی چی   • رفتار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رفتار
کلمه : رفتار
اشتباه تایپی : vtjhv
آوا : raftAr
نقش : اسم
عکس رفتار : در گوگل

آیا معنی رفتار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )