برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1155 100 1

رهبر

/rahbar/

مترادف رهبر: امام، پیشوا، راهبر، راهنما، زعیم، سرکرده، سلسله جنبان، قدوه، قیادت، مراد، مقتدا، هادی

معنی رهبر در لغت نامه دهخدا

رهبر. [ رَ ب َ ] (نف مرکب ) راهبر. قائد. دال. راهنما. رهنما. هادی.مرشد: قلاووز. قلاوز. پیشرو. پیشوا. قدوه. امام. لیدر. (یادداشت مؤلف ). خفر. هادی. رهنما. بدرقه. (ناظم الاطباء). رهنما. (آنندراج ) (انجمن آرا) :
به شاه جهان گفت پیغمبرم
ترا سوی یزدان همی رهبرم.
دقیقی.
مگر به ْ شود هیچ بهتر نشد
کسی سوی آن درد رهبر نشد.
فردوسی.
بخت من رهبری خجسته پی است
کس ندارد چو بخت من رهبر.
فرخی.
ازیرا نظیرم همی کس نیابد
که بر راه آن رهبر بی نظیرم.
ناصرخسرو.
دو رهبر به پیش تو استاده اند
کز ایشان یکی عقل و دیگر هواست.
ناصرخسرو.
چون صدهزار لام الف افتاده یک بیک
از دور دست و پای نجیبان رهبرش.
خاقانی.
رهبر جانت در این تاریک جای
جوهر علم است علمت جان فزای.
عطار.
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتااگر بدانی هم اوت رهبر آید.
حافظ.
رجوع به راهبر شود.
- رهبر پیشاهنگی ؛ فرمانده پیشاهنگان. (فرهنگ فارسی معین ).
|| لیدر. راهبر حزب. رهبر حزب. (یادداشت مؤلف ). || برهان و حجت و دلیل. (ناظم الاطباء). به معنی دلیل و برهان باشد. (برهان ).
- رهبر خردی ؛ برهانی که عقل پسندد. (از انجمن آرا) (از آنندراج ).

رهبر. [ رَ ب ُ ] (نف مرکب ) ره برنده. رهزن. راهزن. راهبر. قاطع طریق. قطاع الطریق. (یادداشت مؤلف ). رجوع به راهبُر شود. || برنده ٔ راه. راه سپار. رهسپر. رهنورد :
زلزله در زمین فتاد و خروش
از تکاپوی آن کُه رهبر.
فرخی.
رهبر و شخ شکن و شاددل و تیزعنان
خوشرو و سخت سم و پاک تن و جنگ آغاز.
منوچهری.
شکیب آوری رهبر و تیزگام
ستوری کش و کم خور و پرخرام.
اسدی.
رجوع به راهبر شود.

معنی رهبر به فارسی

رهبر
راهبر، راهنما، راهنمایی، هدایت
( اسم ) آنکه کسی را در راهی هدایت کند هادی دلیل راهنما .
ره برنده . رهزن . راهزن
فرمانده پیشاهنگان .
( اسم ) معاون رهبر . یا رهبر یار پیشاهنگی معاون رهبر پیشاهنگی .

معنی رهبر در فرهنگ معین

رهبر
(رَ بَ) (ص فا.) پیشوا.

معنی رهبر در فرهنگ فارسی عمید

رهبر
۱. کسی که دیگری را راهنمایی کند، راهنما، راهبر.
۲. (سیاسی) بالاترین مقام در جمهوری اسلامی ایران، ولی فقیه.

رهبر در جدول کلمات

رهبر
امام
رهبر ارکستر اتریش
وان گارتنر
رهبر ارکستر سمفونیک تهران
منوچهر صهبابی
رهبر انقلاب فرانسه
میر ابو
رهبر انقلاب هندوستان
گاندی
رهبر بردگی شورش روم
اسپارتاکوس
رهبر جناح چپ میانه رو و نخست وزیر ایتالیا که موجب شد ایتالیا به یکی از اصلی ترین شرکای اقتصادی ایران تبدیل شود
رومانوپرودی
رهبر حزب
لیدر
رهبر حزب فاشیست ایتالیا
موسولینی
رهبر خونخوار قوم مغول
چنگیز

معنی رهبر به انگلیسی

head (اسم)
سر ، عنوان ، سالار ، نوک ، رئیس ، سرصفحه ، رهبر ، متصدی ، کله ، راس ، دماغه ، انتها ، سار ، موی سر ، ابتداء
pilot (اسم)
خلبان ، رهبر ، لیدر ، پیلوت ، خلبان هواپیما ، راننده کشتی ، چراغ راهنما ، اسباب تنظیم و میزان کردن چیزی
leader (اسم)
فرمانده ، راهنما ، سالار ، رئیس ، رهبر ، پیشوا ، راس ، سرور ، قائد ، سر دسته ، سر کرده ، سرمقاله ، پیشقدم
guide (اسم)
راهنما ، رهبر ، هادی ، کتاب راهنما
bellwether (اسم)
رهبر ، پیش اهنگ گله ، گوسفند زنگولهدار ، پیشوا
rector (اسم)
رهبر ، پیشوا ، رئیس دانشگاه ، کشیش بخش
premier (اسم)
رئیس ، رهبر ، نخست وزیر ، هنرپیشه برجسته
premiere (اسم)
رئیس ، رهبر ، نخست وزیر ، هنرپیشه برجسته ، نخستین نمایش یک نمایشنامه
steerer (اسم)
رهبر ، هادی ، شراعبان
fuehrer (اسم)
رهبر ، لیدر ، پیشوا وشخص مقتدر
fuhrer (اسم)
رهبر ، لیدر ، پیشوا وشخص مقتدر
skipper (اسم)
رهبر ، کاپیتان ، فرمانده یا خلبان هواپیما ، ناخدای کشتی ، فرمانده کشتی بازگانی ، جست و خیزکننده

معنی کلمه رهبر به عربی

رهبر
خوري , رائد , رييس الوزراء , زعيم , طيار
الزعيم الروحي
حسب أمر القائد

رهبر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هستی اسدی شاهد یاران امام
رهبر به معنی راهنما و همیار هستش
بهنام جهانبخش
رهبر به معنای امام و پبشوا هستش.
موسوی
ولی امر
مصطفي
لاور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رهبر بعدی ایران   • ارتباط با رهبر   • آدرس بیت رهبری   • شماره تلفن دفتر مقام معظم رهبری   • نامه به رهبر   • سخنان رهبری امروز   • بیت رهبری کجاست   • آخرین سخنرانی رهبر در سال 95   • معنی رهبر   • مفهوم رهبر   • تعریف رهبر   • معرفی رهبر   • رهبر چیست   • رهبر یعنی چی   • رهبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رهبر
کلمه : رهبر
اشتباه تایپی : vifv
آوا : rahbar
نقش : اسم
عکس رهبر : در گوگل

آیا معنی رهبر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )