انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1089 100 1

ریاست

/riyAsat/

مترادف ریاست: آقایی، بزرگی، پیشوایی، حکومت، زعامت، سرپرستی، سروری، مدیریت، مهتری

برابر پارسی: سرپرستی، بزرگی، سرپرست

معنی ریاست در لغت نامه دهخدا

ریاست. [ س َ] (ع اِمص ) حکومت. فرماندهی. سرکاری. سروری. فرمانروایی. سرداری. سالاری. حکمرانی. (ناظم الاطباء). سری. مهتری. رهبری. زعامت. (یادداشت مؤلف ) :
آمد نگاهبان ریاست فراستش
آری نگاهبان ریاست فراست است.
ادیب صابر.
وی را [ مسعود را ] دیده اند از بزرگی و شهامت و تفرد وی در همه ٔ ادوات سیاست و ریاست او واقف گشته. (تاریخ بیهقی ).
ور به تعلیم نبی حاجت نباشد در اصول
مر ترا بر جمع شاگردان ریاست چیست پس.
ناصرخسرو.
تا شمس دین بر اسب ریاست دواسبه راند
یک ذره ایست شمس فلک ز اختر سخاش.
خاقانی.
با ریاست سیاست واجب است. (از سندبادنامه ص 64). همه ریاست او را گردن نهادند. (از ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 438). در مدتی نزدیک کار او به ثریا رسید و ریاست متمشی شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 438). کار نیشابور در عهد ریاست او نظامی هرچه تمامتر گرفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 438).
حرص بط از شهوت حلق است و فرج
در ریاست بیست چندان است درج.
مولوی.
پس مصلحت آن بینم که ملک قناعت را حراست کنی و ترک ریاست گویی. (گلستان سعدی ).
چیست دوران ریاست که فلک با همه قدر
حاصل آن است که دایم نبود دورانش.
سعدی.
ریاست به دست کسانی خطاست
که از دست شان دستها بر خداست.
سعدی.
- امثال :
ریاست بی سیاست نتوان کرد. (امثال و حکم دهخدا).
ریاست ریخت وپاش دارد. (یادداشت مؤلف ).
- ریاست جوی ؛ که در جستجو و اندیشه ٔ رسیدن به ریاست و سروری است. ریاست طلب :
از این مشت ریاست جوی رعنا هیچ نگشاید
مسلمانی ز سلمان جوی داد دین ز بودردا.
سنایی.
- ریاست کردن ؛ سرداری کردن. (از آنندراج ) :
رئیسی که دشمن سیاست نکرد
هم از دست دشمن ریاست نکرد.
سعدی (بوستان ).
- ریاستمدار ؛ که مدار ریاست ازوست. که همواره پایگاه ریاست دارد.
|| داوری و حکم. (ناظم الاطباء).

ریاسة. [ س َ ] (ع مص ) رئاست. سروری کردن قوم را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مهتری کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). مهتری. (دهار). || بزرگ شدن و بلند شدن قدر کسی. (ناظم الاطباء). مهتر شدن. (المصادر زوزنی ).

معنی ریاست به فارسی

ریاست
رئیس بودن، سروری کردن، بزرگی، سروربودن
( اسم ) ۱ - سروری فرماندهی فرمانروایی . ۲ - حکومت سلطنت . یا ریاست جسمانی ریاست ملوک و جابران که آنانرا سلطانی نیست مگر بر اجسام و اجساد مردمان و از راه قهر و غلبه و جور و ستم مردم را برده و خدمتگذار خود گردانند بجهت امور شهوانی و لذایذ جسمانی خود و نیل بارزوهای مادی خویش . یا ریاست روحانی ریاست اهل شرایع است که مالک ارواح و نفوس مردمند از راه اجرائ عدالت و احسان و مردم را در خدمت ملتها و شرایع و اقامه سنت در آورند از جهت حفظ دین و نیل به سعادت آخرت ( اخوان الصفا ۸۲ : ۴ ) .
( صفت ) کسی که دوستدار ریاست و سروری باشد .
طالب سروری و مهتری . ریاست جوی
دوستداری ریاست

معنی ریاست در فرهنگ معین

ریاست
(رَ یا رِ سَ) [ ع . رئاسة ] (اِمص .) سروری ، فرماندهی .

معنی ریاست در فرهنگ فارسی عمید

ریاست
۱. رئیس بودن، سروری کردن.
۲. (صفت، اسم) رئیس: ریاست دانشکدۀ ادبیات.
۳. [قدیمی] سروری، سرداری، بزرگی، فرمانروایی.

ریاست در دانشنامه اسلامی

ریاست
به بزرگ و سرور قوم یا ملّتی که در امور خود به وی رجوع و از او اطاعت می‏کنند رئیس گویند. از آن به مناسبت در باب صلات و جهاد نام برده‏ اند.

ریاست رهبر ی و سروری وعبارت است از شرف، بزرگی و سروری بر مردم.

اقسام ریاست
← اطاعت از رؤسای الهی
...
خدای تعالی می فرماید: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ این سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در روی زمین اراده برتری جویی (سرکشی) و فساد ندارد و عاقبت (نیک) از آن متقین است.
که به بیان بعضی از علماء، آیه به صراحت ما را از دنیا پرستی و ریاست طلبی برحذر می دارد.
بطور کلی هر آن چه از دنیا و مظاهر آن که انسان به آن، به عنوان هدف بنگرد، در روایات اهل بیت علیهم السلام نکوهش شده است.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: مَا ذِئْبَانِ ضَارِیَانِ فِی غَنَمٍ قَدْ غَابَ عَنْهَا رِعَاؤُهَا بِأَضَرَّ فِی دِینِ الْمُسْلِمِ مِنْ حُبِّ الرِّئَاسَه؛ ضرری که از ناحیه ریاست طلبی متوجه دین انسان می شود از ضرری که دو گرگ درنده به گلّه گوسفند بدون چوپان می زنند بیشتر است.
و حضرت امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: أَوَّلُ مَا عُصِیَ اللَّهُ تَبَارَکَ و َتَعَالَی بِسِتِّ خِصَالٍ حُبِّ الدُّنْیَا وَ حُبِّ الرِّئَاسَةِ و َحُبِّ الطَّعَامِ وَ حُبِّ النِّسَاءِ وَ حُبِّ النَّوْمِ وَ حُبِّ الرَّاحَةِ؛ اولین چیزهایی که خداوند، به وسیله آن معصیت شد؛ شش خصلت است:
و باز می فرمایند: مَلْعُونٌ مَنْ تَرَأَّسَ مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِهَا مَلْعُونٌ کُلُّ مَنْ حَدَّثَ بِهَا نَفْسَهُ؛ ملعون است کسی که ریاست طلبی کند و کسی که به ریاست همّت گمارد و کسی که در فکر آن باشد.
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی خَبَرِ الْمِعْرَاجِ قَال: قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ و َتَعَالَی یَا أَحْمَدُ لَوْ صَلَّی الْعَبْدُ صَلَاةَ أَهْلِ السَّمَاءِ و َالْأَرْضِ و َیَصُومُ صِیَامَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ و َیَطْوِی عَنِ الطَّعَامِ مِثْلَ الْمَلَائِکَةِ وَ لَبِسَ لِبَاسَ الْعَابِدِینَ ثُمَّ أَرَی فِی قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْیَا ذَرَّةً أَوْ سُمْعَتِهَا أَوْ رِئَاسَتِهَا أَوْ صِیتِهَا أَوْ زِینَتِهَا لَا یُجَاوِرُنِی فِی دَارِی وَلَأَنْزِعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِی وَلَأُظْلِمَنَّ قَلْبَهُ حَتَّی یَنْسَانِی وَلَا أُذِیقُهُ حَلَاوَةَ مَحَبَّتِی.
خداوند حضرت یوسف (علیه السّلام) را از چاه به مقام عزیزی رسانید، و او را عزیز مصر کرد. و حضرت از این مقام به نفع مردم استفاده کرد و آنان را از هفت سال قحطی نجات داد.
شاه مصر که به طور کامل به پاکی و علم و درایت یوسف پی برده بود، به او علاقه شدیدی پیدا کرد. به اطرافیان دستور داد به زندان بروند و یوسف را به حضورش بیاورند تا او را محرم اسرار و امین امور خود قرار دهد. یکی از آنها نزد یوسف آمد، و بشارت آزادی را به یوسف (علیه السّلام) داد؛ و او را نزد شاه آورد، شاه مقدم یوسف را مبارک شمرد، او را نزد خود نشاند. از هر دری با او سخن گفت، ولی لحظه به لحظه به درجات مقام علمی یوسف (علیه السّلام) بیشتر پی می برد، تا آن که صددرصد شایستگی او را برای اداره مقامهای حساس کشور درک کرد و صریحا به او گفت: «انک الیوم لدینا مکین امین؛ از امروز به بعد تو در نزد ما مقام و منزلت ارجمندی داری و تو فردی امین و درستکار می باشی.» حضرت یوسف (علیه السّلام) که از مردان خداست، از خدا می خواهد که صاحب مقام و قدرتی شود و از آن مقام به نفع بشر استفاده کند و بتواند بهتر و با دستی بازتر به جامعه خدمت نماید.آری حضرت یوسف خدمتگذار، خواستار مقامی است، ولی مقامی که بتواند آن را پلی برای اعلای کلمه حق و خدمت به مردم قرار دهد. مقام خزانه داری را انتخاب کرد. چه آن که یوسف با بینش دقیقش هفت سال فراوانی و هفت سال قحطی آینده را می بیند. او درک می کند که اگر رییس دارایی باشد، با تدبیرهای خردمندانه، مردم را از تهیدستی و فلاکت نجات خواهد داد و به داد مردم محروم خواهد رسید. از این رو به شاه گفت: «اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم؛ مرا سرپرست خزائن و محصولات کشور مصر قرار بده، من از عهده نگهداری محصولها بر می آیم و به امور حفظ اقتصاد، نگهدارنده و آگاه هستم».شاه، این مقام را به یوسف (علیه السّلام) واگذار کرد. از آن پس، یوسف (علیه السّلام) را با عنوان «عزیز» می خواندند. (ناگفته نماند که مقام «عزیزی» غیر از مقام پادشاهی است. این که بعضی عنوان عزیز را با «ملک» یکی گرفته اند. چنان که به خود آیات سوره یوسف دقت کنند خواهند دانست که چنین نیست و عنوان «عزیز» تقریبا حکم وزیر یا نخست وزیر را داشت، و سپس به مقام پادشاهی رسید، چنان که ذکر می شود.) یوسف پس از قبول این مسؤولیت، کمر خدمتگذاری به مردم را بست و در این مسیر، فداکاریها کرد و بر اثر خدمات صادقانه و عادلانه اش محبوبیت خاصی در میان ملت مصر پیدا نمود.آری، خداوند این چنین به یوسف (علیه السّلام) مقام داد، و افتاده به چاه را به مقام عزیزی رسانید. خداوند پاداش نیکوکار را ضایع نمی کند. این پاداش دنیوی است. اجر آخرت که معلوم است بهتر خواهد بود. (و لاجر ال آخره خیر للذین آمنوا و کانوا یتقون.)
بهره گیری از امکانات کشور
در این باره که یوسف (علیه السّلام) تا چه وقت مقام خزانه داری را برعهده داشت و آیا به مقام پادشاهی رسید یا نه، و اگر رسید چند سال در این مقام بود، مفسران و راویان، مطالب مختلف گفته اند. ما در این جا گفتار ابن عباس را در این باره خاطر نشان کرده و سپس سخنان حضرت رضا (علیه السّلام) را که کار و تلاش یوسف (علیه السّلام) را پس از تحویل گرفتن اختیارات کشور مصر بیان می کند به نظر خوانندگان می رسانیم:ابن عباس می گوید: اگر یوسف (علیه السّلام) خودش به پادشاه نمی گفت که مرا خزانه دار قرار بده، پادشاه تمام اختیارات مملکت را همان ساعت به یوسف واگذار می کرد. یوسف (علیه السّلام) پس از بدست گرفتن مقام خزانه داری، یک سال در اطراف شاه بود و به انجام وظیفه خود می پرداخت، آن گاه به درخواست یوسف، پادشاه، امارت و ریاست کشور مصر را به او واگذار کرد. شمشیر مخصوص حکومت را بر پیکر برازنده او حمایل نمود، و او را بر تخت مخصوص حاکمیت که با طلا و در و یاقوت تزیین شده بود نشاند. شکوه و نورانیت چشمگیر یوسف (علیه السّلام)، همه چیز را تحت الشعاع قرار داده بود. وقتی که تمام اختیارات کشور به دستش رسید، از تمام اختیارات و امکانات خود به نفع جامعه استفاده کرد و به عدالت و دادگری رفتار نمود، به طوری که محبتش در دل زن و مرد مردم مصر جای گرفت، به گونه ای که به فرموده قرآن: «یتبوا منها حیث یشاء؛ تا آن چه را که می خواهد از آن اختیارات استفاده کند.»
← اداره کشور در سالهای قحطی
نقل شده که یوسف (علیه السّلام) در این هفت سال قحطی، غذای سیری نخورد. به او گفتند: با این که خزائن مملکت در دست تو است چرا غذای سیر نمی خوری؟ در پاسخ فرمود: «اخاف ان اشبع فانسی الجیاع؛ می ترسم سیر شوم آن گاه گرسنگان را فراموش کنم».
عناوین مرتبط
...

ریاست در جدول کلمات

ریاست | پیشوایی
سروری
ریاست هیأت وزیران با••• است
رییس جمهور
ریاست هیأت وزیران با••••• است
رییس جمهور
ریاست و پیشوایی
سروری
ریاست | بزرگی
سروری

معنی ریاست به انگلیسی

superintendency (اسم)
سرپرستی ، نظارت ، مباشرت ، ریاست
chairmanship (اسم)
تصدی ، ریاست
superintendence (اسم)
سرپرستی ، نظارت ، مباشرت ، ریاست
presidency (اسم)
نظارت ، ریاست ، مقام یا دوره ریاست جمهوری
headship (اسم)
برتری ، تفوق ، رهبری ، بزرگی ، ریاست ، پیشوایی
generalship (اسم)
ریاست ، سرتیپی ، سرلشکری ، علم لشکرکشی

معنی کلمه ریاست به عربی

ریاست را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

کیانا ٠١:٣٠ - ١٣٩٦/٠٣/٠٩
این واژه تازى (اربى) است و برابرهاى آن به پارسى چنینند: اَپَرَکى Aparaki (پهلوى: ریاست، مافوقیت) ، اَپَرتَرى Apartari (پهلوى: ریاست، تفوّق) ، اَپَرمانى Aparmani (پهلوى: ریاست ، حاکمیت ، وزارت) ، باربیتایش Barbitayesh (پهلوى-پیشنهادى: باربیتا: پهلوى: رئیس
+ اِش (مصدرساز) : ریاست ) پُدى Podi (پهلوى: پَتیهْ/پَدیهْ/بَذیهْ: ریاست، مهترى، بزرگى) ، بیستاکى Bistaki (پهلوى: ریاست، ولایت، حاکمیت) ، پَتیهَکى Patihaki (ریاست، سرورى، مدیریت، آقایى) ، پیشگاسى Pishgasi (پهلوى: ریاست و ...) ، ترپادى Tarpadi (پهلوى: ریاست،
سرکردگى ، فرماندهى) ، اِخْوَتاتىXvatati (پهلوى: ریاست، خدایى ، سرورى) ، رایناکىRayenaki (پهلوى: مدیریت، گردانندگى، ریاست-در پهلوى رایینیدنRayinidan (رایینیتن) : اداره کردن ، مدیریت کردن ، گرداندن - و رایینشRayinesh (رایینیشْنْ ) : اداره ، مدیریت ، گردانندگى
سُدارىSodari (پهلوى: ریاست ، سالارى) ، فرمادارى Farmadari (پهلوى: ریاست ، فرمانفرمایى، مدیریت) ، فرمانپُدى Farmanpodi (پهلوى:فْرمانپَتیهْ: ریاست ، فرماندهى ، مدیریت) ، فرمانفرمایى Farmanfarmayi (پهلوى: فرماندهى، ریاست) ، ماتَکْوَرى Matakvari (پهلوى: ریاست،
وزارت، سرورى،...) ، مهترى Mehtari (پهلوى: مَستَریهْ ، ریاست، بزرگترى) ، سروندى Sarvandi (پیشنهادى: پارسى: ریاست) ، راژنى Razhani (سانسکریت+اى : ریاست)
|

مرتضی نوری ٢٣:٥١ - ١٣٩٨/٠٧/١٦
سروری
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نامه به ریاست جمهوری   • ریاست جمهوری آمریکا   • ارتباط با ریاست جمهوری   • نحوه نوشتن نامه به رئیس جمهور   • آدرس دفتر ریاست جمهوری   • متن نامه به رئیس جمهور   • آدرس دفتر ریاست جمهوری برای ارسال نامه   • پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری   • معنی ریاست   • مفهوم ریاست   • تعریف ریاست   • معرفی ریاست   • ریاست چیست   • ریاست یعنی چی   • ریاست یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ریاست
کلمه : ریاست
اشتباه تایپی : vdhsj
آوا : riyAsat
نقش : اسم
عکس ریاست : در گوگل


آیا معنی ریاست مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )