برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1328 100 1

رمیده

/ramide/

مترادف رمیده: فراری، گریزان

معنی رمیده در لغت نامه دهخدا

رمیده. [ رَ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) رم زده. رم خورده. رم دیده. رم کرده. (آنندراج ). ترسیده. هراس دیده. متوحش. دورشده از وحشت و کراهت :
از ما رها شدی دگری را رهی شدی
از ما رمیده با دگری آرمیده ای.
شهره ٔ آفاق (از صحاح الفرس ).
امیر همچو شبان باشد و سپه چو رمه
شود رمیده رمه چون شود گرفته شبان.
قطران.
چه کردم که از من رمیده شدند
همه خویش و بیگانه بر خیرخیر.
ناصرخسرو.
مکر است بیشمار و دها مر زمانه را
من زو چنین رمیده ز مکر و دها شدم.
ناصرخسرو.
که رفت بر ره فرمان تو کز آن فرمان
رمیده بخت بفرمان او نیامد باز.
سوزنی.
|| آشفته و پریشان. مضطرب و مغموم و آزرده. (ناظم الاطباء) :
دلم رمیده ٔ لولی وشی است شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز.
حافظ.
|| خشمناک. || دارای نفرت. (ناظم الاطباء).

معنی رمیده به فارسی

رمیده
( اسم ) ۱ - ترسیده و گریخته ۲ - احتراز کرده بسبب نفرت و کراهت .
بمعنی از چمن رمیده است . مرغ فرار کرد. از باغ و بوستان .
آنکه از خان و مان دور افتاده باشد
رمیده دل . آنکه دل او رمیده باشد .

معنی رمیده در فرهنگ فارسی عمید

رمیده
رم کرده، گریخته.

رمیده در جدول کلمات

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد | دل رمیده •••••
ما را نیس و مونس شد
ستاره ای بورخشید و ماه مجلس شد | دل رمیده ••••••
ما را انیس و مونس شد

رمیده را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی رمیده   • مفهوم رمیده   • تعریف رمیده   • معرفی رمیده   • رمیده چیست   • رمیده یعنی چی   • رمیده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رمیده
کلمه : رمیده
اشتباه تایپی : vldni
آوا : ramide
نقش : صفت
عکس رمیده : در گوگل

آیا معنی رمیده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )