برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1353 100 1

رماندن

معنی رماندن در لغت نامه دهخدا

رماندن. [ رَ دَ ] (مص ) رم دادن. رمانیدن. تنفیر. تار کردن. تار و مار کردن. رجوع به رمانیدن شود.

معنی رماندن به فارسی

رماندن
رم دادن، ترسانیدن وگریزان، رماننده، رم داده شده
( مصدر ) ۱ - رم دادن گریزاندن . ۲ - متنفر ساختن .
رم دادن رمانیدن تنفیر تار کردن

معنی رماندن در فرهنگ معین

رماندن
(رَ دَ)(مص م .)۱ - ترساندن ، گریزاندن . ۲ - متنفر ساختن .

معنی رماندن در فرهنگ فارسی عمید

رماندن
رم دادن، ترساندن و گریزاندن.

رماندن در دانشنامه اسلامی

رماندن
ترساندن و رم دادن را رماندن گویند. عنوان یاد شده در باب حج به کار رفته است.
اگر مُحرم در حرم یا غیر حرم و نیز غیر مُحرم در حرم صیدی را رم دهد و حیوان بر اثر آن تلف شود، ضامن است؛ لیکن چنانچه صید پس از رمیدن به محل خود باز گردد و پس از آن تلف شود، رم دهنده ضامن نیست.
رماندن کبوتران حرم
بنابر قول مشهور، کسی که کبوتران حرم را رم داده، در صورتی که کبوتران به محل خود بازگردند، در ازای همه باید یک گوسفند کفاره دهد و اگر به محل خود باز نگردند، در ازای هر کبوتر باید یک گوسفند کفّاره بدهد.
← رماندن یک کبوتر
 ۱. ↑ جواهر الکلام، نجفی جواهری، محمد حسن، ج۲۰، ص۲۸۸.    
...

ارتباط محتوایی با رماندن

رماندن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی رماندن   • مفهوم رماندن   • تعریف رماندن   • معرفی رماندن   • رماندن چیست   • رماندن یعنی چی   • رماندن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رماندن
کلمه : رماندن
اشتباه تایپی : vlhknk
عکس رماندن : در گوگل

آیا معنی رماندن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )