انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1087 100 1

رودخانه

/rudxAne/

مترادف رودخانه: رود، شط، نهر

معنی رودخانه در لغت نامه دهخدا

رودخانه. [ ن َ / ن ِ ] (اِمرکب ) جای رود، و آن زمینی باشد که سیلاب رود در آن جاری شده باشد. (آنندراج ). بستر رود. مجرای رود. (ناظم الاطباء). زمینی که بر آن رود جاری است و مجازاً خود رود را هم رودخانه گویند. (ناظم الاطباء). رودکده. دکتر مستوفی در کتاب جغرافیای عمومی چنین آرد: با ریزش باران در روی دامنه هاآب از هر سو جریان می یابد و در بریدگیها متمرکز میشود. این بریدگیها غالباً خشک هستند ولی از شکل رگه رگه ٔ آنها میتوان حدس زد که از جریان آب پیدا شده اند. پس از چند فصل بارانی ، بریدگیها بهم نزدیک میشوند و کم کم جدار از بین میرود و بریدگی بزرگتری حاصل میشود. بیشتر دامنه ها در نواحی کوهستانی نشانه ای از این بریدگیها دارند که اگر آنها را برحسب جهت دنبال کنیم به حوضه ٔ سرچشمه یا دره ٔ رودخانه میرسیم. بریدگیهای بزرگ و کوچک و دره های خشک مجرای سیلاب هستند که خاصه در فصول بارانی آب به خود می بیند ولی در نواحی معتدل غالب این بریدگیها آبدار است و از اجتماع و برخورد آنها رودخانه تشکیل میشود. اگر مسیر رودخانه را از حوالی سرچشمه تا مصب آن دنبال کنیم در آن چند منطقه ٔ مشخص می بنیم که از لحاظ وضع پستی و بلندی و عمل فرسایشی رودخانه با یکدیگر فرق دارند. در قسمت علیای رودجریان آب نامنظم است و رودخانه هنوز صورت ثابتی بخود نگرفته است ، این قسمت را حوضه ٔ سرچشمه یا آبگیر گوییم. در قسمت میانه رودخانه با آب فراوان در بستری ثابت و در دره جریان دارد و این قسمت آبراهه است و سرانجام منطقه ٔ آخری نواحی مشرف به مصب است که در آن رودخانه با جریانی آرام به دریا می ریزد و شکل معمولی آن مخروط افکنه است. (از جغرافیای عمومی تألیف دکتر احمد مستوفی ج 1). و رجوع به رود شود :
دولت به سوی شاه رود یا به سوی تو
باران به رودخانه شود یا به آبگیر.
منوچهری.
مدد سیل پیوسته چون لشکر آشفته می دررسید و آب از فراز رودخانه آهنگ بالا داد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 262). آن رودخانه ٔ خونخوار با آن غزارت از حکم طهارت بیرون شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 ص 355).
ای آنکه خانه بر ره سیلاب میکنی
بر خاک رودخانه نباشد معولی.
سعدی.
چو زین رودخانه فراتر گذشت
گذشتش ز سر هرچه در سر گذشت.
امیرخسرو (از آنندراج ).
افتادگی است چاره ٔ خصم زیاده ره
سیلاب کی خراب کند رودخانه را.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- سنگ به رودخانه ٔ خدا انداختن ؛ [ بمزاح و انکار ] گناهی بزرگ مرتکب نشدن. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.

رودخانه. [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هشتگانه ٔ بخش میناب از شهرستان بندرعباس واقع در شمال میناب. از شمال بدهستان گلاشکرد، از مشرق به دهستان رودان و از مغرب به دهستان احمدی محدوداست. ناحیه ای است کوهستانی و هوایی گرم دارد. آب آن از رودخانه ٔ دژ و رودخانه ٔ «بر» تأمین میشود. از محصولات عمده اش خرما و مرکبات قابل ذکر، و شغل سکنه زراعت است. این دهستان از 55 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود 7723 تن سکنه دارد. و مرکز دهستان قریه ٔ قلعه دزدی ، و از دیههای مهم آن آب کهور، رهدار و زمیتو قابل ذکر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

رودخانه. [ ن َ/ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش شهداد شهرستان کرمان واقع در 38هزارگزی جنوب شهداد و در سر راه مالرو کشیت به خراسان. ناحیه ای است جلگه ای و هوایی گرم دارد. سکنه ٔ آن در حدود 400 تن است. آب آن از قنات تأمین میشود و از محصولاتش خرما و غلات و حنا قابل ذکر، و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

رودخانه. [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فارغان بخش سعادت آباد از شهرستان بندرعباس واقع در 60هزارگزی خاور حاجی آباد و در سر راه مالرو احمدی - فارغان. ناحیه ای است جلگه ای و گرمسیر و دارای 252 تن سکنه است. آب آن از رودخانه تأمین میشود و از محصولات عمده اش غلات و خرما، و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

رودخانه. [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان امجز بخش جبال بارز شهرستان جیرفت واقع در 47هزارگزی جنوب خاوری مسکون و در سر راه مالرو کروک به مسکون. دارای 10 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

رودخانه. [ ن َ / ن ِ ](اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه واقع در 22هزارگزی مشرق کدکن و در سر راه مالرو عمومی کدکن به رباطسنگ. کوهستانی است و هوایی معتدل دارد. سکنه ٔ آن 215 تن است. آب این ده از قنات تأمین میشود و محصولش غلات ، و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. مزار شیخ ابوالقاسم خرقانی دراین ده واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی رودخانه به فارسی

رودخانه
جای رود، بستررود، مجرای رود، نهربزرگ
( اسم ) ۱ - جایی که رود از آن عبور کند بستر رود . ۲ - رود نهر بزرگ .
دهی است از دهستان بالا رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه .
ده کوچکی است از دهستان گوه بخش سارودئیه از شهرستان جیرفت .
ده کوچکی است از دهستان طیبی بخش کهکیلویه از شهرستان بهبهان .
دریاچه ایست در عراق
ده کوچکی است از بخش بزمان شهرستان ایرانشهر .
دهی است از دهستان بزنجان بخش بافت از شهرستان سیرجان .
دهی است از دهستان دشت آب بخش بافت از شهرستان سیرجان .
ده کوچکی است از دهستان بهر آسمان بخش سارودئیه از شهرستان جیرفت .
[river forecast] [علوم جَوّ] پیش بینی آب دهی یا حالت مورد انتظار در یک زمان معین یا پیش بینی حجم کل شارش در یک یا چند نقطۀ رودخانه در یک بازۀ زمانی معین
دهی است از دهستان کنار رودخانه وفرقان بخش حومه شهرستان ساوه
دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان
دهی است جزئ بخش جعفر آباد شهرستان ساوه ناحیه ایست جلگه و دارای آب و هوای معتدل
نام رودخانه ای پر آب و سیلابی بطول ۱۷۵ کیلومتر در فرانسه که از ارتفاعات آلپ سرچشمه میگیرد و در ناحیه وینون به رود دورانس میریزد .
دهستانی است از بخش حومه شهرستان گلپایگان واقع در شمال و شمال خاور شهرستان جلگه و معتدل دارای ۲۴ آبادی و ۶۱٠٠ تن سکنه .
[river ice] [جغرافیا، علوم جَوّ] یخی که بر سطح رودخانه تشکیل شده باشد

معنی رودخانه در فرهنگ معین

رودخانه
(نِ) (اِمر.) رود، نهر بزرگ .

معنی رودخانه در فرهنگ فارسی عمید

رودخانه
۱. جای رود، بستر رود، مجرای رود.
۲. نهر بزرگ.

رودخانه در دانشنامه آزاد پارسی

فقط۰.۰۰۰۱ درصد تمامی آب کرۀ زمین در رودخانه ها جاری است. در واقع، در هر زمان معیّن مقدار آب موجود در جوّ ده برابر آبی است که در تمامی رودخانه های جهان یافت می شود. اما، این حقایق صریح، اهمیت رودخانه ها را از نظر چرخۀ آب جهان، و اهمیت آن ها برای موجودات زندۀ خشکی، ازجمله آدمی، غلط جلوه می دهد. رودخانه ها بخش بزرگی از سطح خشکی کرۀ زمین را زه کشی می کنند و توان بازدهی و ظرفیت آبی بسیار بالایی دارند (هر سال بیش از ۴۰هزار کیلومتر مکعب آب در دریا تخلیه می کنند). رودخانه ها از این حیث که جریان آبی قدرتمند و یک طرفه، و سراشیب بر آن حاکم است، زیستگاه هایی نامتعارفند. این جریان مواد را می ساید، منتقل می کند و سرانجام رسوب می دهد (رودخانه های جهان هر سال ۱۵ تا ۲۰میلیارد تن رسوب و نهشت به دریا حمل می کنند). تلاطم و برکشند (مَد) نیز مستقیم و غیرمستقیم بر حیات اکثر موجودات زندۀ رودخانه تأثیر می گذارد. زیستگاه های آب شیرین نسبت به دریا مکان های انعطاف ناپذیرتری به شمار می روند. این زیستگاه ها عمدتاً به علت ابعاد نسبتاً کوچکشان دستخوش نوسان های دمایی دامنه دارند، زیستگاه هایشان غالباً از لحاظ فیزیکی از یکدیگر مجزایند و ممکن است خشک شوند یا یخ بزنند. موجودات زنده ای هم که در آن جا زندگی می کنند باید بتوانند از عهدۀ حفظ و نگهداری موازنۀ نمک در بدن خود برآیند. متخصصان اکولوژی، برای درک کامل اکولوژی رودخانه باید حوزۀ آبریز آن را مطالعه کنند. از این حوزه است که رودخانه آب، مواد شیمیایی، و مواد مغذی خود را به دست می آورد. مثلاً، در رودخانه های کوچک جاری در جنگل های نواحی معتدل، گیاهان فتوسنتزی اندکی می توانند در سایۀ درختانی رشد کنند که در مسیر رودخانه روییده اند. بنابراین، چنین گیاهانی به برگ های خشکیده ای وابسته اند که از درختان یادشده فرو می افتند تا مواد مغذی این سیستم را تأمین کنند. این درختان از این حیث نیز مهم اند که مقدار آب ورودی به رودخانه را کاهش می دهند و علت افزایش آشکار سیلاب پس از جنگل تراشی نیز همین امر است. اجتماعات زیستی پایاب، به علت جریان آب و مواد مغذی به رویدادهایی که در جریان بالادست پیش می آیند، بسیار وابسته اند، این امر این نگرش را تقویت می کند که حوزۀ آب ریز کلید فهم اکولوژی رودخانه است.

نقل قول های رودخانه

رودخانه به بستر و مسیر حرکت «رود» گفته می شود که معمولاً عبارت «رودخانه» با «رود» اشتباه می شود و جای آن استفاده می شود. رودخانه ها معمولاً در اولین مرحله در پای کوه ها، تشکیل مخروط افکنه ها را داده و پس از طی مسیری با انباشت مواد آبرفتی خود به توسعه دشتها کمک می کنند.
• «انسان همچون رودخانه است که هر چقدر عمیق تر باشد آرام تر و متواضع تر است.» -> شارل دو مونتسکیو

ارتباط محتوایی با رودخانه

رودخانه در جدول کلمات

رودخانه
مغ
رودخانه آلمانی
راین
رودخانه ای در پاکستان
ایندوس
رودخانه ای در شمال خراسان
اترک
رودخانه ای در نزدیکی میانه
دیزج چای
رودخانه بلژیک
رودخانه بلژیک
رودخانه جیحون
امو
رودخانه مصر
نیل
رودخانه هیرمند
امو
بزرگترین رودخانه استان همدان
گاماسیاب

معنی رودخانه به انگلیسی

flow (اسم)
مد ، جریان ، گردش ، باطلاق ، بده ، روانی ، روند ، رودخانه
river (اسم)
رود ، رودخانه

معنی کلمه رودخانه به عربی

رودخانه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Afsaneh Nekooi ٢٣:٢٩ - ١٣٩٧/١١/١٣
River
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انشا رودخانه   • تشکیل رودخانه   • رودخانه ایران   • تفاوت رود و رودخانه   • رودخانه شعر   • سرگذشت رودخانه   • تعریف رودخانه   • رودخانه تعبیر خواب   • معنی رودخانه   • مفهوم رودخانه   • معرفی رودخانه   • رودخانه چیست   • رودخانه یعنی چی   • رودخانه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رودخانه
کلمه : رودخانه
اشتباه تایپی : v,nohki
آوا : rudxAne
نقش : اسم
عکس رودخانه : در گوگل


آیا معنی رودخانه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )