برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1324 100 1

رود

/rud/

مترادف رود: جدول، جویبار، جوی، رودخانه، نهر، جگربند، جگرپاره، فرزند، کودک، ساز

معنی رود در لغت نامه دهخدا

رود. (اِ) رودخانه ٔ عظیم و سیال. (برهان قاطع) . رودخانه یعنی آب عظیم. (آنندراج ). نهری که عظیم و جاری باشد. (غیاث اللغات ). رودخانه. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). نهر عظیم و سیال. (ناظم الاطباء). آب جاری فراوان که لفظ دیگر فارسی آن دریا و عربیش نهر و شط است. (از فرهنگ نظام ). درحدودالعالم آمده : رود بر دو ضرب است یکی طبیعی است و دیگر صناعی ، اما رود صناعی آن است که رودکده های اوبکنده اند و آب بیاورده اند از بهر آبادانی شهری را یا کشت و برز ناحیتی را، و بیشترین رود صناعی خرد بودو اندر او کشتی نتواند گذشتن. و شهر باشد که او را ده رود صناعی است کمتر یا بیشتر، و این آبها اندر خوردن و کشت و برز و گیاه خوارها بکار شود و عدد این رودهای صناعی نه محدود است که اندر آن بهرزمانی زیادت و نقصان افتد. و اما رود طبیعی آن است که آبهایی بودبزرگ که از گداز برف و چشمه هایی که از کوه و روی زمین بگشاید و برود و خویشتن را راه کند و رودکده ٔ وی جایی فراخ شود و جایی تنگ ، و همی رود تا به دریایی رسد یا به بطیحه ای. و از این رودهای طبیعی هست که سخت عظیم نیست و آن به آبادانی شهری یا ناحیتی بکار شودچون رود بلخ و رود مرو، و بود که از یک رود طبیعی رودهای بسیار بردارد و بکار شود و آن عمود رود همی رود تا به دریا رسد یا به بطیحه ای چون فرات -انتهی. جریان طبیعی آب را گویند در سطح زمین که از جوبیار بزرگتر و در بستر یا کانال معین و مشخصی جاری باشد. معمولا رودها به اقیانوس یا دریا و یا دریاچه فرومیریزندولی بندرت بعضی از رودها در زمینهای خلل و فرج دار بزیر زمین فرومیروند و در بعضی از سرزمینهای خشک و لم یزرع بخار میشوند و این نوع رودها را «رودهای ضایعشده » گویند. در برخی از نقاط زمین آب رودها در زمین فرومیروند و در طی مسیر خود چند بار در سطح زمین ظاهر و بار دیگر ناپدید میگردند. رودهایی را که دارای بستری با برشهای کامل و شیبی منظم باشد رودهای جوان نامند و رودهای پیر رودهایی را گویند که دره های آن بمرور ایام فرسایش یافته و وسیعتر شده باشد :
تا چون بهار گنگ شد از روی او جهان
دو چشم خسروانی چو ...

معنی رود به فارسی

رود
مجسمه ساز مشهور فرانسوی (و.دیژون ۱۷۸۴- ف.۱۸۵۵م.) یکی از بزرگترین استادان مکتب نقاشی فرانسهدارای نبوغی ابتکاری و قوی . یکی از بارلیف های طاق نصرت (اتوال) در پاریس عزیمت داوطلبان در ۱۷۹۲ موسوم به مارسیز ازوست .
نهربسیاربزرگ که پس ازسیردرخشکی داخل دریاشود، روده، زه، زه کمان حلاجی، تارورشته ساز، سازو آواز، فرزند، پسریادختر
( اسم ) مرغ یا گوسفندی که همه موی یا پر او را کنده به روغن بریان کرده باشند .
قصبه در خراسان
یکی از دهستانهای ششگانه بخش فهرج شهرستان بم است .
دهی است از دهستان امجز بخش جبال بارز شهرستان جیرفت .
ده کوچکی است از دهستان گاوکان بخش جبال از شهرستان جیرفت .
دیهی بوده است در اطراف ساوه
[ گویش مازنی ] /rood aar/ از توابع دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری
آراستن رود . راست و میزان کردن رود برای نواختن آهنگی مخصوص .
رودیست کوچک که شعبه آن از سهند سرچشمه میگیرند و آن وارد بحر خزر میشود.
نام رودخانه ایست
نام رودخانه ایست در برهان قاطع رود آورده است .
نام رودخانه ایست و در موید الفضلا بحذف دال آخر نوشته اند .
منسوب به رود آور است که قصبه ایست از همدان .
...

معنی رود در فرهنگ معین

رود
(اِ.) ۱ - ساز، ساز زهی . ۲ - سرود.
جامگان (مِ) (اِمر.) جِ رود جامه .
(اِ.) فرزند، پسر یا دختر.
[ په . ] (اِ.) نهر، جوی .
(مِ) (اِمر.) ساز زهی .
( ~.) (اِمر . ) فرزندان ، نسل .

معنی رود در فرهنگ فارسی عمید

رود
۱. لخت، برهنه.
۲. مرغ پَرکَنده.
۳. گوسفند پوست کنده.
نهر بسیاربزرگی که به دریا می ریزد، شط.
۱. سرود، نغمه.
۲. آرشه.
۳. تار و رشته ای که بر روی ساز کشیده می شود.
۴. ساز.
* رود زدن: [قدیمی] ساز زدن.
فرزند پسر یا دختر: زهی دولت مادر روزگار / که رودی چنین پرورد در کنار (سعدی۱: ۴۰)، خواهی که بر نخیزدت از دیده رود خون / دل در وفای صحبت «رود» کسان مبند (حافظ: ۳۶۲).
دره یا رودخانه ای که جریان آب در آن قطع شده باشد.
= سه تار
۱. رود یا سیم بزرگ و بم در آلات موسیقی.
۲. نوعی ساز.
۳. رودخانۀ بزرگ.
نوعی ساز زهی دارای شش تار.

رود در دانشنامه اسلامی

رود
معنی يَعْرُجُ: بالا مي رود
معنی يَمْشِي: راه می رود
معنی يَذْهَبُ: مي رود
معنی تَعْرُجُ: بالا مي رود - عروج مي کند
معنی تَلَاهَا: دنبالش می رود
معنی تَمْشِي: راه می رود (مؤنث)
معنی يَصَّعَّدُ: به زحمت بالا مي رود
معنی يَلِجُ: فرو می رود
معنی يَلِجَ: که فرو رود
معنی غَوَّاصٍ: کسي که تا عمق زياد زير آب فرو مي رود
معنی سَّاحِلِ: ساحل - کناره دريا يا رود بزرگ
معنی کَانَت: بود (اگر در ترکيب با فعل ماضي ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي بعيد مي کندو اگر در ترکيب با فعل مضارع ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي استمراري مي کند)
معنی کَانُواْ: بودند (اگر در ترکيب با فعل ماضي ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي بعيد مي کندو اگر در ترکيب با فعل مضارع ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي استمراري مي کند)
معنی کُنَّ: آن زنان بودند(اگر در ترکيب با فعل ماضي ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي بعيد مي کندو اگر در ترکيب با فعل مضارع ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي استمراري مي کند)
معنی کُنَّا: بودیم (اگر در ترکيب با فعل ماضي ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي بعيد مي کندو اگر در ترکيب با فعل مضارع ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي استمراري مي کند)
تکرار در قرآن: ۱۴۸(بار)
به فتح (ر) طلب کردن. خواستن در اقرب گوید«راده روداًو ریاداً: طلبه» اراده به معنی قصد از همین ماده است . این کلمه گاهی در جماد به کار رفته مثل در آن قریه دیواری یافتند که می‏خواست بیافتد آن را به پاداشت راغب می‏گوید اراده گاهی با قوّه تسخیری و حسّی است و گاهی با قوّه تسخیری و حسّی است و گاهی با قوّه اختیاری و لذا در جماد به کار رفته مثل «یُریدُ اَنْ یَنْقَصَّ» و گویند: اسب من کاه اراده می‏کند «فرسی یرید التبن» طبرسی فرموده وصف جدار با اراده مجاز است معنایش آن است که نزدیک بود بیافتد و مشرف بر انهدام بود و آن از فصیح کلام عرب است و در اشعارشان زیاد است. شاعر در وصف نیزه خود می‏گوید: «یُریدُ الرُّمْحُ صَدْرَ ابی بَراءِ - وَ یَرْغَبُ عَنْ دِماءِبنی عَقیلٍ» یعنی نیزه سینه ابا براء را می‏خواهد و از خون ...


رود در دانشنامه ویکی پدیا

رود
رود که در زبان پارسی میانه هم رود گفته می شد، آبی است روان که از به هم پیوستن آب چند چشمه در دره های کوهستانی به وجود آمده و جریان می یابد تا به دشت ها، دریاچه ها یا دریاها و اقیانوس ها بریزد.رودخانه کرج   رودخانه ای در نمک آبرود استان مازندران
رودخانه به بستر و مسیر حرکت «رود» گفته می شود که معمولاً عبارت «رودخانه» با «رود» اشتباه می شود و جای آن استفاده می شود. رودخانه ها معمولاً در اولین مرحله در پای کوه ها، تشکیل مخروط افکنه ها را داده و پس از طی مسیری با انباشت مواد آبرفتی خود به توسعه دشتها کمک می کنند.
رود؛ در لهجه لری(فارسی دری) به فرزند نیز "رود" گویند
گاه در برخی از رودهای بزرگ در طی مسیر طولانی که دارند، به پیچان رودها (مئاند) برخورد می کنیم که در اثر شیب کم زمین به وجود می آیند. در ادامه زمانی که رود به مصب (محلی که رود به دریا می ریزد) می رسد، در دهانهٔ خود دلتا را تشکیل می دهد. بنابراین مخروط افکنه ها در پای کوه ها و دلتاها در دهانه رود (مصب) به وجود می آیند.
عکس رود
رود (رودخانه)
رود (ساز)
رود، نام یکی از سرودهای انقلابی ایران است که در دوران انقلاب ۵۷ در آلبومی بنام «شراره های آفتاب» توسط سازمان چریک های فدایی خلق ایران منتشر و از معروفیت فراوانی برخوردار شد. متن این ترانه توسط سعید سلطانپور سروده شده و با صدای داوود شراره ها خوانده شده است. موسیقی این ترانه را مهرداد موجی (مهرداد برآن) ساخته و تنظیم کرده است. صدای خواننده را گروه کر دانشجویان ایرانی واشینگتن همراهی می کند.
عملیات سیاهکل
شراره های آفتاب
سرودهای انقلابی ایران
می گذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینهٔ رود
گلبن لبخند فردایی موج
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رود در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:رودخانه

ارتباط محتوایی با رود

رود در جدول کلمات

رود
نهر
رود آبی ا تریش ا ست
دانوب
رود آبی اروپا
دانوب
رود آرام
دن, دن,رن
رود آسیایی
ایرتیش
رود آلمانی
راین
رود آمریکای جنوبی
رود اروپا
رن
رود اروپا که از جنگلهای سیاه در آلمان سرچشمه می گیرد
دانوب
رود اروپایی
رن

معنی رود به انگلیسی

stream (اسم)
جریان ، نهر ، جوی ، جماعت ، رود ، مسیل
flood (اسم)
دریا ، سیل ، طوفان ، رود
river (اسم)
رود ، رودخانه

رود را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسما
به معنی روی. این واژه در کتاب حدودالعالم آمده است: سردن شهری است اندر میان دو رود نهاده؛ جایی آبادان و خرم؛ اندر کوه وی معدن رود است. (ص 136). ولی در کتاب المسالک و الممالک ابن حوقل چنین آمده است: «معدن روی در سردن است که از آن جا به بصره و جاهای دیگر می برند»
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری
به جای فرزند ::رود.رو
می گویند
رو::رود

معنی های زیبای رود در
توصیف مادران لر بختیاری

رود::صاف.شفاف.زلال.عزیز.
دلبند.همه کس.پاره جگر.دودمانم.طایفه ام.پدرم.
مادرم.اجدادم.پاره تن.پهلوان
.شیر.تک.پلنگ.جهانگیر .پری
.فرشته.کاردان.هنرمند.
شاه.جنگجو.سردار.

رودوم خوی ریی کویه::
فرزندم می خواهی برویی کجا
Rod
فایزه
رود به معنای جویبار می باشد
منوچهر
رود ‌در اصل به چم روان، در جریان بودن مانند سیلان مایعات و معنی دیگر آن که در فارسی سرود و ساز می‌باشد.
از لحاظ ریشه شناسی و اتیمولوجی رود از ریشه -ser به چم رونده و سیال می‌باشد که در فارسی باستان rauta یا رود و در اوستا raodhati به چم جریان أب و در سانسکریت rinati می‌باشد. هم. بشه های رود در انگلیسی rheo , (مثل ریودوژانیرو), stream و rhythm هستند.
نازنین کهنگی
رود همریشه باroadانگلیسی بنظرمی رسدهردو مسیرهستندیکی خاکی ویکی آبی همریشه باarrive وهمریشه باrioپرتغالی یعنی رود.
نادر
رود به ترکی: چای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شعر رود   • رود چگونه بوجود می آید   • رود چیست   • تفاوت رود و رودخانه   • رود چگونه تشکیل میشود   • چگونگی تشکیل رود   • سرگذشت رود   • انشا رودخانه   • معنی رود   • مفهوم رود   • تعریف رود   • معرفی رود   • رود یعنی چی   • رود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رود
کلمه : رود
اشتباه تایپی : v,n
آوا : rud
نقش : اسم
عکس رود : در گوگل

آیا معنی رود مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )