برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1153 100 1

روس

/rus/

معنی روس در لغت نامه دهخدا

رؤس. [ رُ ئو ] (ع اِ) ج ِ رأس. رجوع به رأس شود.

روس. (اِ) مخفف روپاس پهلوی. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). روباه. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به روباه شود.

روس. [ رَ ] (ع اِ) انه لروس سوء؛ یعنی بد مرد است. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || عیبی که در کراع (پایچه ٔ گاو و گوسفند) باشد. (از اقرب الموارد). عیب. (از المنجد). || در شاهنامه عبدالقادر بغدادی بمعنی فریاد آمده است. (از فرهنگ شاهنامه ).

روس. [ رَ ] (ع مص ) بسیار خوردن.(از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). || خرامیدن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (برهان قاطع). رفتار بطور خرامان. (ناظم الاطباء). || گذر. (ناظم الاطباء). گذشتن. (برهان قاطع). سبقت گرفتن. (برهان قاطع). || برداشتن و بردن سیل خس و خاشاک را. (از اقرب الموارد). || نیکو گردانیدن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

روس. (ع مص ) لغتی در رأس. جدا کردن و بریدن. (از دزی ج 1 ص 569). || جدا کردن دانه ٔ ارزن یا دانه ٔ گیاهان دیگر. (از دزی ج 1 ص 569).

روس. [ رُوْ وَ ] (ع ص ) اسبی که سر اسبهای دیگر را چون با هم روند بگزد و یا بسر زند آنها را در وقت تقدم و پیشی خود. (ناظم الاطباء).

روس. (ص ) هر فرد از قوم روس. روسی. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به روسی شود.

روس. (اِخ ) از پسران یافث بن نوح بود. (از تاریخ گزیده چ لیدن ص 28). و رجوع به یافث شود.

روس. (اِخ ) در استی اوریسگ ، در گیلکی اورس ، نام قوم ساکن روسیه. بخش اعظم ملت روسیه از لحاظ نژاد به دو دسته ٔ بزرگ تقسیم می شوند: خانواده ٔ هندواروپایی و خانواده ٔاورال وآلتایی . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). گروهی که بلاد آنها بسرحد صقالبه و ترک پیوسته است. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

روس. (اِخ ) نام ملکی وسیع در اقلیم ششم و هفتم. (غیاث اللغات ). ناحیتی است که مشرق وی کوه بجناک است و جنوب وی رود روتا است و مغرب وی صقلاب است و شمال وی ویرانی شمال است و این ناحیتی بزرگ است و مردمانی بدطبعاند و بدرگ و ناسازنده و شوخ روی و ستیزه کار و حرب کن و ایشان با همه کافران کز گرد ایشان است حرب کنند و بهتر آیند و پادشاه را ...

معنی روس به فارسی

روس
نام قومی ساکن روسیه . بخش اعظم ملت روسیه از لحاظ نژاد بدو دسته بزرگ تقسیم میشوند : خانواده هند اروپایی و خانواده اورال و آلتایی رک . روسیه .
( اسم ) جانوری است از رده پستانداران گوشتخوار از نوع سگ . پوستش برنگهای سیاه سرخ زرد و بسیار نرم است و آنرا آستر جامه کنند . دمی بزرگ و پر مو دارد و به حیله گری مشهور است . یا روباه زرد آفتاب خورشید .
نام ملکی وسیع در اقلیم ششم و هفتم .
مخفف روپاس انگرده . روباه ترک است که سگ انگور باشد چه روس بمعنی روباه و انگرده دانه انگور را گویند .
( اسم ) روباه تربک عنب الثعلب .
پادشاه روس را روس خاقان خوانند
( صفت ) آنکه طرفدار نفوذ روسهاست .
مصحف اسکندروس .
فرزند ارد دوم
شامل ترکمنستانازبکستان و تاجیکستان . جمهوریهای متحده شوروی میان بحر خزر و دریاچه بالخاشاز جنوب به خاک افغانستان وایران واز شرق به ترکستان شرقی محدوداست. در شمال مرز مشترکی باسیبریه ندارد. سطح خاک آن ریگزاراست که بنامهای مختلف آق قوم ( ریگ سفید) قزل قوم ( ریگ سرخ ) قراقوم ( ریگ سیاه ) نامیده میشود. ازطرف مشرق به کوههای میانشان و آلتائی می پیوندد . رودخانه های مرغاب و زرافشان در ریگزارها فرو میروند و دو رود سیحون و جیحون وارد دریاچه آرال میگردند. قسمتی از دره های کوهستانی مشرق و جنوب ترکستان باعتدال آب و هوا و حاصلخیزی معروف است چنانکه در ه فرغانه را بهشت آسیانامند.
کوههای نزدیک بلغار
خند روس ...

معنی روس در فرهنگ فارسی عمید

روس
قومی ساکن روسیه از نژاد اسلاو.
= تاجریزی

روس در دانشنامه ویکی پدیا

روس
روس می تواند به یکی از موردهای زیر اشاره داشته باشد:
۱. مردم روس که از نژاد اسلاو هستند و مردمان این نژاد بیشتر در کشور روسیه زندگی می کنند.
۲. روس، دهستانی در استان خائن اسپانیا است.
روس می تواند به یکی از موردهای زیر اشاره داشته باشد:
۱. مردم روس که از نژاد اسلاو هستند و مردمان این نژاد بیشتر در کشور روسیه زندگی می کنند.
۲. روس، دهستانی در استان خائن اسپانیا است.
روس (به اسپانیایی: Rus) یکی از دهستان های استان خائن در کشور اسپانیا است. این شهر با مساحت ۴۷٫۳ کیلومتر مربع، ۳۷۸۵ تن جمعیت دارد.
مختصات: ۳۸°۰۳′ شمالی ۳°۲۷′ غربی / ۳۸٫۰۵۰°شمالی ۳٫۴۵۰°غربی / 38.050; -3.450
روس (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۱ دهانه اقماری دارد.
روس ۱۲۸ یک ستاره است که در صورت فلکی دوشیزه قرار دارد.
مختصات:   ۱۱h ۴۷m ۴۴٫۴s٬ +۰۰° ۴۸′ ۱۶″
روس ۱۵۴ یک ستاره است که در صورت فلکی کمان قرار دارد.
مختصات:   ۱۸h ۴۹m ۴۹٫۳۶۲۵s٬ +۲۳° ۵۰′ ۱۰٫۴۳۷″
روس ۵۴۸ یک ستاره است که در صورت فلکی نهنگ قرار دارد.
مختصات:   ۰۱h ۳۶m ۱۳٫۶۰s٬ −۱۱° ۲۰′ ۳۲٫۲″
روس ۶۱۴ یک ستاره است که در صورت فلکی تک شاخ قرار دارد.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

روس در دانشنامه آزاد پارسی

روس (Russian)
بزرگ ترین گروه قومی اسلاو، ساکن جمهوری فدراتیو روسیه با جمعیتی بیش از ۱۶۰میلیون نفر، که بالغ بر ۱۲۰میلیون نفر از آن ها در روسیه و بقیه عمدتاً در کشورهای میانۀ بالتیک سکونت دارند. زبان روسی، از دستۀ زبان های اسلاو شرقی و از گروه زبان های هندواروپایی است. خط روسی نسبتاً جدید است و آن را در میانۀ قرن ۹م دو برادر از مبلغان مسیحی یونانی به نام های سنت سیریل و سنت متودیوس، بر پایۀ خط یونانی ساختند. ادبیات روس نیز صرف نظر از وقایع نامه ها، سرودها و داستان های مذهبی، از میانۀ قرن ۱۸ و دورۀ پطر کبیر و با شاهزاده آنتیوخ کانتمیر، از اشراف مولداوی، آغاز و در کمتر از ۱۵۰ سال به یکی از غنی ترین گروه بندی های ادبیات جهان تبدیل شد. رئالیسم انتقادی، در بوتۀ ادبیات روسی پرورش یافت و از آن طریق به صورت یکی از بزرگ ترین مکاتب ادبی جهان درآمد. قدمت این قوم به عصر حجر و دست کم به دورۀ میان سنگی می رسد و نشانه هایی از حضور روس ها در حواشی شرقی و شمالی کوهستان کارپات، اراضی سمت راست رودخانۀ ویستول و اراضی میان رودخانه های دنیپر و دنیستر و سمت راست حوزۀ علیای رودخانۀ دن در قرون آغازین هزارۀ اول پ م، وجود دارد. قوم روس در قرون میانی، بر اثر یورش های اقوام بیابان گردی چون سکاها، و مهاجرت اجباری آن ها تا سرچشمه های دو رودخانۀ ولگا و دن، انتشار یافت. سکاها و سرمت ها و پس از آنان، هون ها و آوارها و خزرها چندین قرن بر روس ها حکومت کردند. در اواخر قرن ۸م، دسته هایی از وایکینگ های اسکاندیناوی، استپ های روسیه را گرفتند و بر روس ها چیره شدند. این مردم را، وارانگری، وارانگیان، یا وارگ ها می نامیدند. نخستین دولت روس را روریک وارانگیایی (حک: ۸۶۲ـ۸۸۰م) در نووگراد تأسیس کرد و به این ترتیب تاریخ روسیه آغاز شد. پیدایش این دولت با انتشار مسیحیت در روسیه همراه بود. سنت سیریل و سنت متودیوس در همین سال ها به تبلیغ مسیحیت در روسیه پرداختند. روس ها تا این زمان بت پرست بودند. بزرگ ترین خدای آنان، پرون نام داشت که خدای آتش و آذرخش بود و روس ها هر ساله گروهی را قربانی او می کردند. الگ فرزند روریک مقر دولت را به شهر کیِف انتقال داد. ولادیمیر اول ( ـ۱۰۱۵م)، پسر سویاتوسلاو و نوۀ قدیسه اولگا، سرانجام به مسیحیت بیزانسی پیوست و آن را به مذهب رسمی دولت و مردم روسیه تبدیل کرد و برای همین ب ...

ارتباط محتوایی با روس

روس در جدول کلمات

تصدیق روس ها
دا
جنگ انگلیسی ها و روس ها با ناپلئون
نبرد لایپزیک
جوشان و خروشان و از روس آمده
سماور
فیزیکدان برجسته روس و نویسنده کتاب تاریخ زمین با نام کوچک ژرژ
گاموف

روس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

واژگا
روس/روش/روژ/روز
از صبح تا شام یک روز است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روسیه داعش   • روسیه در کدام قاره است   • روسيه مناطق دیدنی   • اقتصاد روسیه   • دین روسیه   • نقشه روسیه   • روسیه و ایران   • روسیه به انگلیسی   • معنی روس   • مفهوم روس   • تعریف روس   • معرفی روس   • روس چیست   • روس یعنی چی   • روس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی روس
کلمه : روس
اشتباه تایپی : v,s
آوا : rus
نقش : صفت
عکس روس : در گوگل

آیا معنی روس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )