برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1233 100 1

رها

/rahA/

مترادف رها: آزاد، خلاص، فارغ، مرخص، مستخلص، وارسته، بی بند، پراکنده، پرت، ترک، متروک، واگذار، ول، ولو، یله

معنی اسم رها

اسم: رها
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: rahā) نجات یافته و آزاد، با آزادی، آزادانه، رهایی - نجات یافته، آزاد

معنی رها در لغت نامه دهخدا

رها. [ رَ ] (نف ) خلاص. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). جدا. آزاد :
ز شادی مبادا دل او رها
شدم من ز غم در دم اژدها.
فردوسی.
رها نیست از مرگ پران عقاب
چو در بیشه شیر و چو ماهی در آب.
فردوسی.
رها نیست از چنگ و منقار مرگ
سرپشه و مور تا پیل و کرگ.
فردوسی.
بیخرد گرچه رها باشد در بند بود
با خرد گرچه بود بسته چنان دان که رهاست.
ناصرخسرو.
|| رهایی. (از آنندراج ) :
به هر خیر دوجهانی امید دار
گر از بند آزت امید رهاست.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 74).
|| آزاد. (ناظم الاطباء). رهیده. رسته. مقابل گرفتار و با لفظ کردن و شدن مستعمل. (آنندراج ). نجات یافته. خلاص شده (از قید و بند). (فرهنگ فارسی معین ). خلاص شده. آزادشده. (از ناظم الاطباء). مستخلص. یله. طالق. مُطْلَق. از رستن یا رهیدن. رسته. رهیده. (از یادداشت مؤلف ).

رها. [ رُ ] (اِخ ) رهاء. شهری است در جزیره مابین موصل و شام که اکنون معروف به ادسا می باشد. (ناظم الاطباء). رها شهری است خرم [ از جزیره ] و بیشتر مردمان وی ترسایان اند و اندر وی یکی کنیسه است که اندر همه ٔ جهان کنیسه ای از آن بزرگتر و آبادان تر و عجب تر نیست و سوادی خرم دارد و اندر وی رهبانان اند. (حدودالعالم ). شهر قدیم و پرثروتی بود در بین النهرین شمالی ، و یونانیان آن را ادس می نامیدند و امروزه به «اورفا» معروف است. (از فرهنگ فارسی معین ). شهری است در جزیره ٔ موصل و شام در شش فرسخی ، و نام آن از نام بانی اش گرفته شده و او رهأبن بلندی... است. (از معجم البلدان ).

معنی رها به فارسی

رها
آزاد، یله، بی قیدوبند، مقابل گرفتار
( صفت ) نجات یافته خلاص شده ( از قید و بند ) .
رها شهری است در جزیره ما بین موصل و شام که اکنون معروف به ادسا می باشد .
[ گویش مازنی ] /rehaa/ آزاد رها
رها شدن . خلاص شدن
رهایی جستن . خلاص خواستن
آزاد شدن . یله گشتن . طلاق . رها شدن از قید نکاح .
رها گردیدن . خلاص شدن . رهایی یافتن
رها گشتن . خلاص شدن . رها شدن
( مصدر ) ۱ - نجات دادن خلاص گشتن ( از قید و بند) . ۲ - ول کردن آزاد گذاشتن .
دست برداشتنی . شایسته رها کردن
نجات یافتن و آزاد شدن و خلاص گشتن .
[open] [ورزش] بازیکنی که از نزدیک توسط حریف یارگیری نشده است

معنی رها در فرهنگ معین

رها
(رَ) (ص فا.) خلاص شده .

معنی رها در فرهنگ فارسی عمید

رها
آزاد، یله، بی قیدوبند.
* رها شدن: (مصدر لازم) آزاد شدن، نجات یافتن از قیدوبند.
* رها کردن: (مصدر متعدی) آزاد کردن، ول کردن.

رها در دانشنامه اسلامی

شهری است در بین النهرین علیا. نام یونانی این شهر اِدِسا است که اعراب مسلمان «الرّها» خوانده اند، از کلمه «کاللیرهو» یونانی گرفته شده است. رها در کنار یکی از شعب رودخانه بلیخ واقع بود.
به نوشته بلاذری، ابوعبیده، عیاض بن غنم را به رها گسیل داشت و او آنجا را فتح کرد. ابن خرداذبه در نیمه دوم قرن سوم، رها را یکی از شهرهای دیار مضر نام برده و فاصله آن را تا حرّان چهار فرسخ نوشته است.
قدامه می نویسد: رها شهری رومی است و در دامنه کوهی قرار دارد. به نوشته اصطخری، در این شهر سیصد دیر است و کلیسایی دارند که در همه (دنیای آن روز) اسلام از آن بزرگتر نیست و بوستانها و آب و کشاورزی بسیار دارد. مقدسی در نیمه دوم قرن چهارم چیزی بیش از آنچه اصطخری و ابن حوقل در وصف رها گفته اند ندارد، فقط می نویسد: مسجد جامع شهر دورافتاده است و کلیسای آن از عجایب دنیا به شمار می رود.
در سال 418 ابونصر بن مروان شهر رها را به تصرف خود درآورد. در 479 هجری قمری ملکشاه سلجوقی به رها آمد و آنجا را از رومیان گرفت.
بعدها رها جزء قلمرو فلادروس رومی - مترجم پادشاه روم - قرار گرفت. چون فلادروس بدست سلطان ملکشاه بن برکیارق اسلام آورد، سلطان فرمانروایی رها را به او داد.
در سال 539 اتابک عمادالدین زنگی شهر رها را از تصرف فرنگیان درآورد و پس از آن در دست مسلمانان باقی ماند. یاقوت، بنای شهر رها را به سال ششم بعد از مرگ اسکندر یاد کرده است.
به نوشته ابوالفداء امروز رها، خرابه ای است. حمدالله مستوفی می نویسد: دور شهر پنج هزار و هشتصد گام است و آن را از سنگ تراشیده ساخته اند. در شهر کنیسه ای از سنگ ساخته اند که گنبدی بزرگ در میان و زیادت از صد گز حصن گنبد بوده است.

رها در دانشنامه ویکی پدیا

رها
مختصات: ۳۷°۰۹′ شمالی ۳۸°۴۸′ شرقی / ۳۷٫۱۵۰°شمالی ۳۸٫۸۰۰°شرقی / 37.150; 38.800
شانلی اورفه
رُها (یونانی: Ἔδεσσα اِدِسا، آرامی: Riha یا Urhāy، ارمنی: Urhai، عربی: الرها) شهری تاریخی از عصر آشوریان بوده، واقع در شمال میان رودان جزیرهٔ مابین موصل و شام که یونانیان آن را اِدِسا می نامیدند. بیشتر مردمان آن پیروان مسیحی نسطوری بودند. امروزه به شانلی اورفه معروف است و در جنوب کشور ترکیه امروزی قرار دارد. افرادی چون تاتیان و افرایم قدیس و فرهاد قدیس از این شهر برخاستند.
عکس رها
رها (به انگلیسی: The Abandoned) فیلمی ایتالیایی محصول سال ۱۹۵۵ و به کارگردانی فرانچسکو ماسلی است. در این فیلم بازیگرانی همچون لوچا بوزه، آیسا میراندا ، ژان-پیر موکی، آنتونی استفن، گولیاردا ساپینزا، جولیانو مونتالدو، ماریو جیروتی ، دولوریس پالومبو ، اورلیو فیرو، ریکاردو گرونه ، توری پاندولفینی ایفای نقش کرده اند.
رها اِردِم (انگلیسی: Reha Erdem؛ زادهٔ ۱۹۶۰) فیلم ساز و کارگردان اهل ترکیه است. وی از سال ۱۹۸۸ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
رها اعتمادی مجری، کارگردان، تهیه کننده و ترانه سرای ایرانی است.
رها اعتمادی در ۱۲ آبان سال ۱۳۶۳ در تهران زاده شد. بعد از شش ماه زندگی در ایران، خانوادهٔ او به کشور سوئد مهاجرت کردند و تا ۱۹ سالگی ساکن آنجا بود. او برای تحصیلات دانشگاهی به آمریکا رفت و چهار سال در آنجا اقامت کرد. سپس به لندن مهاجرت کرد.
در دوران کودکی در رشتهٔ تنیس شروع به فعالیت کرد و در سن ۱۶ سالگی برای نخستین بار از سوی فدراسیون ورزشی برای مسابقات تنیس راهی ایران شد (فقط یک بار به ایران سفر کرده) و در مسابقه مقام سوم را کسب کرد. او مربیگری تنیس را در لندن دنبال می کرد.او فارغ ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رها در دانشنامه آزاد پارسی

رُها
رجوع شود به:اورفه

رها در جدول کلمات

رها
ول
رها شدن
رستن
رها و آزاد
ول
رها و وارسته
ازاد
رها کردن گلوله
شلیک
رها | سبکی در کشتی
ازاد
رها | سرخود
ول
خلاص یافته و رها شده
رستگار
از رنج رها شده
اسوده

معنی رها به انگلیسی

free (صفت)
مستقل ، مجاز ، روا ، اختیاری ، عاری ، ازاد ، حق انتخاب ، رایگان ، مجانی ، رها ، مختار ، مبرا ، غیر مقید ، سرخود ، میدانی

معنی کلمه رها به عربی

انغمس
خروج
نبتة
طلقة
أخلي سبيلُهُ
اترک , اجازة , افتح , تجل , تخل عنه , حرر , حل , دع , زناد , مزلاج ، اِخلاءٌ السَّبيلِ
ارح
نبتة

رها را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدحسین
نجات یافته
....
ازاد
ریحانه
ازاد بهترین معنی برای رها است
فاطمه جلیلی فر
رها یعنی آزاد،ول
فریاد
وارسته
فیروزه
رها یعنی نجات یافته از گناه یعنی آزاد شده از غم غصه همچون نسیم سبک رها از بردگی افکار پوسیدهیعنی نفس صبح یعنی سبک همچون باد صباح
رها
رها یعنی ازاد
رها
تا اون جایی که من میدونم رها یعنی آزاد
الف
رها یعنی آزاد و خلاص شدن
که با وجودشون زندگی منم از تاریکی خلاص شد
عشقم به زندگی فقط به خاطر دخترای گلم رها و روژان است.
وحیده
رها یعنی نجات یافته وآزاد وعاری از صفات ناپسند.
لیلی
رها به معنای واقعی آزادی و نجات یافته
ابوالفضل
آزاد
رها
ملکه خواب
رها
رها یعنی آزادی خوشبختی
رها
به نظرمن یعنی بلا ترازهمه ورویاپردازعالی ودختری زیبا باموهای اشفته وملکه ای عالی وهمیشه موفق
حلما
رها یعنی آزاد،جدا شده.که نام یکی از دختران شیطان است.😱
سمیه
عشق .بامحبت. زندگی. زیباروی. دختری با موهایی طلایی
مهدیه
خوشوقت ترین فرد دنیا باموهای طلایی.
موهایش پر از اتفاق های هیجان انگیز است👑👼
رها
رها یعنی ازادی عقاب
سمیه
رها یعنی آزاد،یعنی عشق،نفس،زندگی،یعنی یه فرشته ی خوشششگل باموهای طلایی وچشمای درشت که شیطنت ازشون میباره😍
رها
آزادی پادشاهی در قدیم
یعنی رهاازتمام بدیها یعنی خالص
برای دختران اسمی شیک واسان امابامعنی
فرخنده
رها یعنی آزاد رها اسم دختر منه فدااااش بشم الهی هرکی با اسم رها مشکل داره کوته فکره
علی
ابی بند قید .- ازاد
سنا
آزادی،رهایی،جستن
رها
غیر قابل زندانی کردن.راه فرارو بلد بودن.دل نیستن به چیزهای الکی .زمین گیر نشدن.دختر قانون شکن البته تا جای که به خودش صدمه نزنه
زهرا
رها یعنی دختری خلاص از هر بدی😙
زهرا
خلاص از هر بدی
رها
آزادبودن چیز مهمی نیست اما�رها�شدن یک موهبت الهی است...
من بخاطراین جمله اسم دخترمورهاگذاشتم...کلمه رها بالاترازآزادی هستش...
Raha
رها معنیش .. ازادی.. است
معنی رها خیلی قشنگ است

با تقدیم شعر من

رها نیست از پران عقاب چودربیشه
شیروچو ماهی در آب
Raha
هر که میگوید رها یعنی پادشاهی در قدیم
وازاین چیزا باور نکنید


ر ها یعنی ازادی
روح اله
آزاد- خلاص شده از هر بدی
نام دختر گلم است
رها
یعنی ازاد
رها
رها یعنی ازادی از نفرت رهایی خلاص شدن ازادی از هرچی بدی که دور و ورت هستن
رها
رها اسم قشنگی وخیلی عامیانه وراحت درکل من که راضیم ازاسمم
جواد
رها یعنی عشق رها یعنی نفس
عسل
رها ینی آذادی ینی زندگی ینی امید ینی دنیا ینی ملکه ینی فرشته روی زمین قرررربون دخترم برم اسمش رها جون خشکل با چشای رنگی و موهای طلای...😘😘😘
رها
اسم رهااسم خوبی برای اسم دختریاپسراست رهابه معنیی ازاداست.😊😉😉😉
رها
رها یعنی ازاد و بدبخت
رها
رها آزادى من در زندگي رها عشق رها آزادى
رها
رها یعنی ازاد که ازاد نزدیک ترین معنی برای این اسم است
طیبه
آزاد از هر چیزی که تو را در بند خود به اسارت درآورد ‌

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسم رها   • رها اعتمادی و دوست دخترش   • رها اعتمادی و همسرش   • بیوگرافی رها اعتمادی و همسرش   • رها اعتمادی و شاهین نجفی   • رها اعتمادی و روشنا   • رها اعتمادی همجنسگرا   • رها اعتمادی ویکی پدیا   • معنی رها   • مفهوم رها   • تعریف رها   • معرفی رها   • رها چیست   • رها یعنی چی   • رها یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رها
کلمه : رها
اشتباه تایپی : vih
آوا : rahA
نقش : صفت
عکس رها : در گوگل

آیا معنی رها مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )